دیدگاه؛ خاورمیانه در حال تغییر

خاورمیانه حق نشر عکس Reuters

در سالی که شاهد صحنه های خارق العاده ای از تغییرات انقلابی در بخش هایی از منطقه خاورمیانه بودیم، و شاید بتوان گفت این تصاویر بهتر از هر جایی در تجمعات گسترده در میدان تحریر مصر به ثبت رسید، اکنون به تصویر خونین و خشنی از شکست و مرگ معمر قذافی رسیده ایم.

معترضان از میدان تحریر پیام قاطع و شفافی را برای حسنی مبارک، رییس جمهوری سابق مصر فرستادند: وقت رفتن فرا رسیده است.

پس از آنکه مبارک تلاش کرد معترضان را سرکوب و پراکنده کند، دریافت که قادر به تغییر این تصویر نیست، به خصوص که نظامیان تحت امر او در آن تصویر، حاضر به شلیک به سوی معترضان میدان تحریر قاهره نشدند.

مبارک در نهایت از قدرت کنار رفت تا خود را در قفسی در دادگاه، در برابر اتهامهای فساد ببیند. این هم البته تصویر به یاد ماندنی دیگری را رقم زد.

به احتمال زیاد او پیش از آنکه در ارتباط با این اتهامها به زندان محکوم شود، در مصر و تحت بازداشت خانگی از دنیا می رود.

سقوط "شاه شاهان"

اما معمر قذافی که شاهد سقوط مبارک و فرار همسایه او زین العابدین بن علی از تونس به عربستان سعودی بود، تصمیم متفاوتی گرفت.

بر خلاف آنچه در مصر اتفاق افتاد، معمر قذافی ارتش و نیروهای وفادار به خود را برای سرکوب مردم بسیج کرد.

سرانجام قذافی تحت محاصره شورشیان مسلحی که از سوی ناتو پشتیبانی می شدند (و البته از حمایت اتحادیه عرب و آمریکا نیز برخوردار بودند) مجبور به ترک طرابلس شد. اما از لیبی خارج نشد.

او ماند، و در این راه اریکه قدرت و سرانجام جانش را نیز از دست داد.

تصاویر ویدیویی مخدوشی با دوربین موبایل از رهبر مخلوع و بازداشت شده لیبی در رسانه ها منتشر شد. عکس های تکان دهنده از جسد خون آلود دیکتاتوری که زمانی او را "شاهنشاه" آفریقا می نامیدند. این تصاویر برای رهبرانی که همچنان با درخواست های مردمانشان برای تغییرات در کشور مواجه اند و البته در برابر این خواست ها مقاومت می کنند، حامل پیامی محکم اند.

می توان تصور کرد که حاکمان سوریه وقایع روزهای اخیر لیبی را با دقت دنبال کرده اند. معروف است که بشار اسد، رییس جمهوری سوریه اوایل امسال گفته بود که کشورش از تغییرات و انقلاب در منطقه مصون خواهد ماند.

حتی اگر شرایط اسد با قذافی متفاوت باشد (زیرا ناتو وارد عملیات نظامی در سوریه نشده است)، باز هم او از این تغییرات مصون نخواهد ماند.

با این وجود، خطری که به دلیل سرکوب خشن و مستمر مردم سوریه حکومت اسد را تهدید می کند، به مراتب افزایش یافته است. ممکن است بشار راهی پیدا کند که مانند پدرش حافظ اسد در حالی که زمام امور کشورش را در دست دارد از دنیا برود. اما به هر حال امروز از احتمال این موضوع اندکی کاسته شده است.

قوانین بازی برای همه رهبران منطقه از اساس تغییر کرده است. حتی برای رهبران حکومت هایی که با ثبات تر اند و از مشروعیت بیشتری برخوردارند. حتی تا یک سال پیش رهبران این حکومت ها با حس مصونیت و استحقاق بیشتری حکومتداری می کردند. اکنون این شرایط تغییر کرده است. آنها آینده مبهمی را پیش روی خود می بینند و نمی توانند از کنار کوچکترین مساله ای به راحتی بگذرند.

خانواده های تراز اول در تونس، مصر و لیبی از راه فساد و خویشاوند سالاری، به قیمت هزینه های عمومی، ثروت اندوزی کردند.

آنها از طریق قبضه کردن نهادهای قضایی که در حالت عادی وظیفه نظارت بر عملکرد حکومت ها و جلوگیری از فساد اداری را برعهده دارند، خود را فراتر از قانون می دیدند.

این خانواده ها بر این باور بودند که می توانند قدرت ریاست جمهوری را همواره در درون خود حفظ کنند. وقتی مبارک از قدرت کناره گرفت، خود را آماده دو دوره رقابت های انتخاباتی می کرد: یکی برای خودش و دیگری برای جمال، پسرش. اکنون هر دو تحت بازداشت هستند.

"قسمت دشوار"

مرگ قذافی در لیبی، آینده این کشور را تا حدودی روشن تر کرده است. مهمتر اینکه این موضوع از احتمال شورش های ویرانگر در این کشور کاسته است.

همانطور که در نبرد سرت دیدیم، قذافی در داخل کشور تا آخرین لحظات از حمایت هایی برخوردار بود و از جنبه مالی هم توان فلج کردن شورای ملی انتقالی را برای مدتی نامعینی داشت.

حق نشر عکس Reuters
Image caption تحولات خاورمیانه تا کنون به سرنگونی چند نفر از رهبران دنیای عرب منجر شده است

سقوط سرت و دستگیری و کشته شدن قذافی، به شورای ملی انتقالی مشروعیت دو چندان بخشیده، و شرایط را برای متحد کردن کشور تحت رهبری این شورا مساعدتر کرده است.

با در نظر گرفتن ماهیت قبیله ای جامعه لیبی، گفتن این موضوع از عملی کردن آن به مراتب دشوارتر است. اما پایان ناگهانی و قطعی حکومت ۴۲ ساله قذافی می تواند به اتحاد لیبی کمک کند.

دست کم فعلا رهبران سیاسی و قبیله ای لیبی اختلافها را کنار خواهند گذاشت و با شورای ملی انتقالی همکاری خواهند کرد.

اما حتی اگر وضعیت کنونی تغییر کند، باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که لیبی (یا هر کشور دیگر در حال تغییری) به جامعه ای "کامل، بردبار و دموکراتیک" که دیروز پنجشنبه باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا وعده آن را داده بود، تبدیل شود.

همانطور که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا روز سه شنبه در طرابلس گفته بود، "اکنون قسمت دشوار کار فرا رسیده است".

حتی پیش از مرگ قذافی شورای ملی انتقالی لیبی دیوارهای اطراف مقر حکومتی او را در طرابلس تخریب کرده بودند.

اما پشت این دیوارها چند نهاد و موسسه دولتی وجود داشت که می توانست به لیبی در داشتن یک حکومت مستقر و فعال کمک کند. لیبی منابعی طبیعی دارد که در مقایسه با افغانستان از مزایای آن کشور به حساب می آید. با این حال حکومت لیبی باید از پایه و اساس بازسازی شود.

جامعه جهانی می تواند در این راه کمک کند. نه با لشکرکشی به این کشور، بلکه از راه فراهم آوردن دانش فنی، بردباری استراتژیک و تمایل برای کارکردن با هر شخص و گروهی که رهبری آینده لیبی را برعهده بگیرد.

به هر حال از زمانی که آمریکا و کشورهای اروپایی، با وجود کارنامه منفی و خطاهای آشکار سرهنگ قذافی با او ارتباط های نزدیکی داشتند چیز زیادی نمی گذرد. اکنون قوانین بازی برای همه تغییر کرده است.

رهبران آینده منطقه نه از روی استحقاق، که به دلیل برگزیده شدن از سوی مردم به قدرت خواهند رسید، و جامعه جهانی از جمله آمریکا باید به این انتخاب ها احترام بگذارد.