یادداشت؛ چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

مجسمه سرهنگ قذافی حق نشر عکس AP

ضرب المثل معروفی در زبان فارسی هست که به علت اشتباهات و ندانم کاری های روزانه و بیشمار انسان ها کاربرد گسترده و روزانه دارد.

"چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی". اگر چه معلوم نیست که آقای قذافی هرگز از کارهای بیشمار پشیمانی آورش واقعا پشیمان شده باشد ولی به هر حال این ضرب المثل در مورد او مصداق دارد.

صرف نظر از شیوۀ حکومتداریش که باعث اصلی سرنوشت امروزش شد، در عرصۀ جهانی هم معمر قذافی دست به کارهایی زد که ناچار شد حتی در اوج قدرت در مقابل آن حساب پس بدهد.

در سال ۱۳۵۴ آقای قذافی باد به غبغب انداخت و بی پروا اعلام کرد که برای ارتش جمهوریخواه ایرلند که آن زمان در ایرلند شمالی و مناطق دیگر بریتانیا بمب گذاری می کرد، بمب فرستاده.

۳۶ سال بعد همین آقای قذافی مجبور شد دو میلیارد و دویست میلیون پوند به خانواده های قربانیان این بمب گذاری ها غرامت بپردازد.

در سال ۱۳۶۷ در یک هواپیمای شرکت پان امریکن که بر فراز شهر لاکربی در اسکاتلند در حال پرواز بود بمبی منفجر شد و به واسطۀ آن ۲۷۰ نفر کشته شدند.

یازده سال بعد آقای قذافی ناچار شد دو مظنون آن بمب گذاری را تحویل دادگاهی در اسکاتلند بدهد و چهار سال بعد از آن هم یک میلیارد و هفتصد میلیون پوند به خانواده های قربانیان آن بپردازد.

در یک کشور معمولی یک همچون اعتراف عملی به گناه می توانست رژیم را از اساس بهم بریزد ولی البته لیبی یک کشور معمولی نبود و آقای قذافی ضرورتی نمی دید به احدی جواب پس بدهد.

او آنقدر در موقعیت خود به عنوان یک دیکتاتور غرق بود و آنچنان خود را مقتدر و بلامنازع می دید که من شک دارم که او هرگز متوجه زشتی حتی فاجعه ای مثل کشتن ۲۷۰ نفر در هواپیمای پان امریکن هم شده باشد.

دیکتاتوری بود که سرسپردگی عده ای در دور و برش و اطاعت از سر ترس دیگران امر را چنان بر او مشتبه کرده بود که اکثریت مردمش را به حساب نیاورد.

ولی مثل بسیاری از دیکتاتورها سرنوشتش چنان شد که صدای تاسف آنهایی که در هر حال به دنبال عدالت حتی برای دیکتاتورها هستند از آن مرگ خفت بار در غریو شادی میلیونها آدم محو شد. درس ذیقیمتی است برای آنهایی که بخواهند بیاموزند.

مطالب مرتبط