پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

شعر فارسی

شعر فارسی طی سده‌های متمادی اصلی ترین ظرف بیان اندیشه ایرانی بوده است. آیا شعر در چند دهه اخیر، توانسته این جایگاه را حفظ کند؟

وقتی از شعر فارسی می‌گوییم، می‌دانیم که از روح ایرانی حرف می‌زنیم. در اینکه فردوسی آمال ایران از پاافتاده برای احیای شکوه گذشته را بیان کرده و حافظ ظرافت‌های روح سهل گیر و زیبا پرست ایرانی را منظوم کرده و خیام، ایرانی مغموم و گذرا بر این گوی خاکی را با صور خیال آراسته، اختلاف نظر چندانی نیست. حتی در اینکه شاعران شورانگیز مشروطه، الهام بخش مبارزان آزادی بودند و نیما و پیروانش مرجع فکری و روحی چندین نسل از ایرانی‌های نوجو و ناآرام بودند هم اختلاف نظر چندانی نیست. اما در اینکه شعر فارسی در ایران کنونی چه جایگاهی دارد، حرف و حدیث کم نیست. آیا شعر همچنان هنر سرآمد و نوع ادبی غالب در ایران هست؟ اگر نیست چرا و چه چیز جای آن را گرفته است؟ رمان؟ آیا شعر فارسی توانسته در رقابت با رمان، این نوع ادبی پر انعطاف و پر کشش، قابلیت‌های خود را گسترش دهد و سرگشتگی‌های انسان مدرن را به نمایش بگذارد؟ اما رمان می‌تواند شعر را که به یک سنت هزارساله پشتگرمی دارد و در نسوج اندیشه ایرانی تنیده شده به راحتی از میدان بیرون کند؟

این سوال‌ها را با مهمان‌های این هفته در میان می‌گذاریم. منصور کوشان رمان نویس و محمود فلکی شاعر و رمان نویس، به سوالات مخاطبان خود در پنل دوم پویا علاقبند و مرجان دارابی پاسخ می‌دهند.