دو دهه استقلال: از محلگرایی تا تمرکز قدرت در تاجیکستان

عکس از فیلم مستند استقلال حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پس از اعلام استقلال در تاجیکستان ناآرامیها شروع شد

بلافاصله، پس از اعلام استقلال تاجیکستان در ماه سپتامبر سال ۱۹۹۱ ناآرامیهای گسترده در این کشور شروع شد.

در میدان "آزادی"، در نزدیکی ساختمان پارلمان، تظاهرات دائمی با زدن خیمه‌ها برپا شد.

برخی بر این نظرند که استقلال برای مردم تاجیکستان غیرمنتظره بود، به طور رایگان و بدون مبارزه به دست آمده و از این لحاظ، مردم تاجیک به قدرش نرسیدند.

از تظاهرات به جنگ

امّا به نظر شادی شبدال اف، رهبر حزب کمونیست و نماینده پارلمان تاجیکستان، این کشور در سال ۱۹۲۹ به عنوان یک جمهوری صاحب‌استقلال در هیئت اتحاد شوروی تأسیس شد و بر اساس قوانین شوروی حق خروج از این اتحاد را داشت.

آقای شبدال اف معتقد است که استقلال باعث ناآرامیها و جنگ داخلی نشده است، بلکه مخالفت شدید دو ایدئولوژی-سوسیالیستی و اسلامی و دموکرات و بالا گرفتن روحیه محلگرایی در جامعه منجر به تظاهرات و درگیریها شده و پشتیبانهای خارجی آنها برایشان سرمایه و سلاح داده‌اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای شبدال اف معتقد است که استقلال باعث ناآرامیها و جنگ داخلی نشده است

او گفت: "متاسفانه، اتحاد شوروی فرو پاشید و دولت جوان تاجیکستان ارتش ملی نداشت، تا از آغاز جنگ داخلی در این کشور جلوگیری کند. تعداد نیروهای پلیس و نهادهای امنیتی کم بود و آنها تنها به حفاظت ساختمان و مؤسسات مهم و استراتژیک موظف شده بودند. در بعضی حالتها افراد پلیس به این یا آن گروه درگیر پیوسته بودند."

دکتر ابراهیم عثمان اف، استاد دانشگاه اسلاوی تاجیکستان که در زمان مذاکرات صلح تاجیکان عضو هیئت دولتی بود، نیز معتقد است که در آن زمان برخی از کشورهای خارجی در ناآرامیهای تاجیکستان دست داشته‌اند.

به گفته وی، مشکلات تاجیکستان از "بیگانه‌های داخلی" آغاز شد. یعنی، جماهیر سابق شوروی در امور داخلی تاجیکستان مداخله کردند. از جمله آقای عثمان اف معتقد است که آذربایجان و لیتوانی و لتونی در حوادث خونین ماه فوریه سال ۱۹۹۰ در تاجیکستان نقش داشتند.

این نخستین تظاهرات گسترده ساکنان شهر دوشنبه در دوران اتحاد شوروی بود که در واکنش به خبری در باره ورود پناهندگان ارمنی آذربایجان به تاجیکستان و قرار داده شدن منازل شهر دوشنبه در اختیار آنان، برپا شد.

اما بعدتر شعارهای معترضان تغییر یافت و آنها حل مشکلات فقر و بیکاری و استعفای رهبران وقت دولت تاجیکستان را تقاضا کردند. به هنگام پراکنده کردن معترضان دست کم ۳۰ نفر کشته شدند و این حادثه با نام "بهمن ماه خونین" معروف شد.

"مداخله کشورهای خارجی"

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption به گفته دکتر عثمان اف، مشکلات تاجیکستان از “بیگانه‌های داخلی” آغاز شد

به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، در پی فروپاشی اتحاد شوروی و اعلام استقلال تاجیکستان موارد مداخله کشورهای خارجی در امور داخلی تاجیکستان افزایش یافت.

از جمله دکتر عثمان اف می‌گوید، چون تعدادی از نیروهای مسلح روسیه در تاجیکستان مستقر بودند، این کشور به طور مستقیم در تحولات داخلی تاجیکستان نفوذ داشت.

در دهه ۱۹۹۰ برخی از کشورهای اسلامی، از جمله ایران و عربستان سعودی، نیز کم کم بر فعالیت گروههای اسلامگرا در تاجیکستان نفوذ پیدا کردند.

آقای عثمان اف به عنوان مثال، از برافراخته شدن پرچم جمهوری اسلامی ایران در تظاهرات مخالفان دولت تاجیکستان در میدان "شهیدان" شهر دوشنبه در ماه آوریل سال ۱۹۹۲ و زمزمه بیت جوانان انقلابی ایرانی علیه آمریکا یادآور شد.

به گفته شاهدان عینی، بیت معروف انقلابیان ایرانی، "امریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو، خون شهیدان ما، می‌چکد از چنگ تو" با کمی اصلاح در این میدان صدا داده است: "ظالمین، ظالمین، مرگ به نیرنگتان، خون شهیدان ما می‌چکد از چنگتان!"

آقای عثمان اف می‌گوید که در مراسم پرده‌برداری از مجسمه ابوالقاسم فردوسی در میدان "آزادی" شهر دوشنبه در تابستان سال ۱۹۹۲ تعداد ایرانیان از تاجیکان بیشتر بوده است.

وی معتقد است که در زمان جنگ داخلی در تاجیکستان از فرونت خلقی (جبهه مردمی) که حکومت فعلی را به سر قدرت آورد، روسیه و ازبکستان و از نیروهای اتحاد مخالفان ایران و کشورهای عربی پشتیبانی می‌کردند.

از جمله به گفته وی، رزمندگان فرونت خلقی در پاییز سال ۱۹۹۲ با تانکهای روسیه در ولایت قُرغان تپه پیشین (ختلان فعلی) به نیروهای مخالفان پیروز‌شده، بعداً همین نیروها سوار بر تانکهای ازبکستان در ماه دسامبر همان سال وارد دوشنبه شده بودند.

به این ترتیب، ازبکستان در کنار روسیه از بازیگران اصلی منطقه بوده و با نیرو و تجهیزات نظامی در به قدرت رسیدن دولت فعلی تاجیکستان سهم بارزی داشته است.

گذشته از این، به گفته شاهدان، اجلاس ۱۶ شورای عالی تاجیکستان در شهر خجند که در ماه نوامبر سال ۱۹۹۲ دولت فعلی را سر قدرت آورد، نیز تحت نظارت ازبکستان برگزار شده است.

شادی شبدال اف، رهبر حزب کمونیست می‌گوید که شاید به دلیل مداخله خارجیان و ادامه ‌درگیریهای مسلحانه در تاجیکستان در این اجلاس امکان دستیابی به صلح و آشتی وجود نداشت.

او گفت: "کشورهای منطقه از گروههای مسلح در تاجیکستان حمایت می‌کردند. زمینه جنگ در تاجیکستان فراهم بود و نیروهای خارجی از آن استفاده کردند."

برخی دیگر از تحلیلگران محلگرایی و نزاعهای بین منطقه‌های مختلف تاجیکستان را که طول قرنها و سالها از هم جدا زیسته و فرهنگهای مختلف و وضع اقتصادی و اجتماعی متفاوتی داشتند، عامل اصلی جنگ داخلی این کشور می‌دانند.

به گفته شاهدان عینی، در زمان جنگ داخلی بخش اعظمی از طرفداران مخالفان از منطقه‌های رشت و بدخشان برخاسته بودند که آنها "واوچیک" نامیده می‌شدند و طرفداران اصلی فرونت خلقی را نمایندگان منطقه کولاب تشکیل می‌دادند که لقبشان "یورچیک" بود.

قتل چهره‌های سرشناس

سهراب شریف‌اف، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک تاجیکستان، نیز از جمله کسانیست که نقش کشورهای خارجی را در ناآرامیهای دهه ۱۹۹۰ در تاجیکستان مؤثر می‌داند. وی می‌گوید در آن زمان فعالیت ساختارهای جاسوسی خارجی نیز گسترش یافت.

به اعتقاد آقای شبدال اف، مخالفت شدید دو ایدئولوژی-سوسیالیستی و اسلامی و دموکرات منجر به تظاهرات و درگیریها شد.

در دوران جنگ داخلی و بعد از آن تا سال ۲۰۰۱ چندی از چهره‌های سرشناس سیاسی و اجتماعی در تاجیکستان، چون مایانشاه نظرشایف، معاون رئیس پارلمان، آکادمیسینها مینهاج غلام اف و یوسفخان اسحاقی، آته‌خان لطیفی، روزنامه‌نگار و از اعضای فعال کمیسیون آشتی ملّی، سیف رحیم‌زاد، رئیس کمیته رادیو و تلویزیون، کریم یولداشیف، مشاور امور خارجی رئیس جمهور، ژنرال حبیب سنگین اف، معاون وزیر امور داخله و عبدالرحیم رحیم‌اف، وزیر فرهنگ، در شرایطی مشکوک کشته شدند.

به اعتقاد آقای شریف‌اف، مرگ این افراد فرمایشی بوده، این اعمال به منظور پست کردن آبروی دولت تاجیکستان و ایجاد فضای وحشت در جامعه این کشور انجام شده است.

او می‌گوید: "شاید این عمل دستور ساختارهای جاسوسی خارجی باشد. در سالهای جنگ داخلی شبکه‌های زیاد جاسوسی کشورهای خارجی در تاجیکستان فعال بودند. هدف پراکنده کردن تاجیکستان و چون دولت به پا نخاستن تاجیکستان بود. با قتل افراد نامی می‌خواستند النگه آتش جنگ را بیشتر فروزان کنند. زیرا کُشته شدن مایانشاه نظرشایف باعث غضب بدخشانیها و قتل عاصمی و غلام اف منجر به غضب مردم شمال می‌شد."

جانبها را چه چیز وادار به صلح کرد؟

همزمان، ابراهیم عثمان اف تأکید کرد که در کنار مداخله کشورهای خارجی با تلاشهای ایران و روسیه جانبهای درگیر تاجیکستان به صلح و آشتی دست یافتند.

از سوی دیگر، امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان و سیّد عبدالله نوری، رهبر اتحاد مخالفان دولت این کشور، مکرراً تأکید می‌کردند که خطر از میان رفتن دولت تاجیکان آنها را وادار به گذشت و صلح کرده است.

همچنین، وضعیت ناآرام در افغانستان و نزدیک شدن طالبان به مرزهای جنوبی تاجیکستان دولت و رهبران گروههای مخالف را به امضای قرارداد صلح واداشته است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای شریف‌اف گفت که در زمان نابسامانیها در تاجیکستان در دهه ۱۹۹۰ مداخله کشورهای خارجی افزایش یافت

سلطان حمد، سخنگوی پیشین اتحاد مخالفان دولت تاجیکستان، گفت: "هر دو جانب خواهش صلح کردن داشتند. اما نمی‌توانستند به هم گذشت کنند. وقتی طالبان در کابل دولت ربانی را مغلوب کرده و قدرت را به دست گرفتند و به مناطق شمال افغانستان تعرض کردند، این وضع روند صلح را تسریع بخشید."

به اعتقاد آقای حمد، جنبش طالبان از تفسیر متعصبانه اسلام پیروی می‌کنند که آن را مردم تاجیک قبول نداشتند. از این لحاظ، مهاجران تاجیک در افغانستان در دوراهه قرار داشتند: یا با نیروهای ائتلاف علیه طالبان در افغانستان پیوسته در جنگ با طالبان شرکت می‌کردند یا با صلح و آشتی به وطن بازمی گشتند. تاجیکان راه دوم را انتخاب کردند.

آقای حمد ادعاهای مربوط به فشار برهان‌الدین ربانی و احمدشاه مسعود بر رهبران مخالفان تاجیک برای بازگشت سریع به وطن را رد کرد، ولی گفت که دو چهره سرشناس افغانستان به مقامات تاجیکستان و رهبران مخالفان هشدار داده بودند که اگر صلح نکنند، این کشور با سرنوشت افغانستان روبرو خواهد شد.

او گفت که در این مرحله حساس برای تاجیکستان،ازبکستان نمایندگان مخالفان را دعوت کرده و گفته بود: "اگر می‌خواهید، ما کمک می‌کنیم، با عبدالملیک عبدالله‌جان اف (نخست‌وزیر پیشین تاجیکستان) یکجا شوید و حکومت را شکست دهید. اما رهبران اتحاد مخالفان این پیشنهاد را نپذیرفتند."

سلطان حمد گفت که بعدتر ازبکستان نیز خواستار صلح تاجیکان شد، زیرا پیوستن مهاجران تاجیک به جنبش طالبان برای این کشور خطر جدی داشت.

در داخل تاجیکستان نیز برخی از فرماندهان سرشناس فرونت خلقی، بخصوص سرهنگ محمود خدایبردی یف و عده‌ای از مسئولان دولتی با امضای صلح با مخالفان و ورود نیروهای مسلح مخالفان به تاجیکستان مخالفت داشته‌اند.

آقای حمد گفت که به دلیل چنین مخالفتها در طول سه سال مذاکرات دولت تاجیکستان با اتحاد نیروهای مخالفان هیچ مذاکره‌ای در حدود تاجیکستان برگزار نشده است.

او گفت: "باری، در ماه مارس سال ۱۹۹۶ رهبران مخالفان برای شرکت در اجلاس پارلمان تاجیکستان به شهر دوشنبه دعوت شده بودند، اما دو هفته قبل از آن مظفر رحمان اف، هم رئیس کمیسیون مشترَک آتش‌بس ناپدید شد. بنا بر این، رهبران مخالفان از آمدن به تاجیکستان اجتناب ورزیدند."

پس از مذاکرات طولانی و گذشت به همدیگر هیئتهای دولت تاجیکستان و اتحاد مخالفان دولت با میانجیگری روسیه، ایران، آمریکا و سازمان ملل متحد به صلح دست یافته و در ماه ژوئن سال ۱۹۹۷ موافقتنامه صلح تاجیکان در شهر مسکو امضا شد.

"تمرکز قدرت"

در پی استقرار صلح و ثبات در تاجیکستان، امامعلی رحمان برای تحکیم مقام خود و بیشتر شدن صلاحیتها و اختیاراتش تلاش کرد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای حمد می‌گوید که هر دو جانب خواهش صلح کردن داشتند، اما نمی‌توانستند به هم گذشت کنند

شخصی که در آغاز مردم به توانایی هایش چندان اعتماد نداشتند، پس از سال ۲۰۰۰ با گسترش اختیاراتش محبوبیتش نیز در میان مردم، بویژه منصبداران و کارمندان دولتی، افزایش یافت.

در رفراندم یا همه‌پرسی سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۳ صلاحیت و وکالتهای رئیس جمهوری توسعه یافت و او در کنار رهبر دولت بودن مقام رئیس حکومت را نیز که قبلاً به نخست‌وزیر متعلق بود، کسب کرد.

به این ترتیب، به گفته کارشناسان، مقام نخست‌وزیر در تاجیکستان به یک سمت تشریفاتی مبدل شد و نخست‌وزیر حق تشکیل حکومت یا تعیین و برکناری وزرا را ندارد.

به اعتقاد آینهال بابانظراوا، حقوقدان سرشناس، در دست یک نفر متمرکز شدن قدرت می‌تواند اداره کشور را ضعیف کند.

خانم بابانظراوا می‌گوید: "اگر آقای رحمان وظیفه رئیس حکومت را نیز به عهده گیرد، وقت برای اجرای وظیفه رهبر دولت کمتر می‌ماند. شرط نیست که پرزیدنت از بالای همه شاخه‌های حکومت نظارت کند."

همچنین، در همه‌پرسی سال ۲۰۰۳ مدت ریاست جمهوری از ۵ سال تا به ۷ سال تمدید شده، راه را برای حکومت طولانی امامعلی رحمان باز کرد.

پیش از این همه‌پرسیها، در سال ۱۹۹۸ آقای رحمان برای کسب پشتیبانی سیاسی به حزب خلق دموکرات تاجیکستان پیوسته و رهبر این حزب سیاسی انتخاب گردید.

مسعود صابراف، رهبر حزب دموکرات تاجیکستان، می‌گوید که پیوستن رئیس جمهوری به حزب خلق دموکرات توازن را در عرصه سیاسی کشور در آن زمان به هم زده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption خانم بابانظراوا معتقد است که اگر آقای رحمان وظیفه رئیس حکومت را نیز به عهده گیرد، وقت برای اجرای وظیفه رهبر دولت کمتر می‌ماند

وی می ا‌فزاید: "رهبر حزب سیاسی شدن پرزیدنت به این حزب امتیازهای زیادی می‌دهد. تمام ساختارهای دولتی، موسسات و کارخانه‌ها برای این حزب کار می‌کنند. مجبور می‌کنند دانشجویان و کارمندان کارخانه‌های غیردولتی نیز عضو حزب حاکم شوند. در نتیجه، تعداد اعضای حزب زیاد و وضع مالی حزب خوب می‌شود."

آقای صابراف معتقد است که بر اساس قانونهای تاجیکستان، رئیس جمهوری حق عضویت در حزبهای سیاسی را ندارد. در ماده ۶۶ قانون اساسی تاجیکستان آمده است: "پریزیدنت نمی‌تواند وظیفه دیگری را اجرا کند."

رهبر حزب دموکرات بر این نظر است که رهبری آقای رحمان در حزب خلق دموکرات باعث نابرابری در فعالیت احزاب سیاسی، غیرمنصفانه و غیردموکراتیک گذشتن انتخاباتهای پارلمانی و کاسته شدن اعتماد مردم به انتخابات شده است.

او گفت: "ساختارهای دولتی خواه و ناخواه از حزب پرزیدنت پشتیبانی می‌کنند. در نتیجه، انتخابات شفاف و آزاد برگزار نمی‌شود."

"مبارزه با تروریسم"

یکی از مهمترین رویدادهایی که در اوضاع سیاسی تاجیکستان در آغاز قرن جدید تأثیرات جدی بر جا گذاشت، حمَلات به دو مناره شهر نیو یورک در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود.

پس از این حادثه نیروهای آمریکایی و ناتو وارد افغانستان شدند و موضع رهبران کشورهای آسیای مرکزی نیز که از متّحدان ائتلاف بین‌المللی ضد تیروریسم محسوب می‌شوند، تا اندازه‌ای تقویت یافت.

به گفته گروههای بین‌المللی دفاع از حقوق بشر، رهبران خودکامه کشورهای آسیای مرکزی با بهانه "مبارزه علیه تروریسم" به سرکوب مخالفان پرداخته‌اند.

از جمله، این گروهها می‌گویند که در تاجیکستان فرماندهان پیشین فرونت خلقی و مخالفان یعقوب سلیم اف، غفار میرزایف، محمدروزی اسکندراف و عده دیگر زندانی شدند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نورعلی دولت می‌گوید که برای حل مشکلات خود تاجیکستان به کمک کشورهای ابرقدرتی، چون آمریکا و روسیه، نیاز دارد

دو سال پیش میرزا ضیایف، فرمانده کل نیروهای اتحاد مخالفان پیشین نیز که زمانی وزارت امور اضطراری را به عهده داشت، در عملیاتی در طویلدره، در شرق تاجیکستان، کُشته شد.

طبق گزارش گروههای مدافع حقوق بشر، طی ده سال گذشته صدها نفر از پیروان جریانهای دینی و سیاسی، مانند حزب تحریر، جماعت تبلیغ، سلفیه و غیره به اتهام افراطگرایی در تاجیکستان بازداشت و زندانی شده‌اند.

چالشهای امنیتی در چند سال اخیر از مشکلات اصلی پیشارویی مقامات تاجیکستان بوده است. حوادث طویلدره، فرار زندانیان در ماه اوت سال گذشته، حمله‌ای انتحاری به اداره پلیس در خجند، حمله گروههای پیکارجو به کاروانی از ماشینهای نظامی در سپتامبر سال گذشته و ادامه‌ناآرامیها در وادی رشت از جمله این مشکلات بوده است.

هم اکنون، اعلام خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان و امکان تشنج اوضاع در کشور همسایه مقامات تاجیکستان را شدیداً نگران ساخته است.

نورعلی دولت، کارشناس تاجیک، می‌گوید، برای حل این مشکل تاجیکستان به کمک کشورهای ابرقدرتی چون آمریکا و روسیه نیاز دارد.

"پیمان شکنی روسیه"

آمریکا از سالهای اول استقلال تاجیکستان به این کشور بیشتر کمکهای بشردوستانه ارائه می‌کرد. ولی پس از خروج نیروهای مرزبان روسیه از مرز با افغانستان، کمکهای فنی و نظامی آمریکا به مرزبانان، پلیس، نهادهای امنیتی و نظامی تاجیکستان افزایش یافته است.

روسیه در ده دوازده‌ سال اول استقلال تاجیکستان نقش بارزی در سیاستهای داخلی و خارجی این کشور داشته و حتی پرزیدنت رحمان همواره در سخنرانیهایش از این کشور به عنوان "شریک استراتژیک" نام می‌برد.

ولی تحلیلگران می‌گویند که در چند سال اخیر روابط دو کشور به طور قابل ملاحظه‌ای سرد شده است. سردی روابط دو کشور پس از آن شروع شده است که توافقات سال ۲۰۰۴ بین دو کشور جانبها را نسبت به هم مشکوک ساخته است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای صابراف می‌گوید که پیوستن رئیس جمهور به حزب خلق دموکرات توازن را در عرصه سیاسی کشور به هم زده است

در ماه اکتبر سال ۲۰۰۴ در جریان دیدار ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری وقت روسیه، از تاجیکستان، چند سند مهم همکاری میان این دو کشور امضا شد.

طبق این اسناد، تاجیکستان در عوض بدهیهای خود دیدبانگاه فضایی "اوکنا" را با هزینه ۲۴۲ میلیون دلار که کارشناسان بسیار ناچیز ارزیابی می‌کنند، به روسیه داد. همچنین، روسیه بدون پرداخت مبلغی برای اجاره زمین و خدمات دیگر پایگاه نظامی خود را در تاجیکستان مستقر کرد.

بر اساس توافقات، روسیه به نوبه خود برای بنیاد نیروگاه "راغون" می‌بایست ۲ میلیارد دلار سرمایه وارد کند، امّا چنین نشد. تاجیکستان شرکت روسی "روسل" را که می‌بایست این نیروگاه را بسازد، پس از مدتی کار از این طرح اخراج کرد.

تنها نیروگاه آبی "سنگتوده"-۱، در جنوب تاجیکستان که با سرمایه حدود ۷۰۰ میلیون دلاری روسیه ساخته شد، در سال ۲۰۰۹ مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

برخی از تحلیلگران در تاجیکستان معتقد‌ند که "وعده خلافی روسیه" و "پشتیبانی" رئیس جمهوری این کشور از موضع ازبکستان در قبال بنیاد نیروگاه "راغون" در اوایل سال ۲۰۰۹ روابط تاجیکستان و روسیه را باز هم تیره تر ساخته است.

در اواخر سال ۲۰۰۹ دولت تاجیکستان اعلام کرد که در صدد است با نیروی خودی نیروگاه "راغون" را بنیاد کند. به این منظور فروش سهام این نیروگاه به ساکنان تاجیکستان شروع شد و مبلغ ۱۸۶ میلیون دلار سرمایه از فروش این سهام جمع‌آوری شد.

امّا بانک جهانی از دولت تاجیکستان خواسته است که تا زمان انجام بازرسی اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی طرح "راغون" از ادامه‌ساختمان در این طرح خودداری کند.

به گفته نورعلی دولت، تحلیلگر مسائل سیاسی، حالا روسیه می‌خواهد مرزبانانش به مرزهای جنوبی تاجیکستان بازگردند و فرودگاه نظامی "عینی" در اختیار روسیه قرار داده شود. ولی برخی از مقامات اجرای این خواسته‌ها را بعید می‌دانند.

از سوی دیگر، در چند سال اخیر روابط تاجیکستان با ایران، کشور همزبان و همفرهنگ، تقویت بیشتری یافته و ایرانیها اجرای طرحهای بزرگی، مانند تونل "استقلال" و نیروگاه "سنگتوده-۲" را در تاجیکستان به عهده داشتند.

چین نیز با سرمایه‌گذاری در طرحهای بزرگ راه و ارتباطات و انرژی نفوذ قابل توجهی در اقتصاد تاجیکستان دارد. اما وا‌‌گذاری قطعه‌ای از قلمرو بحثی تاجیکستان به چین در بدخشان در سال جاری به انتقادهای گسترده‌ای در جامعه مدنی تاجیکستان منجر شده است.

با گذشت ۲۰ سال از زمان کسب استقلال تاجیکستان مقامات با اشاره ‌به اجرای طرحهای بزرگی، مانند ساختمان تونل "استقلال" و بازسازی راه دوشنبه-چناق، ایجاد راهی که ولایت بدخشان را به چین متصل می‌کند، ساختمان پلهای ارتباطی با افغانستان بر فراز رودخانه پنج، تاجیکستان را یک کشور آرام، باثبات و با اقتصاد در حال توسعه قلمداد می‌کنند.

در برابر این، تحلیلگران معتقد‌اند که امروزها در کنار تهدیدها و چالشهای امنیتی همچنین فساد گسترده و فقر و بیکاری، سیاستهای کادری مبتنی بر محل و قومگرایی، مهاجرت گسترده مردم به روسیه و کشورهای دیگر برای دریافت روزی، از مسائل داغ تاجیکستان محسوب می‌شوند و وضع آینده کشور به رفع این مشکلات بستگی دارد.