استخوان لای زخم؛ میراث حقوقی فروپاشی شوروی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اتحاد جماهیر شوروی دو دهه پیش در روز بیست و پنجم دسامبر رسما فروپاشید

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (شوروی سابق) از سال ۱۹۸۵ و در زمان ریاست جمهوری میخائیل گورباچف با تحولات مهمی که در بافت سیاسی و اقتصادی آن رخ داد، دچار بحران های جدی در نظام چند ملیتی خود شد و سرانجام در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۹۱ سقوط کرد.

این تحول در خود روسیه به عنوان کشوراصلی باقیمانده از فروپاشی شوروی و نیز در ۱۴ کشور دیگری که حاصل این فروپاشی بودند منشا تغییرات سیاسی و حقوقی چه از لحاظ داخلی و چه از لحاظ بین المللی بوده است.

تضعیف کنترل های سیاسی و ایدئولوژیکی و فرصت وارد شدن در حرف هائی که تا زمان فروپاشی شوروی سابق ممنوع محسوب می شد منجر به ظهور و رشد جنبش های ملی خواهانه در همه جمهوری سابق شوروی شد.

این امر همچنین باعث تشدید و چشمگیر شدن مناقشات قدیمی قومی، قبیله ای و ارضی شد.

بطور کلی تجزیه شوروی سابق باعث به وجود آمدن چند کشور با مشخصات متفاوتی شده است.

۱- کشورهائی که به طور موفقیت آمیز دمکراسی را پذیرا شده و یا در مراحل انتقالی قابل قبولی قرار گرفتند.

۲- کشورهائی که قدم مهمی به سوی دمکراتیک شدن و برقراری دمکراسی در روند حکومتی خود برنداشتند و همچنان بر نظام خودکامه خود (مثل ترکمنستان) باقی ماندند.

۳- کشورهائی که در مراحل انتقال به دمکراتیک شدن دچار شکست شدند و به رژیم های سابق غیر دمکراتیک خود (همانند بلاروس) برگشتند.

کشورهای به وجود آمده از فروپاشی شوروی، به خصوص در آسیای مرکزی، با توجه به اینکه تقریبا یک شبه متولد شدند، فرصتی برای گسترش و آماده سازی نهادهای ملی خود نداشتند و اکنون در مراحل انتقالی خود مشغول تکمیل این نهادها هستند و در همین مراحل با مشکلات زیادی روبرو بوده و یا حتی شکست خورده اند.

وضع حقوق بشری در همه این کشورها ضعیف است. ساختارهای دمکراتیک به سطح رسمی وارد شده اند ولی در عمل چندان جدی گرفته نمی شوند.

سنت های حقوقی و فرهنگی شوروی سابق هنوز بر همه دول ناشی از فروپاشی (از جمله خود روسیه) حاکم است.

اگرچه آزادی های سیاسی و بنیادی در قوانین اساسی آنها و برخی قوانین داخلی آنان بر پایه اسناد حقوقی بین المللی (مثل اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اجتماعی و اقتصادی) وارد شده است ولی عملا یا اجرا نمی شوند و یا به صورت مرتب اعمال نمی شوند.

نظام قضائی روسیه و دیگر کشورهای حاصل از فروپاشی هنوز حالت نظامی دارد. نهادهای مربوط به دفاع از حقوق مردم، مثل کانون وکلا، در برابر نظام قضائی حاکمه از قدرت لازمه برخوردار نیستند و دخالت های گسترده توسط قوه مجریه در تصمیم گیری نظام قضائی مشهود است.

اتحادیه دول مستقل همسود (مشترک المنافع) تلاش کرد که جانشین ارتباطات سابق شده و نوعی اتحاد بین این کشورهای حاصله از فروپاشی ایجاد نماید.

این اتحادیه (CIS) از ابتدا با چند نظر از لحاظ حقوقی روبرو بود. تبدیل شدن به یک اتحادیه با قدرت تصمیم گیری بالا، به صورت یک کنفدراسیون شبیه اتحادیه اروپا (EU) یا تبدیل شدن به یک نهاد موقتی و مشورتی برای دول عضو بدون شخصیت بین المللی و به عنوان تشکیلاتی که فقط اعضای آنرا برای استقلال آماده می کند.

حق نشر عکس AP
Image caption میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی

در نهایت، این اتحادیه به صورت یک نهاد ضعیف بین الدولتی در آمد چرا که دولت های عضو حاضر نبودند اختیارات خودشان را به اتحادیه واگذار کنند اما بایستی پذیرفت که همین اتحادیه ضعیف از بروز جنگ ها و کشمکش های متعددی جلوگیری کرد.

یکی از موارد ناکامی روسیه و اتحادیه جدید مساله مسلمانان این کشورها بود. روسیه نتوانست از بروز یا گسترش "بیگانه شدن" و یا "افراطی گرایی" عده قابل توجهی از مسلمانان جلوگیری کنند. این کشور گرچه با بسیاری از کشورهای مسلمان، از جمله ایران، رابطه خوبی دارد ولی ارتباطات آن با این مسلمانان بسیار مساله برانگیز است.

در آسیای مرکزی و قفقاز امروزه تبعات حقوقی ناشی از فروپاشی شوروی در مشکلات متعددی دیده می شود:

۱- نظام حقوقی دریای خزر که حالا به جای دوکشور، پنج کشور در ساحل آن هستند و هنوز نتوانسته اند روی رژیم حقوقی مناسبی توافق کنند. روسیه و ایران در این زمینه دو نظر متفاوت دارند.

۲- اختلافات مربوط به چچن و اینگوشن که خواستار استقلال هستند و روسیه نگران تکرار تجربه فروپاشی این بار از این مناطق است.

۳- اختلافات ناگورنو قره باغ در بین ارمنستان و آذربایجان که هنوز هم می تواند هر لحظه تبدیل به بحران تمام عیاری شود.

۴- اختلافات بین گرجستان و روسیه.

۵- اختلافات در اوستیا، آبخاز.

بیست سال پیش پس از فروپاشی شوروی سابق، باقیمانده این کشور یعنی روسیه هنوز در جستجوی پیدا کردن جای خود در جامعه جهانی است.

نظام سیاسی این کشور در این بیست سال آنچه را که به وجود آورده در بهترین حالت یک نیمه دمکراسی (یا به قول روس ها، دمکراسی حکومتی) است.

بحران های سیاسی و حقوقی متعددی که روسیه در پیش رو دارد که شکست در یافتن راه حلی مناسب برای آنها، منجر به ظهور چیزی شبیه "بهار عربی" در این کشور خواهد شد.