۲۰۱۲ ؛ آیا آمریکا همچنان آمریکا می‌ماند؟

باراک اوباما حق نشر عکس AP
Image caption اوباما رکورد سفر به ایالت‌های تعیین‌کننده را شکسته است

در سال ۲۰۱۲ در آمریکا از یک موضوع می‌توان مطمئن بود: ظرف ماه‌های آینده بازار مناظره‌های سیاسی در این کشور داغ خواهد شد. اما در حالی که کاندیداهای جمهوری‌خواه این روزها به دنبال جلب آرا، کشتزارهای ذرت ایالت آیوا را زیر‌و‌رو می‌کنند، زمین زیر پای آمریکا در حال جابه‌جایی است.

سربازان آمریکایی بالاخره از عراق به خانه بازگشته‌اند، اما صف طولانی از چالش‌های دیگر پیش روی این کشور قرار دارد: مصر در دوران گذار، ایران در آستانه توانمندی هسته‌ای، سوریه در مرز هرج و مرج و عراق دست به گریبان خشونت‌های فرقه‌ای. افغانستان، پاکستان و کره شمالی را هم نمی‌شود نادیده گرفت.

و همه اینها درحالی است که بحرانی عمیق، اقتصاد جهان و البته آمریکا را فرا گرفته است. لیندا رابینسون، از اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید: "ایالات متحده برای تامین هزینه حفظ موقعیت پیشتاز خود در سطح جهان با مشکل مواجه خواهد بود. اما این مشکل یک سطح دیگری هم دارد و آن این است که آمریکا چگونه میتواند اعتماد [سرمایه‌گزاران] جهانی را جلب کند در حالی که سیاست اقتصادی منظم و منسجمی ندارد؟"

خانم رابینسون می‌گوید که رهبری آمریکا در سطح جهانی "زیر سوال خواهد رفت" اگر که این کشور نتواند مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی‌اش را حل کند در سال جدید، آمریکا "شاهد رنج، هیاهو و انسدادهای سیاسی زیادی خواهد بود."

در داخل آمریکا، بسیاری از مردم نسبت به آتیه اقتصادی خود اطمینان ندارند و آن ثبات قدمی که ظرف سه دهه گذشته وجود داشت دیگر رخت بسته است.

ضربه خورده از جهانی سازی و عصبانی از سیل مهاجران، برخی از آمریکایی‌ها را به بازگشت به سنت واداشته است.

طی رقابت‌های انتخاباتی در ماه‌های آینده، باید منتظر بازدیدهای مکرر سیاستمداران و کاندیداها از کارخانه‌ها و کارگاه‌ها باشیم، اما انتظار نمی‌رود که در برخورد با مشکلات دیرپا، پیشرفت چندانی صورت گیرد.

برای باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، گویی دوره رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری از هم‌اکنون آغاز شده است. امسال او رکورد سفر به ایالت‌های تعیین کننده را شکسته است.

آقای اوباما در یکی از سفرهای ایالتی اخیرش خطاب به جمعیت گفت: "ما باید همت‌مان را بر رشد اقتصادی و بازگرداندن مردم به کار متمرکز کنیم. و اطمینان حاصل کنیم که رویای آمریکایی اینجا هست، نه تنها برای این نسل بلکه برای نسل‌های آینده هم."

و لحن‌ها هم تغییر کرده، دیگر از رسیدن به نوعی مصالحه فراجناحی صحبتی نیست. رئیس جمهوری آمریکا در بسیاری از سفرهای ایالتی خود به صراحت از شعارهای پوپولیستی ضد‌سرمایه‌داری بهره می‌گیرد.

در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۰۰، اتخاذ شعار "مردم در برابر قدرتمندان" برای ال گور، کاندیدای وقت حزب دموکرات، ثمری نداشت. اما یک دهه پیش، آمریکایی‌ها به عصبانیت امروز نبودند.

جاد لگام از سازمان غیر انتفاعی و غیر دولتی مرکز توسعه آمریکا می‌گوید: "ده سال پیش، صحبت ما راجع به این بود که چطور این همه مازاد تولید را مصرف کنیم، و وقتی همه بدهی‌ها را دادیم چه کنیم."

با این حال او به آینده امیدوار است: "هنوز یک هسته‌ای از نو آوری و کارآفرینی در آمریکا وجود دارد و اگر امکان احیای آن وجود داشته باشد فکر می‌کنم که آمریکا می‌تواند دوباره جایگاه جهانی‌اش را به دست آورد."

یک حس سرکشی و تغییر دارد به عمق دشت‌های مرکزی آمریکا سرایت می‌کند، شعارهای قدیمی، پرچم پرستی، صحبت از بزرگی و استثنایی بودن ملت در بسیاری از تبلیغات انتخاباتی تکرار خواهد شد، اما در عالم واقع، نشانه‌ها از آمریکایی متفرق و عصبانی خبر می‌دهند، آمریکایی که زیر کوله‌بار مسئولیت‌های خودخوانده جهانی‌اش خم شده، و از عهده هزینه حفظ موقعیتیش به عنوان تنها ابر قدرت جهان به سختی بر می‌آید.

مطالب مرتبط