پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

دهه ی شصت در ایران

دههٔ شصت در ایران، دهه خشونت، جنگ، اعدام و ترور است. با دههٔ شصت چه باید کرد که مایهٔ بازتولید خشونت نشود و به نقض حق دادخواهی هم نینجامد؟

وقتی چند ماه پیش مادر محمد جهان آرا، فرماندهٔ خرمشهر در سال‌های ابتدایی جنگ، فوت کرد، در روایت‌های رسمی از پسر دیگر او حسن هیچ اسمی برده نشد. حسن از اعدامی‌های سال شصت و هفت است. نام نبردن از او حاکی از آن است که دستگاه حذف در جمهوری اسلامی کماکان به کار خود ادامه می‌دهد. و این باعث شده در سوی دیگر ماجرا در میان آن‌ها که دهه شصت را به عنوان مغلوب یا قربانی یا زندانی یا خانوادهٔ زندانی و اعدامی زیستند، دهه شصت همچنان دههٔ نکبت باقی بماند. این وضع آنگاه پیچیده‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم نظام حاکم، خود قربانی ترور‌ها و خشونت‌های خیابانی بود و بعضی از شاخص‌ترین چهره‌هایش را در آن خشونت‌ها از دست داد. مجموعهٔ این عوامل مایه نگرانی است. نگرانی از اینکه زهر این دورهٔ دهشت جمعی به نسل‌های بعدی سرایت کند و مانع ساختن آینده یی عاری از خشونت شود. اما می‌شود آینده یی عاری از انتقام جویی ساخت بدون روشن کردن زوایای تاریک این دوره و بدون توجه به حق دادخواهی؟

این موضوع بیش از آنکه دغدغهٔ کوشندگان با سابقهٔ سیاسی باشد، آن‌هایی را به چالش می‌طلبد که فرهنگ سیاسی آیندهٔ ایران را شکل می‌دهند. لیلا معینی، شاهین پرویزی، شیوا محبوبی و مسعود بشارتی، چهار مهمان برنامهٔ این هفته به واسطهٔ سن خود از این دسته‌اند.