چین به جنگ آمریکا می‌رود؟

چین و آمریکا حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آیا چین به جنگ با ابرقدرت بی‌چون و چرای امروز جهان می‌رود؟

آیا اوج گرفتن چین به تنش با آمریکا می‌انجامد؟ آیا سرنوشت این است که چین به جنگ با ابرقدرت بی‌چون و چرای امروز جهان برود؟

این سوال صریحا در بازبینی جدید راهبرد دفاعی ایالات متحده طرح نمی‌شود. اما بی سر و صدا آن‌جا است و میان سند پایه‌ای ایده‌های نظامی آمریکا در قرن ۲۱ جولان می‌دهد.

با خواندن این سند واضح است که چالش ناشی از چین جای ویژه ای در راهبرد دفاعی جدید آمریکا جای دارد.

سند مراقب است تا بگوید چین یک دشمن بالفطره نیست. اما روشن می‌سازد که آمریکا ارتش خود را برای بازداری چین و یا حتی در صورت لزوم برای رویارویی با آن تجهیز می‌کند.

استراتژی جدید دفاعی آمریکا که باراک اوباما آن را در پنتاگون اعلام کرد هدف روشنی دارد: بازسازی نیروهای نظامی آمریکا به نحوی که "برتری نظامی آمریکا را حفظ کنند و ضامن رهبری جهانی‌اش باشند".

پنتاگون و کاخ سفید به یقین آماده پذیرش این تصور نیستند که آمریکا با افولی اجتناب‌ناپذیر مواجه است، آن هم در شرایطی که ترقی چین به همان اندازه اجتناب‌ناپذیر است. آمریکا می‌خواهد اول باشد و این سیاست دفاعی برای همین منظور طراحی شده است.

فقدان اعتماد

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption استراتژی جدید دفاعی آمریکا هدف روشنی دارد: بازسازی نیروهای نظامی آمریکا به نحوی که "برتری نظامی آمریکا را حفظ کنند"

باراک اوباما می‌گوید:"ملت ما در دوران گذار به سر می‌برد" و سند بازبینی ابراز می‌کند که "ما در مقابل یک نقطه عطف هستیم". این سند دو نیروی اساسی که این گذار را شکل می‌دهند برمی‌شمرد: یکی درون آمریکا و دیگری بیرون آن.

از منظر داخلی فشارهای فزاینده بودجه‌ به معنی ضرورت کاهش هزینه‌های نظامی است. اما از منظر خارجی باید نسبت به توان اقتصادی رو به رشد چین که مناسبات قدرت را در آسیا دگرگون می‌سازد هشیار بود.

به گفته ایالات متحده، آرایش دفاعی جدید، مشوق "اعتلای صلح‌آمیز قدرت‌های جدید" است که اشاره به استقبال از رشد چین است و پیش از این نیز بارها بیان شده است.

راهبرد جدید دید بازی به تبعات رشد چین دارد و می‌گوید: "در دراز مدت، ظهور چین به عنوان قدرتی منطقه‌ای ظرفیت اثرگذاری بر اقتصاد و امنیت ایالات متحده را دارد".

توجه کنید که چرا چین ذیل عنوان "قدرت منطقه‌ای" در حال ظهور توصیف شده است. پنتاگون آماده پذیرش چین به عنوان یک قدرت یا ابرقدرت جهانی، یا حتی ابرقدرتی در حال شکل‌گیری، نیست. این امر بازتاب این واقعیت است که حوزه نفوذ نظامی چین تا مقیاس جهانی راه درازی دارد.

با این حال قدرت اقتصادی چین اینک جهان را در مشت خود دارد. آمریکا و چین به واسطه منافع مشترک به یکدیگر گره خورده‌اند. اما در سند بازبینی فقدان عملی اعتماد به وضوح بیان می‌شود.

"دو کشور، سهم عمده‌ای در صلح و ثبات آسیای شرقی دارند و به گسترش روابط همکاری فی‌مابین علاقه‌مندند. با این‌وجود توسعه توان نظامی چین می‌بایست برای پرهیز از تنش‌زایی در منطقه با شفافیت بیشتری درباره اهداف راهبردیش همراه باشد".

مسابقه تسلیحاتی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پنتاگون آماده پذیرش چین به عنوان یک قدرت یا ابرقدرت جهانی، یا حتی ابرقدرتی در حال شکل‌گیری، نیست

آمریکا می‌خواهد همه برگ‌ها را نگه دارد. سال گذشته دولت اوباما "چرخش" خود را با توجه به آن سوی اقیانوس آرام آشکار ساخت. این تغییر نگاه، در سند جدید واضح است. سند جدید راهبردی آمریکا خاطرنشان می کند که این کشور "خواهان توازن جدیدی در منطقه آسیا- اقیانوسیه است".

آمریکا می‌گوید که برای مواجهه با قدرت روبه‌رشد چین در جبهه‌های متعددی مشغول است.

تلاش‌های چین برای دستیابی به تسلیحاتی که عملیات نظامی در شرق آسیا را برای آمریکا دشوار می‌کنند یکی از دغدغه‌های اصلی است. چین در حال سرمایه‌گذاری روی سلاح‌های پیشگیرانه و تدافعی مانند موشک "قاتل هواپیمابر" است که می‌تواند ناوهای هواپیمابر آمریکا را در دریا هدف قرار داده و غرق کند. همچنین سرمایه‌گذاری سنگینی روی زیردریایی‌ها و جت‌های ضدرادار کرده است.

همه این‌ها می‌تواند ناوگان ناوهای هواپیمابر آمریکا را از سواحل چین براند و اثربخشی‌شان بر مسیرهای تجاری مهم جنوب دریای چین را محدود کند و آنان را از دفاع از تایوان در صورت حمله چین بازدارد.

سند بازبینی می‌گوید: "حکومت‌هایی نظیر چین و ایران به جستجوی راه‌های غیرمتقارن برای مواجهه با توان ما ادامه خواهند داد" اما وعده می‌دهد که "ایالات متحده توان خود را برای نمایش قدرت در مناطقی که دسترسی و آزادی عملش محدود شده، حفظ می‌کند".

ایالات متحده می‌خواهد برتری نظامیش نسبت به چین پابرجا بماند. امری که با اقدامات آمریکا در واکنش به پیشرفت نظامی چین به گسترش مسابقه تسلیحاتی می‌انجامد.

به نوعی پنتاگون با سرمایه‌گذاری در انواع مشابهی از تسلیحات خود در حال الگوبرداری از چین است. آنها بر توسعه توان هوایی و دریایی، سلاح‌های پیشرفته‌ای چون جت‌های ضدرادار حتی پیچیده‌تر از پیش، هواپیماهای بی‌سرنشین و موشک‌ها متمرکز خواهند شد؛ و البته در کنار جنگ سایبری و گسترش توان فضایی.

دوستیابی

تقویت شبکه‌ای از متحدان اطراف چین رکن دیگر این استراتژی است. "ما متحدان فعلی خود را که پایه حیاتی امنیت آسیا-اقیانوسیه هستند تقویت می‌کنیم. هم‌چنین شبکه همکاری خود با شرکای جدید را به همه منطقه آسیا-اقیانوسیه گسترش می‌دهیم".

ایالات متحده هم اکنون هم روابط دفاعی نزدیکی با ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، تایوان و استرالیا دارد و در پی برقراری پیوندهایی با ویتنام و اندونزی است و روی "شراکت راهبردی درازمدت با هند سرمایه‌گذاری می‌کند".

حق نشر عکس AP
Image caption چین در حال سرمایه‌گذاری روی سلاح‌های پیشگیرانه و تدافعی است

این همه از پیامی بسیار قوی برای بازدارندگی چین خبر می‌دهند. ایالات متحده با هر چه که سلطه‌اش را به خطر اندازد می‌ستیزد. پیوندهایش با متحدان مهم در همسایگی چین را استوار خواهد ساخت و از منافعش در شرق آسیا محافظت خواهد کرد.

به پرسشی که از آن آغاز کردیم بازگردیم. آیا روزی تنشی میان چین و ایالات متحده بروز خواهد کرد؟

پاسخ به آن به واکنش چین به راهبرد اعلام شده آمریکا وابسته است. آیا چین درصدد تحمیل قدرت خود بر شرق آسیا خواهد بود؟ چنین امری موجب تنش در منطقه خواهد شد؟

روزنامه دولتی گلوبال تایمز که مواضعی ملی گرایانه دارد اولین واکنش‌ را نسبت به این متن نشان داد.

این روزنامه نوشت: "چین می‌بایست توان تهاجی دوربرد خود را افزایش دهد و برای تهدید قلمرو ایالات متحده به منظور گسترش محدوده "بازی" با آمریکا راه‌های جدیدی بیابد".

به نوشته این روزنامه "چین باید ایالات متحده را به فهم این نکته وادارد که پیشرفتش توقف‌پذیر نیست و برای آمریکا بهتر این است که با چین دوستی کند".

مطالب مرتبط