بیست سال روابط ایران و تاجیکستان؛ شریکان طبیعی با منافع متفاوت

تونل "استقلال" حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تونل "استقلال" که ایرانیان ساختند، شمال و جنوب تاجیکستان را به هم می‌پیوندد

از آغاز روابط دیپلوماتیک ایران و تاجیکستان ۲۰ سال سپری شد.

به این مناسبت، امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، روز سه‌شنبه‌۱۰ ژانویه در پیامی به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران شادباش گفته و همکاریهای دو کشور در دو دهه گذشته را "موفق" ارزیابی کرده است.

وی افزوده است: "راه بیست‌ساله پیموده شده، این حقیقت را تایید می‌نماید که دو کشور شریکان طبیعی با مشترَکات فراوان تاریخی می‌باشند و تمام امکانات و واسطه‌های موجوده را برای رشد و توسعه همکاری‌های مفید و فراگیر در جنبه‌های گوناگون سفربر (بسیج) کرده‌اند."

با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، ایران نخستین کشوری بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و در ماه ژانویه سال ۱۹۹۲ سفارت خود را در دوشنبه افتتاح کرد.

اکنون که دو دهه از آن رویداد سپری شده، روابط و همکاریهای میان این دو کشور که ریشه های تاریخی دارد به چه سطحی رسیده است؟

مرزبندی‌ها و سدها

در چهار قرن اخیر به علت مرزبندی مذهبی (شیعه و سنی) و بعداً در قرن بیستم، به علت سلطه نظامهای مختلف اجتماعی و سیاسی (کمونیستی و سلطنتی) رابطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان مردمان فارسی‌زبان ماوراءالنهر و ایران تا به مرز نیستی رسیده بود.

اگرچه در قرن بیستم بین تاجیکستان و ایران رابطه‌هایی وجود داشت، که آن هم بیشتر توسط مسکو (پایتخت اتحادجماهیر شوروی) هماهنگ می‌شد و فقط در سطح دید و بازدیدهای اهل ادب و فرهنگ محدود بود.

اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کسب استقلال جمهوریهای شوروی سابق، از جمله تاجیکستان، در سال ۱۹۹۱، روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی، بویژه تاجیکستان، به مرحله تازه‌ای رسید.

"عطش زبانی"

صرف نظر از هدفهای ژئوپلیتیکی (جغرافیای سیاسی) که ایران در کشورهای تازه به استقلال رسیده در دوران "پساشوروی" دنبال می‌کند، روابط ایران با تاجیکستان برای دولت و مردم این کشور با توجه به مشترکات دو ملت هم از نگاه سیاسی و هم از نگاه اقتصادی و فرهنگی حایز اهمیت است.

از نگاه سیاسی، جمهوری اسلامی ایران از نخستین کشورهایی بود که استقلال تاجیکستان را رسما پذیرفت و سفارتخانه خود را در شهر دوشنبه افتتاح کرد.

دیدار رسمی علی‌اکبر ولایتی ، وزیر امور خارجه وقت ایران از دوشنبه و سپس، سفر رسمی رحمان نبی یف، رئیس جمهوری وقت تاجیکستان، به تهران روابط دیپلماتیک و سیاسی دو کشور را در سطح خیلی بالایی قرار داد که تا به امروز هنوز در حال گسترش است.

افتتاح سفارتخانه، و چندی بعد، رایزنی جمهوری اسلامی ایران در دوشنبه پیشتر از هر چیز، روابط فرهنگی این دو کشور دارای زبان و فرهنگ و افتخارات مشترک را گسترش بخشید و تا حدی عطش زبانی و فرهنگی مردم تاجیک را با به راه انداختن همایشهای مشترک ادبی و علمی و فرهنگی در شهرهای تاریخی فارسی‌زبانان چون شیراز و اصفهان، مشهد و تهران فرو نشاند.

پیامد همایشهای مشترک ادبی و علمی و دید و بازدید روشنفکران تاجیک از مراکز تاریخی و فرهنگی ایران در تلاشها برای رشد زبان فارسی تاجیکی و نزدیک شدن به اصالت خویش بی‌اثر نبوده است.

در نیمه اول دهه ۱۹۹۰ علاقه شدیدی میان مردم تاجیکستان به فراگیری الفبای فارسی، یا آن طور که در میان مردم تاجیک مروج است، “الفبای نیاکان”، به میان آمد.

با تأسیس نمایندگی انتشارات “الهدا” و کتاب‌فروشی “الهدا" در شهر دوشنبه و به معرض فروش گذاشته شدن کتب و مجلات و جراید فارسی ایران، این علاقه باز هم توسعه پیدا کرد.

به ویژه، با همت الهدا در ایران و چاپ برگزیده اشعار شعرای معاصر تاجیکستان، چون لایق شیرعلی، گلرخسار، مومن قناعت، عسکر حکیم، فرزانه و امثال آنها با الفبای فارسی و تلاشهای محققان برای به وجود آوردن اصطلاحات علمی واحد، نهضت پاکسازی زبان فارسی تاجیکی بیش از پیش در کشور فعال شد.

"رابطه استثنایی"

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقایان رحمان و احمدی‌نژاد ایران و تاجیکستان را بارها "شریکان استراتژیک" خوانده‌اند

به طور خلاصه، در ده سال اول استقلال تاجیکستان، همکاریهای فرهنگی و علمی بیشتر در محور روابط دو کشور قرار داشته و این روابط به رشد زبان ادبی تاجیکی و خودآگاهی ملی تاجیکان مساعدت کرد.

اما در ده‌ساله دوم استقلال، توجه بیشتر دولت ایران در روابط با تاجیکستان به همکاریهای اقتصادی و تجارتی مبذول گردیده است.

همکاریهای تجارتی ایران و تاجیکستان طی بیش از ده سال اخیر توسعه چشمگیری پیدا کرده که به ویژه در بخش خصوصی، گسترش بی‌سابقه ای داشته است.

کمکهای اقتصادی و فنی ایران به تاجیکستان قبل از همه در عرصه‌های ساختمان نیروگاههای آبی و راهسازی افضلیت (اولویت) دارد. ساختمان نیروگاه "سنگتوده-۲" که قرار است در آینده نزدیک به اتمام رسد و طرح نیروگاه دیگری در رودخانه زرافشان، در شمال تاجیکستان، به رهایی این کشور از بحران انرژی کمک خواهد کرد.

همچنین، باید یادآور باید شد که ساختمان تونل "استقلال" برای پیوستن راه زمینی شمال و جنوب تاجیکستان، به ویژه برای حمل و نقل میان استان سغد، در شمال کشور، و شهر دوشنبه که در فصل زمستان همیشه قطع می‌شد، حائز اهمیت بزرگی است.

البته، طرحهای زیاد همکاری میان ایران و تاجیکستان در دست اجراست و رابطه این دو کشور، طوری که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در بازدید اخیر خویش ابراز داشت، یک رابطه استثنایی است، زیرا دو کشور "زبان و فرهنگ و افتخارات مشترَکی دارند."

امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، نیز در سالهای اخیر بارها اعلام کرده است که ایران "شریک استراتژیک تاجیکستان" است، در حالی که از زمان به قدرت رسیدن او در اوایل دهه ۱۹۹۰ تا همین چندی پیش تنها روسیه "شریک استراتژیک" برای تاجیکستان خوانده می‌شد.

"وعده‌های نوروزی"

با وجود همکاریهای گسترده این دو کشور فارسی‌زبان، به نظر می‌رسد که مشکلات یا ناسازگاریهایی نیز در روابط فرهنگی و سیاسی و اقتصادی آنها وجود دارد، هرچند نمایندگان دو کشور از این باب کمتر سخن گفته‌اند.

بارزترین نمونه ناسازگاری در روابط دو کشور تعویق در اجرای طرح تأسیس تلویزیون مشترَک فارسی‌زبان است که مردم سالها منتظر افتتاح آن هستند. توافق خود در باره این طرح را رهبران ایران، تاجیکستان و افغانستان در دیدار خود در دوشنبه در سال ۲۰۰۶ اعلام کرده بودند، ولی با گذشت چند نوروز و "وعده‌های نوروزی" رهبران سه کشور، این پروژه هنوز اجرا نشده است.

در واقع، این موضوع برای بسیاری سؤال برانگیز است که چرا در طول پنج سال گذشته این طرح اجرا نشد؟ مقامهای ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که آماده تأسیس این تلویزیون هستند، ولی جانب تاجیکستان تأخیر می‌کند. مقامات تاجیک همتایان ایرانی خود را به تأخیر در اجرای این طرح متهم می‌کنند.

یکی از موانع در این زمینه بی‌میلی مقامات افغان به تأسیس تلویزیون مشترَک فارسی‌زبان ارزیابی می‌شود. مقامات افغان ظاهراً از همتایان ایرانی و تاجیک خود خواسته‌اند که در این تلویزیون برنامهایی به زبان پشتو، یکی از دو زبان رسمی رایج در افغانستان، نیز پخش شود.

ولی مقامات تاجیک و ایرانی ظاهراً با این پیشنهاد موافق نیستند، زیرا در آن صورت، این تلویزیون صرفاً فارسی‌زبان نخواهد شد. اما باز هم این سؤال مطرح است که چرا پس دو کشور ایران و تاجیکستان نمی‌توانند خودشان بدون حضور افغانستان این طرح را راه‌اندازی کنند؟

پاسخ این سؤال چندان ساده به نظر نمی‌رسد، زیرا این موضوع سؤالات دیگری را نیز برمی‌انگیزد. از جمله، این که در صورت تأسیس چنین تلویزیونی گویندگان آن، بویژه زنان، در چه لباسی ظاهر خواهند شد؟ مثل ایرانیها حجاب خواهند داشت یا مثل تاجیکها خواهند بود؟

تلویزیونهای تاجیکستان معمولاً رقص و سرود پخش می‌کنند، در صورتی که این گونه برنامه‌ها برای جانب ایران به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. از سوی دیگر، یک تلویزیون صرفاً خبری که برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده نداشته باشد، مخاطبان زیادی پیدا نخواهد کرد.

"منافع متفاوت"

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نیروگاه سنگ‌توده-2 از مهم ترین طرحهای اقتصادی ایران در تاجیکستان است

تفاوتهای ایدئولوژیک بین تاجیکستان و ایران، که در برخی از مواقع مانع از توسعه بیشتر همکاریهای دو کشور می‌شود، تنها در امر تأسیس تلویزیون مشترَک نیست که خود را برملا می‌کند.

در زمینه‌های دیگری نیز "سوء تفاهمهایی" ناشی از ایدئولوژیها و نظامهای سیاسی متفاوت و منافع متفاوت در دو کشور به مشاهده می‌رسد. مثلاً در ماه ژانویه سال گذشته مقامات تاجیکستان از سفر گروهی تقریباً ۱۰۰- نفری از آموزگاران "الفبای نیاکان" در مدارس متوسط این کشور به ایران مانع شدند.

عجیب است که نمایندگان سفارت ایران در دوشنبه و مقامهای وزارت معارف تاجیکستان سفر این گروه از آموزگاران را تدارک دیده بودند و حتی در روز گسیل (اعزام) آنها جلسه‌ای مشترَک دایر کردند و برای آنها "سفر خیر" آرزو کردند، ولی این سفر در فرودگاه شهر دوشنبه با ممانعت رو به رو و لغو شد.

هر چند مقامات تاجیک آن زمان اعلام کرده بودند که این سفر به تعویق افتاده و دیرتر انجام خواهد شد، ولی دیدار از ایران برای آموزگاران خط نیاکان در تاجیکستان دیگر میسر نشد.

افزون بر این، تلاشهای ایران برای تأسیس شعبه‌های برخی از دانشگاههایش در تاجیکستان تاکنون نتیجه‌ای نداده است، در حالی که شعبه‌های چندی از دانشگاههای روسیه در تاجیکستان به سهولت باز شده‌اند و همه‌ساله دانشجویان زیادی در این مؤسسات تحصیل می‌کنند.

دو سال قبل، وزارت معارف تاجیکستان تحصیل فرزندان تاجیک در تنها مدرسه ایرانی در شهر دوشنبه را ممنوع کرد که این امر واکنشهایی در جامعه و افکار عمومی به دنبال داشت.

بسیاریها از آن ابراز تعجب می‌کنند که چرا هفت مدرسه ترکی طی دو دهه اخیر در تاجیکستان فعالیت دارند، ولی مقامات تاجیک که خود همواره سخن از "همزبانی و همفرهنگی" با ایران می‌زنند، حاضر نیستند برای یک مدرسه ایرانی چنین امتیازی قائل شوند؟

گذشته از همه این، ظاهرا مشکلاتی در سطح سیاسی و دیپلوماتیک نیز میان دو کشور وجود دارد. در ماه مه سال ۲۰۱۰ حسن قشقاوی، معاون وزیر خارجه ایران در بخش کنسولی و مجلس از تاجیکستان دیدار داشت.

بر اساس گزارشها، آن زمان آقای قشقاوی خواهان لغو نظام روادید با تاجیکستان شده بود، اما مقامات تاجیک این پیشنهاد را نپذیرفتند. این در حالی است که لغو روادید با ایران از آرمانهای دیرینه بسیاری از فرهنگیان تاجیک و ایرانی بوده و این امر برای گسترش تجارت بین دو کشور نیز می‌تواند سود فراوانی داشته باشد.

"شیطانی بزرگ؟"

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption رحمان، کرزی و احمدی‌نژاد در دیدار خود در سال 2006 در دوشنبه اعلام کردند که سه کشور یک تلویزیون مشترک تأسیس خواهند داد

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که آنچه دولت تاجیکستان را در مورد گسترش روابط با ایران محتاط کرده، از یک سو، احتمال فشار از سوی آمریکا و روسیه، و از سوی دیگر، نگرانی مقامات تاجیک از نفوذ اسلام و گسترش اسلامگرایی در تاجیکستان است.

روسها می‌خواهند نفوذ فرهنگی و زبانی خود را در تاجیکستان و کشورهای دیگر آسیای میانه‌حفظ کنند و طبیعی است که مسکو از گسترش نفوذ ایران که بزرگترین کشور فارسی‌زبان و دارای ذخایر و ظرفیتهای بزرگ فرهنگی و اقتصادی در منطقه است، بیم دارد.

تاجیکستان اگر چه با ایران زبان و فرهنگ مشترَک دارد، اما خط رسمی در این کشور گونه‌ای اصلاح شده از خط سیریلیک روسی است که سال ۱۹۳۹ در تاجیکستان به رسمیت درآمد. مقامات شوروی نخست در سال ۱۹۲۹ خط لاتین و ۱۰ سال بعد خط سیریلیک را جایگزین خط فارسی در تاجیکستان کردند، که بیش از هزار سال در این سرزمین رایج بود.

از آن زمان تا کنون فرهنگ و زبان روسی تأثیر عمیقی در روحیه و گفتار تاجیکان برجا گذاشته است. اگر چه در آغاز دوران استقلال بسیاری از روشنفکران تاجیک خواستار بازگشت به خط فارسی بودند، اما به دلیل مخالفت گروههای طرفدار روسیه این طرح به اجرا نرسید.

به گفته منابع آگاه، در گذشته مقامات آمریکایی نیز در سفرهای متعدد خود به تاجیکستان، به مقامات این کشور درباره "اعتماد یا تکیه زیاد" به سرمایه‌گذاری ایران، هشدار داده‌ بودند.

به این ترتیب، همکاریهای تاجیکستان و ایران طی دو دهه اخیر هرچند گسترش تدریجی و متوازنی داشته، اما عوامل داخلی و خارجی مانع توسعه بیشتر این روابط شده‌است.

به این دلیل، نمی‌توان گفت که روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی این دو کشور به سطحی که بسیاریها در آغاز دوران استقلال تاجیکستان توقع داشتند، رسیده است.

مطالب مرتبط