البرادعی و میوه تلخ بهار عرب

البرادعی حق نشر عکس Getty
Image caption البرادعی از نامی‌ترین سیاستمداران مصری است که نقش مهم او درقیام مردمی علیه رژیم سرنگون شده مبارک را حتی سرسخت ترین مخالفینش نمی توانند انکار کنند

محمد البرادعی که ازمطرح ترین نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری مصر بود، اعلام کرد که ازاین رقابتها دست می کشد.

مدیرکل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی ضمن انتقاد از عملکرد شورای نظامی حاکم در مصر، دلیل انصراف خود از تلاش برای به عهده گرفتن رهبری سیاسی برزگترین کشور عربی را، نبود یک فضای دموکراتیک واقعی در مصر خوانده وگفته است که "وجدانش اجازه نمی دهد که در سایه یک نظام دموکراتیک نمایشی خود را برای ریاست جمهوری یا سمتی دیگری نامزد کند."

با این حال، به نظر می رسد واقعیت جدیدی که پس از انتخابات پارلمانی اخیر مصر به وجود آمده، عامل اصلی در اتخاذ چنین تصمیم باشد، و درک این که او شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نخواهد داشت.

این تصمیم همزمان شاید نشان دهنده آن باشد که آقای البرادعی ازنگاه سیاسی عملگرایانه و خردمندانه عمل کرده است.

مرد تغییر

حق نشر عکس AP
Image caption منتقدین آقای البرادعی می گویند، او زمانی به عنوان منتقد نظام مبارک درصحنه سیاسی مصر ظهورکرد که قیام مردمی را دیگران عملا آغاز کرده ودیوارخوف را شکسته بودند، و او درواقع لقمه آماده را به دهن برد

محمد مصطفی البرادعی برنده جایزه صلح نوبل و از نامی ترین سیاستمداران مصری است که نقش مهمی درقیام مردمی علیه رژیم سرنگون شده مبارک داشت، واقعیتی که حتی سرسخت ترین مخالفانش نمی توانند آن را انکار کنند.

او نخستین چهره مطرح مصری در سطح بین المللی بود که در نوامبر ۲۰۰۹، در زمان زمامداری حسنی مبارک، اعلام کرد که چنانچه انتخابات شفاف وعادلانه ای برگزارشود، خود را برای ریاست جمهوری مصر نامزد می کند. او خواستار ایجاد تغییرات در قانون اساسی شد تا هر مصری بتواند درانتخابات خود را نامزد کند.

این اظهارات آقای البرادعی که پیش از این برای ۱۲ سال ریاست آژانس بین المللی انرژی اتمی را به عهده داشت، در داخل مصر به طور گسترده ای بازتاب یافت.

برای فعالان سیاسی که علیه ادامه زمامداری مبارک و تلاش ها برای جانشین ساختن پسر او جمال، مبارزه می کردند، اعلام آمادگی مشروط البرادعی برای نامزدی درانتخابات، جهش و روان تازه ای بخشید، چرا که تا آن زمان سیاستمدار پرآوازه ای مانند وی در کنار آنها نبود.

درمقابل اما رسانه های دولتی بی رحمانه به وی تاختند و متهمش کردند که تجربه سیاسی ندارد و از جامعه مصر بیگانه است و آنچه می گوید اوهامی بیش نیست.

با این حال، زمانی که آقای البرادعی در ۱۹ فوریه ۲۰۱۰ به مصر بازگشت، صدها تن از هوادارانش، هشدارهای نظام مبارک را نادیده گرفته و به استقبال او به فرودگاه قاهره رفتند.

بسیاری از آنها پلاکاردهای دردست داشتند که درآنها نوشته شده بود: "البرادعی رئیس جمهوری مصر". رسانه های غیردولتی ۱۹ فوریه را یک روز مهم و کم سابقه درتاریخ معاصر مصر خواندند.

' لقمه آماده '

اما این مرد ۶۹ ساله که برای ۲۷ سال از کشورخود دور بود، نتوانست ازآن به بعد، به طور منظم به فعالیتهای خود ادامه دهد، وکمتر درگردهمایی های فعالان سیاسی مخالف مبارک حضورمی یافت؛ تا اینکه در ژانویه ۲۰۱۱ و در اوج قیام مردمی درمیدان تحریر قاهره به جوانان معترض پیوست و همنوا با آنها خواستار کناره گیری حسنی مبارک شد.

درجریان انقلاب ۲۵ ژانویه و پس از سرنگونی مبارک، بخت آقای البرادعی بسیار بالا رفت و شاید محبوب ترین سیاستمدار در میان جوانان وگروههای لیبرال بود، وبه عنوان یکی از نامزدهای اصلی ریاست جمهوری مصر مطرح شد.

با این حال، با آزادی های بیشتری که مخالفان پس ازانقلاب کسب کردند و با ظهور گروههای رقیب سیاسی جدید و بروز اختلافات درمیان هوادارانش، او نتوانست این جایگاه خود را حفظ کند.

آقای البرادعی متهم شد که ادعای رهبری انقلاب مصر را در سر دارد در حالیکه عملا در سازماندهی این قیام مردمی سهم فعال نداشته است.

از دید منتقدان، او زمانی به عنوان منتقد نظام مبارک درصحنه سیاسی مصر ظهور کرد که قیام مردمی را دیگران عملا آغاز کرده و دیوارخوف را شکسته بودند، و او در واقع لقمه آماده را به دهن برد.

یکی از انتقادهای شدید که درهفته های اخیر علیه او مطرح شد این بود که آقای البرادعی ازمردم دور مانده، و بیشتر از راه شبکه های اجتماعی مانند توییتر و فیسبوک از شورای نظامی حاکم مصر انتقاد می کند، تا اینکه عملا در صحنه حضور یابد و درتظاهرات هواداران خود در میدان تحریر شرکت کند، و یا با مردم عادی مصر، به خصوص در خارج از قاهره، تماس برقرار کند.

به عبارت دیگر، بدخواهان آقای البرادعی، محبوبیت او را فراتر از همین شبکه های اجتماعی نمی بینند.

هواداران او این اتهامات را تلاشی می خوانند برای بد نام ساختن وی، اما همزمان اذعان دارند که این اتهامات و تلاشها، درتصمیم گیری آقای البرادعی برای دست کشیدن از رقابت درانتخابات ریاست جمهوری آینده مصر، بی تأثیر نبوده است.

با این حال، دو عامل مهم دیگر شاید نقش سازنده تری در انصراف او از نامزدی برای ریاست جمهوری مصر داشته باشند.

قوت ارتش و قدرت اسلامگراها

با شدت گرفتن رویارویی میان جوانان معترض و شورای نظامی حاکم در ماههای اخیر که ده ها قربانی گرفت، لحن انتقاد آقای البرادعی از شورای نظامی حاکم نیز تندتر شد، به گونه که مجالی برای کنارآمدن او با ارتش باقی نماند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption با توجه به شرایط حاکم بر مصر، بعید به نظر می رسد که ارتش مصر قدرت را به زودی ترک کند

درواقع او چاره ای جز پیمودن این راه نداشت، چرا که درغیر آن اعتبارخود در میان جوانان معترض را از دست می داد.

آقای البرادعی خواستار آن است که ارتش هرچه زودتر قدرت را بطور کامل به یک اداره غیرنظامی واگذار کند، سربازان به پایگاههای خود برگردند، و نظامیان، دیگر نقشی درسیاست نداشته باشند.

با توجه به شرایط حاکم بر مصر و اوضاع آشفته خاورمیانه، هر ناظر سیاسی دراین کشور این را به خوبی درک می کند که درچنین وضعیتی ارتش مصر هرگز آماده چنین کاری نخواهد بود، چه رسد به اینکه اجازه دهد شخصی دررأس نظام قرار گیرد که حضور ۶۰ ساله آن در قدرت را به چالش می کشد.

بنابراین، درکنار این که رئیس جمهوری آینده مصر ظاهرا از اختیارات کافی برخوردار نخواهد بود، برای جلب حمایت ارتش، او نیاز دارد تا با نظامیان بسازد؛ که این هم ازنگاه عملی و هم ازنگاه تعهد سیاسی برای آقای البرادعی، ناممکن به نظرمی رسد.

اما عامل مهمتر شاید نتایج انتخابات پارلمانی اخیر مصر باشد. گروههای سیاسی جوان وسیاستمداران لیبرال، با همه تبلیغاتی که برضد اسلامگراها به راه انداختند مبنی براینکه اینها درانقلاب ۲۵ ژانویه وسرنگونی مبارک نقش سازنده نداشتند، وشایسته آن نیستند صاحب قدرت شوند؛ نتوانستند دربرابراحزاب سازمان یافته و پرطرفدار اخوانیها وسلفی ها رقابت کنند.

اسلامگراها درمجموع نزدیک به ۷۰ درصد ازکرسیهای مجلس خلق (مجلس سفلی) پارلمان مصر را به خود اختصاص دادند. (۴۶ درصد حزب آزادی وعدالت، شاخه سیاسی اخوان المسلمین و۲۳ درصد حزب " النور" سلفی).

حق نشر عکس Reuters
Image caption اسلامگراها درمجموع نزدیک به ۷۰ درصد ازکرسیهای مجلس خلق (مجلس سفلی) پارلمان مصر را به خود اختصاص دادند

این نتایج ظاهرا آقای البرادعی را دربرابر یک واقعیت تلخ قرار داد: سازماندهی قوی وپایگاه وسیع مردمی نیروهای اسلامگرا و احزاب متحد آنها.

این درست است که گروههای لیبرال وجوان نقش اصلی را درقیام مردمی برضد رژیم مبارک ایفا کردند، اما انتخابات اخیر نشان داد که آنها راه درازی درپیش رو دارند تا پیام خود را به اقشارسنتی و در واقع اکثریت جامعه مصر برسانند، وپشتکار زیاد لازم است تا این پیام آنها شنیده و پذیرفته شود.

تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ماه ژون سال ۲۰۱۲ میلادی، کمتر از ۶ ماه باقی مانده است.

با جهش و روحیه تازه ای که اسلامگراها از پیروزی درانتخابات اخیر بدست آورده اند، بعید به نظرمی رسد که گروههای لیبرال و حامی آقای البرادعی عملکرد بهتر از آنچه که درانتخابات پارلمانی از خود نشان دادند، در انتخابات ریاست جمهوری آینده داشته باشند، و بتوانند وارد یک رقابت جدی با اسلامگراها شوند؛ اگرچه اینها هنوز اعلام نکرده اند که از کدام نامزد حمایت خواهند کرد.

آقای البرادعی با تصمیم اخیر خود، به باور برخی از ناظران، درواقع به این واقعیت تلخ اعتراف می کند، واینکه شانس او برای پیروزی درانتخابات ریاست جمهوری بسیار اندک است.

با توجه به این واقعیت، مصمم بودن او برشرکت درانتخابات ریاست جمهوری این احتمال را درپی داشت که اعتباری را که درمیان جوانان کسب کرده، از دست بدهد.

بنابراین، آنگونه که خود البرادعی نیز در پیام خود درمورد کنار رفتن از رقابت درانتخابات آینده می گوید، بهتر این است که تلاشهای خود را بر آموزش و پرورش و آماده سازی نسل جوان مصر برای سالهای آینده متمرکز سازد و روی مقبولیتی که او همچنان درمیان جوانان از آن برخوردار است، سرمایه گذاری کنند.

مطالب مرتبط