سرهنگ ریاض اسعد در برابر دکتر بشار اسد

سرهنگ ریاض اسعد
Image caption دیدار با سرهنگ اسعد به میزان قابل توجهی دشوار است

پیدا کردن و مصاحبه با سرهنگ ریاض اسعد در حوالی مرز ترکیه با سوریه کار ساده‌ای نیست.

نام او تقریبا مشابه همان رئیس جمهوری است که می‌خواهد سرنگونش کند: بشار اسد.

او در اردوگاه پناهندگانی واقع در آپایدین مستقر است که ۱۴ کیلومتر با انتاکیا فاصله دارد و بسیار به مرز سوریه نزدیک است. او مجاز به ترک اردوگاه و پذیرفتن مهمان نیست.

این تا حد قابل ملاحظه‌ای برای حفاظت از خود او است. ترک‌ها به او به چشم چهره‌ای مهم در آینده می‌نگرند و مصمم هستند که نگذارند اتفاق ناگواری برایش پیش نیاید.

این یک نگرانی تخیلی نیست. دو ماه پیش یک سرهنگ ارتش سوریه که به مخالفان پیوسته بود، اردوگاه خود را ترک کرد و برای خرید به شهری نزدیک رفت، جایی که در آن ناپدید شد.

قوی‌ترین فرضیه این است که او توسط عوامل سوری ربوده و به آن سوی مرزها منتقل شده است. اغلب پناهندگانی که با آن‌ها مصاحبه کرده‌ام معتقدند او باید تا به حال کشته شده باشد.

در نتیجه دیدار با سرهنگ اسعد به میزان قابل توجهی دشوار است. هیچ افسر ترکی حاضر به کمک یا حتی صحبت درباره او نبود.

در حالی که از فاصله‌ای دور از اردوگاهش فیلمبرداری می‌کردیم گروهی از سربازان ترک توقیف‌مان کردند.

با این وجود، چنان که انتظارش را داشتیم سرهنگ اسعد برای مصاحبه مشتاق بود و سرانجام از طریق اینترنت با او مصاحبه کردیم.

این کار به نحوی عجیب و غریب انجام شد. در حالی که هوا رو به تاریکی بود، می‌بایست در مزرعه‌ای نزدیک اردوگاه، کامپیوتر و بشقاب کوچک ماهواره‌مان را به راه می‌انداختیم و به وسیله اسکایپ با او سخن می‌گفتیم.

آخر خط

سرهنگ اسعد، با آن سبیل نظامی گیرا، خونسرد و به شیوایی از رئیس رژیمی که نامی مشابه او را یدک می‌کشد انتقاد می‌کند.

او تقریبا هر ساعت با گروه‌هایی از سربازان ناراضی درون سوریه صحبت می‌کند تا آگاهی دقیقی از اوضاع آنجا داشته باشد.

او می‌گوید: "به همه اطمینان می‌دهیم که رئیس جمهور سوریه به آخر خط رسیده است و ملت سوریه برای به زیر کشیدن این دیکتاتور مصمم است".

این از جمله حرف‌هایی است که شورشیان همیشه می‌گویند اما همیشه به واقعیت نمی‌پیوندد، حتی در خلال بهار عربی.

با این‌حال کسانی که بشار اسد را ملاقات کرده‌اند و می‌شناسند اغلب از شخصیت آرام او سخن می‌گویند. البته که او چشم‌پزشک بوده است و از پزشکان به ندرت دیکتاتوری موفق در می‌آید.

گمانه‌زنی‌های زیادی در غرب و همچنین در خاورمیانه بود که اسد از خونریزی‌هایی که خود را ناگزیر از انجامشان می‌دید راضی نیست و بالاخره در مرحله‌ای، راه برون‌رفتی خواهد جست.

سرهنگ اسعد نیز چنین باوری دارد. از او پرسیدم که به نظرش رژیم کی سقوط می‌کند؟

پاسخ داد: "انشالله، به امید خدا خیلی زود. این نظام تا بن، پوک شده است. شاید از بیرون قوی به نظر برسد اما از درون ضعیف است و ناتوان. در سوریه همه این را می‌دانند و برای همین انشالله (رژیم اسد) به زودی سقوط می کند."

باید دید. بدون درگیری بیشتر چنین اتفاقی بعید به نظر می‌رسد و برای انجام آن نیروهای سرهنگ اسعد بایستی بیشتر و کاری‌تر از آنچه هستند، شوند.

شمار سربازان متمرد درون سوریه نامعلوم است؛ اما سرهنگ اسعد بیشتر از صد سرباز فراری در اردوگاه خود ندارد. اگرچه تقریبا هر روز سربازانی در گروه‌های دو و سه نفری به این سوی مرز می‌آیند.

اکراه از جنگ داخلی

به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت همه آنان مشتاق پیوستن به جنگ داخلی علیه حکومت بشار اسد هستند.

در واقع بسیاری از آنان تنها برای پرهیز از خشونت‌های بیشتر سوریه را ترک کرده‌اند و چنان که تجربه خودمان نشان داد تماس با سرهنگ اسعد برای این سربازان چندان ساده نیست، به ویژه اگر بخواهند به پشت مرزها بازگردند.

بین ارتش و سربازانی که نمی‌توانند با دستور شلیک به هم‌میهنانشان کنار بیایند باز هم خشونت در جریان است.

آیا جنگ داخلی در سوریه آغاز شده است؟ پاسخ بسیاری به این پرسش آری است.

احساس من این بود که سرهنگ اسعد در حال حاضر ضرورتا با این پاسخ موافق نیست. اما با بیش از چند هزار کشته و خشم روزافزون سربازان از سرکوبی که وادار به پشتیبانیش شده‌اند، شاید جنگ داخلی به زودی از راه برسد.

و سرهنگ ریاض الاسعد می‌خواهد نقشی مهم در آن ایفا کند.

مطالب مرتبط