پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

حزب توده ایران

نام حزب توده ایران با تحولات سیاسی کشور به خصوص از صنعت ملی شدن نفت تا انقلاب پنجاه و هفت و سال‌های پس از آن گره خورده است. این نام، اکنون چه چیز را تداعی می‌کند؟ تاریخ این حزب را چطور می‌توان ارزیابی کرد؟

در دوره یی از تاریخ ایران، پوشیدن پیراهن سفید و تمیز و شرکت در تظاهرات علیه فاشیسم از مشخصه‌های یک توده یی بود. در دوره یی دیگر، تلاش برای تعمیق تمایلات ضد امپریالیستی آنچه که خط امام نامیده می‌شد و بحث با اعضای گروه‌های دیگر تا از تقابل با جمهوری اسلامی بپرهیزند، هواداران حزب توده ایران را از دیگر فعالان سیاسی متمایز می‌کرد. وجه تمایز دیگر توده یی‌ها غالبا آن بوده که کسی که توده یی است، توده یی باقی می‌ماند. در نگاه منتقدان، این گفته ترجمان آن است که کسی که خشک مغز است خشک مغز باقی می‌ماند و در نگاه معتقدان به حزب این گفته به این معنی است که کسی که تعلق به حزب توده ایران را تجربه کرد آن را با هویت دیگری عوض نمی‌کند. گویی در تلاطم‌های سیاسی هفتاد سال گذشته «توده یی» افزون بر یک فکر، یک فرهنگ، یک منش هم بوده است. شاید به همین دلیل است که حتی آن‌ها که از حزب تودهٔ ایران جدا شده‌اند خود را کماکان به نحوی توده یی می‌پندارند. چرا؟ حزب تودهٔ ایران پیش از هر چیز با چه تداعی می‌شود؟ تیرباران افسران آن بعد از کودتای بیست و هشت مرداد؟ کمک به استقرار جمهوری اسلامی؟ مصاحبه‌ها ی ندامت آلود رهبران آن بعد از سرکوب توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران؟ تاریخ حزب توده ایران به ما چه می‌گوید؟ این سوال‌ها را با مهمان‌های این هفته در میان می‌گذاریم.

در پنل اول علی خدایی سردبیر نشریه راه توده و عضو مشاور کمیته مرکزی حزب در سالی که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به رهبری حزب توده ایران یورش برد و فرهاد فرجاد که او هم در‌‌ همان زمان عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده بود ولی بعد از حزب به دلیل انتقاداتی داشت جدا شد، به سوالات مخاطبان خود در پنل دوم، بیژن پوربهنام و آرمین خامه پاسخ می دهند.