پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

احزاب ایرانی

چرا احزاب آنگونه که باید در ایران رشد نکرده‌اند؟ چه موانعی باعث شده سیاست حزبی در ایران مسدود بماند و احزاب منشا اثر نشوند؟

تا نیمهٔ سدهٔ نوزدهم، حزب سیاسی به مفهوم نوین به جز در دو کشور پدیده‌ای ناشناخته بود. گرد آمدن جمعی همفکر که یک برنامهٔ شناسنامه دار سیاسی را دنبال می‌کنند و برای به کرسی نشاندن این برنامه از طریق تاثیر گذاری بر قدرت سیاسی یا کسب قدرت سیاسی می‌کوشند و اقدام به سازماندهی سیاسی می‌کنند حتی در جوامع صنعتی هم رسم نشده بود. از آن زمان تا نیمهٔ سدهٔ بیستم شاهد رشد انفجاری احزاب سیاسی هستیم نه فقط در کشورهای پیشرفته بلکه در جوامعی که به تازگی با سیاست به عنوان یک ساحت زندگی بشری آشنا شده بودند. انسان سیاسی ظهور کرده بود. ایران هم از این قاعده مستثنی نبود. شور و شوق مشروطیت به سرعت به تاسیس احزاب سیاسی انجامید. اما با گذشت یک سده از آن زمان، سیاست ورزی حزبی در ایران کماکان با الفاظی چون ضعف و رکود و شکست توصیف می‌شود. چرا؟ چرا عرصهٔ سیاست در ایران محل زورآزمایی احزاب سیاسی نیست؟ می‌توان عوامل بیرونی چون استبداد را عمده شمرد یا دلایل را باید در خود احزاب سیاسی جستجو کرد؟

بحث این هفته را با ترکیب متفاوتی از مهمان‌های پرگار تدارک دیده‌ایم. همایون کاتوزیان، صاحب نظری که تاریخ ایران و به طور اخص حیات سیاسی صد سالهٔ اخیر ایران مطالعه کرده و در توضیح رشد نیافتگی نهادهای سیاسی ایران نظریه‌پرداز است، به سوالات آرمین خامه، فریبا شیرازی و کیانوش بوستانی، پاسخ می‌دهد.