بحران خونین و پیچیده سوریه

حق نشر عکس AP
Image caption تشدید عملیات نظامی علیه معترضان پس از آن آغاز شد که اتحادیه عرب در طرح صلح دوم خود خواهان کناره گیری بشار اسد شد

تشخیص قطعیت‌ها و حتی احتمالات در بحران خونباری که سوریه را در بر گرفته، کار بسیار مشکلی است.

عوامل تشکیل دهنده این بحران برای همه ناآشنا هستند؛ برای حکومت سوریه، برای مردم آن، برای کشورهای عرب هم نژادش و همسایگان غیر عربش، ترکیه و اسرائیل، و برای جامعه بین المللی نگرانی که از بیرون به این وقایع می نگرد.

فروپاشی رژیم بشار اسد و به هرج و مرج کشانده شدن سوریه، کشوری که مرکب از گروه‌های قومی و فرقه ای مختلف است، پیامدهای بسیار گسترده‌ای برای منطقه خواهد داشت.

در صورت سقوط حکومت سوریه، نقشه ژئوپولیتیک منطقه تغییر خواهد کرد. برای ایران یکی از راه های اصلی حمایت از حزب الله لبنان بسته خواهد شد و روسیه هم به احتمال زیاد مهمترین متحد عرب خود را از دست خواهد داد.

در عین حال احتمال ظهور یک حکومت سنی مذهب در سوریه – تحت سلطه اسلامگرایان، چنانچه به نظر می رسد در مصر و کشورهای عربی دیگر در حال رخ دادن است - ضرورتا برای کشورهای غربی و اسرائیل خبر چندان مطلوبی نخواهد بود.

'سرکوب شورشیان'

یکی از نکاتی‌که تا حدی می‌شود با قاطعیت در مورد آن صحبت کرد، ادامه سرکوب مخالفان به دست نیروهای دولتی به منظور باز پس گیری کنترل دوباره نقاطی است که در ماه های اخیر به دست مخالفان افتاده است.

وزارت کشور سوریه با انتشار بیانیه‌ای در روز دوشنبه (۶ فوریه)، بر عزم حکومت بر بیرون راندن مخالفان از این نقاط،، یا دست کم شهر حمص و استانی که این شهر در آن قرار دارد، تاکید کرده است.

کاملا مشخص است که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه هم در سفرش به دمشق اقدامی برای جلوگیری از ادامه این سرکوب ها انجام نداده است.

در واقع عملیات نیروهای دولتی علیه مخالفان مسلح از حمص و نواحی اطراف آن فراتر می‌رود.

عملیات اخیر چند روز پس از دیدار وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره در ۲۲ ژانویه آغاز شد. وزرای خارجه در این دیدار طرح صلح جدیدی برای سوریه تهیه کردند که در آن از بشار اسد خواسته شده بود که با کناره گیری از حکومت و واگذاری قدرت به معاون خود، راه را برای تشکیل سریع یک دولت وحدت ملی با مشارکت مخالفان باز کند.

تغییر طرح اتحادیه عرب

مطرح شدن طرح صلح دوم اتحادیه عرب، بدون هیچ تردیدی طرح اولیه اتحادیه عرب را که در ۲ نوامبر ارائه شده بود، نقض کرد. بشار اسد آن طرح را پذیرفته بود و روسیه هنوز هم از آن طرح حمایت می‌کنند.

طرح صلح ماه نوامبر از دو طرف می‌خواست تا به تمام خشونت ها پایان دهند، نیروهای امنیتی حکومت عقب نشینی کنند و به جای خود را به ناظران اعزامی اتحادیه عرب بدهند، زندانیان آزاد شوند و زمینه برای گفتگوهای ملی فراهم شود.

ارائه طرح جدیدی برای صلح و اقدام به ارجاع موضوع سوریه به شورای امنیت سازمان ملل متحد، ظاهرا آقای اسد را متقاعد ساخت که مخالفان عرب او، به ویژه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و قطر، با حمایت کشورهای غربی، از هیچ اقدامی برای سرنگون کردن حکومت او کوتاهی نخواهند کرد.

دمشق پیشتر هم این کشورهای عرب را به حمایت مالی از گروه های مخالف و تامین اسلحه برای آنها از طریق مرزهای سوریه با ترکیه، لبنان، اردن و عراق متهم کرده بود.

بنابراین موج اخیر عملیات نیروهای امنیتی سوریه برای سرکوب معترضان، که بعد از انتشار طرح جدید اتحادیه عرب شروع شد، با هدف بازپس گیری کنترل کانونهای اصلی جمعیت، نابودی مخالفان مسلح و انسداد نقاط مرزی محل انتقال پول و اسلحه آغاز شد.

مصالحه و توافق

گفته می شود مسکو معتقد است که "گروه‌های مسلح تندرو" باید از بین برده شوند چون آنها امکان هرگونه مصالحه بین رژیم و مخالفان را خنثی خواهند کرد.

اگر این تفسیر درست باشد، افزایش عملیات نظامی علیه مخالفان مسلح بیشتر به منظور ایجاد تعادل در سوریه-بعد-از-بحران انجام می گیرد تا اینکه متاثر از این تصور باشد که کلیه تظاهرات را می توان با استفاده از نیروی نظامی فرونشاند.

هر چند که به نظر می‌رسد افزایش عملیات نظامی در سوریه ادامه خواهد داشت، اما ادامه این روند روسیه را در وضعیت راحتی قرار نمی‌دهد.

بعد از آنکه چین و روسیه قطعنامه شورای امنیت در مورد سوریه را که بر اساس طرح دوم اتحادیه عرب تهیه شده بود و در آن از بشار اسد خواسته شده بود کناره گیری کند، وتو کردند، کشورهایی که از این قطعنامه حمایت کرده بودند درصدد پیدا کردن راه چاره دیگری برآمده‌اند.

'نظامی کردن' درگیریها

هرچند که احتمال مداخله نظامی خارجی در سوریه، به آن شکل که در لیبی شاهد آن بودیم، مکررا رد شده است، اما فشارها برای دست زدن به اقداماتی به منظور پایان دادن به کشتارها، از قبیل ایجاد مسیرهایی امن برای انتقال کمک های بشر دوستانه، افزایش یافته است.

ایجاد نوعی ائتلاف رسم یا غیر رسمی برای حمایت از مخالفان حکومت بشار اسد هم یکی دیگر از پیشنهاداتی است که اخیرا از طرف کشورهای مختلف مانند آمریکا، بریتانیا و ترکیه، ارائه شده است.

این پیشنهاد البته به هیچوجه یک پیشنهاد سرراست نیست؛ نه از نظر نظامی و نه از نظر سیاسی.

صحبت کردن درباره مخالفان بشار اسد به عنوان یک گروه یک‌دست، کار مشکلی است چون این مخالفان هم از نظر سیاسی و هم از نظر نظامی با یکدیگر متفاوتند.

گروه اصلی موسوم به “شورای ملی سوریه”، هنوز موفق نشده است که با سایر گروه‌ها بر سر یک موضع مشترک به یک تفاهم کلی برسد.

“شورای ملی سوریه” بطور کلی از ارتش آزاد سوریه حمایت می‌کند، هر چند که اخیرا از سوی یکی از فرماندهان ارشد این ارتش شدیداً مورد انتقاد قرار گرفته است. ارتش آزاد سوریه هم به نوبه خود، با چالشی جدید در غالب یک گروه نظامی جدید به نام شورای عالی نظامی مواجه شده است.

شورای عالی نظامی هفته گذشته تحت رهبری یک افسر عالی رتبه سوری که پس از ترک ارتش سوریه در جنوب ترکیه مستقر شده، تشکیل شده است.

نقش روسیه

اما این مشکلات آنقدرها هم بزرگ نیستند که تحت فشار زمان و وقایعی که در سوریه در حال رخ دادن است، و همینطور با اراده قوی کشورهای خارجی، نتوان بر آن‌ها غلبه کرد.

ولی اگر تلاش ها برای رسیدن به یک توافق بین‌المللی برای پایان دادن به بحران سوریه به نتیجه نرسد، نگرانی روسیه از بابت افزایش حمایت های مخفیانه خارجی از مخالفان بشار اسد، و سوق دادن این کشور به سمت هرج و مرج و تجذیه، و در نتیجه از دست رفتن یک متحد مهم روسیه، تشدید خواهد شد.

روسیه ممکن است به این نتیجه برسد که بهتر است از نفوذ خود در سوریه، که سابقه‌اش به دوران جنگ سرد و اتحاد جماهیر شوروی سابق باز می گردد، استفاده کند و تلاش کند تا با میانجی‌گری و جلب توافق جامعه بین المللی راه حلی برای سوریه بجوید.

شاید هم به همین دلیل دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه در گفتگوی اخیر خود با رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، بار دیگر شورای امنیت را بهترین محل برای بررسی یک استراتژی مورد توافق درباره سوریه توصیف کرد – هر چند که روسیه و چین قطعنامه شورای امنیت در مورد سوریه را وتو کرده اند.

حتی “شورای ملی سوریه” هم علی رغم واکنش خشم آلودش نسبت به وتوی روسیه، نقش این کشور را در رسیدن به یک راه حل منتفی ندانسته است.

این گروه مخالف حکومت سوریه در بیانیه ای گفته است که روسیه هنوز هم می تواند نقش یک میانجی را بازی کند اما "ابتدا باید برای پایان دادن فوری به کشتارها، از نفوذش بر روی این حکومت استفاده کند."

در بیانیه “شورای ملی سوریه” همچنین گفته شده: "فقط پس از توقف کشتارها است که می توان در مورد انتقال قدرت گفتگو کرد، که یکی از شرایط آن (انتقال قدرت) کناره گیری رهبر حکومت است، درخواستی که هزاران سوری جان را خود برای تحققش از دست داده اند."

این دو تقاضا، خواسته های مهمی هستند که کلیه مخالفان رژیم بشار اسد ضمن بررسی موقعیت خود در رابطه با آینده سوریه، بر آن ها به شدت تاکید خواهند داشت.

حامیان اسد

وضعیت سوریه به مراتب از آنچه در مصر، تونس و لیبی روی داد، پیچیده تر است.

در مقایسه با رهبران سه کشور یاد شده، به نظر می‌آید که بشار اسد همچنان از حمایت بخش های قابل توجهی از مردم کشور، که ترکیبی از گروهای قومی و مذهبی مختلف است، برخوردار است. جامعه ای که با عمیق تر شدن بحران، شکاف میان اجزاء آن هم مشخص‌تر می شود.

بشار اسد که پیرو آئین علوی است، بیش از همه بر روی حمایت این اقلیت مذهبی در سوریه اتکا می کند و شکی نیست که این گروه از پیامدهای تغییرات احتمالی در این کشور نگران است.

به نظر می آید که اقلیت های دیگر، به ویژه مسیحیان هم در موقعیتی مشابه قرار دارند. هر چند که در مورد میزان حمایت دروزها و کردها نمی توان تا این حد با اطمینان سخن گفت.

سکولارها و آن دسته از اکثریت سنی سوریه که اهل کسب و تجارت هستند و طبقات متوسط دو شهر بزرگ سوریه، یعنی دمشق و حلب را تشکیل می دهند، تا کنون تمایلی به شرکت در تظاهرات نشان نداده‌اند. بسیاری از این بابت نگرانند که ادامه تظاهرات و ادامه خشونت ها منجر به روی کار آمدن اسلام گراها بشود، به خصوص که توسل به عملیات نظامی بیش از پیش محتمل به نظر می آید.

در عین حال به نظر می آید که حکومت سوریه موفق شده است برای سرکوب تظاهرکنندگان، به استفاده از ارتش و نیروهای امنیتی ادامه دهد بدون آنکه این نیروها متلاشی شوند.

سئوالی که هیچکس، حتی خود رژیم هم جواب آن را نمی داند، این است که حکومت تا کی می تواند از نیروهایی که افسران ارشد و سربازان عادی آن سنی مذهب هستند برای سرکوب ناآرامی هایی استفاده کند که شرکت کنندگان در آن هم اهل سنت اند.

اگر احتمالی برای انتقال قدرت به روشی صلح آمیز در سوریه وجود داشته باشد، نقش روسیه در متقاعد ساختن دولت برای همراهی با این طرح، نقشی بسیار مهم خواهد بود. روسیه احتمالا تنها در صورتی حاضر خواهد بود این نقش را به عهده بگیرد که اطمینان داشته باشد نتیجه آن فقط به سود دولت های غربی نخواهد بود.

مطالب مرتبط