در مدار انتخابات روسیه؛ چرا صداقت واژه‌اى متروك است؟

در این نوشته استیو روزنبرگ خبرنگار بی‌بی‌سی در مسکو به دیدگاهش درباره روسیه در آستانه انتخابات پرداخته است:

اخیرا که در مناطق کوهستانى اورال بودم، داشتم کانال‌هاى تلویزیون را عوض مى‌کردم که تقریبا شوکه شدم.

در بخش اخبار منطقه‌اى، یک دانش‌آموز شیوه‌هاى تقلبش در امتحان را به رخ مى‌کشید. او در برنامه‌اى راجع به تقلب ظاهر شده بود که ۵۰ راه مختلف گول زدن ممتحن‌ها را نشان مى‌داد.

به بینندگان برگه‌هاى تقلب مختلفى نشان داده مى‌شد؛ ریزه‌ها زیر ناخن پنهان مى‌شدند، کمى بزرگترها زیر دامن و بعضى‌ها که قابل دیدن بودند روى نوارهاى مات. آنچه مرا حیرت‌زده کرد مصاحبه با معلمى بود که گفت همه اینها را مى‌دانسته است.

چند روز بعد در قطارى به سمت مسکو مى‌رفتم. وقتى مسئول بلیط رسید معلوم شد که خیلى از مسافران بلیط نخریده‌اند و به آنها گفته شد که در ایستگاه بعدى پیاده شوند.

همه اینها باعث شد فکرم به سطح صداقت – یا در واقع بى‌صداقتى – در طول تاریخ روسیه جلب شود.

آنتون نوزیک، وبلاگ‌نویس محبوب و موسس شرکتى اینترنتى، به من توضیح داد: "جریان مداوم و پیوسته‌اى از دروغ بر روسیه حاکم بوده است و مردم همیشه ناچار به تقلب بوده‌اند."

او اضافه کرد: "ما را براى خیلى از کارهایى که ناصادقانه انجام مى‌دهیم سرزنش مى‌کنند، اما از طرف دیگر حکومت با مانع شدن از دستیابى درستکارانه ما به چیزى که مى‌خواهیم، این را به ما تحمیل کرده است. هرگز ما را رها نکرده‌اند، نه در دوران تزار، نه دوران بلشویک‌ها و نه در روسیه پس از شوروى و عهد یلتسین/پوتین."

حق نشر عکس Getty

در دسامبر گذشته هم ده‌ها هزار از اهالى مسکو به خیابان‌ها ریختند تا از دولت بخواهند دست از تقلب بردارد. آنها با اعتقاد به این که مقامات راى‌هایشان را در انتخابات پارلمانى دزدیده‌اند، فریاد مى‌زدند: "ما انتخابات سالم مى‌خواهیم."

چرا در کشورى که اغلب با بى‌صداقتى کنار مى‌آمده ناگهان عده‌اى به نفى آن مى‌پردازند؟

آنتون نوزیک به یاد مى‌آورد که "ما در سال ۲۰۰۷ وقتى حزب کمونیست به دادگاه عالى رفت، از آن پشتیبانى نکردیم. این حزب، پرونده‌ای ۲۰۰ جلدى درباره ادعای فساد انتخاباتى را به دادگاه برد، اما اهمیتى ندادیم. ما حکومت را به حال خودش گذاشتیم، چون حکومت هم ما را به حال خودمان گذاشته بود."

این وبلاگ‌نویس روس معتقد است که همه چیز از ۲۴ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی عوض شده است. یعنی وقتى که پوتین اعلام کرد دوباره براى ریاست‌جمهورى نامزد خواهد شد. به خصوص که او اعتراف کرد خیلى پیشتر براى بازگشت به کرملین با مدودف توافقى مخفیانه کرده است.

آنتون نوزیک مى‌گوید: "این مثل یک سیلى به صورتمان بود. نمایشى از این که پوتین مى‌تواند هر آنچه دلش مى‌خواهد بکند و اهمیتى ندهد که ما چه فکر مى‌کنیم. مردم از این که نظرشان به هیچ گرفته شده، زبانشان بند آمده بود."

برخى دیگر معتقدند که این تنها "سیلى به صورت" روس‌ها نبود که آنان را در پاکسازى ساختار سیاسى مصمم کرد؛ النا پامفیلووا، رییس سازمان شفافیت بین‌المللى در روسیه مى‌گوید: "روس‌ها تشخیص درست از غلط را آموخته‌اند."

او می‌گوید: "از بچه ۴ ساله انتظار ندارید از جبر و ریاضیات سر در بیاورد. ولى وقتى ۲۰ سالش شد، باید بلد باشد. درباره ارزش‌ها هم همین است: تقلب یا عدم تقلب. دزدى یا ندزدیدن. ترمیم انتخابات یا با نواقص ولش کردن."

آنتون نوزیک فکر مى‌کند که سفرهاى خارجى باعث شده است طبقه متوسط روسیه به دنبال داشتن جامعه درست‌ترى باشد.

او مى‌گوید: "جاهایى مثل نیوانگلند در ایالات متحده هستند که شما ماشینتان را قفل نمى‌کنید."

"وقتى تجربه قفل نکردن ماشین را داشته باشید، حسرتش را مى‌خورید. مى‌خواهید در کشورى زندگى کنید که لازم نباشد ماشینتان را قفل کنید و اگر زندگى این چنینى مى‌خواهید، باید بخشى از جامعه متمدن شوید."

البته این به معناى آن نیست که روس‌‌ها یک شبه برگه‌هاى تقلبشان را پاره مى‌کنند، براى خریدن بلیط قطار صف مى‌کشند و از دانلود قاچاقى از اینترنت منصرف مى‌شوند.

حق نشر عکس AFP

تغییر نگرش‌ها زمان مى‌برد و آنچه در مسکو به یک جنبش عمومى براى انتخابات سالم بدل شده، از حمایت کمترى در خارج از پایتخت برخوردار است.

حتى آنهایى که به دنبال پاسخگویی جدی دولت هستند هم تصدیق مى‌کنند که ساخت و بناى جامعه‌اى درستکارتر طول مى‌کشد.

فیلمى به اسم "اژدها را بکش" که ماجرایش در دوران شوروى مى‌گذرد، روى اینترنت به نمادى در دست افرادی تبدل شده است که فکر مى‌کنند روس‌ها باید پیش از اصلاح جامعه، هیولاهاى به جا مانده از گذشته را در درون خودشان بکشند.

سرگئى یاوکولف، از فعالان مخالف دولت، مى‌گوید: "کشتن اژدهاى درون خودمان یعنى این که براى راستى فریاد بکشیم. از تحمل دروغ دست برداریم و واقعا مردمان بهترى شویم."

او اضافه می‌کند: "باید به انتقاد از خودمان بنشینیم. هیولا درون خود ماست و باید از سر راهمان کنارش بزنیم. این وظیفه نسل ماست تا امور را دگرگون کند. پدران و مادرانمان بهانه‌هایى داشتند، یعنی وجود حکومتى تمامیت‌خواه. پیش از آن هم جنگ جهانى و قبل از آن، انقلاب. اما ما هیچ بهانه‌اى نداریم. این وظیفه به عهده ماست که اوضاع را عوض کنیم."

مطالب مرتبط