"بخارای شریف" نخستین روزنامه فارسی‌زبان در آسیای میانه

بخارای شریف حق نشر عکس BBC World Service
Image caption شماره نخست روزنامه "بخارای شریف" ۱۱ مارس سال ۱۹۱۲ به طبع رسیده، به روزنامه‌نگاری تاجیک پایه گذاشت

روز ۱۱ مارس سال ۲۰۱۲ به نشر نخست‌روزنامه فارسی تاجیکی در ورارود - "بخارای شریف" که به روزنامه‌نگاری تاجیک اساس گذاشت، ۱۰۰ سال پر می‌شود.

در صد سال فعالیتش مطبوعات فارسی تاجیکی مشکلات زیادی را از سر گذراند: در دوران امارت بخارا اهل دربار و روحانیان محافظه‌کار با هر واسطه مردم را از روزنامه‌خوانی دور نگه داشتن می‌خواستند.

بنا به تأکید استاد عینی، "جوانان بخارا کیها باز (مدت‌ها پیش) در فکر نشر روزنامه‌ای بودند، لیکن چاره این را نمی‌یافتند. زیرا حکومت بخارا که به یگان کار عادی مدنی راه نمی‌داد، به نشر روزنامه‌ای که در پیش نظرش چون مفتشی شدنش ممکن بود، چه گونه راه داده می‌توانست."

"الچی‌خانه (سفارت) حکومت روس به نشر یک روزنامه آزادفکر رخصت دادن آن طرف ایستد، به این کار از حکومت امیر هم بیشتر مانع می‌شد."

در سال‌های اول تأسیس دولت شوروی، بنا به سر حاکمیت آمدن پانترکیست‌ها، چه در جمهوری ترکستان شوروی و چه جمهوری خلق شورایی بخارا، با پشتبانی رهبران وقت شوروی، با هر راه و وسیله به طبع و نشر جریده و مجله، تأسیس مکاتب نو و انتشار کتاب‌های درسی برای فرزندان مردم تاجیک با زبان مادری‌اشان مانعه ایجاد می‌کردند. ولی با این همه مانعه و مشکلات، ۱۱ مارس سال ۱۹۱۲، شماره نخست روزنامه "بخارای شریف" به طبع رسیده و به روزنامه‌نگاری تاجیک پایه گذاشت.

زمینه‌های پیدایش روزنامه

سفر اهل علم و معرفت به ممالک مترقی دنیا و آشنایی آن‌ها با کامیابی و موفقیت، دست‌آورد و نوگانی‌های مردمان کشورهای دیگر همیشه منفعت‌آور است که علامه احمد دانش با دیدن یک مملکت نسبتاً مترقی دنیا، روسیه، عالم نوی را کشف کرد و به خلاصه آمد که نظام نو جهان باعث ترقی و تمدن اهل فرنگ گردیده است.

پیروان و شاگردان او در آخر سده ۱۹ و آغاز سده ۲۰ به طفیل سفرهای زیادشان و آشنایی با ممالک شرق و غرب به این نتیجه رسیدند که مردم بیدار و هشیار رو به ترقی آورده، اما اهل بخارا در خواب غفلتند.

از جانب دیگر، تأسیس روزنامه‌های فارسی در سده ۱۹، در سرزمین‌های مختلف - هندوستان و ایران، ترکیه و افغانستان، مصر و انگلستان و به رغم همه مانعه‌ها، نشریه‌های فارسی آخر سده ۱۹ و آغاز سده ۲۰ "اختر"، "قانون"، "حب المتین"، "پرورش"، "چهره‌نما"، جریده و مجله‌های ترکی و تاتاری و آذربایجانی "صراط المستقیم"، "ترجمان"، "ملا نصرالدین" و مانند این‌ها، دسترس منورفکران و اصلاح‌طلبان آسیای میانه‌ می‌گردید که از بین آدمان عادی نیز کسان نظرکننده به مطبوعات پیدا شدن گرفتند (پیوسته پیدا می‌شدند).

تحولات و دگرگونی‌ها، جنبش و انقلاب‌های پی هم در آغاز سده ۲۰ و آشنایی منورفکران و ترقی‌خواهان تاجیک با ادبیات و مطبوعات همزبانان و خلق‌های دیگر در امر بیداری و تشکل تجددخواهی، پیوند جنبش اصلاح‌طلبانه جدید بخارا با امواج نهضت مشروطه و آزادی‌خواهان کشورهای دیگر نقش مهم بازید.

روشنفکران و ترقی‌خواهان، بخارا با وجود محدودیت فعالیتشان و تعقیب آشکار و نهان از جانب حکومتداران، با هر راه و واسطه می‌کوشیدند که کمبود و نارسایی‌های جامعه را رفع ساخته و مردم بخارا را به سوی ترقی و تمدن هدایت نمایند. مکتب جدید عبدالواحد منظِم که همراه با شریک‌درسانش، صدرالدین عینی، حمیدخواجه مهری و احمدجان حمدی، تأسیس داده بود، در مدت کوتاه در بین مردم اعتبار و نفوذ زیادی پیدا کرده و باعث ایجاد مبارزه آشکار نوگرایان و محافظه‌کاران گردید.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عینی: حکومت بخارا که به یگان کار عادی مدنی راه نمی‌داد، به نشر روزنامه‌ای که در پیش نظرش، چون مفتشی شدنش ممکن بود، چه گونه راه داده می‌توانست؟

کتاب‌های "مناظره" و "بیانات سیاح هندی" فطرت، "تحف اهل بخارا"ی میرزاسراج حکیم نیز برای توسعه و گسترش ‌اندیشه‌های معارف‌پروری انشاء گردید. فطرت از نام یک فرنگی تأکید داشت که "اگر مطالعه جراید اسلامی را حرام نگفته، بلکه خودتان نیز گاها می‌خواندید، امروز علاج درد اسلام را از من که کافرم، نمی‌پرسیدید."

به نظر معارف‌پرور تاجیک، مطبوعات، از یک طرف، درمانبخش دردهای جامعه و از جانب دیگر، ترغیبگر اخلاق خوب و نیکوست که بدین معنی در جای دیگر کتابش "مناظره"، در بحث مدرس بخارایی با فرنگی، تأکید می‌کند: "مطبعه گشاده، خلق را به واسطه جراید به اخلاق حسنه ترغیب نمایید."

میرزا سراج حکیم، آگاه از وضع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بخارا، بعد سفرهای طولانی به ممالک شرق و غرب برای هموطانانش "تحف اهل بخارا" را پیشکش نمود و سبب به این کار خیر دست زدنش را چنین توضیح داده است:

"چون در فرنگستان و روسیه رسم است که سیاحان آن جا محضِ کسب کردن اطلاع از چگونگی ملل عالم و معلومات حاصل نمودن از فرق مختلف ربع مسکن و دانستن تمام بهر و بری روی زمین، سال‌های دراز با مشقت‌های زیاد و زحمت‌های جان‌گداز، ملک به ملک، شهر به شهر رفته، آبادی‌ها و خرابی‌های دنیا را دیده، ترقی هر ملل و فرقه را فهمیده، همه را به سلک تحریر درآورده، تقدیم برادران دینی و وطنی خویش می‌دارند."

"آن همه ملک‌گیری و فتوحات پی در پی دول فرنگ از نتیجه سیاحت مردمان باعلم آن‌هاست. نتیجه کشف آمریکا اول از برکت علم، بعد از همت سیاحت است. این خادم ملت نیز به آنان تأسی نموده، بعد از آن همه سفر و سیاحت چندین ساله اجمالی، خود را که با تجربیاتی که از این مسافرت‌ها حاصل نمودم، به سلک تحریر درآورده، درج این مجله نموده، تقدیم ملت خود نمودم."

ادیب نو‌اندیش، همه ملک‌گیری و فتوحات پی در پیی دول فرنگ را در سیاحت مردمان باعلم آن‌ها دریافته و کشف آمریکا را اول در برکت علم و بعد از همت سیاحت دانسته است.

آن همه تجربه و سبق‌هایی که حین سفر و سیاحت خود آموخته است، چنین به رشته نظم کشیده است:

چیست سفر؟ مایه علم و هنر چیست سفر؟ تجربه خیر و شر هست سفر مایه انجام‌ها هست سفر پخته‌کن خام‌ها هر که سفر کرد، خورد زهر و قند هر که سفر کرد، شد هوشمند هر که از این شربت ما نوش کرد کشمکش دهر فراموش کرد آن چه در اثنای سفر دیده شد بی کم و نقصان، همه واچیده شد

همین برکت علم و همت سیاحت بود که بعد بازگشت از سفر، میرزا سراج حکیم همراه با ترقی‌خواه دیگر میرزا محی‌الدین منصور، تاجر مشهور بخارا، در پی تأسیس یک روزنامه تاجیکی شد.

چاره‌سازی میرزا محی‌الدین و میرزا سراج حکیم

سال ۱۹۱۲، میرزا محی‌الدین منصور و میرزا سراج حکیم، بنا به اطلاع استاد عینی، "اول مدیر مطبعه کاگان، لِوین یهودی، را دیده، به وی از نشر روزنامه وعده منفعت زیادی نشان داده، او را به میدان انداختند."

"لوین به امید فایده به میدان برآمده، در این باره به الچی‌خانه موراجعة کرد. میرزا محی‌الدین هم که با کارهای تجارتش با الچی‌خانه رفت و آی داشت، طرف رخصت دادن به روزنامه را گرفت و برای به اداره‌های روس شناساندن مردم بخارا، برای رواج پخته‌کاری (پنبه‌کاری) لازم بودن روزنامه را فهمانده، برای اطمینان خاطر الچی‌خانه، حیدرخواجه میربدل‌اف را که در آن جا خدمت مترجمی را به جا می‌آورد، به مدیری روزنامه توصیه کرد. سفارتخانه به شرط در دست خودش بودن حق سنزوری (سانسور)، از حکومت بخارا برای نشر روزنامه به نام لوین و حیدرخواجه امتیاز و اجازة گرفته داد."

روشنفکران و ترقی‌خواهان بخارا برای محرری (ویراستاری)، از باکو میرزا جلال یوسف‌زاده را دعوت کردند که در کار طبع و نشر تجربه کافی و با روزنامه و مجله‌های قفقاز همکاری دائمی داشت. در مجله نامدار آذربایجان، "ملا نصرالدین" که در تفلیس چاپ می‌شد و در بخارا هم اخلاص‌مندان و هواداران زیادی داشت و در مکتب ایجادی دو تن از ادیبان معروف آذربایجان میرزا جلیل محمدقلی‌زاده و علی‌اکبر صابر که بنیانگذار و سردبیر ماهوار (ماه‌نامه) مذکور بودند، چون ادیب و روزنامه‌نگار ورزیده به کمال رسیده است.

او زبان فارسی را خوب می‌دانست و از آثار ادیبان فارسی‌زبان بهره زیادی برداشته بود که محض به شرافت میرزا جلال، نخست‌روزنامه تاجیکی "بخارای شریف" نه تنها در قلمرو امارت و بین مردم آسیای میانه‌، بلکه ایران و افغانستان، روسیه و هندوستان و قفقاز و ترکیه و دیگر ممالک مسلمانی مشتری و خواننده پیدا کرد.

این روزنامه در چهار ماه اول، هفته‌ای شش مراتبه و بعد تأسیس روزنامه "توران" به زبان ازبکی، هفته‌ای چهار بار چاپ می‌شد.

از بس که خراجات چاپ بیشتر گردیده، فایده کمتر بود، لوین بعد نشر چند شماره از صاحب‌امتیازی روزنامه دست کشید و جوان‌بخارایان با جمع‌آوری مبلغ برای ادامه‌ نشر روزنامه، شرکت "بخارای شریف" را صاحب‌امتیاز روزنامه اعلان کردند و در شماره‌های آخر خود خبر دادند که به برکت "کمک ترقی‌خواهان و ارباب همت و حمیت بخارا" مشکلات مالی روزنامه رفع و امکان ادامه‌ نشرش فراهم گردیده است.

غایه آمال روزنامه

میرزاجلال در شماره اولین "بخارای شریف" اعلام داشت که "صحیفات روزنامه ما به جهت تحریرات علمیه و ادبیه و فنیه و بلعموماً مقالات نافیه باز است. مقالات مغایر با مسلک ترقی‌خواهانه درج نخواهد گردید" و این نکته بسا مهم است در مشخصات مقصد و مرام و غایه و آمال روزنامه.

برای خاطرجمعی حکومتداران بخارا و سفارتخانه روس در همین شماره تأکید شده است که "میزان مندرجات، مطابقت قرآن شریف و ضرورت اسلام خواهد بود. روزنامه ما از یارمارکه‌ها (بازارهای مکاره)، مثل نیژنیناوغورود (نیژنی‌نوگرود - شهری در روسیه) و غیره معلمات داده، از مال التجاره داخل و خارج و محصولات بخارای شریف و اطراف و توابع آن، مثل پنبه، پشم، پوست کراقول، قیمت میزان نان، گوشت، ابریشم، چای و غیره اطلاعات خواهد داد."

"مقسد و مسلک 'بخارای شریف' بترقی بوده، احتیاجات و لوازم اهالی بخارا و عموم اسلام را شرح خواهد نمود: در انتشار نمودن و حسن اجتماع ساعی خواهد بود."

"مندرجات عمومیه: تلغرافات اجنت پطربورغ، مقامات علمیه، حکایات تاریخ، مستخبرات اسلامبول، مدینه منوره، مصر، تهران، تبریز، رشت، تاشکند، مرغیلان، اندیجان، خجند، سمرقند، ترجمه احوال اشخاص مشهورین."

میرزاجلال، از یک طرف با تأکید به ابراز ‌اندیشه و ملاحظه در دایره قرآن شریف و احکام اسلام، حکومتداران و روحانیان بخارا را خاطرجمع و از طرف دیگر، با نیت اطلاع‌رسانی دائمی از بازارهای مکاره، مال‌های تجاری داخلی و خارجی کارمندان سفارت روسیه را دل‌پُر می‌ساخت که این روزنامه هم چون نشریه‌های رسمی حکومت پادشاهی در ترکستان به منفعت آن‌ها خدمت خواهد کرد.

در نخست‌شماره روزنامه آمده که "تا به حال در بخارای شریف به نشر روزنامه مطوسل نشده‌اند" و "علت اصلی و سبب عدم روزنامه در چنین نقطه و مرکز مهم، آن بوده است که از جهت امر مادی کسی جلو نیفتاده، تا مطبعه و لوازم را مهیا نماید. چون الحال مطبعه حاضر است، شروع به تأسیس و نشر همین ورق‌پاره می‌کنیم."

بعدتر نوشته که هرچند "امارت بخارا دارای سه میلیون نفوس است، تا اکنون اهالی ترکستان و ماوراءالنهر یک روزنامه به زبان ملی و اسلامی خود نداشتند. حالا از غیرت و همت ملتپسندانه چند نفر معارفپرور و ترقیخواهان بخارای شریف این روزنامه مسما به "بخارای شریف" به زبان فارسی که زبان رسمی بخارا هست، تأسیس شده و از عدم به وجود آمده و به طبع و نشر آن اقدام نموده شد. حالا برای ۹-۱۰ میلیون نفوس اسلامی ترکستان و ماوراءالنهر همین یک روزنامه است و فقط."

نظری به شماره اول

محرر روزنامه میرزاجلال یوسف‌زاده در صفحه اول شماره یکم، مقاله "غایه آمال" را پیشکش خوانندگان نموده و از خوانندگان، شرکت فعال را در طبع و نشر روزنامه تقاضا و خواهش داشت که "اول در همراهی و معاونت ما مضایقه نفرمایید. ثانیاً، هرچه از مندرجات روزنامه در نظرشان نابجا آمد، به شرح و تفصیل به اداره نویسند که اگر سهو از جانب ماست، با اطمینان و تشکر اصلاح سهو خود نموده باشیم. اگر سهو و اشتباه از جهت نقصان و قصور افاده برهان است که در تکمیلش بکوشیم. مخصوصاً، ترقی انسانیت بیش از همه چیز با انتقادات صحیحه می‌تواند بود."

صفحه دوم و سوم شماره اول روزنامه را خبری از مرگ ولیعهد سید میرعبدالرسول، تحت عنوان "تأسف"، در "اخطار" با زبان ترکی در باره در صورت اجازه بعضاً چاپ مقاله‌های ترکی در روزنامه "بخارای شریف"، سلسله‌خبرهای "تلگرافاتی که دهم مارت به اداره ما رسیده است"، مقاله میرزا سراج حکیم "بعضی فواید روزنامه"، سلسله "اخبار محلی" با امضای "بخارایی"، خبرهای "سیاحت وزیر جنگ به ترکستان"، در خصوص تشریف وزیر جنگ روسیه به ترکستان از ۲۱ مارس تا ۳۱ مارس و نیت بازدیدهایش از تاشکند و سمرقند، بخارا و چارجوی، عشق‌آباد و کُشکی و اندیجان، "محاربه ترکیه و ایتالیا" و چند خبر و اعلان تجارتی را در بر گرفته است.

این جا به یک نکته باید روشنی انداخت که برادر گرامی نجم‌الدین کاویانی در نگاشته‌اش "پژوهش بر زمانه و کارنامه روزنامه 'بخارای شریف'" در مجله "آریای برون‌مرزی" در تکیه به گفته مؤلفان "تاریخ مطبوعات تاجیک" تأکید کرده که "تجددخواهان بخارا بخوبی آگاه بودند که روحانیان و کلتک‌داران (کلتک - چماق) امیر می‌توانند در زمینه پخش روزنامه مانعه ایجاد کنند. از این رو، آقایان ق. ل. لوین، حیدرخواجه میربدل‌اف به قوش‌بیگی (صدر اعضم) بخارا میرزا نثر‌الله، مراجعة کردند و از او درخواست نمودند که نامه‌ای مبنی بر حمایت از نشر و پخش روزنامه 'بخارای شریف' انتشار بدهد و او همچنین نامه‌ای را صادر کرد. روزنامه، 'ریضایت‌نام' قوش‌بیگی را چاپ کرد که در آن آمده بود: "هر کسی که به روزنامه مذکور مشتری شوند، اختیار دارند، ما با آن مانع نمی‌شویم."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در صفحه دوم و سوم "بخارای شریف" بیشتر مسأله‌های معارف، کشوارزی، آب‌یاری، پنبه‌کاری، پیله‌پروری، حفظ صحت عامه، بازرگانی مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت

متأسفانه، چنین "رضایت‌نامه" قوش‌بیگی در شماره نخستین و شماره‌های اول روزنامه به چشم نخورد. ولی تحت عنوان عمومی "اخبار محلی و ترکستان" در شماره سوم روزنامه به چنین مضمون اعلان به طبع رسیده است: "اداره روزنامه به خوانندگان گرامی خود اخطار می‌کند که تا باز شدن اداره در بخارا مشتری‌های سالیانه و ششماهه می‌توانند به کتاب‌فروش سعیدمرادخواجه رجوع نموده، مشتری شوند. معلوم می‌شود که فروشندگان روزنامه به قیمت خاطرخواه خود می‌‌فروشند. اداره به مشترکین اعلام اخطار می‌نماید که از طرف اداره به روزنامه ما سه تین قیمت گذاشته شده است. توقوع می‌کنیم که از این قیمت گرانتر نخرید."

در خبر دیگر همین سلسله، از خصوص پیشنهاد شماره اول به نماینده سیاسی امپراتوری روسیه، امیر بخارا، قوش‌بیگی و قاضی‌کلان (قاضی‌القضات) اطلاع داده است: "روز یکشنبه، بعد نشر نمره اول روزنامه ما، ناشر روزنامه در چهار پاپکه (پوشه) چهار نمره به "پالیتیچسکی آگینت" (کاردار سیاسی) اعلی‌حضرت امپراطوری نشان داده است که یکی برای جناب عالی امیر و یکی برای خود جناب "پالیتیچیسکی آگینت" روسیه در بخارا و یکی برای جناب قوشبیگی و یکی برای جناب قازیکلان است."

از آگنتگری (آژانس) سیاسی ناشر ما به همراهی برادر توقسبا (یک درجه نظامی در امارت بخارا) خدمت قوشبیگی مشرف گشته و دو پاپکه (پوشه) به ایشان پیشنهاد نمودند: یکی برای جناب عالی امیر و یکی برای خود جناب قوشبیگی. ایشان از مضمون روزنامه مطلع گردیده، در باره محررین روزنامه سؤال نموده و بعد مرحمتاً ناشر را مرخص فرمودند.

وقت پیشنهاد نمودن پاپکه (پوشه) قازیکلان از نشر روزنامه که از اخبار عالم مردم را خبردار می‌کند، اظهار شادمانی فرموده‌اند. بعد، ناشر را به سر دستورخوان دعوت نموده و با شیرینی مرخص نموده‌اند."

بی شک و شبهه، راه‌اندازی چنین طرز معامله و پیشکش شماره اول روزنامه به امیر، قوشبیگی (صدر اعظم) و قازیکلان (قاضی‌القضات) و نشر خبر با خوشنودی استقبال شدن ناشر روزنامه از جانب قوشبیگی و قازیکلان چون رضایت‌نامه امارت خدمت کرده که مردم بی هیچ ممانیعت به روزنامه "بخارای شریف" آبونه شوند.

در صفحه دوم و سوم بیشتر مسئله‌های معارف، کشاورزی، آب‌یاری، پنبه‌کاری، پیله‌پروری، حفظ صحت عامه، بازرگانی مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت.

نامه‌های خوانندگان که خصوصیت انتقادی و اصلاحی داشت، زیر عنوان "نامه‌های وارد"، "مکتب از بخارا و سمرقند" نشر می‌شد.

برخی از نگاشته‌ها از داخل و خارج به امضای "مخبر مخصوص" چاپ شده است که روزنامه در عشق‌آباد، سمرقند، استانبول و دیگر شهرها خبرنگار داشته است.

وظایف روزنامه از نگاه بنیانگذار

میرزا سراج حکیم، چون یکی از بنیانگذاران نشریه "بخارای شریف"، با شرح "مطبعه‌ها اخبارات یومیه را از مکتوب و تلگراف چاپ کرده، در میان اهالی منتشر می‌کنند و در خارجه هم با واسطه پست‌خانه‌ها می‌فرستند و نام آن گونه اوراق را گزیته، یعنی جریده می‌گویند که این جریده مذکور، در باب هر گونه مطالب بحث می‌کند و سخن می‌رساند و مندرجات آن عبارت است از اقتصادی، یعنی کارهای تجارتی و سیاسی، علم دهقانی، معیشت و اخلاق" در مقاله‌اش "بعضی از فواید روزنامه" هدف تأسیس روزنامه را شرح و ایضاح داده و آن را "آیینه جهان‌نمای همه خلق عالم" قلمداد و "همه مردم را از ظلمات جهالت و نادانی برآورده، داخل به روشنایی علم و عرفان می‌سازد. روزنامه چیزیست که جمله را واقف حال همدیگر می‌کند، اگر مایان امروز جراید خوانیم، بعد می‌فهمیم که زندگانی و معیشت اروپا چه گونه بوده است"، معنیداد کرده است.

با تأکید به "هر فردی از افراد بشر ملتفت این معنی بوده و هست که خبردار بودن، بهتر از بی‌خبری است و دانستن، افضل از نادانی"، نقش جریده را در معرفت عمومی توضیح و ترجیح داده، چون دیگر معارف‌پروران و تجددخواهان بر آن بود که "جریده هر ملت زبان گویای همان ملت است و ملتی که جریده ندارد، گویا زبان ندارد و حال آدم بی‌زبان هم به همه کس معلوم است".

این معنی در "سیاحتنامه ابراهیم‌بیک"، ادیب معارف‌پرور ایران، زین‌العابدین مراغیه‌ای، به طرز "سبب عمده ترقیات ملل مغرب زمین از میامین (سعادت) مطبوعات آن مملکت‌های نیکبخت است که تمام نقائص اوطان خودشان را از هر طبقه‌ای از طبقات ملت و از هر شعبه‌ای از شعبات مملکت که دیده و می‌شنوند، پس از حصول اطمینان کامل و صدق آن مشهودات و مصموعات خودشان را بدون هیچ ملاحظات شخصیه و اغراض نفسیه در صحائف اوراق مطبوعه به پیش انظار عمویه گذاشته، مرجه کار را به اصلاح آن نقصان دعوت می‌کنند".

یعنی یکی از وظیفه‌های مهم مطبوعات، افشای نقصانات بعد حصول اطمینان کامل بوده است که آن را امروز حقیقت‌نگاری به قلم می‌دهیم. محض به طفیل مطبوعات حقیقت‌نگارشان کشورهای دیگر ترقی و رشد کرده‌اند که "مرجه کار نیز به محض شنیدن یادآوری مطبوعات بدون فوت دقیقه به تحقیق آن نقصان اقدام کرده، هر گاه قول مطبوعات صحیح است، فوراً اسباب اصلاح آن را فراهم آورده، از گوینده هم تشکر می‌کند. اگر احیاناً اشتباهی در کار باشد، آن را هم به زبان خوشی بیان کرده، به رفع اشتباه مطبوعات می‌پردازد."

این جا مسئولیت و روابط دوطرفه با کمال مسئولیت پرداختن مطبوعات به افشای کمبود و نقصان و کوشیدن مسئولین با کمال میل به اصلاح و رفع آن خیلی خوب بیان گردیده است که به نظر معارف‌پرور معروف ایرانی "سکنه خوشبخت آن صحفات را هم زبان گویا هست، هم دیده بینا و هم گوش شنوا." آن‌ها افسوس می‌خوردند که "بدبختانه از آن سه نعمت محرومیم."

آگهی‌ها و پیام‌های بازرگانی

صفحه چهارم شماره اول "بخارای شریف" پره به خبرهای تجاری و آگهی اختصاص یافته، عنوان ۳۵ نامگوی کتاب‌های نو نشریات کتب اسلامی لوین در بخارای نو، از قبیل "دیوان بزرگ حافظ"، "بیدل"، "دیوان مشرب"، "بیاض" با نرخش و ۵ اعلان و آگهی جای داده شده است.

مطالب شماره اول نخست‌روزنامه تاجیکی "بخارای شریف" به آن دلالت می‌کند که با تأسیس آن بنیانگذاران و مؤسسان، دو هدف داشته‌اند: اطلاع‌رسانی و کسب منفعت مالی.

برای انتشار اعلان و آگهی و خبرهای تجاری در صفحات سوم و چهارم، مؤسس و اداره روزنامه، ۲۰ تین و در صفحه اول و دوم، ۳۰ تین مقرر نموده بود که اقتصاد بازاری چنین مناسبت را تقاضا می‌کند. قسم زیاد رسانه‌های خبری کشورهای جهان فعالیت خود را از همین حساب به راه مانده‌اند که در دوران شوروی و سال‌های اول صاحب‌استقلالی کشورمان چنین طرز فعالیت ممنوع بود.

با گذشت سال‌ها، رسانه‌های خبری تاجیکستان باز به این طرز و اصول برگشتند که امروز از این حساب برخی از رسانه‌های خبری کشور مبلغ معینی به دست می‌‌آورند و آن هم همان ادامه‌ عنعنه نخست‌روزنامه‌های ماست.

میرزاجلال و انعکاس مسائل مهم زمان

میرزا جلال یوسف‌زاده چون سرمحرر (سردبیر) روزنامه، در انعکاس مسائل مهم امارت بخارا و جهان از ژانرهای گوناگون استفاده می‌کرد. خبر در روزنامه "بخارای شریف" جایگاه ویژه داشت که زیر عنوان اخبار داخله، خارجه، محلی، تجاری، صنعتی و تلگرافی به طبع رسیده است. در خبرهای خارجی انعکاس جنگ ایتالیا و امپراتوری عثمانی موقع بیشتر را کسب کرده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پیوند گل‌مرادزاده: نخست‌روزنامه تاجیکی "بخارای شریف" روزنه‌ای بود که در تیره‌شب‌های بخارای دوران منغیتیه به سر مردم نور معرفت می‌پاشید

میرزا جلال نه تنها خوانندگان را از واقعه و رویداد داخل و عالم خبردار می‌کرد، بلکه برای چیدن دُر معنی، درِ خزینه معرفت را باز می‌نمود، تا که خود را شناسند و هم به حوادث عالم به چشم عبرت نگرند.

در مقاله "چی باید کرد؟" این معنی خیلی خوب توضیح و ایضاح یافته است: "هر که نگاه به عنوان ما فرماید، خواهد گفت، در چی خصوص شما می‌گویید، چه باید کرد؟ عرض می‌کنیم: در همه حالت چی باید کرد؟" و به گذشته ملت کهن‌تاریخ آریایی رو آورده، از بزرگانی چون فردوسی، امام غزالی، فخر‌الدین راضی، امام بخاری و سعدی و حافظ یادآور می‌شود که به طفیل فیض و برکت تعلیم و دانش، اشعار و سیر معنی گفتار آن‌ها زمانی مردم فارسی‌گوی، "ناز به سکنه فردوس" می‌نمودیم.

به این روزنامه‌نگار نکته‌سنج و واقع‌بین اقرار و تأکید محتاجی و ناتوانی اهل اسلام، گران بود، ولی انکار واقعیت گران‌تر!

"وقتی که در عالم بشریت ذکری از جمعیت نبود، اولاد آدم بیشترشان در بیابان‌ها و جنگلستان، مثل حیوانات وحشی علف‌های صحرا و ثمر درختان و شکار حیوان‌های ضعیف را خورده، به سر می‌بردند، مدینه ما منور، مکه ما توجهگاه اولاد بشر بود، مدنیت با اسلامیت در دنیا توأمزادند.

حالا وحشی‌ترین خلق روی زمین، ما، مسلمان‌ها، به شمار می‌رویم. در واقع و حقیقت هم همین طور است که این سو محبت را فراموش نموده، به حالت وحشیت برگشته‌ایم. پس، در همین حالت چه باید کرد؟"

به نظر میرزا جلال، باید اولاً ناخوشی و مریضی خودمان را درک کنیم و از پی طبابت دردمان شویم. با چشم عبرت‌بین ببینیم که هر سال میلیون‌ها تُن پنبه و پشم را به همسایگان فروخته، تَن خود را می‌پوشانیم و اگر می‌توانستیم پنبه خود را متاع (وارچه) بافیم، ثروت ما ده برابر زیاد می‌شد. اگر این ناخوشی را بفهمیم، بنا می‌گذاریم به بنیاد کارخانه و تحصیل صنعت‌های لازمه. و عاقبت در هر چیزی که محتاج به همسایه بودیم، همسایه محتاج به ما می‌گردد."

میرزا جلال، چون اکثر معاریف‌پروران، اصلاح نارسایی‌ها را در طلب علم می‌بیند و در زیاده از دوصد نامگوی سلسله‌مقاله‌هایش در روزنامه به سؤال‌هایی جواب گفته، توجه خوانندگان را به مسئله‌هایی جلب نمود که به مسند ترقی‌خواهان، درمانبخش دردها، افشاگر راز و نیازها، داننده تاریخ و جغرافیا، سیاست دولت‌ها و یار مشفق بودن روزنامه اعتماد حاصل شد.

تحقیق عمیق مسئله‌های مهم دور و زمان از مقاله به مقاله و افشای ماهرانه گره‌های پیچیده از معرفت بلند و جهان‌بینی فراخ مؤلف گواهی می‌دهد. تحلیل عمیق مشکلات و معمای روزگار در وضعیت مرکب و پیچیده امارت بخارا در آغاز سده بیستم غیرت و جسارت را طلب می‌کرد که گوش‌زدی معما کافی نبود.

جست‌وجو و پیشنهاد راه‌های حل آن‌ها از جانب میرزا جلال، میرزاسراج حکیم، عبدالرئوف فطرت، صدر ضیا، محمودخواجه بهبودی، استاد عینی، سید رضا علی‌زاده، عبدالواحد منظِم، عبدالقادر محی‌الدین‌اف، میرخان پارسازاده برین ده‌ها روشنفکران و اصلاحات‌خواهان تاجیک گواه گسترش نفوذ و اعتبار جریان جدیدیه در جامعه می‌باشد.

زمان و زبان

میرزا جلال به مسئله زبان نیز توجه کرده: "هنوز شماره اول روزنامه 'بخارای شریف' را نشر نداده بودیم که بعضی آقایان در مطبعه حاضر شدند و به مقاله‌ها نگاه کرده و فرمودند، این جا زبان عمومی زبان تاجیکیست، روزنامه هم به زبان تاجیکی باشد، بهتر است. ما در خصوص زبان شاید یک وقتی یک معلومات مفصل بدهیم، اجالتن عرض می‌کنیم که اولاً، علما و فیلسوفان روی زمین در این خصوص می‌کوشند و سیع می‌نمایند، تا یک زبان عمومی امتیاز و اختیار نموده، همه مردم روی زمین را تحلیم نمایند."

"ثانیاً، ما باید سیع نموده، از برای هر زبانی میزانی برداریم که حل آن زبان و آن‌هایی که به آن زبان منسوب هستند، زبان ملی همدیگر را بفهمند. رشته قومیت از هم گسیخته شده، یکی با اسم دری، دیگری با اسم پارسی، دیگری به نام تاجیکی از هم جدا شدند."

ترقی هر قوم مربوط به این است که حرف زدن و سخن گفتن خودشان را تابع نوشتن و کتابت نمایند، نه این که نوشته‌های خود را تابع حرف زدن عوام‌الناس نمایند. امیدواریم که به قدر امکان روزنامه ما فارسی ساده و به زبان غالب باشد. از آقایان خواهش داریم، در خصوص زبان و شیوه نشرات ما هر چه صلاح می‌دانند، اظهار بفرمایند. با اطمینان و تشکر قبول می‌کنیم."

میرزا جلال بعد توضیح و تشریح گروه زبان‌های ترکی به شرح گروه زبان‌های فارسی پرداخته، می‌‌نگارد: "فارس هم ملت مخصوص بوده، در اطراف عالم پارچه‌پارچه شده، به سایر اقوام مخلوط گردیده‌اند. با این که همه یک قومند، می‌بینی که بخارایی زبان سمرقندی، هر دو زبان خراسانی، هر سه زبان کاشانی، هر چهار زبان بربری و... را نمی‌دانند و نمی‌فهمند. به این واسطه، هم رشته قومیت همه گسیخته شده، یکی به اسم دری، دیگری به اسم پارسی، سومی به نام تاجیکی از هم جدا شده‌اند."

یادآوری یک زبان به نام‌های گوناگون فارسی، دری، تاجیکی حقیقت بی‌بحث است، ولی هدف میرزا جلال از زبان همدیگر را نفهمیدن بخارایی، سمرقندی، کاشانی، خراسانی و...شاید بعضی نازکی‌های شیوه گفتار باشد.

تفاوت آن‌ها در سه کشور با همدیگر از نقطه نظر ریشه یا منشأ نیست، بلکه نتیجه سرنوشت تاریخی متفاوت است. به هر حال، این اختلافات ناچیز بوده، به هیچ وجه مربوط به قاعده‌های دستوری و ذخیره لغوی نیست. در اصل، فهمیدن زبان یگانه معیار از عهد سامانیان و اشعار شهدبار رودکی و فردوسی، حافظ و کمال، شیخ سعدی و جامی و مولانا تا به امروز برای ساکنان مناطق گوناگون فارسی‌زبان هیچ مشکلی و دشواری ندارد.

بدین معنی میرزا جلال هم در دوام مقاله نوشته: "ادیبان ماهر و کامل هر زبان گفته‌اند: ترقی هر قوم با این می‌شود که حرف زدن و سخن گفتن خودشان را تابع نوشتن و کتابت نمایند، نه این که نوشته‌های خود را تابع حرف زدن عوام‌الناس نمایند."

در روزنامه در باره پیدایش زبان فارسی، پاسداری و رشد آن و تدریس دستور زبان مطالب زیادی، از قبیل "مجملی در خصوص زبان"، "زبان ایران و یا آریان" ‌اندیشه و ملاحظه‌های جالبی بیان شده است که تا امروز قیمت خود را گمم نکرده‌اند.

میرزا جلال از شماره ۵۳، زیر عنوان "قواعد فارسیه" به نشر دستور زبان فارسی می‌پردازد که مؤلف در مقدمه نگاشته است: "دیر وقتی ما در خیال داشتیم که قاعده‌های زبان فارسی را خرده‌خرده در روزنامه 'بخارای شریف' انتشار بدهیم، تا خوانندگان و نویسندگان را اطلاع حاصل آید".

روزنامه در بیست شماره به تشریح دستور زبان فارسی به طور مختصر، با استفاده از منابع معتبر و به شیوه آموزشی همراه با تعریف و ارائه مثال‌ها، می‌پردازد.

روزنامه و آموزش زبان خارجی

میرزا جلال، برابر خوب دانستن زبان مادری، آموختن زبان خارجی را نهایت ضروری می‌شمارد. زبان‌دانی را یکی از عامل‌های مهم آموزش علوم دنیوی (سکولار) می‌حسابد. از طرف دیگر، مردم به واسطه زبان "از فکر و تصور همدیگر خبردار" می‌شوند و "بعد از این با مرور ایام، زبان اصلی خودشان را صاف و خالص نموده" استعمال خواهند کرد.

این نکته مهم در زمان جهانی‌شوی فرهنگ‌ها اهمیت دوچند کسب می‌نماید که از یک طرف، آموزش زبان‌های دیگر طلب زمان، از جانب دیگر، تازه و پاکیزه نگه داشتن، قدرت و توانمندی بخشیدن به زبان مادری، قرض هر فرد خودآگاه و ملت‌دوست می‌باشد.

مؤسس و مؤلف دیگر روزنامه میرزا سراج حکیم، که هنگام سفرهایش علم طبابت را آموخته بود، نه تنها در خصوص حفظ صحتی عامه می‌نوشت، بلکه در نگاشته‌هایش به مسئله‌های اصلاح مکتب و معارف دخالت و هم‌وطنانش را به آموختن علم‌های زمانوی (مدرن) و زبان‌های خارجی هدایت می‌کرد. ترقی تجارت و صنعت را به دانستن زبان خارجی مربوط می‌دانست که ضرورت آن را هنگام سفرهایش به ممالک شرق و غرب خوب احساس کرده بود.

وی از جمله می‌نویسد: "برای ترقی تجارت و مخصوصاً، صناعت، ما باید زبان خارجی را یاد گرفته، به معاونت همان زبان طرز صناعت و تجارت خارجی را یاد بگیریم و برای دانستن این‌ها باید ممالک خارجی رفته، در آنجا طرز صناعت و تجارت را درس خوانده، از روی علم و دانش شوروع به ترقی تجارت و صناعت خودمان نماییم و کتب لازمی را به زبان خود ترجمه نموده و از روی آن‌ها قدم به طریق تجدد و ترقی بگذاریم و الا، این طوری که ما هستیم، نه این که ترقی، برعکس تنزل خواهیم کرد."

میرزا سراج حکیم در باره آموختن زبان خارجی به نکته دیگری هم تأکید کرده است: "اگر یک شخص و یا این که یک ملت بخواهد مغلوب حوادث دنیایی نشود، باید همیشه در مبارزه و تلاش باشد. باید از احوال عالم باخبر بوده و به جمع ملل عالم آمیزش داشته و همه مطبوعات و کارهای جدید را از آن‌ها یاد گرفته، عقب نماند که تا زیر پای اجانب پایمال نشود."

روزنامه و آثار ادیبان

در روزنامه، نمونه‌هایی از اشعار شاعران تاجیک و آثار ادیبان روس و جهان، از قبیل تولستوی "یزدان را یا شیطان را"، "خدا حق را می‌بیند، لیکن زود کشف نمی‌کند"، "انسان را زمین زراعتی، بسیار لازم است"، "گران تمام می‌شود"، "محبت کنید یکدیگ را"، "دختر صاحب‌منصب چینی"، "اسیر قفقازی"، "صلحداری"، حکایه‌های چخوف، "مثل‌های کریل‌اف" و دیگران در ترجمه "ر. ی." به نشر رسیده است که گردآوری و تهیه و انتشار آن‌ها در شکل مجموعه نه تنها امکان آشنایی با نخست‌ترجمه‌های ادبیات دیگر خلق‌ها را به فارسی تاجیکی، بلکه مقایسه و بررسی آن‌ها را با ترجمه‌های دیگر فراهم می‌سازد.

همین طریق، نخست‌روزنامه تاجیکی "بخارای شریف" روزنه‌ای بود که در تیره‌شب‌های بخارای دوران منغیتیه به سر مردم نور معرفت می‌پاشید.

بنا به تأکید استاد عینی، اهل قلم روزنامه "به مغز جوانان فکر خواندن، قلم و ادبیات را جایگیر کرده، به خاطر پدران خیال‌های تربیة و خواناندن بچگان را آوردند. از این تأثیرها مدرسه هم خشک نماند. شاگردان مدرسه اصلاح جدول‌های درس را طلب می‌کردند... حتی بعضی مدرسه‌ها طلب و رغبت عمومی طلبگان را دیده، از عهده‌اش نبرایند هم، به طور خود به اصلاح تعلیم سر (شروع) کردند."

بنا بر این، بعد نشر ۱۵۳ شماره، از ۲ ژانویه سال ۱۹۱۳، با فرمان گماشته سیاسی روس، پتروف، روزنامه "بخارای شریف" از نشر بازداشته شد.

در دوران استقلال تاجیکستان، با تصمیم شورای عالی تاجیکستان، از روز نشر اولین روزنامه فارسی آسیای میانه‌، "بخارای شریف" که با ۱۱ مارس مسادف بود، به عنوان عید حرفه‌ای روزنامه‌نگاران تاجیک "روز مطبوعات تاجیک" تجلیل می‌گردد که ارج‌‌گذاری به خدمت و همت فرزانه‌فرزندان ملت و خیرخواهان و همکاران آن‌ها می‌باشد.