کودکان ژاپنی با زلزله بزرگ می‌شوند

حق نشر عکس 1
Image caption کودکان ژاپنی از همان خردسالی برای مقابله با یک زلزله بزرگ آموزش می بینند

شش ساله بودم که از مادرم خواهش کردم جای تخت مرا عوض کند چون درست زیر دریچه‌ دستگاه تهویه هوا بود. می‌ترسیدم در صورت بروز حادثه آن زیر گیر کنم.

همان موقع‌ها بود که در مدرسه آموخته بودم زلزله‌های متعددی در ژاپن رخ داده و یکی از شدیدترین آنها در سال ۱۹۲۰ توکیو را لرزانده است. بنابر این ما در انتظار وقوع زلزله‌ای دوباره ‌بودیم.

وقتی در ژاپن بزرگ می‌شوید، یاد می‌گیرید که "کی" زلزله می‌شود یا نه و " اگر" زلزله شود، زندگی کنید.

درست یک سال پیش، یک لحظه گمان کردم آن زلزله که تصویرش را دیده بودم، ‌ در توکیو رخ داده است.

فیلم‌های زیادی در مورد ویرانی شهر ساخته شد‌ه‌اند. تصاویری تکان دهنده پیش چشمانم نقش می بندند.

ماه مارس گذشته بسیاری از اهالی توکیو پیاده به خانه بازگشتند زیرا که قطارها کار نمی کردند.

من فورا به خانه زنگ زدم تا مطمئن شوم که پدر و مادرم در محل امنی به سر می‌برند. با این کار انگار خیالم راحت می‌شد.

اما خیلی های دیگر در فاصله‌ ۲۰۰ کیلومتری شمال شرقی کشور چنین شانسی نداشتند. زمین‌لرزه، گسل های زیر توکیو را جابه‌جا کرد و احتمال وقوع زلزله‌ شدیدی در آینده‌ نزدیک در پایتخت را بالا برد.

دولت ژاپن اقدامات پیشگیرانه را مد نظر قرار داده است.

چندی پیش یک رزمایش زلزله برگزار شد که ده هزار نفر در آن شرکت کردند تا از کارآیی سیستم‌حمل و نقل، آذوقه رسانی، سرپناه ها و ارتش اطمینان حاصل شود و همه بدانند که در صورت وقوع زلزله چه چیزی پیش روی آنان خواهد بود.

سال گذشته، پس از قطع شدن برق پایتخت، بسیاری از شهروندان توکیو راه درازی را بدون غذا، آب آشامیدنی یا سرویس‌های بهداشتی طی کردند تا به خانه برسند.

حالا امیدواریم که اگر دوباره چنین اتفاقی رخ بدهد، فروشگاه‌ها، رستوران‌ها و سرپناه ها بتوانند کمک مورد نیاز را به مردم برسانند.

در عرض یک سال گذشته، من شش بار به مکان‌های گوناگون رفتم تا بتوانم تمامی عوارض ناشی از یک فاجعه احتمالی را پوشش بدهم.

در طول این ماموریت‌ها، لحظات غرورانگیزی را هم سپری کردم، مثلا وقتی می‌شنیدم که گزارشگران دیگر با چه ستایشی از صف‌های آرام بازماندگان سونامی برای دریافت غذا و آب حرف می‌زنند.

یا وقتی که ده ماه پس از سونامی، در کمپی واقع در شهر ویران‌شده کزنوما، یک دستگاه توالت جدید دیدم که مجهز به گرم‌کننده نشیمن نیز بود به شیوه ای کاملاً ژاپنی. یعنی حتی در میان ویرانه‌ها هم تکنولوژی عالی وجود داشت.

به رغم پاکسازی های متوالی، مصرف کنندگان مواد غذایی هنوز در مورد سلامت مواد غذایی تولید شده در فوکوشیما تردید دارند با این وجود من متوجه یک نکته دیگر هم شدم، آن هم نوعی گرایش نامطبوع در کشوری بود که من گمان می‌کردم آن را خوب می‌شناسم .

ژاپن جامعه‌ای بسیار مبادی آداب در برخوردهای رو در روست. اما در دنیای مجازی چنین نیست و در آن واژه‌های تندی میان آدم‌های ناشناس رد و بدل می‌شود. همین چند وقت پیش، من مامور شدم تا برای اندازه‌گیری پرتوهای رادیواکتیو به فوکوشیما بروم. در فضای مجازی، بحث‌های تند پیرامون حداقل میزان تشعشات وجود داشت.

در فضای مجازی، کشاورزان فوکوشیما قاتل خوانده می‌شوند چون مشغول کشت و کار در زمین‌هایی هستند که به باور مردم، بسیار آلوده‌اند.

دانشمندان هم متهمند که از دولت پول دریافت می‌کنند تا وجهه‌ مثبتی به واقعه‌ هسته‌ای فوکوشیما بدهند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ماه مارس گذشته بسیاری از اهالی توکیو پیاده به خانه بازگشتند زیرا که قطارها کار نمی کردند

این موضوع چه واقعیت داشته و چه نداشته باشد، به محض آنکه نام یکی از آنان فاش می‌شود، حمله‌های فردی و شخصی آغاز می‌شوند.

من با چند تن از این کارشناسان مصاحبه کردم و متوجه شدم که بسیار محتاط عمل می‌کنند. هر کلمه‌ای را با احتیاط کامل انتخاب می‌کردند.

یکی از پروفسورها می‌گفت"اگر ما بگوییم که میزان پرتوها کاهش یافته است، یا اگر پزشکان بگویند که این پرتوها تاثیر کمی بر روی سلامتی افراد دارند، فوری برچسب طرفدار فعالیت های هسته‌ای خواهیم خورد."

من این را قبلا تجربه کرده ام. خود ، قربانی خشونت یکی از فروم‌های اینترنتی ژاپنی بوده‌ام.

سال گذشته، زمانی که من یک مقاله‌ بحث‌انگیزدر این زمینه نوشتم، بحث و جدل بین افراد ناشناس به سرعت بالا گرفت و بیشتر از آن که در مورد آنچه من نوشته‌ام گفتگو شود، در مورد قیافه و ظاهر من حرف زده شد.

وقتی که تعدادی از پنج‌هزار کامنت مطلب را خواندم، نگران امنیت جانی‌ام نبودم اما احساس تاسف عمیقی قلبم را پر کرده بود.

به دانشمندانی که با آنها مصاحبه کرده بودم گفتم که می‌توانم احساس شان در مورد "هدف قرار گرفتن" را درک کنم.

زبان آنها بلافاصله نرم‌تر شد. یکی از پروفسورها به من گفت "این یک جور هیستری‌ست".

یکی دیگر بیشتر حرفم را قبول کرد: "وبلاگ‌های ناشناس همه جا وجود دارند اما چیزی که ویژه ژاپن است این است که آدم‌ها دوست ندارند رودروی هم بحث کنند. برای همین هم در دنیای مجازی خشن‌تر می‌شوند."

امروز هم که در قطاری پر از مسافر سفر می‌کنم، به اطرافم نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم که آیا یکی از این مسافرها هم از چهره‌های پشت آن کامنت‌های کثیف و تند ناشناس دنیای مجازی‌ست. و این که اگر یک روز با هم برخورد کنیم، آیا آنها به من خواهند گفت که چرا این کارها را کرده‌اند.

مطالب مرتبط