انتخابات فرانسه، ثبات یا تغییر در سیاست خارجی

حق نشر عکس AP
Image caption سیاست فرانسه در تشدید بی سابقه فروش تجهیزات و نیروگاههای اتمی به کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا با واکنش منفی آلمان روبرو شد

سیاست خارجی فرانسه در دوران نیکولا سارکوزی تغییرات محسوسی را تجربه کرد. با این همه کارزار انتخاباتی کنونی در فرانسه همچون گذشته بر سر مسائل داخلی متمرکز است و سیاست خارجی در آن نقش عمده‌ای ندارد. انتخاب احتمالی رقیب سارکوزی به ریاست جمهوری فرانسه اما می‌تواند در عرصه سیاست خارجی نیز تغییراتی را رقم زند.

سیاست خارجی به طور سنتی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که مادر همه انتخابات این کشور نامیده می‌شود، نقش چندانی نداشته است. در انتخابات کنونی هم، ارزان‌کردن کسب گواهینامه رانندگی، تعیین قطعی اول هر ماه برای پرداخت حقوق بازنشسته‌ها یا کاهش سهم گوشت حلال در منوی غذای مدارس معمولا اهمیت و وزن بیشتری از بسیاری از موضوعات مربوط به سیاست خارجی داشته‌اند.

موضوعات اصلی‌تر مانند بحران در زمینه‌های اقتصادی، مالی و اشتغال هم عمدتا مسائل داخلی هستند،که ارائه راه‌حل برای آنها حداکثر به مناسبات فرانسه با اتحادیه اروپا و همسایه قدر آن کشور، یعنی آلمان مربوط می‌شود.

این در حالی است که برخی از مولفه‌های سیاست خارجی فرانسه در دوران سارکوزی دستخوش تغییری محسوس شده‌اند. این تغییرات عمدتا در خدمت ایفای نقشی محوری‌تر در فعل و انفعالات منطقه ای و بین‌المللی و تامین حداکثری منافع اقتصادی و ژئوپلتیک فرانسه قرار داشته‌اند.

از اتحادیه مدیترانه تا بهار عربی

حق نشر عکس Reuters
Image caption سیاست خارجی معمولا در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که مادر همه انتخابات این کشور نامیده می‌شود، نقش چندانی بازی نمی‌کند

در ۵ سال گذشته ایجاد پیوند تنگاتنگ‌تر میان اتحادیه اروپا و کشورهای سواحل جنوبی مدیترانه و تشکیل «اتحادیه مدیترانه‌ای» از جمله تلاش‌های فرانسه برای ایفای نقشی محوری‌تر در اروپا و حوزه‌ مدیترانه تلقی شد. آلمان که بیشتر خود را قادر به تاثیرگذاری در شرق و مرکز اروپا می‌بیند، بر خلاف فرانسه در حوزه مدیترانه به طور سنتی نقش چندانی نداشته است. از این رو تشکیل اتحادیه مدیترانه را هم در خدمت گسترش نفوذ فرانسه در آن منطقه ارزیابی و با اکراه با آن همراهی کرد.

اولین اجلاس اتحادیه مدیترانه در سال ۲۰۰۸ که حضور شماری از رهبران مستبد و اقتدارگرای کشورهای عربی در کنار رهبران اروپا از ویژگی‌های بارز آن بود، تاثیری کم و بیش مثبت رسانه‌ای برای این رهبران و کاهش انزوای بین‌المللی آنها داشت. به خصوص بشار اسد، که از سال ۲۰۰۵ در پی تحولات لبنان با بایکوت غرب روبرو شده بود، با دعوت سارکوزی به این اجلاس آمد و به طور نسبی از انزوا به درآمد.

این همراهی و همگامی با رژیم‌های منطقه برای حفظ و بسط هر چه بیشتر نفوذ فرانسه با شروع بهار عربی دستخوش تحول شد. فرانسه تا روزهای آخر حکومت بن‌علی در تونس از حمایت از او دست نکشید. اما سقوط دیکتاتور تونس و شروع اعتراض‌ها در شمار دیگری از کشورهای عربی دولت سارکوزی را به این نتیجه رساند که ادامه آن سیاست به بهای کاهش نفوذ و تاثیرگذاری فرانسه در قاره آفریقا و خاورمیانه تمام می‌شود. این گونه بود که فرانسه مصلحت را در چرخش در سیاست‌های منطقه‌ای و دمسازی با جنبش‌های یادشده برای تاثیرگذاری بر آنها یافت.

لغو تصمیم دوگل و بازگشت به ناتو

نقش محوری فرانسه در عملیات نظامی به سود مخالفان حکومت قذافی و حمایت هوایی از آنها برای براندازی قذافی بارزترین نمونه‌ از تغییر سیاست منطقه‌ای پاریس بود. در گرماگرم حملات علیه نیروهای دولتی لیبی، سارکوزی جمله‌ای را بر زبان آورد که سیاست تهاجمی‌تر این کشور در مسائل منطقه‌ای را به خوبی به نمایش می‌گذاشت: "هر امیر و حاکمی و به ویژه هر کدام از حکام عرب باید دریابد که واکنش جامعه جهانی و اروپا از این لحظه به بعد مشابه برخوردی بود که با حکومت قذافی در جریان است."

حق نشر عکس AP
Image caption نقش محوری فرانسه در عملیات نظامی به سود مخالفان حکومت قذافی و حمایت هوایی از آنها برای براندازی این حکومت بارزترین نمونه‌ از تغییر سیاست منطقه‌ای پاریس بود

در مناقشه جاری در سوریه نیز گرچه فرانسه آشکارا از دخالت نظامی در این بحران حمایت نمی‌کند، اما در هماهنگی با عربستان، قطر و ترکیه در تقویت فشار بین‌المللی بر رژیم بشار اسد، تاکید بر لزوم رفتن این رژیم و شکل‌گیری یک اپوزیسیون فعال و منسجم علیه حکومت دمشق نقشی فعال دارد.

البته تحرک چشمگیر فرانسه در درگیری‌هایی که به سرنگونی حکومت قذافی انجامید شاید بدون بازگشت این کشور به ساختارهای فرماندهی نظامی ناتو غیرممکن می‌بود. از سال ۱۹۶۶، یعنی در دوران ریاست جمهوری ژنرال دوگل، فرانسه برای آن که سیاستی مستقل از آمریکا در عرصه سیاسی و نظامی به نمایش بگذارد، از سازمان ناتو خارج شده بود. سارکوزی پس از ۴۰ سال این تصمیم را نقض و در چارچوب نزدیکی هر چه بیشتر با ایالات متحده، مناسبات اولیه با ناتو را هم احیا کرد. سارکوزی از سیاست‌های شیراک همچون مخالفت با جنگ آمریکا علیه عراق نیز فاصله گرفت و اندکی بعد از ورود به کاخ الیزه در سفری نمادین به بغداد رفت تا این تغییر رویه را به نمایش بگذارد و بر نزدیکی بیشتر با آمریکا تاکید کند.

در جریان جنگ لیبی نیز، همکاری و همراهی فرانسه با بریتانیا به شدت بارز بود. به عبارتی، گرچه در دوران سارکوزی فرانسه به عنوان یکی از دو قطب اصلی اتحادیه اروپا در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی این اتحادیه همچنان نقش محوری خود را داشته، ولی در عرصه نظامی و ژئواستراتژیک هم بیش از گذشته به همراهی و همکاری با محور آنگلوساکسون، یعنی آمریکا و به ویژه بریتانیا روی آورده است. لندن و پاریس در توافقی کم‌سابقه ایجاد یگان های نظامی مشترک، استفاده از سیستم های تسلیحاتی و لجستیکی مشابه و افزایش همکاری‌های اتمی را در دستور کار قرار داده‌اند. این اقدام، یعنی درهم‌آمیزی کم‌سابقه منافع مشترک امنیتی و تسلیحاتی فرانسه و بریتانیا که در هر دو کشور با مخالفت‌هایی هم روبروست، با بحران‌ اقتصادی و ملزومات هر دو کشور برای کاستن از هزینه‌های تسلیحاتی ارتباطی تنگاتنگ دارد.

"تحریم‌های سخت و بی‌سابقه"علیه ایران

حق نشر عکس AFP
Image caption سارکوزی اندکی پس از ورود به کاخ الیزه پیشنهادش را برای فروش نیروگاه‌های اتمی به کشورهای عربی مطرح کرد

وجه دیگری از سیاست منطقه‌ای فرانسه در دوران سارکوزی تلاطم و تنش در مناسبات این کشور با ترکیه بوده است. فرانسه در دوران ریاست جمهوری ژاک شیراک از حامیان اصلی آغاز گفت‌وگوی اتحادیه اروپا با ترکیه برای هموارکردن راه این کشور به عضویت در اتحادیه بود. اما سارکوزی همراه با محافظه‌کاران حاکم در آلمان با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا از در مخالفت درآمد. نزدیکی‌ هر چه بیشتر دولت فرانسه با محافلی از ارمنی‌ها که در تلاشند قتل عام اسلاف هم‌کیش خود در ترکیه در اواخر حکومت عثمانی به عنوان یک قوم‌ کشی و جنایت علیه بشریت تلقی شود نیز از جمله عوامل سردی و تنش در مناسبات پاریس و آنکارا بوده است. این در حالی است که ترکیه در خارج از حوزه یورو، پس از آمریکا و چین سومین طرف تجاری فرانسه است.

فرانسه در دوران ریاست جمهوری سارکوزی مناسباتی تنگاتنگ‌تر با اسرائیل پیدا کرد. این گرمی بیشتر با اسرائیل، مخالفت تندتر پاریس با اظهاراتی که که گهگاه مقام‌های ایران در نفی موجودیت اسرائیل بر زبان می‌آوردند را به دنبال آورد و فرانسه را به یکی از مدافعان سرسخت تشدید فشار بر حکومت ایران برای انصراف از برنامه اتمی‌اش بدل کرد.

گرچه احتمال جنگ پیشگیرانه علیه "بلندپروازی‌های اتمی" ایران هم گهگاه در اظهارات مقام‌های فرانسه به گوش می‌رسید، ولی ایفای نقش فعال درتشدید بی‌سابقه تحریم‌های سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، هدف اصلی تلاش‌های فرانسه در مناقشه اتمی با ایران بوده است.

در نامه‌ محرمانه‌ای که سارکوزی در نوامبر سال ۲۰۱۱ به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل نوشت و متن آن به روزنامه‌های اسرائیل درز پیدا کرد رئیس جمهور فرانسه می‌گوید: "اگر ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری نکند، تحریم‌هایی سخت و بی‌سابقه در انتظار تهران خواهد بود."

"فروش نیروگاه هسته‌ای، نشانه اعتماد به جهان اسلام"

تعلیق فعالیت‌ شرکت‌های نفتی، هواپیمایی و اتومبیل‌سازی فرانسه در ایران بخشی از تحریم‌های مستقل این کشور در رابطه با ایران بوده‌اند. آن کشور در تحریم‌های بانکی اتحادیه اروپا علیه ایران و قطع خرید نفت از ایران که این اتحادیه به تازگی در باره آن تصمیم گرفته نیز نقش محوری داشته است.

این در حالی است که برنامه اتمی ایران و بروز رقابت در میان کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج فارس برای اجرای برنامه‌ای مشابه، محمل مناسبی برای معاملات و قراردادهای کلان اتمی و تسلیحاتی فرانسه با کشورهای یادشده را فراهم آورده است.

حق نشر عکس Getty
Image caption در جریان جنگ لیبی همکاری و همراهی فرانسه و بریتانیا افزایش یافت

سارکوزی اندکی پس از ورود به کاخ الیزه پیشنهادش را برای فروش نیروگاه‌های اتمی به کشورهای عربی مطرح کرد و قراردادهای همکاری در زمینه‌ی استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی اتمی با مغرب، الجزایر و لیبی امضا شد. استدلال سارکوزی در حمایت از این قراردادها این بود که "همکاری در زمینه انرژی هسته‌ای یکی از برنامه‌های بنیادینی است که غرب باید برای نشان دادن اعتماد خود به جهان اسلام به اجرا در آورد." در همین راستا سفری به منطقه‌ خلیج فارس تدارک دیده شد و در آن سفر با قطر و امارات متحده عربی قرارداد ایجاد نیروگاه هسته‌ای و همکاری‌های صلح‌آمیز اتمی بسته شد و سه سال بعد هم عربستان سفارش ساخت دو نیروگاه اتمی را به فرانسه داد.

سیاست فرانسه در افزایش فروش تجهیزات و نیروگاه‌های اتمی به کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا گرچه در خود فرانسه واکنشی ایجاد نکرد، اما قدرت اصلی اتحادیه اروپا، یعنی آلمان برخوردی منفی با آن داشته است. همان روزهایی که سارکوزی در حاشیه جنوبی خلیج فارس مشغول عقد قرارداد برای فروش نیروگاه‌ اتمی بود، سیگما گابریل، وزیر وقت محیط زیست آلمان که حالا رهبر حزب سوسیال دمکرات این کشور است در واکنشی صریح از این که معاملات اتمی به یکی از محورهای سیاست خارجی فرانسه بدل شده، انتقاد کرد و گفت: "هر فردی که انرژی اتمی را علاجی برمعضلات انرژی می‌داند، نباید از خطر گسترش تسلیحات هسته‌ای شگفت زده شود."

افتتاح پایگاه نظامی در خلیج فارس پس از ۲۰۰ سال

فرانسه در سال ۲۰۰۹ در سایه بالا‌گرفتن رقابت‌ها و تنش‌های بیشتر در منطقه خلیج فارس توانست صاحب یک پایگاه نظامی در تنگه هرمز به میزبانی امارات متحده عربی شود و حضور نظامی خود در این منطقه را پس از ۲۰۰ سال احیا کند.

فرانسه در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸نیز بیش از همه کشورهای اروپایی از سرکوب معترضان انتقاد کرد، ولی اولین کشور اروپایی هم بود که از زبان وزیر خارجه وقت خود، برنار کوشنر دولت احمدی‌نژاد را دولت قانونی ایران دانست.

اما همان طور که پیشتر گفته شد، به دلیل عمدگی مسائل داخلی در کارزار انتخاباتی فرانسه و نقش کم‌رنگ سیاست خارجی در گزینش‌های انتخاباتی مردم، کارنامه متفاوت آقای سارکوزی در عرصه بین‌المللی چندان نقشی در این انتخابات بازی نخواهد کرد و به این دلیل هم حمله فرانسوا اولاند، کاندیدای سوسیالیست، به سارکوزی در کارزار انتخاباتی جاری هم بیش از همه بر سمت‌گیری‌های اقتصادی و مالی و سیاست‌های اشتغالی وی متمرکز است.

تغییراتی که اولاند می‌خواهد

حق نشر عکس AFP
Image caption مناسبات فرانسه با آمریکا و بریتانیا که سارکوزی به آن گرمی و تنگاتنگی بیشتری بخشید احتمالا در دوران اولان کمی حرارت خود را از دست خواهد داد

اولاند قول داده که تصمیم سارکوزی به بازگشت فرانسه به ساختارهای فرماندهی ناتو را مورد بررسی قرار ‌دهد، زیرا این تصمیم که در چارچوب اشتراک نظر سارکوزی و دولت بوش در آمریکا اخذ شده، کمکی به نقش فعالتر فرانسه در ناتو نکرده و به ضرر سیاست‌های دفاعی اتحادیه اروپا تمام شده است. او همچنین قول داده است که نیروهای فرانسوی مستقر در افغانستان را یک سال پیش‌تر از زمانی که سارکوزی تعیین کرده بود (آخر سال ۲۰۱۳) به کشور بازگرداند.

در زمینه سیاست‌های مالی و انقباضی تازه اتحادیه اروپا نیز اولاند تغییراتی را خواستار خواهد شد تا بتواند با صرف هزینه‌های عمومی بیشتر به اقتصاد فرانسه رونق بشتری دهد و فرستهای شغلی بیشتری ایجاد کند.

مناسبات فرانسه با آمریکا و بریتانیا که سارکوزی به آن گرمی و تنگاتنگی بیشتری بخشید احتمالا در دوران اولاند کمی حرارت خود را از دست خواهد داد و گرایش سنتی پاریس به استقلال دوباره راهنمای سیاست خارجی خواهد شد.

اولاند قول داده است که برای احیای مذاکرات احترام‌آمیز با ترکیه جهت عضویت این کشور در اتحادیه اروپا تلاش کند، هر چند که او این عضویت را پس از سال‌ها و با عملی‌شدن برخی شرایط مشخص از سوی ترکیه قابل تحقق می‌داند.

دیپلماسی تهاجمی فرانسه در مناقشات و تحولات خاورمیانه در سال آخر ریاست جمهوری سارکوزی که گه‌گاه در مواردی مانند لیبی و ساحل عاج رنگ نظامی هم به خود گرفت نیز شاید در دولت احتمالی آقای اولاند کمی از حرارت بیفد.

"ابراز همبستگی" در پیام نوروزی

آقای اولاند در مناقشه هسته‌ای ایران بر ممانعت از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای تاکید دارد اما امیدوار است که این امر از راه تشدید تحریم‌ها و تداوم مذاکرات قابل تحقق شود. او عملیات نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران را مخاطره‌آمیزتر از آن می‌داند که فایده‌ای از آن حاصل شود.

اولاند در پیام نورزوی امسال خود نشان داده است که نسبت به مسائل داخلی ایران هم بی‌توجه نیست. او در این پیام به ویژه با «نیروهای ترقی‌خواه ایران که در مبارزه‌ای مسالمت‌آمیز برای استقرار آزادی و دمکراسی فشارهای سنگینی را تحمل می‌کنند» ابراز همبستگی کرده است.

مطالب مرتبط