جمهوری آذربایجان حین آمادگی برای یوروویژن 'فعالان را هدف می‌گیرد'

حق نشر عکس non
Image caption ادراک عباسف، روزنامه‌نگار آذربایجانی که مورد ضرب و شتم نگهبانان قرار گرفته است

بیمارستان شماره یک باکو ساختمانی است که آدمی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پاک و مجهز است، نمادی از کشور مدرنی که جمهوری آذربایجان نفت‌خیز می‌خواهد بدان بدل شود. اما چند طبقه بالاتر نمادی دیگر از جمهوری آذربایجان مدرن بر بستر خوابیده: روزنامه‌نگاری که شدیدا مجروح شده است.

ادراک عباسف دراز کشیده است، به سختی نفس می‌کشد، سرش باندپیچی شده، یکی از چشمانش را با پارچه‌ای بسته‌اند و کمربند حامی نیز به دور سینه و کمرش است.

ضربات شدیدی به او وارد آمده و دو دنده‌اش شکسته است. معلوم نیست که بتواند بینایی خود را بازیابد.

او در حال فیلمبرداری از افرادی که به تخریب خانه‌هایشان توسط شرکت نفتی دولتی "سوکار" اعتراض داشته‌اند، بوده که به گفته خودش مورد ضرب و شتم نگهبانان شرکت قرار می‌گیرد. او را با مشت و چوب به کتک گرفته‌اند و با لگد نقش زمین کرده‌اند.

او می‌گوید: "انتظار نداشتم آن قدر کتکم بزنند. فقط کتک زدن نبود، می‌خواستند مرا بکشند. اگر برادرهایم پلیس را خبر نمی‌کردند شاید مرا کشته بودند".

"امیدوار بودیم قبل از یوروویژن چنین حمله‌هایی اتفاق نیفتد. رونامه‌نگاری همیشه در جمهوری آذربایجان کار خطرناکی بوده است. اما حالا وضع دارد روز به روز بدتر و بدتر می‌شود".

"من آنقدر ناجور کتک خورده بودم که حتی خبرنگارهای رسانه‌های دولتی هم به من زنگ زدند که جویا شوند چه اتفاقی افتاده است. نمی‌توانم تصور کنم بعد از یوروویژن قرار است چه بر سرمان بیاید. ما روزنامه‌نگاران آنقدرها زیاد نیستیم".

حق نشر عکس
Image caption حکومت می‌خواهد که در یوروویژن بهترین عناصر باکو را برجسته کند

شرکت نفتی سوکار تحقیقی داخلی را درباره عملکرد نگهبانان خود ترتیب داده است.

یوروویژن در کانون توجه

باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان امسال میزبان مسابقه خوانندگی یوروویژن است.

حکومت در پی برگزاری نمایشی خیره‌کننده است. اما در مقابل، فعالان حقوق بشر نیز می‌خواهند از این فرصت کوتاه بهره ببرند تا مشکلات به گفته خودشان فزاینده کشور را برجسته کنند.

رییس ‌جمهوری آذربایجان الهام علی‌اف است که در سال ۲۰۰۳ و پس از پدرش حیدر علی‌اف، که از از ۱۹۹۳ در قدرت بود، بر سر کار آمده است.

جمهوری آذربایجان روی کاغذ دموکراسی به حساب می‌آید، اما عرصه بر روزنامه‌نگاران و سیاستمداران مخالف چنان تنگ است که در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۰ حتی یک نماینده مخالف نیز برگزیده نشد.

عین‌الله فتح‌الله‌اف زمانی یکی از برترین سردبیران مطبوعات در جمهوری آذربایجان بود.

در سال ۲۰۰۶ پدرش را ربودند و آقای فتح‌الله‌اف برای آزادی او ناگزیر شد که روزنامه‌اش را ببندد.

سال بعد خودش را گرفتند و به زندان انداختند. اتهامش در آغاز، تهمت زدن بود، ولی سپس به تشویق تروریسم تبدیل شد.

او را به هشت سال و نیم زندان محکوم کرده بودند، اما سال گذشته در پی فشار بین‌المللی آزاد شد.

گزارش‌های او درباره قره‌باغ (منطقه‌ای ارمنی‌نشین که در اراضی آذربایجان محصور است و هم اکنون تحت کنترل ارمنستان قرار دارد) حکومت را برآشفته کرده بود.

اما خودش فکر می‌کند این پیگیری مرگ یک روزنامه‌نگار دیگر بود که برایش مشکل ایجاد کرد.

او می‌گوید: "من همکار المار حسینف بودم. او در سال ۲۰۰۵ سردبیر مجله مانیتور بود. اما عده‌ای از طرفداران دولت نقشه کشیدند و او را به قتل رساندند".

"آنها را پیدا کردم و همه اطلاعاتشان را در روزنامه‌ها انتشار دادم".

اهالی موسیقی در کانون حمله

با وجود این که قرار است در ماه جاری مسابقه خوانندگی یوروویژن در جمهوری آذربایجان برگزار شود، سرکوب دامنگیر اهالی موسیقی نیز شده است.

علی جمال خواننده ۲۴ ساله‌ای است که موسیقی‌اش خارج از جریان عمومی موسیقی جمهوری آذربایجان است و حتی گاه به سیاست کشیده می‌شود.

از او خواسته شد که در یک راهپیمایی اعتراضی برنامه اجرا کند. ترانه اولش به شکلی بی‌ادبانه خطاب به رییس‌جمهور می‌گفت که "بره گم شه".

پلیس تصمیم گرفت که او از صحنه اجرا پایین کشیده شود. چرا که به رییس‌جمهور و مادر رییس‌جمهور با زشت‌ترین کلماتی که می‌شد به زبان آورد توهین کرده بود.

او را بازداشت کردند و به پاسگاه پلیس بردند، جایی که به گفته خودش در آن مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

می‌گوید: "روی سرم کیسه کشیده بودند و دست‌هایم از پشت بسته بود. مرا روی یک صندلی نشانده بودند و پاهایم هم روی صندلی مقابل بود. با چوب و باتوم به ساق پایم می‌کوبیدند. دفعه اول سه ساعت و دفعه دوم هم دو ساعت این کار را کردند".

"مرا فقط به این دلیل گرفتند که عقیده متفاوتی دارم و مثل آنها فکر نمی‌کنم و ترانه‌هایی متفاوت می‌نویسم".

"من به خاطر یوروویژن بعد از ۱۰ روز آزاد شدم. اگر یوروویژنی در کار نبود، شاید دو یا حتی پنج سال در زندان می‌ماندم".

تخریب خانه‌ها

تخریب خانه‌های مردم به منظور اجرای طرح‌های توسعه شهری یکی از جنجالی‌ترین موضوعات در باکو است. از جمله این طرح‌ها کشیدن بزرگراهی به دریا، احداث هتل‌ها و مراکز خرید جدید است، و ضمنا برافراشتن میله پرچمی غول‌آسا- که پس از میله پرچمی که در ترکمنستان قرار دارد، بلندترین میله پرچم جهان خواهد بود.

گروه‌های طرفدار حقوق بشر تخریب خانه‌ها را مستند کرده‌اند و مردمی را که فریادزنان از خانه‌هایشان بیرون انداخته می‌شوند به تصویر کشیده‌اند. گفته می‌شود که وجه پرداختی در ازای تخریب خانه‌ها، تکافوی تهیه خانه‌ای دیگر را نمی‌کند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption تخریب خانه‌های مردم به منظور اجرای طرح‌های توسعه شهری یکی از جنجالی‌ترین موضوعات در باکو است. از جمله این طرح‌ها کشیدن بزرگراهی به دریا، احداث هتل‌ها و مراکز خرید جدید است

اما علی حسنف، یکی از مقامات ارشد تشکیلات ریاست‌جمهوری آذربایجان می‌‎گوید که لابی حقوق بشری‌ها زیادی به حکومت سخت می‌گیرد، حکومتی که به گفته او حمایت وسیعی دارد.

او می‌گوید: "حتی میان آنان که خانه‌شان خراب شده و روزنامه‌نگاران هم ۹۹درصد راضی هستند و یک درصد شکایت دارند. در کدام کشوری می‌شود که همه مردم راضی باشند؟"

"طبیعتا همه چیز در جمهوری آذربایجان عالی نیست. ولی کدام کشوری هست که مشکلاتی نظیر ما نداشته باشد؟ کدام کشوری هست که در آن وبلاگ‌نویسی به زندان نیفتاده باشد؟"

تردیدی نیست که باکو به کمک درآمد هنگفت نفت و گاز شهری دگرگون شده است.

مرکز شهر برای قدم زدن مناسب است. شهروندان باکو می‌‎توانند در یک عصر بهاری میان ساختمان‌هایی که به زیبایی بازسازی شده‌اند به گردش بپردازند. کمتر شهر به جای‌مانده از عصر شوروی به این خوبی به نظر می‌رسد.

حکومت می‌خواهد که در یوروویژن بهترین عناصر باکو را برجسته کند.

اما آن سوتر در کوچه‌های کهنه، میان خرابه‌های خانه‌های مردم و در جایی که بعضی‌ها هنوز مانده‌اند و زیر تهدید تیغ بولدوزر زندگی می‌کنند، خشم و کینه‌ای شدید شکل گرفته است.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که ثروت کشور در اختیار معدودی از نخبگان است و در نبود دموکراسی، آنان صدایی در آینده جمهوری آذربایجان ندارند.

مطالب مرتبط