آلمان: متحد در برهنگی‌، متفرق در چگونگی‌

حق نشر عکس getty
Image caption ناتورالیست‌های آلمان می‌گویند که بدن برهنه انسان چیزی معمولی، یا در واقع "طبیعی" است

مردم آلمان شرقی سابق و آلمان غربی سابق، عادات جاافتاده‌ای دارند، از جمله ناتورالیسم. اما آیا ممکن است زیر چتر فراگیر راحتی با برهنگی، نگرش‌هایی متفاوت به آزادی زنان بگنجد؟

تصورم این است که امور جنسی در آلمان کمابیش مثل هر جای دیگر است.

اما نگرش مردم آلمان به تمایلات و امور جنسی و برهنگی این چنین نیست. و باید بگویم که حتی آنجا شگفت‌زده هم شده بودم.

دست کم وقتی در رختکن باشگاه بودم.

آنجا از کمر به پایین لخت بودم - خیلی لخت - و با پیراهنم کلنجار می‌رفتم که از گردنم درش بیاورم، اما پیراهن هم ول کن نبود.

وقتی بالاخره درآمد دیدم که کنارم یک خانم ایستاده است، یک خانم زیبای بیست و چند ساله که جارویش به پای من می‌خورد.

این منظره خیالی که یک نظافتچی زن به رختکن مردانه بیاید واقعی شده بود. نگاهمان به هم افتاد. گونه‌ام گل انداخت. او به نرمی و بی آن که اهمیتی بدهد به کارش ادامه داد.

یا یک بار به سونای محله‌ام رفته بودم.

دوستان آلمانیم تذکر دادند که برهنگی الزامی است، و وقتی هم که وارد کابین سونا شدم به دو زن جوان برهنه برخوردم. آنها نگاهی به من انداختند. من سقف را نگاه می‌کردم.

آلمانی‌ها - یا دست کم آلمانی‌های غیرکاتولیک شمال کشور - می‌گویند که تصویر بدن برهنه چیزی کاملا معمولی، یا به قول آنها "طبیعی" است.

آنها می‌گویند که خب چرا یک نفر باید لباس کثیفی را که بوی عرق هم می‌دهد همچنان بر تن نگه دارد؟ و ادامه می‌دهند که برهنه بودن ربطی به انجام عملی جنسی ندارد و در آن کشش و یا جنبشی جنسی نیست.

چیزی که من می‌توانم در جوابش فقط بگویم: اوووم.

از قضا هر دو رژیم نازی و کمونیست [حاکم بر آلمان] با من در این تردید شریک بوده‌اند.

حق نشر عکس non
Image caption بئاته اوشه پس از جنگ برای زنان کاتالوگ‌هایی درباره پیشگیری از بارداری می‌فرستاد. او را به عنوان یکی از تغییردهندگان نگرش زنان آلمانی به امور جنسی می‌شناسند

در آلمان شرقی حمام آفتاب برهنه به نوعی مخالفت‌جویی با توصیه وزارت فرهنگ مبنی بر "پاسداری از چشمان ملت" برداشت می‌شد.

نازی‌ها برای تقویت ملتشان از آنچه هرمان گورینگ "نیروی درمانگر آفتاب و باد" می‌نامید استقبال می‌کردند، اما برهنگی در انظار عمومی را به عنوان "خطایی فرهنگی" که عزت زنانه را به خطر می‌اندازد، ناپسند می‌دانستند.

هر دوی این رژیم‌ها عرصه را واگذار کردند و این جمعیت، زاد و ولد، و مرگ و میر بود که باقی ماجرا را رقم زد.

آلمان در ویرانه‌های پس از جنگ جهانی دوم هفت میلیون زن بیشتر از مردان داشت.

و در این فضا کسب و کار و صنعتی به راه افتاد که با نمونه‌های مشابه در بقیه کشورهای غربی متفاوت بود و بیشتر از آنها زنان را هدف می‌گرفت.

آلمان یک شبکه توسعه یافته سفارش و تحویل پستی کالا داشت، و همچنین زن کاربلدی را که از آن بهره‌برداری کند.

بئاته اوشه یکی از خلبانان نیروی هوایی بود - او به واسطه زن بودنش حق شرکت مستقیم در جنگ را نداشت، اما هواپیماهایی را تا خط مقدم خلبانی کرده بود.

پس از جنگ دوستانش او را، که دختر یک پزشک بود، به ستوه آورده بودند که به آنان بیاموزد چگونه باردار نشوند.

او برای دوستانش کاندوم و توصیه‌هایی که فکر می‌کرد به کار راضی نگه داشتن مردان می‌آید می‌فرستاد. و این به یکی از موفق‌ترین صنایع آلمان بدل شد.

الیزابت هاینمن، مورخ، اینها را برایم شرح داد و گفت به دلیل پستی بودن سفارش و دریافت کاندوم‌ها، مانعی سر راه خرید زنان وجود نداشت.

به ویژه در جنوب کاتولیک‌نشین آلمان که زنان نمی‌توانستند به فروشگاه بروند، اما سفارش پستی از روی کاتالوگ برایشان ممکن بود.

الیزابت گفت غیاب مردان در آلمان پس از جنگ آنقدر محسوس بود که زنان به طور چشمگیری مستقل و قدرتمند شدند؛ البته در غرب کشور نقش‌های سنتی زنان و مردان به تدریج بازتولید شدند.

حق نشر عکس non
Image caption نگرش مردم آلمان شرقی و غربی سابق نسبت به امور جنسی با هم متفاوت است

اگرچه در آلمان شرقی این چنین نبود.

سیمون اشمولاک نویسنده تاگزایتونگ و یک مجله زنان به نام دی مگزین است، مجله‌ای که از ۱۹۲۹ آغاز به کار کرده و در همه سال‌های کمونیسم انتشارش در آلمان شرقی ادامه یافته است.

او می‌گوید زنان آلمان شرقی - که خودش هم یکی از آنان بوده است - به استقلالی اقتصادی دست یافته بودند که در رابطه‌شان با مردان به آنان قدرت می‌داد.

و حالا که دیوار [برلین] فرو ریخته است، اختلافات فرهنگی سربرمی‌آورند.

او این اختلاف را اینگونه شرح می‌دهد: "وقتی زن‌هایی از شرق آلمان و مردهایی از غرب آلمان با هم می‌چرخند، گاهی مشکلاتی پیش می‌آید. غربی‌ها فکر می‌‌کنند زنان شرق آلمان خیلی باحالند و با رابطه جنسی راحتند. اما با این وجود از آنان انتظار دارند که نقش کدبانوی خانه را بازی کنند".

با چنین ملغمه‌ای از ساختارها، نگرش‌ها و توفان و تلاطم در جامعه، آلمان متحد نسبت به نقش زنان و مردان گیج و پریشان است.

البته نه به اندازه یک بریتانیایی بخت‌برگشته‌ای که عرق کرده و لخت در یکی از باشگاه‌ها یا سوناهای آلمان گیر می‌افتد.