الیزابت دوم؛ ملکه‌ اصلاح‌طلب

ملکه الیزابت دوم حق نشر عکس PA
Image caption ملکه الیزابت دوم، از معدود تاجدارانی است که با کاستن از دیدارهای رسمی، بیشتر کنار مردم دیده شد، با آنها صحبت کرد یا از آنها دسته‌گل‌ گرفت

ملکه بریتانیا شاید از مصداق‌های این جمله شکسپیر باشد که می‌گوید "آنکه تاج بر سر دارد، بی‌قرار سر بر بالین گذارد".

فراز و نشیب‌های جامعه بریتانیا برای الیزابت دوم که در اوج جوانی و بی‌تجربگی و در سن ۲۵ سالگی تاج بر سر گذاشت، کم نبود.

سلطنتش در سال ۱۹۵۲ با جمعیت رو به رشد و مشکلات بریتانیای بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد. در میانه راه با مشکلات اقتصادی و جنبش‌های کارگری دهه ۷۰ گره خورد. امروزه هم رو به رو شدن با مسائل دنیای مدرن در قرن بیست و یکم با ملکه ۸۶ ساله همراه شده است.

این عضو از خانواده وینزورها که از ۹ سالگی و بعد از تاجگذاری پدرش در کاخ باکینگهام مستقر شد، مانند یک شاهزاده رشد یافت. همراه مارگارت، خواهر کوچکش، فقط در خانه و با معلمان خصوصی تاریخ و ریاضی یاد گرفت و آموزش رقص و آواز دید. به همین دلیل دست‌کم در کودکی، مراوده چندانی با مردم عادی جامعه نداشت.

با این حال الیزابت دوم، تجربه‌ای بیگانه با کودکی خود را برای فرزندانش برگزید؛ آنها را به مدرسه عمومی فرستاد تا در کنار دیگر کودکان جامعه آموزش ببینند.

این نگاه متفاوت او اما، تنها به مدرسه فرستادن فرزندانش محدود نشد.

پیشنهاد برابری زن و مرد در جانشینی

تازه‌ترین پیشنهاد مطرح شده که دربار با آن موافقت کرده، تغییر قانونی ۳۰۰ ساله را هدف قرار داده است؛ قانونی که بر اساس آن فرزند پسر همیشه و در هر شرایطی برای به ارث بردن تاج و تخت در اولویت است.

پیشنهاد مطرح شده، در جانشینی سلطنت بریتانیا، برابری زن و مرد را طلب کرد.

در اکتبر ۲۰۱۱ و در نشست رهبران کشورهای مشترک‌المنافع بود که موافقت با این اصلاح تاریخی اعلام شد و ملکه بریتانیا پیام آن سال را "زنان، نمایندگان تغییر" خواند.

سارا ریچاردسون، استاد تاریخ در دانشگاه وارویک بریتانیا، معتقد است که دلیل تاخیر در مطرح کردن این پیشنهاد آن است که "اگر اصلاحات باب شود، اصلاحات بیشتر به دنبال خواهد آورد که چندان خوش‌آیند سیستم نیست".

او به بی‌بی‌سی فارسی گفت: "پیشنهاد برابری در جانشینی سلطنت، به خاطر فشارهای دولت ائتلافی کنونی مطرح شد که می‌خواهد نشان دهد که مدرن است. اما همین دولت هم، تنها قوانینی را تغییر می‌دهد که تبعات و تاثیرات بسیار کمی دارند. و البته از آنجایی که در حال حاضر دختری در صف به دست آوردن این مقام نیست، اهمیت چندانی ندارد."

پیشنهاد لغو ممنوعیت ازدواج با کاتولیک‌ها

آخرین باری که در سلطنت بریتانیا یک شاهزاده مجبور شد به دلیل ازدواج با یک کاتولیک کلیسای رم، خود را از صف سلطنت کنار بکشد، سال ۱۹۷۸ بود.

پرنس مایکل شاهزاده کنت، پسرعموی الیزابت دوم، که در صف جانشینی سلطنت جایگاه هشتم را داشت، بعد از ازدواج با "بارونس ماری کریستین فون ریبنیتز"، یک کاتولیک کلیسای رم، حق جانشینی سلطنت را از دست داد.

اواخر سال ۲۰۱۱ بود که اعلام شد ۱۶ کشور تحت سلطنت ملکه بریتانیا با پیشنهاد لغو قانون ممنوعیت ازدواج با کاتولیک‌ها برای شاهزادگان در صف تاج و تخت، موافقت کرده‌اند.

اما از آنجا که ملکه بریتانیا "مدافع ایمان" و رئیس کلیسای انگستان است، به گفته سارا ریچاردسون لغو این قانون بیشتر نمادین است چون ملکه "باید مسیحیت انجیلی را بر دیگر مذاهب ترجیح بدهد".

خانم ریچاردسون اعتقاد دارد که این پیشنهاد، پیامی است به پیروان دیگر مذاهب که "به نوعی از نظر خانواده سلطنتی شهروند درجه دو محسوب می‌شوند. چرا که شکل فعلی این قانون، این سوال را مطرح می‌کند که خانواده سلطنتی چطور می‌تواند نماینده کل مردم باشد، اما یک مذهب را به مذهب دیگر ترجیح بدهد."

در صورتی که این پیشنهاد در ساختار پیچیده قانون‌گذاری بریتانیا نهایی شود، علاوه بر اینکه نشانگر تمایل به پایان یافتن اختلاف دیرینه کلیسای انگلستان و کاتولیک‌ها است،‌ نشانی از سازگاری بیشتر نظام سلطنتی با جامعه‌ چند فرهنگی و چند مذهبی بریتانیا نیز خواهد بود.

بازدید از کاخ های سلطنتی

سال ۱۹۹۲ برای ملکه بریتانیا سالی شد که او آن را Annus Horribilis یا "سال شوم" زندگیش خواند و گفت هیچ وقت نمی‌تواند بدون آنکه خاطرش مکدر شود به خاطره آن فکر کند.

سالی که در طی آن سه فرزند او -پرنس چارلز، پرنس اندرو، پرنسس آن- از همسرانشان جدا شدند.

رفتاری که به عقیده رابرت لیسی، نویسنده زندگی‌نامه ملکه الیزابت دوم، "نقض غرض" بود. او می‌گوید "وظیفه خانواده سلطنتی این است که فرش شادی پهن کند" اما با این وقایع، "خانواده سلطنتی نه می‌توانست برای مردم الگو باشد و نه احساس خوبی به آنها بدهد".

اما تلخی این جدایی‌ها در آتش‌سوزی بزرگ قلعه وینزور، برجسته‌ترین واقعه آن سال، گم شد. قلعه‌ای که در دوران بمباران آلمان نازی علیه بریتانیا پناهگاه الیزابت دوم و خانواده‌اش بود، در چهلمین سالگرد سلطنتش آتش گرفت.

از آنجا که مالک قلعه دولت بریتانیا بود و نه خانواده سلطنتی، در واقع دود این آتش‌سوزی که خسارتی ۳۷ میلیون پوندی به جای گذاشت، به چشم مالیات‌دهنده‌ها می‌رفت.

اما ملکه پذیرفت که ۷۰ درصد این هزینه را بپردازد و آنطور که لرد چمبرلین، از نزدیکان دربار در آن دوره، می‌گوید امکان نداشت که ملکه شخصا چنین مبلغی برای این کار داشته باشد.

در این مضیقه مالی بود که خانواده سلطنتی تصمیمی را اجرا کرد که علاوه بر اهمیت اقتصادی، تغییری عمده در دربار بریتانیا محسوب می‌شد. درهای قلعه وینزور و کاخ باکینگهام بر روی عموم گشوده شد و برای بازدید از مکان زندگی ملکه بلیط فروختند.

لرد چمبرلین می‌گوید سه چهارم هزینه بازسازی قلعه وینزور که ۵ سال طول کشید، از همین طریق تامین شد.

'نمادی مقرون به صرفه برای عشق'

ملکه الیزابت دوم، از معدود تاجدارانی است که با کاستن از دیدارهای رسمی، بیشتر کنار مردم دیده شد، با آنها صحبت کرد یا از آنها دسته‌گل‌ گرفت.

رابرت لیسی اعتقاد دارد هزینه داشتن ملکه که "نماد عشق و محبت" است، از ریاست‌جمهوری آمریکا کمتر و بسیار ناچیز است. او می‌گوید: "سلطنت در بریتانیا سالانه ۴۰ میلیون پوند هزینه دارد که رقم زیادی است. اما این کشور ۶۰ میلیون نفر جمعیت دارد. اگر هزینه را بین مردم تقسیم کنیم، در یک سال هر یک نفر کمتر از یک پوند می‌پردازد، یعنی کمتر از قیمت یک لیتر شیر."

آقای لیسی می‌گوید بریتانیایی‌ها در مقابل پرداخت این هزینه ناچیز، دست‌آورد قابل توجهی دارند؛ "علاقه زیاد مردم به خانواده سطنتی، بازدید میلیون‌ها گردشگر از کاخ باکینگهام و برنامه‌های سرگرم‌کننده و جذاب درباری".

البته در بریتانیا گروه‌هایی هم هستند که یا اساسا با نظام پادشاهی در این کشور مخالفند و یا هزینه برگزاری جشن‌های سلطنتی را در شرایط دشوار اقتصادی کنونی بی‌مورد می‌دانند.

مطالب مرتبط