۶۰ سال تاجداری الیزابت دوم: رویدادی تاریخی و بیادآورنده آینده ای نامعلوم

ملکه بریتانیا حق نشر عکس Getty

جشن الماس نشان برای بزرگداشت ۶۰ سال سلطنت الیزابت دوم در حالیکه مراسمی باشکوه برای ادای احترام مردم، دولت و پارلمان بریتانیا و مردم سرزمین های ماوراء بحار به مقام سلطنت محسوب می شود، همچنین شاید آخرین فرصت برای قدردانی از ملکه ای ۸۶ ساله باشد که بدون وقفه و بدور از جنجال سیاسی به مدت بیش از نیم قرن نظام پادشاهی بریتانیا را حفظ کرده است. به دلیل همین تداوم اطمینان‌بخش، برگزاری این مراسم بیاد آورنده نگرانی ای نیز خواهد بود. زیرا مدت زمانی است که برای بسیاری از طرفداران پادشاهی در بریتانیا آینده شکل و بافت نظام کشور پس از الیزابت دوم، ذهنشان را به خود مشغول نگاه داشته است.

از طرف دیگر، مخالفان نظام سلطنتی و بسیاری از شهروندان غیرسیاسی و بی طرف، با قائل بودن احترام برای شخص ملکه معتقدند که اروپای قرن بیست و یکم دیگر جای نظام‌های سلطنتی نیست، بویژه برای فردی به سن الیزابت دوم و کشوری که از بسیاری جهات هنوز شکوه امپراتوری از دست رفته خود را فراموش نکرده است.

برای ملکه بریتانیا که در سن ۸۶ سالگی همچنان زنی تندرست و فعال است و چندی پیش در جمع نمایندگان پارلمان بریتانیا یادآور شد که اصلأ خیال کناره گیری به‌ سود فرزندش، شاهزاده چارلز را ندارد؛ عقربه زمان در ۶۰ سال گذشته چندان مهربان و ملاحظه کارنبوده است: در سال ۱۹۵۲، زمانیکه همراه با دو فرزند خردسال خود در جزیره مالت، محل مأموریت همسرش فیلیپ که افسر نیروی دریایی بود، زندگی آرام و بی دردسری را می گذراند در اثر درگذشت پدرش ناچار از بازگشت و قبول مقام سلطنت شد.

در سال ۱۹۷۷ هم که ربع قرن تاجداری ملکه جشن گرفته می شد، بریتانیا درگیر یکی از عمیق ترین بحران های اقتصادی و مشکل فزاینده بیکاری پس از جنگ بود. و اکنون که ۶۰ سال سلطنت او را جشن می گیرند، بریتانیا باز در پیچ و خم رکود اقتصادی، کسری بودجه بی سابقه و برنامه‌های ریاضت اقتصادی دولت گرفتار شده که صدای اعتراض کارکنان بخش های دولتی و خصوصی را بلند کرده و خطر وقوع اعتصاب‌های عمومی را محتمل تر ساخته است. این مسائل دامنه انتقادها از صرف هزینه هایی گزاف و نابخردانه برای شادمانی و پایکوبی را وسعت بخشیده است. با این وجود، ۶۰ سال تاجداری که فقط یکبار پیش از این سابقه داشته است موضوعی نیست که ملتی به شدت سنت دوست چون مردم بریتانیا بتواند آن‌ را با سکوت و با زانوی غم در بغل برگزار کند.

رویدادی تاریخی

در نزدیک به هزار سال استقلال انگلستان و اسکاتلند، نخست پس از پایان سلطه امپراتوری روم و سپس در سال‌های هجوم و اشغال به دست پادشاهان فرانسه و هلند و قوم وایکینگ، ۴۰ پادشاه و ملکه بر این سرزمین حکومت کرده‌اند که طول عمر سلطنت آنان از ۱۳ روز (لیدی جین گری در سال ۱۵۵۳) تا بیش از نیم قرن متفاوت بوده است.

الیزابت دوم، که در جایگاه چهل و یکمین مقام سلطنت در بریتانیا ایستاده است با ۸۶ سال سن سالمند‌ترین تاجدار محسوب می شود، ولی از لحاظ تعداد سال‌های سلطنت، پس از ملکه ویکتوریا قرار دارد که از ۱۸۳۷ تا ۱۹۰۱ میلادی به مدت ۶۳ سال و ۲۱۶ روز با اقتدار بر تخت سلطنت تکیه زد و گستره امپراتوری بریتانیا را به حداکثر خود رساند.

به عکس دوران ملکه ویکتوریا، زمان تاجگذاری الیزابت دوم با آغاز افول امپراتوری بریتانیا متقارن شد. هزینه هنگفت بازسازی خرابی‌های گسترده ناشی از جنگ جهانی دوم، کشور را برای چندین دهه به ایالات متحده آمریکا مقروض کرد، ظهور دو ابر قدرت جدید و آغاز جنگ سرد اروپا را به پایگاهی برای آمریکا و اتحاد شوروی بدل ساخت و ماجراجویی نافرجام نظامی در مصر، بریتانیا را با واقعیات نه چندان دلپذیر دنیایی نو روبرو کرد که برای الیزابت جوان، که در سال ۱۹۵۲ پس از مرگ پدرش، جرج ششم در سن ۵۶ سالگی وارث تاج و تخت امپراتوری بریتانیا شد، چالش بزرگی بود.

اکنون، پس از گذشت ۶۰ سال از آن روزها، باید پذیرفت که الیزابت به خوبی از عهده آن چالش ها و بسیاری دیگر از بحران‌های کشوری و درباری و حتی در میان اعضاء خانواده خود برآمده است.

الیزابت که دو سال بعد از پایان جنگ دوم در سن ۲۱ سالگی با نامزدش شاهزاده فیلیپ، از خانواده سلطنتی یونان ازدواج کرده بود، پیش از تاجگذاری صاحب دو فرزند شده بود و در مقام ملکه دو فرزند دیگر نیز به دنیا آورد. با وجود امکنات وسیع در دربار برای دور نگاه داشتن ذهن و حواس مقام سلطنت از مزاحمت‌های بی‌موقع چهار فرزند خردسال، از گفته‌های جسته و گریخته شاهزادگان چارلز(ولیعهد) آن، آندرو و ادوارد این طور پیداست که در دوران کودکی از مهر و محبت مادری برخوردار بوده‌اند.

دنیایی با مسئولیت‌های جدید

گرچه قوانین اساسی بریتانیا مقام سلطنت را از اختیارات و اظهار نظرسیاسی منع و مبرا کرده است ولی بر کسی پوشیده نیست که مسئولیت‌های نهفته و آشکار در این مقام بسیار گسترده و گاه بسیار پیچیده است. شاید مهمترین و حساس‌ترین آنها بر دوش داشتن مسئولیت رسیدگی و بذل توجه کامل به خواسته‌های مردمان و حاکمان ده‌ها سرزمین دیگر در گوشه و کنار دنیا باشد که همچنان ملکه بریتانیا را شخص اول زادگاه خود می شناسند.

در این ۶۰ سال، خوشنود و راضی نگاه داشتن ملت‌هایی در آفریقا، آسیا ،اقیانوسیه، منطقه دریای کارائیب و جزیره هایی در ۳ اقیانوس اطلس، آرام و هند برای هیچ فردی آسان نبود، و با وجود مستقل شدن بیشتر سرزمین‌های ماوراء بحار بریتانیا در ۶۰ سال گذشته، شخص اول بودن جرگه کشورهای مشترک المنافع همچنان مسئولیتی حساس و مهم بشمار می رود.

آخرین ملکه بریتانیا پیش از الیزابت دوم، ملکه ویکتوریا بود که ۱۱۵ سال قبل از الیزابت تاجگذاری کرده و امپراتوری بزرگی را به ارث برده بود. آنچه که الیزابت جوان در پیش رو داشت بستن تدریجی و منظم پرونده این امپراتوری و حفظ اعتبار و آبروی کشور مادر بود.

گرچه طرح گسترده‌تر کردن دامنه جغرافیایی جرگه مشترک المنافع از گروه نخست (بریتانیا،استرالیا،کانادا و زلاند نو) به کلیه مستعمرات سابق و موجود برنامه‌ای سیاسی ودولتی بود، ولی الیزابت دوم به حق می‌تواند موفقیت و مقبولیت جهانی آن را نتیجه تلاش و مهارت سیاسی و مردم داری خود دانسته و ادعای مالکیت معنوی آنرا نیز داشته باشد.

نهادی منحصر به فرد و جایگزین امپراتوری سابق که با وجود گذراندن بحران‌های سیاسی، رسوایی‌های مالی و گاه اخلاقی در کشور‌های عضو آن و حتی رودررویی با وقوع کودتا‌ها و انقلاب‌های خونین در شماری از آنان که به اخراج موقت کشورهای متخلف منجر شد، این جرگه، با وجود از دست دادن بیشتر اهمیت سیاسی خود همچنان پابرجا مانده است.

چالش‌های داخلی

در دومین دهه از سلطنت الیزابت دوم، تنش دیرینه بین دو جامعه پروتستان و کاتولیک در استان ایرلند شمالی به برخوردی مسلحانه بدل شد و دیری نگذشت که طرفداران دو جامعه با تشکیل چندین گروه شبه نظامی جنگی سری را آغاز کردند و امنیت از این بخش از پادشاهی متحد بریتانیا رخت بر بست و با مستقر شدن ارتش در شهر‌ها و خیابان‌ها، ایرلند شمالی عملأ بمدت ۳۰ سال (سال ۲۰۰۰ میلادی) یک منطقه نظامی بود

ارتش سرٌی جمهوری‌خواه ایرلند که برای یکپارچگی جزیره ایرلند مبارزه می‌کرد، در یکی از عملیات مسلحانه خود علیه حضور حکومت بریتانیا در ایرلند شمالی، لرد مونت بتن، از بستگان ملکه را به قتل رساند و دامنه بمب گذاری‌های خود را به لندن کشاند.

شین فین، شاخه سیاسی جمهوری خواهان نیز که همواره برای انتخابات نمایندگان مجلس عوام در لندن نامزد معرفی می کرد و صاحب چند کرسی هم می شد، در مخالفت صریح با مقام سلطنت و رد قانون ضرورت ادای سوگند وفاداری نمایندگان پارلمان به ملکه، در هیچ زمانی حاضر نشد کرسی‌های نمایندگان خود در مجلس را اشغال کند.

مسئله دیگر، ریاست بیشتر تشریفاتی مقام سلطنت بر کلیسای اسقفی انگلستان است که شاخه بزرگی از مذهب پروتستان بوده و بهمین دلیل مورد تأیید جامعه کاتولیک های ایرلند شمالی نیست.

جدا از دنیای سیاست، بسیاری از پیروان سنتی‌تر کلیسای اسقفی که با روش لیبرال موآبانه این شاخه از کلیسای مسیحی نسبت به موضوع های بحث‌انگیزی مثل ارتقاء مقام زنان روحانی تا مسند اسقفی و یا پذیرفتن همجنس‌گرایان در کلیسا مخالف هستند، این تغییر وتحولات را نشانه ای از تنزل مقام و منزلت اخلاقی کلیسای خود دانسته و تلویحأ نسبت به انفعالی ماندن سران کلیسا زبان به انتقاد می گشایند؛ گرچه خوب می دانند که ملکه در این خصوص هم صاحب اختیار نیست، حتی اگر شخصأ با این تغییرات موافق نباشد.

سکوت ملکه، حتی در اوقاتی که مسائل بیشر شخصی و خانوادگی بود تا کشوری یا سیاسی، از جمله فضائلی است که در ۶۰ سال سلطنت الیزابت دوم به او نسبت داده شده است؛ این خویشتن داری را نه همسرش، فیلیپ، دوک ادینبورگ از خود نشان داده و نه فرزندش شاهزاده چارلز، ولیعهد بریتانیا.

"خداوند حافظ ملکه باشد"

این جمله شعار گونه که بارها در سرود ملی بریتانیا تکرار می‌شود امروز حتمأ طرفداران زیادی دارد، نه الزامأ به دلیل پشتیبانی همگان از نظام پادشاهی و یا خانواده سلطنتی وینذور، بلکه بیشتر نشانی است از دلواپسی آنها از آینده ای نامعلوم.

آمار میزان مشارکت صاحبان رأی در بریتانیا در انواع انتخابات در دو دهه اخیر گویای دلسردی و زوال اعتماد عمومی نسبت به سیاستمداران و حزب‌های سیاسی در بریتانیا است.

رسوایی‌های مالی و اخلاقی در صفوف اعضاء دولت‌های حال و گذشته و نمایندگان پارلمان و کمرنگ تر شدن آرمان‌های حزب‌های سیاسی که اثرات خود را در انتخابات عمومی دو سال به شکل مجلسی معلق نمایان ساخت، بیش از پیش نشان داد که اعتقاد و اعتماد مردم بریتانیا به سیستم سیاسی کشورشان به طرز نگران‌کننده ای رو به کاهش است.

تشکیل یک دولت ائتلافی از روی ناچاری، دولتی که مشکل بتوان در آرمان‌ها و برنامه‌های سیاسی- اقتصادی دو حزب تشکیل دهنده آن، بجز جلوگیری از ورشکستگی اقتصادی کشور، نقطه مشترکی یافت مایه گسترش بی‌تفاوتی سیاسی در جامعه شاغل و افزایش سطح عصیان در میان نسل جوان در بریتانیا شده است.

در چنین شرایطی است که بیشتر مردم در وجود الیزابت دوم پناهگاهی روحی و نمادی از هویت ملی خود یافته اند. البته همه می‌دانند که ملکه ۸۶ ساله آنها عمر نوح نخواهد داشت و همچنین بخوبی آگاهند که بریتانیای دوران الیزابت دوم تکرار نخواهد شد.

در چنین شرایطی است که خرد و کلان فرصت را مغتنم شمرده و این روزها در جشن و پایکوبی های خیابانی در شهر و روستای خود شرکت خواهند کرد.