دربار، اشرافیت و جامعه طبقاتی در بریتانیا

Image caption نقطه اوج مراسم امسال، کاروان شناور سلطنتی است که در پشت سر ملکه و خانواده سلطنتی، سوار بر یک قایق بزرگ طلایی، درازای رودخانه تیمز در لندن را خواهد پیمود

بریتانیا آخرین کشور سلطنتی در اروپا است که با حفظ بیش از دهها لقب اشرافی، فرمان و نشان امپراتوری و تشریفات پر زرق و برق درباری و حتی یک مجلس علیای انتصابی سعی دارد نام و شهرت و شکوه امپراتوری قرون گذشته خود را زنده نگاه دارد.

به مناسبت شصتمین سالگرد تاجگذاری ملکه الیزابت دوم، امسال مراسم گوناگونی در سراسر بریتانیا برپا شده است که نقطه اوج آن یک کاروان شناور سلطنتی است که در پشت سر ملکه و خانواده سلطنتی، سوار بر یک قایق بزرگ طلایی، درازای رودخانه تیمز در لندن را خواهد پیمود. مراسمی سنتی و یادآور جشن های مشابه در دوران شاهان تودور. برای بسیاری از شهروندان بریتانیا، این مراسم نمایانگر شکوه تاریخ گذشته و پاسدار هویت ملی آنها است و برای شماری دیگر، تشریفاتی تجملی، تقلیدی از سنت هایی پوسیده و پر خرج و گاه مضحک که تنها خاصیت آن دوام بخشیدن به ساختار جامعه طبقاتی ادوار گذشته و جلب توریست خارجی است. نظر مردم هرچه باشد نقش ملکه و خانواده اش در بقای این رسوم غیر قابل انکار است.

گرچه ملکه بریتانیا، جز چند مورد استثنایی، نقش مستقیمی در حفظ تشریفات درباری و اعطای لقب ها و نشان های اشرافی ندارد ولی بسیار بعید خواهد بود اگر در طی ۶۰ سال سلطنت خود که شامل ملاقات های منظم هفتگی با ۱۲ نخست وزیر، از وینستون چرچیل تا دیوید کامرون بوده، شخصأ دراین باره اظهار نظری نکرده باشد. جالب اینجا است که شاهزاده چارلز، فرزند ارشد ملکه و ولیعهد بریتانیا، بارها گفته و نشان داده که زندگی ساده تری را می پسندد و شیوه کار و زندگی بیشتر نوه های ملکه هم هر روز ساده تر و کم تشریفاتی‌تر می شود.

موضوع در خور توجه، اثرات کمک به ادامه عمل یک جامعه طبقاتی در بریتانیا و تفاوت فاحش آن با دیگر کشورهای اروپایی است. برخلاف سایر جوامع اروپایی، در بریتانیا، هنوز محل تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی هر فرد در پیمودن پله های پیشرفت در کار و تضمین مکان اجتماعی او نقشی مهم دارد. از آن طبقاتی تر اهمیت شیوه گویش در کار یابی و پیشرفت اجتماعی است. یکی از پر درآمد ترین مشاغل نیمه پنهان در بریتانیا آموزش شیوه گویش موسوم به "انگلیسی ملکه" به سیاست پیشگان جویای نام و مدیران جاه طلب شرکت ها و صاحبان صنایع است تا مبادا در پارلمان یا جلسه هیأت مدیره شرکت و موسسه‌شان با گویش محلی- مادری خود سخن بگویند. حتی بعضی از روزنامه های بریتانیا شیوه گویش محلی شماری از نخست وزیران گذشته از حزب کارگر مانند هارولد ویلسون و جیمز کالاهان را مایه طنز در مطالب سیاسی خود می کردند.

آنچه را که انقلاب مردم فرانسه در مدتی کوتاه به انجام رساند و در دیگر کشورهای اروپایی، بویژه در نظام های سلطنتی در اسکاندیناوی بصورت تدریجی عملی شد، در هیچ زمانی در بریتانیا طرفداران زیادی نداشته است. بعبارت دیگر، پایان دادن به اشرافیت و مزایای متعلق به اعضاء آن طبقه اجتماعی.

امروزه دیدن پادشاهان و ملکه های هلند و سوئد و دانمارک و نروژ سوار بر دوچرخه در حال گشت در خیابان ها یا در حال خرید از فروشگاه ها امری است نسبتأ عادی. همچنین در هنگام اجرای برنامه های رسمی مانند گشایش پارلمان یا افتتاح یک بیمارستان، نه از کالسکه با اسکورت گارد سوار خبری هست و نه از صف کشیدن شهروندان و گردشگران برای دیدن آنها. تصور مشاهده چنین صحنه ای در بریتانیا، حتی در آینده ای نزدیک هم ممکن نیست؛ در لندن، هنوز خودی و بیگانه برای دیدن تعویض گارد سلطنتی به انتظار می ایستند، چه رسد برای دیدن ملکه و همسرش سوار بر کالسکه سلطنتی. در بریتانیا، نه تنها اشراف اصیل، یا از نوع فرمانی و غیر موروثی آن، همچنان صاحب امتیازهای اجتماعی هستند، بلکه بیشتر مردم عادی آن را به رسمیت هم می شناسند.

نقش نشان ها و القاب اشرافی

Image caption ملکه بریتانیا، جز چند مورد استثنایی، نقش مستقیمی در حفظ تشریفات درباری و اعطای لقب ها و نشان های اشرافی ندارد

اعطای نشان و لقب هر سال دو بار صورت می گیرد: در سالروز تولد مقام سلطنت و به مناسبت فرا رسیدن سال نو. همچنین وقتی یک نخست وزیر استعفا داده یا در انتخابات عمومی بازنده شود، پیش از ترک پست خود می تواند برای شماری از افراد مورد توجهش که به حزب یا دولت او خدمت کردند از لیستی بلند و بالا لقب طلب کند.

اگر در فرانسه برای نشان دادن سپاس کشور از خدمات یا شجاعت شهروندان نشان افتخار (لژیون دنور) به آنها اعطا می شود، در بریتانیا ده ها نمونه فرمان و نشان برای قدردانی وجود دارد که تقریبأ همه آنها پسوند " امپراتوری بریتانیا" را با خود دارد. مانند " نشان درجه یک امپراتوری بریتانیا برای لیاقت" یا برای شجاعت یا موفقیت.

نشان های کشوری شامل ۳ رده جداگانه افتخار، لیاقت و سپاس است و تعداد نشان های نظامی برای شجاعت و خدمت به ۱۵ عدد می رسد که همه طی مراسم و تشریفاتی خاص توسط ملکه یا ولیعهد بریتانیا به برگزیدگان داده می شود.

بعضی از این فرمان ها با لقب هایی اشرافی مانند "ماستر"، "سر" و "لرد" برای آقایان و "لیدی" و "دیم" برای خانمها همراه می شود که از ادوار قرون وسطی به ارث رسیده است.

تأثیر دریافت لقب هایی این چنین در شغل و مکان و موقعیت اجتماعی گیرنده آنها تقریبأ آنی است زیرا پیشوند اسم آنها شده و در هرگونه اشاره ای به این افراد، رسانه ها همواره موظف به ذکر آن خواهند بود. در بازار رقابت های تجاری و مالی، داشتن فردی با القاب اشرافی در هیأت مدیره هر شرکت یا موًسسه ای امتیاز محسوب می شود، حتی اگر دارنده لقب از ماهیت کار و فعالیت موًسسه دعوت کننده سررشته ای نداشته باشد؛ مهم، دیدن نام یک "لرد"، یک "سر" یا یک "لیدی" در میان اعضاء هیأت مدیره آن نهاد است و در ازاء قبول این دعوت، صاحب خوش شانس لقب اشرافی هر ماه مبلغی دریافت کرده و از مزایای جانبی آن مانند پاداش های سالانه شرکت و از آن قبیل نیز برخوردار می شود.

اهمیت سیاسی لقب های اشرافی

اهمیت سنتی اعیان و اشراف در صحنه تاریخ سیاسی بریتانیا را با توجه به نام دو مجلس پارلمان آن می توان دریافت: مجلس انتخابی عوام (سفلی) و مجلس انتصابی اعیان (علیا).

پانزده سال پیش زمانی که تونی بلر، نخستین دولت حزب کارگر را پس از ۱۷ سال حکومت حزب محافظه کار تشکیل داد، اصلاح قانون اساسی در ارتباط با قوه مقننه را از برنامه های اصلی دولت خود قرار داد. هدف او تبدیل تدریجی مجلس اعیان (لردها) از مجلسی کاملأ انتصابی به مجلسی با نمایندگان منتخب مردم بود.

شاید کمتر کسی خارج از بریتانیا به این موضوع دقت کرده باشد که نیمی از مجلس قانونگذاری بریتانیا که به مادر پارلمان های دنیا شهرت دارد، "نماینده" نداشته بلکه فقط دارای "عضو" است.

Image caption تا چند دهه پیش، عضویت در مجلس اعیان بریتانیا، که به شکلهای مختلف از قرن ۱۴ میلادی وجود داشته، صرفأ در انحصار اشراف و اعیان با القاب موروثی بود

تا چند دهه پیش، عضویت در مجلس اعیان بریتانیا، که به شکلهای مختلف از قرن ۱۴ میلادی وجود داشته، صرفأ در انحصار اشراف و اعیان با القاب موروثی بود.

گرچه مجلس اعیان اختیارات قانونگذاری مجلس عوام را نداشته و بیشتر نقش یک مجلس مشورتی را ایفا می کند، ولی تجربه تاریخ نشان داده است که "اعیان انتصابی" بارها دولت ها را مجبور به تجدید نظر و حتی تغییر در متن لوایح کرده باشند.

به هر تقدیر، انواع مقاومت ها و فشارها، حتی از سوی روزنامه های محافظه کار و با نفوذ، با این استدلال قدیمی سیاسیون که "سری را که درد نیمکند نمی بندند" باعث شد که در پایان ۱۰ سال صدارت تونی بلر، تنها دستاورد دولت او برنامه حذف تدریجی اشراف با القاب موروثی از عضویت در مجلس اعیان باشد؛ هنوز ۹۲ نفر از آنها صاحب کرسی اند. باقی اعضاء مجلس اعیان را صاحبان لقب های غیر موروثی تشکیل می دهد که قابل انتقال به فرزندان دارنده آن نیست.

نهایتأ، گوردون براون، جانشین تونی بلر توانست موضوع انتخابی کردن نمایندگی در مجلس علیا را در صحن مجلس عوام مطرح کند و از تصویب بگذراند. خارج از لطف نیست که گفته شود بخش قابل توجهی از استدلال مخالفان انتخابی کردن مجلی علیا مربوط به انتخاب نامی مناسب و جدید برای آن بود تا مبادا مانند دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا مجلس سنا نامگذاری شود.

به هر صورت، دولت ائتلافی فعلی هنوز تاریخی برای اجرای این اصلاحات مشخص نکرده است.

ولی سئوالی که تاکنون حتی به صورت تلویحی شنیده نشده، این است که چرا تصمیم درباره شکل و وظائف پارلمان آینده مردم را در یک همه پرسی به مردم محول نمی کنند؟

سنت پرستی مردمانی سنت شکن

آمار و نظر سنجی های متعدد نشان داده است که بسیاری از مردم بریتانیا اکنون به خدا و مذهب اعتقاد چندانی دارند و نه به شیوه سنتی زندگی خانوادگی. بیشتر مردم، به اعتراف خودشان، اکنون بندرت به کلیسا می روند و در خانه شاید هفته ای یکبار تمام اعضاء خانواده دور یک میز جمع شوند؛ ازدواج رسمی کهنه شده و بزرگترین مشکل بازار مسکن در شهر های بزرگ کمبود شدید آپارتمانهای کوچک یک نفره است.

ولی همین مردم که تقریبأ به تمام سنت های یکی دو نسل پیش از خود پشت کرده اند، بمجرد آنکه صحبت از مراسم سلطنتی و دربار و ازدواج ولیعهد و ازدواج نوه های ملکه و تشریفات مربوطه به میان آید، ناگهان صد هزار، صد هزار به خیابان های مسیر مراسم هجوم می برند تا بلکه گوشه ای از چهره ملکه و همسرش و یا عروس و دامادهای سلطنتی را ببینند.

موضوع این نیست که چطور و چرا در حالی که بیشتر ملل جهان برای رسیدن به برابری های سیاسی و اجتماعی تلاش می کنند، مردم بریتانیا با بسیاری از سنت های قرون وسطایی خود خوش هستند. صحبت از تضاد بین گفته و عمل و داعیه مدرن فکر کردن است.

به هرحال، در زمانی که خبرها یا درباره فرود مجدد کشور در رکود اقتصادی است یا دعوا در میان اعضاء دولت ائتلافی و یا تهدیدهای اتحادیه های کارگری و اصناف به اعتصاب های سراسری علیه برنامه ریاضت اقتصادی دولت، احتمالأ از هورا کشیدن و پرچم تکان دادن در مسیر کالسکه و یا حرکت قایق طلایی ملکه روی رودخانه تیمز، فعلأ گزینه مناسب تری موجود نیست.