حمایت ایران از اسلامگرایان مصر: زیرکانه یا آرمانی؟

احمد شفیق و محمد مرسی حق نشر عکس AFP
Image caption نظر ایران به سوی کدام یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مصر است؟

مقام‌های ایرانی آشکارا به حمایت از محمد مرسی، نامزد اسلامگرای انتخابات ریاست جمهوری مصر برخاسته اند، اما آیا قلباً دل به بهبودی رابطه با مصری بسته اند که مردی از اخوان المسلمین سنی مذهب بر جایگاه رهبری اش نشسته باشد یا اینکه زبانشان با اوست و دلشان با پیروزی رقیب سکولارش، احمد شفیق؟

سرلشگر یحیی رحیم صفوی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کرده که محمد مرسی، نامزد اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری مصر به پیروزی برسد، پیش از او، علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل آیت الله خامنه ای هم، همین پیش بینی را کرده بود.

این پیش بینی ها با اعلام حمایت از محمد مرسی نیز همراهند، چنانکه سرلشگر رحیم صفوی در سخنرانی دیروز (دوشنبه) خود در شاه چراغ شیراز گفته است: "مردم مصر تصمیم نهائی خود را در انتخابات ریاست ‏جمهوری که اواخر خرداد ماه جاری برگزار می ‏شود، نشان می دهند و راهی را انتخاب می کنند که از دل اسلام و بینش مردم مسلمان ‏مصر می گذرد."

علی اکبر ولایتی نیز پیشتر گفته بود: "با توجه به اینکه اکثریت مردم مصر علاقمند به حاکمیت اسلامند که این را در رأی‌ گیریهای متعدد نشان دادند، امیدواریم در انتخابات پیش‌ رو نیز فرد منتخب خود را انتخاب کنند."

در ایران علیه احمد شفیق هم موضعگیریهایی شده است؛ برای نمونه، کاظم صدیقی در خطبه های نماز جمعه اخیر تهران گفته است: "متأسفانه در انتخابات مصر موضوع راه یافتن احمد شفیق از عوامل برجسته رژیم فاسد مبارک به دور دوم انتخابات جزو مسائلی بود که بر اساس اسناد، سرمایه گذاری و دخالت عربستان سعودی و دست بردن در آراء، قطعی است. از فرهیختگان، علما و انقلابیون مصر که با تقدیم شهدا و مجاهدت خود به میدان آمدند، انتظار می رود این مسئله را جدی تر بگیرند و با تشویق مردم مسلمان مصر، به آنان امید بدهند."

حمایت از مرسی بدیهی است

حق نشر عکس ISNA
Image caption آیت الله خامنه ای انقلاب مصر را جنبش بیداری اسلامی نامیده و غلبه اسلامگرایان بر دستگاه حاکمه مصر، به نوعی مهر تأییدی بر پیش بینی و او قلمداد خواهد شد

برای دولتمردان ایرانی که خود را پرچمدار اسلام سیاسی می دانند و وارثان انقلابی اند که الهامبخش و محرک جنبشهای اسلامگرا شد، راهی جز حمایت از نامزد اسلامگرای انتخابات ریاست جمهوری مصر وجود ندارد و اگر جز این کنند، غیرطبیعی است؛ به ویژه آنکه آیت الله خامنه ای از همان آغاز، انقلاب مصر را جنبش بیداری اسلامی نامیده و غلبه اسلامگرایان بر دستگاه حاکمه مصر، به نوعی مهر تأییدی بر پیش بینی و نگرش او قلمداد خواهد شد.

از سوی دیگر، طبیعی است که ایران هم مانند هر دولت دیگری برای تحقق منافع و مصالح خود در روابطش با حکومت آینده مصر، برای جلب نظر فردی تلاش کند که شانس زیادی برای نشستن در رأس این حکومت دارد.

با این حال، بعید است سیاستگزاران جمهوری اسلامی از بی میلی محمد مرسی به نزدیکی با ایران بی خبر باشند و روی آنکه پیروزی وی در انتخابات، رابطه ایران و مصر را نسبت به زمان زمامداری حسنی مبارک بهبود چشمگیری بدهد، حساب چندانی باز کرده باشند.

در طول تبلیغات انتخاباتی، هر بار از محمد مرسی پرسیده شد که در صورت رئیس جمهور شدن چه نوع رابطه ای با ایران برقرار خواهد کرد، ابتدا به کلی گویی‌ها و بدیهیاتی از قبیل اینکه با همه دولتهای عربی و اسلامی که ایران هم یکی از آنهاست رابطه خوبی خواهد داشت بسنده کرد اما بلافاصله گوشزد کرد که نخواهد پذیرفت ایران با دولتهای عرب، با زبان تهدید سخن بگوید و مهمتر آنکه تأکید کرد آینده رابطه ایران و مصر، با رفتار ایران در قبال اوضاع سوریه مرتبط خواهد بود.

بنابراین، اگر محمد مرسی هم رئیس جمهور شود، همه محورهای اختلافی که کانون تیرگی روابط ایران و مصر در زمان حسنی مبارک بودند، همچنان پابرجا خواهند ماند: دو کشور همچنان بر سر مسائل ایران با دولت‌های عرب حاشیه خلیج فارس، سیاستهای ایران در عراق و سوریه و لبنان و موضع ایران در قبال قضیه سرزمین‌های فلسطینی، در دو جبهه مخالف باقی خواهند ماند و حتی اگر قطع رابطه دیپلماتیک دو کشور هم پایان یابد و دفترهای حفاظت منافع در تهران و قاهره، دوباره نام سفارتخانه بر خود بگیرند، نمی توان توقع کاهش چندانی از سردی رابطه ایران و مصر داشت.

از این لحاظ، حتی اگر احمد شفیق برنده انتخابات ریاست جمهوری مصر شود، تفاوت چندانی به حال ایران نخواهد کرد و چه بسا، نفع ایران بیشتر در پیروزی احمد شفیق دنیامدار (سکولار) باشد تا محمد مرسی دینمدار.

مصر قدرتمند برای ایران بهتر است یا مصر ضعیف؟

بازیافتن نقشی تعیین کننده در خاورمیانه، رؤیای مصریها و وعده نامزدهای انتخاباتی است اما طبیعتاً با نفوذی که دولت‌های ثروتمند عرب حاشیه خلیج فارس و به ویژه عربستان سعودی در مصر به هم زده اند، مصر اگر به جایگاهی تعیین کننده در سیاستهای منطقه ای بازگردد، نه از در رقابت و درافتادن با این دولت‌ها درخواهد آمد و نه در مقابل منافع و مصالح متحدان غربی آنان قرار خواهد گرفت.

چنین سیاستی، چه محمد مرسی رئیس جمهور شود و چه احمد شفیق، در پیش گرفته خواهد شد و در نتیجه، مصر را در جبهه مقابل ایران قرار خواهد داد.

یکی از ارکان این جبهه بندی، سد کردن راه نفوذ ایران در منطقه است و بهترین دستاویزی که دولتمردان سنی مذهب عرب برای برانگیختن توده های مردمان خود علیه ایران فراهم کرده اند، پافشردن بر اتهام ایران به تلاش برای توسعه طلبی و احیای امپراتوری شیعی – پارسی است.

رفتار و گفتار دولتمردان، رسانه ها و محافل مذهبی ایران هم به خوبی ابزار لازم را برای باورپذیرتر کردن این اتهامات فراهم می آورد: تازه ترین نمونه آن، اظهارنظرهایی بود که اخیراً در قبال بحرین و در واکنش به طرح اتحاد این کشور با عربستان سعودی مطرح شد.

در صورت ورود اسلامگرایان سنی مذهب مصر به این نزاع شیعی – سنی و عربی – پارسی، با توجه به اینکه نسبت به سیاسیون عرب حاشیه خلیج فارس، از نفوذ کلام بیشتری در جامعه عربی برخوردار و توان بیشتری در شکل دهی به افکار عمومی دارند، بر مشکلات ایران در منطقه و تلاش‌هایی که برای به انزوا راندنش می شود افزوده خواهد شد.

حق نشر عکس u

حال آنکه رئیس جمهور شدن چهره ای غیراسلامگرا همچون احمد شفیق، علاوه بر اینکه خطر ورود مصر به جبهه بندی ایدئولوژیک علیه ایران را کمتر می کند، این مزیت را برای ایران دارد که به دلیل اعتراض‌هایی که پیش بینی می شود در صورت رئیس جمهور شدن او در مصر به راه بیفتد، این کشور بیشتر درگیر تنش‌های داخلی شود و بازگشتش به جایگاه بازیگر مهم منطقه ای عقب بیفتد.

همین حالا هم اظهارنظرهای مقام های ایرانی در حمایت از محمد مرسی، ابزاری تبلیغاتی در دست مخالفانش شده و هم هواداران احمد شفیق و هم آنانی که خواهان تحریم انتخاباتند، اظهارات مقامهای ایرانی را علیه محمد مرسی به کار می گیرند، نسبت به نفوذ و مداخله ایران در کشورشان هشدار می دهند، اخوان المسلمین و محمد مرسی را متهم می کنند که آلت دست ایران شده اند و مردم را می ترسانند از اینکه کشورشان به آینده ای همچون ایران دچار شود.

اینک جای این سؤال باقی است که آیا دولتمردان ایرانی با علم و آگاهی به کارکردی که سخنان و موضعگیریهایشان در مصر دارد به حمایت آشکار از محمد مرسی برخاسته اند یا اینکه واقعاً دل و زبانشان در حمایت از او یکی است و چشم‌هایشان بر مسائلی که ممکن است رئیس جمهور شدن او در روابط دوجانبه و در سطح منطقه برایشان ایجاد کند بسته است؟ به دیگر سخن: آیا حمایتشان از محمد مرسی زیرکانه است یا آرمانگرایانه؟

مطالب مرتبط