پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

علی شریعتی

علی شریعتی در یک قالب نمی گنجد. شاید به این دلیل است که منتقدان او هم در یک قاموس نمی گنجند. دکتر شریعتی چه گفته و نقدهای رایج از او تا چه حد رواست؟

یکی از بازی های بی رحمانه ی تاریخ، این است که نام های ماندگار را در معرض دید و قضاوت نسل هایی می گذارد که بسیار متفاوتند و قضاوت هایی به غایت متفاوت صادر می کنند. علی شریعتی ازشاخص ترین قربانیان این بی رحمی است. او که معلم انقلاب نامیده می شد آنگاه که انقلاب از مد افتاد، مسئول آثار زیانبار آن شناخه شد. او که اسلام را حربه ی مبارزه با رژیم شاهنشاهی کرد، مسئول پیامدهای اسلام حکومتی قلمداد شد. این انتقاد ها تا چه حد بجا است؟ می توان دکتر شریعتی را با نگاه کنونی نقد کرد، فارغ از ظرف زمانه ی او؟ ولی می توان از نقد شریعتی دست کشید به صرف اینکه او در زمانه ای دیگر می زیست و در افقی می اندیشید که جایی برای طرح مسائل امروزی باقی نمی گذاشت؟ این پرسش ها حاکی از آن است که مشکل در سنجش آرای شریعتی، مشکل در تدوین نوع رابطه ی ما با گذشته ی نه چندان دور خود ماست. چیز دیگری هم هست که دکتر شریعتی را ویژه می کند. او در حیطه های متفاوت نوشته. شاید به همین دلیل است که گاه گفته هایش را در متون الهیات می توان دید و گاه روی کارت پستال هایی که دختران و پسران عاشق رد و بدل می کنند. اما آیا دکتر شریعتی احاطه ی کافی برای گفتن و نوشتن در چنین حیطه های متفاوتی داشت؟

این سوال ها را با مهمان های این هفته پرگار در میان می گذاریم.

در پنل اول سروش دباغ نویسنده و استاد فلسفه و محسن تلغری زاده پژوهشگر دینی به سوالات مخاطبان خود در پنل دوم منا حدیثی و احسان شفقت پاسخ می دهند.