ستارزاده: فرهنگ صلح‌سازی و سبق‌های جنگ در تاجیکستان

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عبدالنبی ستارزاده پس از امضای سازشنامه صلح تاجیکستان بر پایه سهمیه‌ها طول چند سال سمت معاون وزیر خارجه تاجیکستان را بر عهده داشت

دکتر عبدالنبی ستارزاده عضو سابق هیئت مذاکرات صلح تاجیکان، کمیسیون مشترک نظارت بر آتش‌بس و کمیسیون آشتی ملی می‌باشد.

از ایشان خواستیم که در آستانه پانزدهمین سالگرد امضای سازشنامه صلح تاجیکستان نظرات خود را در باره تجربه صلح تاجیکان با ما در میان بگذارند:

اهمیت صلح تاجیکان برای منطقه

در باره آن که تجربه صلح تاجیکستان نه تنها اهمیت داخلی، بلکه ارزش بین‌المللی نیز دارد، توجه فوق‌العاده جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی بانفوذ به آن گواهی می‌دهد.

دبیر کل وقت سازمان ملل، کوفی عنان که آن سال‌ها به طور منتظم و آگاهانه جریان صلح تاجیکان را پیگیری می‌کرد، پس از انجام موفق آن در یکی از جلسه‌های شورای امنیت سازمان ملل تأکید کرده بود که تجربه صلح تاجیکستان سزاوار آن است که همه‌جانبه آموخته شود.

سازمان ملل از سال ۱۹۴۵، یعنی از زمان تأسیس، تا به این روز، بیش از ۷۰ عملیات صلح‌آفرینی انجام داده، اما از این همه تنها ۵-۶ عملیات موفق بوده است و یکی از آن عملیات‌های موفق سازمان ملل، صلح تاجیکستان می‌باشد.

جنگ در تاجیکستان در کوتاه‌ترین مدت، در سه سال و نیم یا ۱۱۷۱ روز به صلح و آشتی رسید. حال آن که نزاع‌های دیگر، از قبیل نزاع‌های عرب‌ها و اسرائیلیان، اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها، انگیلیس‌ها و ایرلندی‌ها، ارمنی‌ها و آذری‌ها و غیره، سال‌های سال ادامه‌ دارند.

عامل‌هایی که روند صلح تاجیکان را در یک مدت نسبتاً کوتاه به ثمر رساندند و تجربه آن را نادر گردانیدند، به نظر ما، از این‌ها عبارت می‌باشند:

۱. درک برتری منفعت‌های ملی بر منفعت‌های محلی، حزبی، گروهی و فردی؛

۲. به هم موافق آمدن منفعت‌های ژئوپلیتیک کشورهای ذیدخل؛

۳. تلاش‌های صلح‌خواهانه سروقتی سازمان ملل.

مقاومت سیاسی و نظامی که ۵ مه سال ۱۹۹۲ در بین نیروهای سیاسی و محلی وقت تاجیکستان آغاز گردیده، سپس به جنگ تحمیلی شهروندی (داخلی) تبدیل یافت، با سپری شدن سه سال مبارزه شدید مسلحانه، رساندن خسارات هنگفت جانی و مالی، بی خانه و بی جای و مکان گردیدن صدها هزار شهروند مملکت، طرف‌های درگیر تاجیک را به این نتیجه رساند که نه تنها هیچ یک از طرف‌ها، نه در تنهایی و در همدستی با کشورهای هواخواهشان (پشتابانشان) به غرض‌هایشان نمی‌رسند، بلکه با ادامه‌ آن خوف از میان رفتن دولت تازه‌استقلال تاجیکان و خلل‌دارشوی تمامیت ارضی آن بیشتر می‌گردد

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "جنگ در تاجیکستان در کوتاه‌ترین مدت در سه سال و نیم یا ۱۱۷۱ روز به صلح و آشتی رسید"

تاجیکستان را خطر به منطقه و محل‌های جداگانه تقسیم شدن آن بی‌واسطه تهدید می‌کرد. نیت تشکیل جمهوری بدخشان، کوشش تألیف قانون اساسی جمهوری بدخشان، بستن راه‌ها و منفجر کردن پل‌های ماشین‌گذر در شمال کشور، حمله مسلحانه به ولایت سغد از خاک کشور همسایه، اعلام جمهوری اسلامی غرم و غیره گواه روشن بر آن می‌باشند.

در چنین وضعیت حساس، محض درک ضرورت حفظ یکپارچگی، تمامیت ارضی و دولت‌داری و دولت تازه‌استقلال تاجیکستان از طرف جانب‌های صلح تاجیکان و اکثریت کل مردم کشور ما را از پاره‌شوی، ملت را از بی‌وطنی و بی‌دولتی، از بی‌نام و نشانی و بندگی رهانید.

ضرورت درک منفعت‌های ملی، آن وقت بر همه خواسته و غرض‌های گروهی و مذهبی، محلی و قومی، منصب‌تلاشی و مال و ثروت‌جویی‌ها برتری یافته بود، آن‌ها را فرو نشانده بود، پخش کرده بود.

نتیجه همین بالا گرفتن درک حفظ منفعت‌های ملی در جامعه تاجیک بود که ما به شرافت آن به دریافت آشتی ملی و صلح و صلاح، رضایت، آرامی و آسودگی، آزادی بیان و اعتقاد، چند‌اندیشی (تگثرگرایی)، نظام بسیارحزبی، تأسیس نهادهای دیموکراتیک و شهروندی (مدنی) رو آوردیم.

ادامه‌ مقاومت مسلحانه در تاجیکستان نه تنها به منفعت طرف‌های درگیر نبود، بلکه به منفعت‌های ژئوپلیتیک روسیه، ایران و کشورهای دیگر، که از هیچ جهتی این و یا آن طرف تاجیکان را دستگیری (پشتبانی) می‌کردند، نیز راست نمی‌آمد.

در این باره اوگینی پریماکف، رئیس وقت سیرویس امنیتی روسیه که برحق یکی از پایه‌گذاران اساسی مذاکرات صلح تاجیکان به شمار می‌رود، در کتابش "سال‌هایی که در میدان سیاست بزرگ بودم" در فصل جداگانه‌ای زیر عنوان "راه‌حل‌های آشتی تاجیکان (از احمدشاه تا نوری)" به طور فاشافاش (آشکار) با آوردن دلیل‌های منطقی تأکید نموده است که "ادامه منبعده وضع نامعتدل در تاجیکستان هم برای روسیه و هم برای ایران منفعت نداشت و به جز مذاکرات چاره دیگری نبود."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "کوشیش‌های پیگیرانه سازمان ملل برای حل مسالمت‌آمیز قضیه تاجیکستان کشورهای همسایه و منطقه را وادار نمود که در این روند سهم فعال‌تری بگذارند"

اشتراک سازمان ملل در روند صلح تاجیکان ماه سپتامبر سال ۱۹۹۲، یعنی پس از چهار ماه آغاز جنگ در تاجیکستان، با "مأموریت سامرآینس" آغاز شده، ۲۱ ژانویه سال ۱۹۹۳ مأموریت ناظران سازمان ملل به فعالیت آغاز نمود. ۲۶ آوریل همان سال، سفیر عصمت قطانی به نمایندگی ویژه دبیر کل سازمان ملل در تاجیکستان، منصوب گردید.

کوشش‌های پیگیرانه سازمان ملل برای حل مسالمت‌آمیز قضیه تاجیکستان کشورهای همسایه و منطقه را وادار نمود که در این روند سهم فعال‌تری بگذارند.

سبب اصلی موفقیت فعالیت سازمان ملل در تاجیکستان، به نظرم، آن است که تلاش‌های صلح‌خواهانه سروقتی سازمان ملل به منفعت‌های ملی خود تاجیکان و کشورهای منفعتدار قضیه تاجیکستان، پیش از همه روسیه و ایران، سازگار آمد. به هم اتفاق افتادن منفعت‌های سه نیرو - طرف‌های درگیر، کشورهای ذیدخل و سازمان ملل - زمینه را برای صلح و آشتی آماده ساخت.

تجربه موفق صلح تاجیکان و در یک مدت کوتاه به ثمر رسیدن آن سبق می‌دهد که این و یا آن نزاع وقتی راه‌حل خود را می‌یابد که عامل‌های داخلی و خارجی به هم موافق آیند و در یکجایگی و به خاطر برآورده ساختن یک هدف مشترک روانه شوند، وگرنه حل نزاع مثل اکثر نزاع‌های موجوده سالیان دراز طول خواهد کشید.

آموختن سبق‌های صلح تاجیکستان مخصوصاً برای کشورهای منطقه آسیای مرکزی و اروآسیا که همچون منطقه نزاع‌آور دنیا یاد می‌شود، از بسیار جهات مهم می‌باشد. اول این که این تجربه در یکی از کشورهای منطقه و همسایه نزدیک، و ثانیاً، زیر مشاهده خود دولت‌های منطقه با مشارکت مستقیم خود آن‌ها صورت گرفته است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "آموختن سبق‌های صلح تاجیکستان، مخصوصاً برای کشورهای منطقه آسیای مرکزی و اروآسیا که همچون منطقه نزاع‌آور دنیا یاد می‌شود، از بسیار جهات مهم می‌باشد"

یعنی برای کشورهای منطقه تجربه صلح تاجیکان یک چیز منحصر به فرد، نامفهوم و نامشخص و ناآشنا نیست. از این رو، منطقاً می‌بایست که کشورهای منطقه پس از انجام موفق روند صلح در تاجیکستان برای حل نزاع‌های داخلی و خارجی خویش از این تجربه استفاده می‌کردند.

لیکن افسوس که این طور نشد. برعکس، آن‌ها در حل نزاع‌های موجوده و تازه‌ظهور طوری رفتار می‌کنند که گویا از تجربه صلح تاجیکستان بی‌خبرند و اصولی را پیش می‌گیرند که نادرست بودنشان کی‌ها (مدت‌هاست)، از جمله در روند صلح تاجیکان، به اثبات رسیده است.

معلوم می‌شود که کشورهای منطقه بر این باورند که راه از همه مناسب و موافق و سنجیده‌شده در مناسبت با حریفان سیاسی، همانا استفاده از زور و قدرت دولت است.

برای آن‌ها راه مکالمه و مذاکره با مخالفان، با طرف مقابل و درگیر، از یک طرف دشوار و درد سر زیادی نماید، از طرف دیگر، گویا آن‌ها را در نظر حریفانشان ضعیف و ناتوان وانمود خواهد کرد.

این اشتباه محض است. زیرا مکالمه و مذاکره، مراسا و مدارا با حریفان، اگر چه در حقیقت چندان آسان نیست، یگانه راه درست و راست می‌باشد و هرگز نشانه عجز و ناتوانی نیست. زیرا صلح و آشتی کار دلیران و عاقلان است.

عامل‌های اساسی صلح تاجیکان

نخستین کوشش‌ها برای دستیابی به صلح در تاجیکستان در گرماگرمی مقاومت‌های سیاسی و آغاز جنگ داخلی از طرف خود تاجیکان صورت گرفته بود.

ولی، متأسفانه، آن وقت‌ها ملاقات و مکالمه‌های بین تاجیکان، "آش آشتی" خوردن‌ها و پروتکل‌های سازش امضا کردن‌ها، از جمله در شهرهای دوشنبه (۱۴ فوریه ۱۹۹۰؛ ۲۲ آوریل ۱۹۹۲ و ۷ مه ۱۹۹۲)، خاروغ (۲۶ ژانویه ۱۹۹۲)، فرودگاه قرغان‌تپه (۲۰ ژوئن ۱۹۹۲) و خجند (نوامبر ۱۹۹۲) نتیجه‌های دلخواه ندادند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "نخستین کوشش‌ها برای دستیابی به صلح در تاجیکستان در گرماگرمی مقاومت‌های سیاسی و آغاز جنگ داخلی از طرف خود تاجیکان صورت گرفته بود"

طرف‌های درگیر، طوری که از جریان بعدی حادثه‌های آن روزها برمی‌آید، اعتماد کامل بر آن داشتند که طرف مقابل خود را با زور و توانی که دارند، حتماً مغلوب خواهند کرد.

آن‌ها هر یک تکیه به زوری و زورآوری داشتند و یگانه راه‌حل را در آن می‌دیدند. به این کار و به این اعتماد آن‌ها را نیروهای منفعتدار داخلی و خارجی نیز تشویق می‌نمودند.

بدبختی در آن است که نیروهای منفعتدار داخلی و خارجی نیز آن وقت صد درصد باور بر آن داشتند، که تنها از راه زوری و زورآوری و کاملاً از بین بردن طرف مقابل منفعت‌های خویش را در تاجیکستان حفظ خواهند کرد.

بنا بر این، آنها همه تدبیرهای امکانپزیر را ‌اندیشیده‌اند و حتی از دخالت بی‌واسطه روی نگرداندند، تا که تاجیکان بین خود به افاقه‌ و صلح و آشتی نیایند.

این عمل نیروهای منفعتدار خارجی و داخلی نسبت به طرف‌های درگیر حیله و نیرنگ‌های شاه توران، افراسیاب و گماشتگان او را در برابر جهان‌پهلوان رستم داستان و پسرش سهراب گُرد به خاطر می‌آرد. این مانندی میان واقعه‌های فاجعه‌باری که سال‌های ۹۰ قرن گذشته میلادی به سر مردم تاجیک آمده بود و داستان غم‌انگیز گذشتگان ما تصادفی نیست.

تاریخ گواه است که بارها دشمنان داخلی و خارجی با استفاده از موارد برایشان مناسب، ملت ما را با بهانه‌های گوناگون، از قبیل رافضی و قرمطی، سنی و شیعه، کافر و مسلمان، جدید و قدیم، سرخ‌ها و سفیدها، باسمه‌چی و انقلابی، دوستان و دشمنان خلق، کمونیست و اسلامی، وُوچیک و یورچیک و غیره به هم جنگ انداختند و از آن به منفعت خود بهره برداشتند.

با وجود این، من طرفدار آن نیستم که در سر زدن حادثه‌های تاجیکستان تنها نیروهای خارجی را گنهکار حسابیم. زیرا، به نظرم، گنهکار اساسی خود ما، تاجیکان، می‌باشیم. اگر ما با بی‌عقلی و بی‌فراستی‌ها، بی‌اندیشی‌ها، با تعصب و جهل خویش در حل مسئله‌های خودمان به خارجیان دستک نمی‌دادیم و آن‌ها را به بحث و تلاش‌های داخلی‌امان شریک نمی‌کردیم و با این راه زمینه را برای دخالت آن‌ها آماده نمی‌ساختیم، آن‌ها هرگز به خود روا نمی‌دیدند که به طور آشکار و بی هیچ استحاله‌ در کارهای ما دخالت نمایند و حتی جلو آن حادثه‌ها را به دست خود بگیرند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "من طرفدار آن نیستم که در سر زدن حادثه‌های تاجیکستان تنها نیروهای خارجی را گنهکار حسابیم. زیرا، به نظرم، گنهکار اساسی خود ما، تاجیکان، می‌باشیم"

عبدالمجید داستی‌اف به حیث معاون وقت رئیس کمیسیون آشتی ملی در یک مصاحبه‌اش در این باره به یک نکته جالبی اشاره‌ نموده است: "در ضمیر ما (تاجیکان) چیزی هست که دشمنانمان از آن استفاده می‌کنند و بین ما جدایی و جنگ می‌‌اندازند و آن سستی و نادانی و سادگی‌امان است."

مقامات رسمی روسیه و ایران، اگر چه به طور رسمی اظهار نداشته‌اند، اما کاملاً روشن بود که نمی‌خواستند در تاجیکستان و در منطقه با استفاده از وضعیت به میان آمده، آمریکا و متحدانش - پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه، نفوذ پیدا نمایند.

و گمان غالب می‌رود که در کار به هم نزدیک شدن موضع‌های آن‌ها این چیز نه تنها بی‌تأثیر نبود، بلکه مؤثر بود.

علاوه بر عامل‌هایی که در بالا ذکر گردید، بعضی از سیاست‌شناسان و کارشناسان از یک عامل دیگر خارجی نیز یادآور شده‌اند. به گفته یکی از آن‌ها، از جمله النه ریگوچی هی، یاور هیئت میانجی سازمان ملل در مذاکرات صلح تاجیکان، "سبب دیگری که طرف‌ها را مجبور نمود سر میز گفت‌وگو ‌نشینند، تحولات در شمال افغانستان بود."

اما این قضیه تصحیح می‌خواهد، زیرا تا زمان تغییر وضع در شمال افغانستان بعد از حمله طالبان سه دور مذاکرات در شهرهای مسکو (آوریل ۱۹۹۴)، تهران (ژوئن ۱۹۹۴) و اسلام‌‌آباد (اکتبر-نوامبر ۱۹۹۴) گذشته، واخوری (دیدار) نخستین رئیس جمهور تاجیکستان، امامعلی رحمان، و رهبر اتحاد نیروهای مخالف تاجیک، سید عبدالله نوری، ماه مه ۱۹۹۵ در پایتخت افغانستان، در شهر کابل، برگزار گردیده بود.

ولی فکر مؤلف در باره این که تحولات در شمال افغانستان، از جمله زد و خوردهای طالبان با ائتلاف شمال در نزدیکی‌های مرز ما، نزدیک شدن روابط رهبران تاجیک‌تبار افغانستان، برهان‌الدین ربانی و احمدشاه مسعود، با دولت تاجیکستان و روسیه به خاطر دریافت اسلحه، مهمات، سوزشواری، خوراکواری (مواد غذایی) و ارتباطات حمل و نقلی با جهان بیرونه و غیره انگیزه‌ای برای دستیابی به صلح تاجیکان گردید، بی‌اساس نیست.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "خوشبختانه، طرف‌های درگیر به شرافت عقل و فراست میراثی‌اشان سروقت دریافتند که جنگ راه‌حل مشکلشان نیست"

وقتی که سخن از نفوذ عامل‌های داخلی و خارجی در صلح تاجیکان می‌رود، سؤالی پیدا می‌شود که کدامی از آن‌ها مؤثرتر و اساسی بودند؟ من طرفدار آن هستم که چنین مسئله‌گذاری نکنیم. چون که در روند صلح تاجیکان این عامل‌ها نه در علی‌حدگی (به طور جداگانه) و به سر خود مستقل، بلکه در یکجایگی و در مجموع جای داشتند.

از این رو نمی‌توان یکی را بر دیگری ترجیح داد و یکی را اساسی و دیگری را جزئی یا دوم‌درجه دانست. اما طوری که ابراهیم عثمان‌اف، یکی از شرکت‌کنندگان روند صلح، می‌گوید، "جایی بحث نیست که اگر خود تاجیکان نمی‌خواستند، ...در تاجیکستان صلح هنوز برقرار نمی‌شد."

خوشبختانه، طرف‌های درگیر به شرافت عقل و فراست میراثی‌اشان سروقت دریافتند که جنگ راه‌حل مشکلشان نیست، بلکه نجات ملت، کشور و دولتشان در صلح و آشتی و در همدیگرفهمی و یکپارچگی است. هم طرف حکومت و هم اتحاد نیروهای مخالف به این نتیجه رسیده بودند که "تاجیکان خودشان باید همه مسئله‌های مربوط به تاجیکستان را از راه مکالمه و گذشت‌های دوطرفه حل نمایند."

اگر چه هم برای رئیس جمهور تاجیکستان و هم برای رهبر اتحاد نیروهای مخالف، سید عبدالله نوری، آسان نبود که طرفدارانشان، مخصوصاً فرماندهانشان را راضی به مذاکرات و صلح نمایند. برای این وقت زیاد و زحمت زیاد صرف گردید.

در نتیجه، طرف اتحاد نیروهای مخالف به طور رسمی تنها ۷ دسامبر ۱۹۹۳ به افاقه‌ رسید و سند تاریخی "پیشنهادها برای حل مسالمت‌آمیز نزاع حربی و سیاسی در جمهوری تاجیکستان" را به وجود آورد. طرف حکومت در نوبت خود اگر چه از روز اول برقراری نیت آغاز گفت و شنید با مخالفین خود را داشته است، تصمیم نهایی اشتراک در مذاکرات آینده را تنها در ماه مارس سال ۱۹۹۴ گرفته بود.

فرهنگ صلح‌سازی و صلح‌آفرینی

صلح و آشتی و وحدت ملی وقتی استوار و بی‌بازگشت می‌شود که به فرهنگ صلح جامعه تبدیل یابد. این مرحله که در نزاع‌شناسی از آن با نام صلح‌آفرینی یا ایجاد صلح یاد می‌شود، از لحاظ اهمیت کمتر از مرحله صلح‌آفرینی نیست، بلکه بیشتر می‌باشد.

مثل آن که در مرحله اول دوستان خارجی در سیمای کشورهای اعضای سازمان ملل و دیگر سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به ما دست مدد دراز کرده بودند، در مرحله دوم نیز محض آن‌ها ابتکار نشان دادند و چند طرح ویژه‌ای را به آموختن تجربه صلح تاجیکان و عملی گرداندن دست‌آوردهای آن در جامعه تاجیک اختصاص دادند.

این طرح‌ها، بدون شک، زمینه مساعد نظری و عملی را برای تا به هر فرد جامعه تاجیک رساندن سبق‌ها و دست‌آوردهای اساسی صلح تاجیکان فراهم ساختند و از این جهت اهمیت فوق‌العاده بزرگ علمی و عملی دارند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ستارزاده: "با تأسف باید اعتراف کرد که جامعه تاجیک با سپری شدن چهارده سال از نتیجه‌های روند صلح و سبق‌های آن به اندازه لازم معلومات صحیح و درست در باره آن ندارد"

اما با تأسف باید اعتراف کرد که با این همه هنوز هم جامعه تاجیک با سپری شدن چهارده سال، از نتیجه‌های روند صلح و سبق‌های آن به اندازه لازم معلومات (اطلاع) صحیح و درست ندارد. به زم این، در این فاصله زمانی نسلی به وایه رسید که از اصل واقعه‌های سال‌های نود قرن میلادی گذشته و روند صلح و آشتی ملی بی‌خبر است.

به همین علت است که هنوز هم در جامعه با تصورات برغلطی روبه‌رو می‌شویم که گویا آن سال‌ها دو گروه منصب‌خواه، یکی "برقرارکنندگان ساختار قانونی" و دیگر "ملاهای دموکرات‌مآب"، اول، با هم جنگیدند و ثانیاً، آشتی کردند و منصب‌ها را بین هم تقسیم نمودند.

آن‌هایی که در باره واقعه‌های بسا مرکب آن سال‌های برای کشور نحس و روند پرشیب و فراز صلح تاجیکان چنین تصور ساده‌لوحانه و دور از واقعیت دارند، بی‌خبر از آنند که در اصل این مناقشه و نزاع میان منطقه‌ها و نیروهای سیاسی و مردمی تاجیکستان، اگر درست و منصفانه ملاحظه شود، طرح‌ریزی‌شده و تحمیلی از خارج بود.

امروز نمایندگان آن کشورهایی که در "واقیعه‌های تاجیکستان" مستقیماً دست داشتند، نقاب‌های سیاه را از روی گرفته و در کتاب‌های خاطرات و مصاحبه‌های اینترنتی خود می‌گویند و می‌نویسند که "تابستان سال ۱۹۹۲، وقتی در تاجیکستان جنگ شهروندی شروع شد، با فرمان مقامات ازبیکستان ما برای "برقرار نمودن ساخت قانونی" به تاجیکستان رفتیم."

هم‌وطنان ما بی‌خبر از آنند که کشورهای منفعت‌خواه منطقه و دور و نزدیک آن سال‌ها با سوءاستفاده از نااهلی و نااتفاقی ما در حل مسئله‌هایمان در کارهای داخلی کشورمان به طور آشکار و بی هیچ استحاله‌ دخالت می‌نمودند و با دست خودی‌هایمان تیشه به ریشه وحدت ملت و دولت و دولتداری ملی‌امان می‌زدند.

این "دوستان نانی" ما هنوز هم از نیت‌های شوم خود دست نکشیده‌اند و در پس در و دیوارهای ما گوش به قمار ایستاده‌اند و آماده‌اند که از خردترین همدیگرنافهمی‌های ما به میل و مراد خود استفاده نمایند و چند ثروت باقیمانده‌امان را نیز از خود نمایند.

شرایط فعلی از هر یک شهروند تاجیکستان تقاضا می‌کند که به قدر صلح و صلاح، آرامی و آسودگی و وحدتی که داریم، برسیم، آن‌ها را بیش از هر وقت دیگر عزیز و مقدس بدانیم، حفظ نماییم و به کمال برسانیم.

از سبق‌ها و دست‌آوردهای نادر صلح و وحدتمان تمام قشرهای جامعه را باخبر سازیم و آن را به عنصر استوار فرهنگ جامعه‌امان تبدیل کنیم. اگر ما امروز توانیم که این رسالت ملی‌امان را اجرا نماییم، بزرگ‌ترین سبقی خواهد بود که از روند صلح و وحدتمان برداشته‌ایم.