سیاست خارجی مصر به کدام سو می‌رود

حق نشر عکس Getty Images
Image caption در گستره سیاست خارجی نیز سمت‌گیری دولت محمد مرسی در قبال کشورهای منطقه از حساسیت بالایی برخوردار است

محمد مرسی، رئیس جمهور جدید مصر در اولین سفر خارجی خود به عربستان رفته است. این سفر گرچه بیشتر به الزامات اقتصادی مصر مربوط می‌شود، ولی فاقد معنای سیاسی هم نیست. سمت‌گیری سیاست خارجی جدید مصر مناسبات این کشور با آمریکا و اسرائیل و ایران و ترکیه را نیز بی‌تاثیر نخواهد نگذاشت.

انتخاب محمد مرسی به ریاست جمهوری مصر هم در این کشور و هم در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی بازتاب متناقضی داشته و موجی از بیم و امید برانگیخته است. برای مخالفان قدرت‌گیری اخوان‌المسلمین در مصر، این نگرانی وجود دارد که مرسی تا چه حد برای «اسلامی‌کردن» گستره‌ مدنی و قضایی و فرهنگی کشور تلاش خواهد کرد و تا چه حد این گونه تلاش‌های احتمالی به محدودشدن حقوق و آزادی‌های اقلیت‌ها و بخش‌های غیرمذهبی جامعه خواهد انجامید.

در گستره سیاست خارجی نیز سمت‌گیری دولت محمد مرسی در قبال کشورهای منطقه، به‌ویژه اسرائیل، ایران، عربستان و ترکیه از حساسیت بالایی برخوردار است. نوع مناسبات دولت مرسی با واشنگتن نیز واجد حساسیتی به مراتب بالاتر است. از همین رو، کلام و مواضع رئیس جمهور جدید مصر و به ویژه ترکیب دولت او و نیز نوع تعامل این دولت با شورای نظامی حاکم با حساسیت تعقیب می‌شود تا مولفه‌های سمت‌گیری سیاست خارجی جدید مصر رمزگشایی‌ شود.

قرارداد کمپ‌دیوید؛ نفی یا اصلاح؟

اقدام بحث‌انگیز شورای نظامی حاکم بر مصر قبل از تفویض قدرت به مرسی، یعنی الحاق متممی به قانون اساسی که اختیارات ریاست جمهوری را چه در تدوین قانون اساسی جدید و چه در تعیین مولفه‌های سیاست خارجی محدود می‌کند، تا حدودی مانع از تلاطم‌ و چرخش‌های اساسی در سیاست‌های جاری مصر در عرصه داخلی و خارجی است.

با این همه، شواهد زیادی نشانگر آن است که مبارزه قدرت میان اخوان‌المسلمین و نامزد راه‌یافته‌ی آن به کاخ ریاست جمهوری با ارتش و اختیارات وسیع آن، افتان و خیزان ادامه خواهد یافت. در همین چارچوب، بعید به نظر می‌رسد که مرسی و دولت او همه محدودیت‌های یادشده در متمم جدید قانون اساسی را مو به مو رعایت کنند و در صدد زدن مهر گرایش‌های خود بر این یا آن عرصه داخلی و خارجی برنیایند.

مرسی در اولین سخنرانی خود پس از برگزیده‌شدن به ریاست جمهوری مصر گفت که به همه توافق‌ها و قراردادهای بین‌المللی کشورش پایبند خواهد بود. این سخنان گرچه در واشنگتن و تل‌آویو و به ویژه در ارتباط با قرار کمپ‌دیوید با استقبال مواجه شد، ولی با توجه به سخنان پیشین مرسی و آنچه در هنگام ادای سوگند نمادین در میدان تحریر قاهره و نیز در دانشگاه این شهر بر زبان آورد می‌توان گفت که تلاش وی و حزب متبوعش برای تغییر در مناسبات با اسرائیل و از جمله در مفاد قراداد کمپ‌ دیوید امر غیرمحتملی نیست.

اخوان‌المسلمین در تمامی سال‌های گذشته نسبت به موجودیت اسرائیل موضعی محتاطانه و انتقاد‌آمیز داشته است. این موضع انتقادی نسبت به قرارداد کمپ‌دیوید آشکارگی بیشتری داشته و اخوان‌المسلمین آن را، هم به دلیل «محدودسازی اعمال حاکمیت مصر بر صحرای سینا» و هم از منظر عدم اجرای بخش دوم آن در باره حقوق فلسطینی‌ها نیازمند تجدیدنظر می‌داند.

طبق قرارداد کمپ‌دیوید صحرای سینا که در اشغال اسرائیل بود به مصر برگردانده شد، ولی این کشور اجازه ندارد که در مرز مشترک با اسرائیل بیش از ۷۵۰ پاسدار مرزی مستقر کند. این نیروها فقط مجهز به سلاح‌های سبک هستند و حتی اجازه استفاده از هلی‌کوپتر هم ندارند. برای اسرائیل چنین محدودیتی وجود ندارد.

اواخر مرداد گذشته حادثه‌ای در صحرای سینا روی داد که طی آن نیروهای اسرائیلی در تعقیب ۵ ستیزه‌جوی فلسطینی با عبور از مرز مصر ۵ پاسدار مرزی این کشور را کشتند. این ماجرا موجی از خشم و تظاهرات چند روزه مصری‌ها و بسته‌شدن سفارت اسرائیل در قاهره را در پی داشت و بیش از پیش محملی شد برای اخوان‌المسلمین و بسیاری از گروه‌ها و محافل مصری که به رغم تاکید بر پایبندی به قرارداد کمپ‌دیوید اصلاح آن را خواستار شوند.

به عبارتی، موضع انتقادی نسبت به قرارداد کمپ‌دیوید که در دوران مبارک امکان بروز نمی‌یافت، صرفا به اخوان‌المسلمین محدود نمی‌شود و گستردگی آن در میان طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی مصر شاید مرسی و نیروهای هوادار او را در تعقیب تقاضا برای تجدید‌نظر در این پیمان تا حد کشاکش با نظامیان بر سر این مسئله جرئت ببخشد. این در حالی است که چنین تجدید‌نظری، اگر اسرائیل با آن موافق نشود، می‌تواند مناسبات مصر با آمریکا را هم تحت‌الشعاع قرار دهد و کمک‌های سالانه‌ی یک میلیارد و سیصد میلیونی دلاری این کشور به ارتش مصر را به مخاطره اندازد.

گشایش برای حماس، نگرانی برای اسرائیل

حق نشر عکس Reuters
Image caption مناسبات تنگاتنگ اخوان‌المسلمین با حماس موجب خشنودی اسرائیل نیست

با توجه به مناسبات تنگاتنگ اخوان‌المسلمین با سازمان حماس که بر نوار غزه حاکم است، نشستن مرسی بر کرسی ریاست جمهوری مصر از این جهت نیز چندان موجب خشنودی اسرائیل نیست. بسیاری از بنیانگذاران حماس از درون جنبش اخوان‌المسلمین برخاسته یا از آن متاثر بوده‌اند و پیوسته مناسبات تنگاتنگی میان این دو سازمان حاکم بوده است.

سقوط حسنی مبارک و اوج‌گیری روزافزون قدرت اخوان‌المسلمین در صحنه سیاسی مصر، از جمله سبب برداشته‌شدن محاصره و محدودیت‌های بر گرد نوار غزه شده و فضای بازتری برای خروج حماس از مشکلات اقتصادی و انزوای بین‌المللی فراهم آورده است.

سیاست نزدیک‌سازی سازمان آزادیبخش فلسطین و حماس و و سوق آنها به تشکیل یک دولت وحدت فلسطینی که از سوی اخوان دنبال می‌شود و در سخنرانی تازه مرسی در دانشگاه قاهره هم مورد تاکید قرار گرفت نیز از پیامدهای غیرمستقیم تغییر و تحولات مصر و افزایش نفوذ و تاثیر اخوان‌المسلمین است. اسرائیل اما از این تحولات برداشتی منفی دارد و آن را در راستای کاهش فشار بر «سازمان تروریستی حماس» تلقی می‌کند.

این در حالی است که گشایش‌های تازه برای حماس از نیاز و نزدیکی آن به جمهوری اسلامی ایران کاسته است. علاوه بر این، رهبران حماس متاثر از تجربه بهار عربی و با امید به این که غرب بسان تجدیدنظر در رابطه‌اش با اخوان‌المسلمین با این سازمان نیز مناسبات عادی‌تری در پیش گیرد و آن را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کند، مشغول بازبینی مشی و سیاست خود در قبال اسرائیل هستند. این بازبینی به بحث سود و زیان‌ استفاده از خشونت علیه اسرائیل بیش از پیش دامن زده و نشانه‌هایی از وداع با حملات تروریستی و مسلحانه علیه اسرائیل و قبول موجودیت این کشور در مرزهای ۱۹۶۷ را در درون حماس تقویت کرده است.

به طور خلاصه می‌توان گفت که هم دید منتقدانه اخوان المسلمین و بخش‌های بزرگی از جامعه‌ی مصر نسبت به قرارداد کمپ‌دیوید و هم نوع رابطه با حماس دو موضوع چالش‌برانگیزی هستند که چند و چون مناسبات مصر تحت ریاست جمهوری مرسی با اسرائیل را تشکیل می‌دهند. تعامل یا تنش احتمالی میان ارتش پراختیار مصر و اخوان المسلمین نیز به میزان زیادی تابعی از دو چالش یادشده خواهد بود.

اخوان‌المسلمین و آمریکا؛ احیای مناسبات دوستانه پیشین؟

حق نشر عکس AFP
Image caption معترضان مصری در مقابل سفارت اسرائیل در قاهره

رویکرد غرب و به ویژه آمریکا با مصر تحت رهبری مرسی نیز در وجه عمده تابعی از مسائل یادشده در مناسبات قاهره و تل‌آویو و پاینبدی دولت جدید مصر به سیر و سلوک دوران مبارک در زمینه امنیت اسرائیل و همچنین رعایت حقوق اقلیت‌ها است.

آمریکا ظرف دو سال گذشته با انصراف از حمایت از دیکتاتورهایی همچون مبارک و بن علی و با تلاش برای قبول واقعیت نیروهای اسلامی کم و بیش معتدل (مثل اخوان‌المسلمین) به عنوان بازیگرانی قدرتمند در صحنه سیاسی کشورهای عربی تا حدودی راه را برای تعامل با این نیروها و تاثیرگذاری بر آنها گشوده است. این که اخوان‌المسلمین قبلا هم ( در مخالفت با حکومت جمال‌ عبدالناصر) با آمریکا مناسبات و همکاری تنگاتنگی داشته محمل مناسبی برای عادی‌شدن رابطه کنونی میان آنهاست.

واشنگتن به ویژه پس از اعلام متمم قانون اساسی از سوی شورای نظامی مصر و محدودشدن اختیارات ریاست جمهوری بیش از پیش به این نتیجه رسید که هشدار آشکار و پنهان در زمینه مخدوش‌نشدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و تاکید بر برنده اعلام‌کردن مرسی به عنوان برنده واقعی این انتخابات، هم مانع ناآرامی و بی‌ثباتی بیشتر در مصر و رادیکالیزه‌نشدن نیروهای سیاسی این کشور خواهد شد، هم وضعیت اقلیت‌ها، به‌ویژه اقلیت ۱۰ میلیونی‌ قبطی (مسیحی)، و نیز امنیت اسرائیل احتمالاً در معرض آسیب کمتری قرار خواهد گرفت و هم محمل مناسبی برای اعتمادسازی و تقویت مناسبات با اخوان‌المسلمین ایجاد خواهد کرد.

استقبال گرم از هیآت‌های نمایندگی اخوان‌المسلین در واشنگتن و دیدار نمادین اعضای پرنفوذ کنگره با نمایندگان اخوان‌المسلمین در مجلسی که دادگاه قانون اساسی مصر حکم به انحلال آن داده نیز از جمله تلاش‌های دیگر آمریکا در راستاهای یادشده است.

در مجموع دوگانگی قدرت در مصر و عدم انحصار آن در دست اخوان‌المسلین، وضعیت نامساعد اقتصادی کشور که سرمایه‌گذاری‌های خارجی و به ویژه احیای توریسم را برای رونق آن حیاتی کرده است و نیز رای محدود و ۲۵ درصدی مرسی که او را در کشاکش با نظامی‌ها به اتکا به نیروهای سکولار و عرفی و اقلیت‌ها وادار می‌کند همه و همه احتمالاً شرایطی را فراهم می‌کنند که رئیس جمهور برخاسته از اخوان‌المسلمین در مناسبات با غرب و به ویژه آمریکا متعادل عمل کند، بی‌آن که به سوی رابطه نامتوازن دوران مبارک سوق یابد یا برای رویکرد سنتی‌اش در کاستن از نقش آمریکا به عنوان تنها بازیگر اصلی در خاورمیانه تلاش نکند.

امیدهای ایران؛ واقعی یا برخاسته از توهم؟

همین رویکرد انتقادی اخوان‌المسلمین نسبت به حضور بلامنازعه آمریکا در منطقه و نیز این امید که این گروه سیاستی ستیزه‌جویانه و پرچالش در برابر اسرائیل در پیش خواهد گرفت و در عرصه داخلی نیز برای تشکیل حکومتی مبتنی بر شریعت اسلام عمل خواهد کرد از جمله عواملی بوده‌اند که جمهوری اسلامی را از قدرت‌گیری آن در مصر خشنود کرده‌اند.

این که تحقق چنین گزینه‌هایی بالتبع بهبود مناسبات قاهره با تهران را رقم بزند نیز مایه امیدی برای رهبران تهران بوده است. اخوان‌المسلمین اما در همین چند ماهی که از خوردن مهر قدرتش بر سیاست‌های مصر می‌گذرد کمتر روی خوشی به جمهوری اسلامی نشان داده است و حتی بعید است که رئیس جمهور مصر به دعوت احمدی‌نژاد برای شرکت در اجلاس سران غیرمتعهدها در تهران در شهریورماه هم جنبه عملیاتی بدهد. مصاحبه مبهم و جنجال‌برانگیز خبرگزاری فارس با مرسی نیز بیش از آن که ابهام‌ها در مناسبات ایران و مصر را رفع کند بر آنها افزود.

همچنان که در بالا آمد مناسبات مصر تحت زمامداری اخوان‌المسلمین با اسرائیل و آمریکا گرچه با رویه دوران حسنی مبارک تفاوت خواهد داشت و حد بیشتری از استقلال و اعتماد به نفس و نگاه‌های منتقدانه را شامل خواهد شد، ولی از چالش و ستیزه‌جویی‌هایی که به شاخص رویکردهای ایران در قبال آمریکا و اسرائیل بدل شده کم و بیش عاری خواهد بود.

این نیز هست که اخوان‌المسلمین، مصر را کشوری دارای هویت عربی و سنی می‌دانند، «ارزش‌هایی» که آنها را با کشورهای عربی و سنی بیشتر نزدیک می‌کند تا با ایران شیعه و غیرعرب. مهم‌بودن «امنیت کشورهای عرب خلیج فارس» برای اخوان‌المسلمین، نگاه انتقادی این گروه به «شکل‌گیری هلال شیعی» در منطقه و نیز مناقشه آشتی‌ناپذیر شاخه سوری آن با رژیم بشار اسد که متحد جمهوری اسلامی به حساب می‌آید همه و همه مسائلی هستند که نزدیک‌شدن اخوان‌المسلمین با ایران را آسان نخواهند کرد.

چالش‌ها در مناسبات با عربستان

بسیاری از مصری‌ها به عنوان نیروی کار در کشورهای عرب خلیج فارس کار می‌کنند و سرمایه‌گذاری‌های این کشورها در مصر نیز برای اقتصاد این کشور حائز اهمیت بالایی است. همین امر نیز دلیل دیگری است که در زمانه‌ای که رابطه جمهوری اسلامی ایران با این کشورهای عربی بر سر مسائل متفاوتی تنش‌آمیز شده، اخوان‌المسلمین جانب احتیاط را نگه دارد و احتمالاً بیش از احیای مناسبات قطع‌شده مصر با ایران، گام بیشتری برای نزدیکی به این کشور برندارد.

این‌ها همه اما دلیلی بر این نیست که مناسبات میان مصر و کشورهای بانفوذ عربی، از جمله عربستان سعودی، روان و عاری از کشاکش است.

گرچه قطر از همان ابتدای شکل‌گیری بهار عربی با کمک‌های چندجانبه (سیاسی، دیپلماتیک، مالی، نظامی و رسانه‌ای) سهم قابل اعتنایی در به قدرت‌رساندن نیروهای اسلامی و افزایش وزن و نفوذ منطقه‌ای خود داشته، ولی سعودی‌ها همچون گذشته به شدت از به قدرت‌رسیدن چنین نیروهایی در هراس بوده‌اند. رهبران ریاض پیوسته اخوان‌المسلمین را حامل روایتی شورشگرانه و این اواخر، تساهل‌گرایانه از اسلام دانسته‌اند و این روایات را خطری برای حکومت‌های موروثی و انسدادزده منطقه تلقی کرده‌اند.

پناه‌دادن به زین‌العابدین بن‌علی، دیکتاتور مخلوع تونس و انتقادهای سخت و شدید ریاض از واشنگتن به دلیل عدم حمایت کافی از حسنی مبارک در برابر موج اعتراض‌ها، نمودهایی از ترس و نگرانی عربستان از به قدرت‌رسیدن اخوان‌المسلمین و قرائت‌های اسلام غیروهابی در کشورهای یادشده بوده‌اند.

حال که اسلام‌گرایان متمایل به درک و دریافت‌های اخوان‌المسلمین در کشورهایی مانند تونس و لیبی و مراکش نیز نقش عمده‌ای در ساختارهای قدرت کسب کرده‌اند و تکثرگرایی و اتکا به آرا مردم هم در میان آنها کم‌وبیش رو به افزایش است، طبیعی است که عربستان روایت خشک خود از اسلام را در معرض خطر یک رقیب جدی ببیند.

این نگرانی وجود دارد که رقیب تازه‌نفس برای مردمان کشورهای عربی خلیج فارس نیز جذاب شود و پایه‌های حکومت‌های این کشورها را بلرزاند.

ترکیه، مدلی مقبول‌تر در قیاس با ایران و عربستان

حق نشر عکس Reuters
Image caption استقبال از رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در مصر (سپتامبر 2011)

این نیز هست که هم درک منعطف‌تر اسلام‌گرایان ترکیه از اسلام و هم موفقیت‌های اقتصادی این کشور در دوران زمامداری حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه جذبه‌‌هایی معینی برای احزاب اسلامی تازه به قدرت رسیده‌ در منطقه ایجاد کرده است.

این احزاب همچنین در سیمای اسلام حاکم بر ترکیه، هم به لحاظ داخلی و هم از حیث سیاست خارجی مدلی بازدارنده و متوازن در‌ برابر دو قطب به شدت ایدئولوژیک منطقه، یعنی ایران و عربستان ‌مشاهده می‌کنند، موضوعی که برای روایت وهابی حاکم بر عربستان و اسلام فقاهتی حاکم بر ایران ابدا خوشایند نیست و بارها نیز مورد انتقاد آنها قرار گرفته است.

محمد مرسی در سخنرانی خود به هنگام ادای سوگند در میدان تحریر بر این نکته تاکید کرد که اخوان‌المسلمین قصد صدور انقلاب را به کشورهای منطقه را ندارد. مقصد اولین سفر خارجی مرسی هم عربستان سعودی بوده است. اما این گونه‌ گفته‌ها و اقدامات به تنهایی برای رفع نگرانی‌های سعودی‌ها کفایت نخواهند کرد.

رهبران ریاض روند تحولات آتی و درونمایه قوانین اساسی در دست تهیه در مصر و تونس و لیبی و ... و نیز سمت‌گیری کلی سیاست خارجی این کشورها را ملاک مهمتری برای ارزیابی از سمت تحولات نیروهای اسلامی به قدرت‌رسیده تلقی خواهند کرد.

برای «مطلوب‌‌سازی» سمت‌گیری نیروهای اسلامی در مصر و لیبی و تونس و ... عربستان هم از اهرم بذل و بخشش‌های مالی و کمک‌های اقتصادی بهره خواهد گرفت (مورد مصر) و هم احتمالا در کمک به نیروهای سلفی این کشورها و تلاش برای بسط و نفوذ سیاسی آنها به ضرر موقعیت اخوان‌المسلمین و نیروهای همسو، از تلاش لازم فروگذار نخواهد کرد.

مطالب مرتبط