مسئول ناکامی‌های نشست تهران کیست؟

به روز شده:  21:18 گرينويچ - جمعه 31 اوت 2012 - 10 شهریور 1391
محمد مرسی

آقای مرسی با استفاده از تریبونی که دولت ایران در اختیارش گذاشت توانست از اجلاس تهران برد تبلیغاتی ببرد

با همه تلاشهایی که ایران کرد تا با میزبانی سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، موقعیت خود را در جهان بهبود بخشد و موفقیت دیپلماتیک برای خود بیافریند، این محمد مرسی رئیس جمهور تازه مصر بود که با استفاده از تریبونی که دولت جمهوری اسلامی در اختیارش گذاشت و با تندترین حملات به سیاست‌های همین دولت در قبال سوریه، برد تبلیغاتی کرد و از تشویق و تمجید وسیعی در جهان عرب برخوردار شد.

رسانه‌های عربی اظهاراتش را پوشش گسترده دادند و کارشناسانشان سخنانش را ستودند، طیف کاملی در سراسر دنیای عرب به مدح و ستایش او برخاست که یک سرش، بنیادگراترین شیوخ وهابی همچون سلمان عوده قرار دارند و سر دیگرش، برجسته ترین چهره های سیاسی لیبرال و سکولار همچون عمرو حمزاوی که از سردمداران جناح مخالف اسلامگرایان حاکم بر مصر است.

محمد مرسی در اقدامی نامعمول و نامرسوم، سخنرانی اش در نشست سران جنبش عدم تعهد را با درود فرستادن بر خلفای اهل سنت آغاز کرد، حال آنکه حتی روحانیون و وعاظ اهل سنت هم در سخنرانیهایشان تنها به درود فرستادن بر پیامبر و خاندان و یارانش بسنده می کنند و در دیگر سخنرانی‌های محمد مرسی هم تاکنون چنین اقدامی از او دیده نشده است.

پس بیراه نیست اگر بپنداریم که او از روی قصد و عمد چنین عباراتی را در سخنرانی اش در بزرگترین شهر شیعه نشین و پایتخت تنها دولت شیعه جهان بر زبان آورده تا دل آنانی را در کشورش و جهان عرب به دست بیاورد که پی در پی بر "برتری طلبی شیعی" ایران تأکید می کنند و نسبت به "توطئه ایران در گسترش مذهب شیعه و اختلاف افکنی میان شیعه و سنی" هشدار می‌دهند.

بلافاصله با پایان سخنرانی محمد مرسی، ویدئوی این بخش از سخنانش در سایت یوتیوب قرار گرفت و در سایت‌های اسلامی پخش شد و با برانگیختن تحسین و تمجید، کامیابی تبلیغاتی آقای مرسی را دوچندان کرد.

ناکامی

رئیس جمهور اسلامگرای مصر، چند ساعتی بیشتر در تهران نماند، نه به دیدار آیت الله خامنه ای رفت که او را نمادی از "بیداری اسلامی" می‌داند، نه نشستی با خبرنگاران ایرانی داشت و نه کلمه ای که حاکی از ابراز علاقه برای ازسرگیری رابطه میان ایران و مصر باشد به زبان آورد. خبرنگاران مصری که او را در سفر به تهران همراهی کردند می‌گویند حتی در دیدار خصوصی چهل دقیقه ای میان دو رئیس جمهور ایران و مصر هم آقای مرسی به موضوع از سرگیری رابطه میان ایران و مصر نپرداخت.

نتیجه اینکه همه تلاشی که ایران کرد تا از حضور رئیس جمهور تازه مصر بهره برداری کند جز ناکامی نتیجه ای نداشت و نه تنها بهره ای نبرد که هم در سطح جهانی آبروی خود را با حذف و تحریف سخنان او در معرض آسیب قرار داد و هم در داخل، آماج اعتراض قرار گرفت که آیا برگزاری این نشست، ارزش آن همه هزینه را داشت؟

اصرار برای چه بود؟

اینکه ایران در تلاش برای برونرفت از انزوای روزافزون هر هزینه ای را بر خود بخرد و به عنوان ابتکار عمل، به میزبانی نشست بین المللی بزرگی دست یازد قابل درک و چه بسا توجیه پذیر است اما سپردن نقش ستاره مجلس به مهمانی که قابل پیش بینی بود چندان نمک گیر صاحبخانه نخواهد شد چه؟

از یکصد و سی و هشت عضو جنبش عدم تعهد تنها بیست و نه رئیس جمهور در نشست شرکت جستند که از لحاظ کم اقبالی اگر در تاریخ این جنبش بی سابقه نباشد، کم سابقه است. مهمترین این مهمانان هم برای ایران محمد مرسی بود که در سطح بالایی با او برخورد شد، یکی از معاونان رئیس جمهور را برای دعوت از او به قاهره فرستادند و در آستانه ورودش به تهران، خوشامدگوییهای فراوانی در رسانه های دولتی و نزدیک به دولت به او گفتند.

اینکه محمد مرسی در سخنرانی اش به نزدیکترین دوست ایران حمله کند شگفت آور نبود، برعکس اگر جز این می کرد جای تعجب داشت. موضع او در قبال سوریه همیشه واضح و آشکار بوده و انتقاد تندش از سیاستهای ایران در قبال سوریه هم همین طور. بارها هم از زبان خودش و دولتمردانش شنیده شده بود که هر گونه بهبود رابطه به ایران را منوط به تغییر رفتار این کشور در قبال سوریه کرده بودند. پس واقعگرایانه نیست اگر بپنداریم که دست اندرکاران سیاست خارجی ایران نمی توانستند پیش بینی کنند که او در تهران موضع خود را تغییر خواهد داد. اندکی دوراندیشی هم کافی بود تا پیش بینی شود که رفتار آقای مرسی در تهران چه بازتابی خواهد داشت و تا چه حد کل نشست را تحت الشعاع قرار خواهد داد تا آنجا که دستاوردهای دیگری همچون حضور محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در تهران هم که اتفاق مهمی به شمار می رود، اصلاً به چشم نیاید.

پس این همه اصرار برای حضور او در تهران برای چه بود؟

مسئول این ناکامی که بود؟

چه بسا اگر این اصرار تنها از جانب دولت محمود احمدی نژاد سر زده بود، در این وانفسای جبهه بندی جناحی که واپسین ماه‌های ریاست جمهوری او بسختی تحمل می شود، دولت هدف تندترین حملات و انتقادهای جناح مقابل و رسانه هایشان قرار می گرفت.

سکوتی که در قبال ناکامیهای ناشی از دعوت محمد مرسی به تهران شده و تلاشی که برای کاستن از اهمیت این ناکامی می شود به طرح این فرضیه کمک می کند که مسئول این اصرار را باید فراتر از دولت و در سطح رهبری جمهوری اسلامی جستجو کرد.

ناکامی‌های ناشی از میزبانی متوجه آیت الله خامنه ای هم می شود؛ بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد چشم بر چشم او دوخت و از رفتار نظام تحت رهبری اش انتقاد کرد، محمد مرسی و محمود عباس به تهران آمدند اما به دیدارش نرفتند و بدتر آنکه، نظریه بیداری اسلامی او که قاعدتاً باید محمد مرسی دستاورد و نماینده بارزش باشد، با حملاتی که آقای مرسی، هر چند غیرمستقیم به محور سیاست خارجی ایران در منطقه کرد و بی علاقگی او به از سرگیری رابطه با ایران، به چالش کشیده شد.

باز هم اگر عامل وارد آمدن چنین خدشه هایی بر جایگاه رهبر جمهوری اسلامی، کس دیگری غیر از خود او بود، تا حالا باید شاهد واکنش‌های هواداران "ولی فقیه" به آنانی که در فراهم آوردن امکان چنین ناکامی نقش داشته اند می‌شدیم.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.