بحران سیاست خارجی و تعیین سرنوشت کاخ سفید

به روز شده:  09:02 گرينويچ - 16 سپتامبر 2012 - 26 شهریور 1391

وزیر امور خارجه و رئیس‌جمهور آمریکا در مراسم بازگرداندن اجساد دیپلمات‌های آمریکایی کشته‌شده در لیبی

شش روز بعد از حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی و اعتراضات مسلمانان خشمگین به فیلمی علیه پیامبر اسلام، آمریکا خود را برای مقابله با بحرانی بلندمدت در خاورمیانه و شمال آفریقا آماده می‌کند.

فریادهای اعتراض روز اول مصری‌ها حالا در خیابان‌های بیش از بیست کشور تکرار شده است.

اغلب آمریکایی‌ها روز جمعه شاهدان مبهوت تصویر رییس‌جمهور و وزیر خارجه کشورشان بر صفحه تلویزیون بودند که سوگوار و سیاه‌پوش بر فراز ۴ تابوت ایستاده بودند؛ تابوت‌هایی که اجساد دیپلمات‌های کشته‌شده در لیبی را به خاک آمریکا بازگرداند.

اگرچه در دو قرن و نیمی که از اعزام اولین سفیر آمریکا به خاک کشوری خارجی می‌گذرد، تنها ۵ سفیر آمریکایی به دست نیروهای مهاجم جان خود را از دست داده‌اند، سی سالی هست که آمریکایی‌ها شاهد کشته شدن سفیر خود نبوده‌اند.

آخرین‌بار در سال ۱۹۷۹ میلادی آدولف دابز، سفیر آمریکا در افغانستان ربوده و در هتل کابل کشته شد.

این بار نه تنها دولت و سیاستمداران آمریکا که مردم این کشور هم با واقعیتی تلخ روبه‌رو شده‌اند.

چند دقیقه از یک فیلم بدساخت، بی‌کیفیت و غیرحرفه‌ای که به عقیده بسیاری، فارغ از توهین‌آمیز بودن، مسخره می‌نماید، می‌تواند در چشم به هم زدنی تمام منافع بزرگترین قدرت جهان را در خاورمیانه و کشورهای مسلمان شمال آفریقا به خطر بیندازد.

"چند دقیقه از یک فیلم بدساخت، بی‌کیفیت و غیرحرفه‌ای که به عقیده بسیاری، فارغ از توهین‌آمیز بودن، مسخره می‌نماید، می‌تواند در چشم به هم زدنی تمام منافع بزرگترین قدرت جهان را در خاورمیانه و کشورهای مسلمان شمال آفریقا به خطر بیندازد"

جهان برای برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از حرکت نمی‌ایستد؛ خشم کسانی در کشوری دور و غریب از فیلمی بی‌ارتباط با دولت آمریکا می‌تواند به راحتی از مرزها و دریاها بگذرد و قواعد مبارزات انتخاباتی بزرگترین قدرت جهان را به هم بریزد و حتی در تعیین سرنوشت رییس‌جمهور آینده کشور نقش بازی کند.

از حاشیه به صدر

در ماه‌هایی که از آغاز مبارزات انتخاباتی آمریکا گذشته، بحران بیکاری و مشکلات اقتصادی همواره نگرانی اصلی رأی‌دهندگان و جای مانور و امتیازگیری نامزدها بوده است.

میت رامنی، نامزد حزب جمهوری‌خواه، با سابقه‌ای که به عنوان یک مدیر تجاری موفق و میلیونر دارد، همواره سیاست‌های افتصادی باراک اوباما را کانون اصلی حملات و انتقادات خود علیه رقیب قرار داده است. از جمله انتقادهای او از باراک اوباما این است که در چهار سال گذشته نتوانسته برخلاف وعده‌هایش بحران بیکاری را حل کند و با سیاست‌های غلط، آمریکا را به آستانه ورشکستگی کشانده است.

ستاد انتخاباتی باراک اوباما هم در مقابل، سراغ فصل‌های تاریک پرونده اقتصادی رقیب جمهوری‌خواه او رفته است و در بخش عمده‌ای از تبلیغات انتخاباتی، آقای رامنی را متهم کرده که برای تامین منافع شرکت‌ها یا شرکایش باعث بیکاری و بسته شدن کارخانه‌های متعدد شده است.

اما کمتر از دو ماه مانده به موعد انتخابات آمریکا بازی عوض شده است.

خاورمیانه در تب خشم می‌سوزد؛ دیپلمات‌های آمریکایی در پناه تدابیر امنیتی صدچندان سنگر گرفته‌اند تا به سرنوشت تلخ کریس استیونز دچار نشوند و اولین بحران جدی سیاست خارجی آمریکا با دولت‌های مستقر بعد از" بهار عربی" رقم خورده است؛ ماموران نهادهای امنیتی آمریکا داخل و خارج از این کشور با شنود گفتگوهای تلفنی و ترافیک اینترنت و البته ابزارهای دیگر، به دنبال سرنخی از برنامه‌ریزی‌های احتمالی برای حمله به منافع آمریکا هستند و به گفته لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا، دولت نیروهای نظامی خود را برای مقابله با بحران‌های احتمالی در دست‌کم ۱۷ تا ۱۸ کشوری که "پنتاگون با دقت زیر نظر دارد" آماده و جابجا می‌کند.

حالا دیگر بحران بیکاری و مشکلات اقتصادی تعیین‌کننده اصلی ساکن بعدی کاخ سفید نیست. سیاست خارجی از حاشیه به صدر آمده و چالشی تازه را برای هر دو نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا رقم زده است.

دو مردی که برای ورود به کاخ سفید با یکدیگر رقابت می‌کنند، این موضوع را به خوبی می‌دانند.

محک تجربه

تحولات غیرمترقبه در میانه مبارزات انتخاباتی می‌تواند توانایی نامزدها را در حل بحران‌های مختلف محک بزند.

درست ۴ سال پیش در چنین زمانی بود که ورشکستگی غول سرمایه‌گذاری آمریکا "لیمن‌برادرز"، و در پی آن سقوط یک به یک موسسات مالی، آمریکا را با آخرالزمانی اقتصادی روبه‌رو کرد.

در آن روزها باراک اوباما با سناتور جان مک‌کین، نامزد دیگری از حزب جمهوری‌خواه رقابت می‌کرد و دو ماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، بحران وال‌استریت و سقوط اقتصادی آمریکا به چالشی مهم و پیش‌بینی نشده در مبارازت این دو تبدیل شد.

امروز اعتراضاتی که با پایین کشیده شدن پرچم آمریکا از فراز سفارت این کشور در قاهره شروع شد، به نزدیک به بیست کشور دیگر سرایت کرده است.

رأی‌دهندگانی که در روزهای گذشته بارها ساختمان شعله‌ور کنسوگری آمریکا در بنغازی را بر صفحه تلویزیون‌هایشان تماشا کرده‌اند، حالا با پرسشی جدی روبه‌رو هستند: چه کسی می‌تواند سیاست خارجی کشور را هنگام روبه‌رو شدن با بحران‌هایی این چنین رهبری کند؟ و دغدغه تازه ستادهای انتخاباتی دو حزب این که: چگونه می‌توانند از این تحول در مبارزات انتخاباتی به نفع خود و به ضرر رقیب بهره ببرند؟

"اول شلیک کن، بعدا هدف بگیر"

احتمالا همین دغدغه در کنار انتقادهای برخی چهره‌های جمهوری‌خواه از میت رامنی باعث شد که درست شب حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی، میت رامنی در بیانیه‌ای عملکرد رییس‌جمهور آمریکا را در واکنش به این حمله "مفتضح" بخواند تا اولین امتیاز را در میدان رقابت‌ها از آن خود کند.

شاید اگر دو ساعت بعد از انتشار این بیانیه، خبر کشته شدن سفیر آمریکا از لیبی به کاخ سفید نمی‌رسید، میت رامنی می‌توانست اعتباری تازه برای پرونده کم‌ورق سیاست خارجی خود به دست آورد، اما با کشته شدن چهار دیپلمات، همه حساب‌ها غلط از آب درآمد.

ستاد انتخاباتی باراک اوباما رقیب را متهم کرد که در میانه سوگواری مردم آمریکا می‌خواهد از فاجعه‌ای این چنین، امتیاز سیاسی بگیرد.

باراک اوباما شخصا در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس بی‌دقتی میت رامنی را هدف قرار داد و گفت: "ظاهرا فرماندار رامنی عادت دارد اول شلیک کند، بعد هدف بگیرد."

نهایتا وقتی داد جمهوری‌خواهان هم از بیانیه نامزد این حزب بلند شد، میت رامنی مجبور شد در مصاحبه‌ای با برنامه صبح به خیر آمریکا درباره موضع‌گیریش توضیح بدهد.

این اولین‌بار نیست که تلاش‌های میت رامنی برای کسب اعتبار در سیاست خارجی رهبری بالقوه در سیاست خارجی به ضررش تمام می‌شود. او در سفر به لندن، نزدیک‌ترین متحد واشنگتن، درست در آستانه برگزاری بازی‌های المپیک آمادگی این کشور را برای میزبانی زیر سوال برد و نخست‌وزیر بریتانیا را عصبانی کرد؛ با افشای اینکه رییس ام‌آی۶ بریتانیا به او گزارش داده است، پروتکل دیپلماتیک را شکست؛ پس از آن در سفر به اسراییل تلویحا "بی‌فرهنگی" فلسطینیان را دلیل مشکلات اقتصادی تشکیلات خودگردان دانست و برای تحسین اسراییلی‌ها روی کلیشه‌ای انگشت گذاشت که بسیاری از یهودی‌ها را آزرده می‌کند: اینکه بیشتر و بهتر از دیگران پول درمی‌آورند.

هفته‌نامه تایم نوشت: میت رامنی نهایتا قبل ازاینکه دردسر بزرگتری به پا کند، کم و بیش از اسراییل در رفت.

شاید ناشی‌گری‌های آقای رامنی خارج از مرزهای آمریکا برای رأی‌دهنده‌های این کشور اهمیتی نداشته باشد. اما بعد از کشته شدن دیپلمات‌های آمریکایی و خشونت‌هایی که واشنگتن را به فراخواندن بخشی از کارمندان سفارتخانه‌هایش در تونس و سودان واداشت، بعید است رأی‌دهندگان آمریکایی با بی‌اعتنایی از موضع‌گیری‌های نسنجیده بگذرند.

بهاری که خزان شد؟

شکی نیست که باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا نیز روزهای دشواری را می‌گذراند.

پرچم آمریکا در قاهره به آتش کشیده شد، شهری که باراک اوباما در آن از دوستی آمریکا و مسلمانان برای جوانان مصری گفت.

چهار دیپلمات آمریکایی در لیبی کشته شدند، کشوری که با حمایت رییس‌جمهور آمریکا و هواپیماهای ارتش او از قید دیکتاتوری ۴۰ ساله معمر قذافی رها شد.

دو روز بعد از خودکشی محمد بوعزیزی، دستفروش تونسی که جرقه قیام‌های مردمی را در تونس زد، مارک لینچ، نویسنده فارین‌پالیسی گفت که تکرار قیام تونس در کشورهای عرب دیگر "بهار عربی اوباما" را رقم می‌زند.

در حال حاضر عده‌ای در واشنگتن می‌گویند که حمله در بنغازی آغازگر فصلی تازه در کشورهایی است که "بهار عربی" را تجربه کرده‌اند و آرام آرام چهره‌ای تازه از دولت‌های جدید خود به آمریکا نشان خواهند داد. فصلی که ممکن است این بار "پاییز عربی اوباما" نام بگیرد.

این روزها سفارتخانه‌های آمریکا در همان چهار کشوری هدف حمله قرار گرفته است که توانستند یا دولت‌های مستبد را حذف کنند و یا به اصلاح وادار نمایند.

عده‌ای در واشنگتن می‌گویند که حمله در بنغازی آغازگر فصلی تازه در کشورهایی است که "بهار عربی" را تجربه کرده‌اند و آرام آرام چهره‌ای تازه از دولت‌های جدید خود به آمریکا نشان خواهند داد. فصلی که ممکن است این بار "پاییز عربی اوباما" نام بگیرد

حال رییس‌جمهور آمریکا باید از یک سو به مهار بحران در خاورمیانه و شمال آفریقا و حفظ امنیت و منافع کشورش در منطقه بیندیشد و از سوی دیگر، جواب منتقدانی را بدهد که می‌گویند او چوب "سیاست انفعالی" خود را در خاورمیانه می‌خورد. این عده باراک اوباما را متهم می‌کنند که با عدم حمایت صریح از نیروهای میانه‌رو در مصر، تونس و لیبی به روی کار آمدن اسلام‌گراها کمک کرده است.

لیز چنی، دختر دیک چنی، معاون جورج بوش، رییس‌جمهور سابق آمریکا صریحا اتفاقات ۶ روز گذشته را نتیجه منطقی سه سال و نیم سیاست خارجی باراک اوباما دانسته است.

اکنون آن دسته از مشاوران باراک اوباما که فکر می‌کردند امتیازی چون کشف مخفیگاه اسامه بن لادن و کشتن او توانایی‌های رییس‌جمهور را در عرصه امنیت ملی و سیاست خارجی خدشه‌ناپذیر خواهد کرد، به دنبال فرمول‌های تازه‌اند.

قطعا باراک اوباما به عنوان فرمانده کل قوا در آمریکا شانس بیشتری از رقیبش در این میدان دارد. او می‌تواند با پیش گرفتن سیاستی درست در بحرانی که پیش رو دارد، عملا قدرت مدیریتش را به نمایش بگذارد.

اما اگر تحولات پیش‌بینی‌ناپذیر خاورمیانه بیش از این با چاشنی خشم و خشونت و احساسات ضدآمریکایی همراه شود و تابوت‌های دیگری را روانه آمریکا کند، نه تنها سیاست خارجی چهار سال گذشته باراک اوباما در خاورمیانه را با پرسش‌های جدی روبه‌رو می‌کند، بلکه می‌تواند اعتبار او را در مبارزات انتخاباتی به عنوان رهبر قدر سیاست خارجی آمریکای نو زیر سوال ببرد.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.