دلیل بهبود وضعیت اوباما در نظرسنجی‌ها چیست؟

به روز شده:  13:58 گرينويچ - پنج شنبه 20 سپتامبر 2012 - 30 شهریور 1391

با وجود سخنرانی خشک و جدی آقای اوباما هواداران شور و شوق زیادی از خود نشان دادند

به نظر من کنفرانس‌های سیاسی شبیه ورزش‌هایی هستند که بیننده را مسحور خود می‌کنند. هفته‌های گذشته، در مجمع دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، درست در نزدیکی محل سخنرانی نشسته بودم. با این حال، صحنه چندان برایم هیجان‌انگیز نبود: میت رامنی اشتباهی مرتکب نشد، و باراک اوباما هم با وجود اینکه علاقه زیادی به بسکتبال دارد، نتوانست بجهد و توپ را دو دستی در سبد بکوبد. اما موقعیتش در مجموع قدری بهتر شد، و همین هم می‌تواند کافی باشد.

نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که با سپری شدن فصل مجمع‌های دو حزب و جدی‌تر شدن مبارزات انتخاباتی، احتمال پیروزی مجدد آقای اوباما افزایش یافته است. اما نباید بیش از حد روی این نتایج حساب کرد و تیم انتخاباتی اوباما نباید کار را تمام شده بداند. میزان بهبود آقای اوباما در نظرسنجی‌ها چندان از ضریب خطای آنها بیشتر نیست. به عبارت دیگر، این آمارها می‌تواند غلط انداز باشد.

جلسه مجمع عمومی احزاب کسل کننده بود، و نتیجتا اگر مردم در نهایت اوباما را ترجیح داده‌اند، بیشتر به خاطر مسائل اساسی، و نه حاشیه‌ها بوده است.

البته بعضی از نظرسنجی‌ها افزایش بیشتری را در آرای آقای اوباما نشان می‌دهند، و سیر صعودی او در این مدت بطور مستمر ادامه داشته است.اما نکته مهمتر در این جاست که اگر تنها رای دهندگانی که تصمیم قطعی‌شان را گرفته اند لحاظ شوند، سیر صعودی آرای آقای اوباما جرقه ای بیش نیست. همانطور که مرتبا گفته‌ام، مساله کلیدی در این انتخابات، میزان مشارکت عمومی در آن است، و مهمترین کار ستاد انتخاباتی اوباما این است که مردم را به رفتن پای صندوق‌های رای گیری متقاعد کند.

دو نامزد هنوز رقابت شانه به شانه‌ای دارند، اما آقای اوباما کمی جلوتر است و می‌تواند فاصله را بیشتر هم بکند. خبر خوش برای ستاد انتخاباتی اوباما این است که با وجود اینکه مجمع عمومی احزاب چندان فوق‌العاده از کار در نیامد و فراز و فرودهای قابل توجهی نداشت، بنظر می‌رسد مردم همچنان او را به رقیبش ترجیح می‌دهند. این مساله نشان می‌دهد که سیر صعودی آرای او در نظرسنجی‌ها بخاطر مسائل اساسی است، و نه حاشیه‌ها.

افزایش آرای او در حالی اتفاق می‌افتد که آمارهای اقتصادی آنقدرهایی که برخی انتظار داشتند هم نگران کننده نیست و نشانه‌های کوچکی از بهبودی در آن دیده می‌شود.

بغیر از کلینت ایستوود کسی سر و صدا به پا نکرد و شاید به جز رئیس جمهوری سابق، بیل کلینتون، کسی هم موفقیت چشمگیری بدست نیاورد. هیچیک از نامزدها سخنرانی بیاد ماندنی یا تکان دهنده ای ایراد نکرد. مباحث سیاسی تعطیل بود و خبری از "ایده‌های بزرگ و آینده نگرانه" نبود. از یاد نبرید که در این انتخابات بسیاری دوست دارند گزینه "هیچکدام" را برگزینند، اما این امکان را ندارند. همانطور که آقای اوباما گفت، وقت انتخاب است.

این روندبرآیند نظرسنجی های گالوپ، رویترز، ای بی سی نیوز/واشنگتن پست و پیو است

منتقدانی که می‌گویند مجمع عمومی حزب جمهوریخواه ملال‌آور بوده، یک نکته اساسی را فراموش می‌کنند، و آن اینکه این مجمع قرار بوده همین طور باشد، و این بخشی از کارکردش است. استراتژیست‌ها به هیچ وجه دوست نداشتند با نمایندگانی روبرو شوند که پشت تریبون می‌روند، و با جوش و خروش علیه سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان اظهار نظر می‌کنند. نوشتن یک سخنرانی که آنها را بشوراند، آسانترین کار دنیا بود. اما این کار دقیقا باب میل دموکرات‌ها بود که می‌خواهند تصویر ناخوشایندی از حزب جمهوریخواه ارائه کنند. کار دیگر مجمع حزب جمهوریخواه این بود که آقای رامنی را به عنوان فردی دوست داشتنی معرفی کند.

او در مورد معنای عشق صحبت کرد، و لشگری از سخنرانان در باب دلرحمی و مهربانی او داد سخن دادند. خود او هم به خشکی همیشه‌اش نبود. نمایندگان حزب هنوز او را زیاد دوست ندارند، اما شاید علاقه‌شان به او قدری بیشتر شده باشد. البته معلوم نیست این قضیه در مورد حدود ۳۰ میلیون آمریکایی که جلسه مجمع حزب را از تلویزیون دیدند هم صحت داشته باشد. آقای رامنی شاید در خلوت انسان گرم و شوخ‌طبعی باشد، اما نه کاریزماتیک است و نه الهام‌بخش. هر چقدر هم که روی چهره او در انظار عمومی کار شود، اینطور نخواهد شد.

رئیس جمهوری خشک و جدی

در طرف دیگر، دموکرات‌ها می‌خواستند نمایندگانشان را سر شور و هیجان بیاورند. آنها بخصوص در شب اول بشدت در مورد عواقب پیروزی رامنی برای زنان و همجنسگرایان هشدار دادند. عبارت "حق انتخاب شریک عشقی" دهها بار از سوی سخنرانان مختلف تکرار شد. بر موضوع تنوع قومی و نژادی تأکید شد، و بطور اخص از کسانی که ریشه آمریکای لاتینی دارند، استقبال شد.

آقای اوباما می‌توانست عملکرد بهتری داشته باشد. او می‌تواند سخنران فوق‌العاده‌ای باشد، اما سخنرانی آن شب، از بهترین سخنرانی‌هایش نبود. من تنها خبرنگاری نبودم که از واژه "خشک و جدی" استفاده کردم، و یک نفر اصطلاح "خاکستری‌تر و عبوس‌تر" را بکار برد. سخنرانی او به نسبت خودش خسته کننده بود و در آن شخصیت چندانی به‌چشم نمی‌خورد. اما نوعی اشتیاق و تقلا برای ساختن آمریکایی بهتر در آن حس می‌شد، و سخنران سعی می‌کرد نشان دهد کنار گذاشتن او انتخاب خطرناکی است. اخیرا یک نویسنده او را به از خود راضی بودن متهم کرده، اما در سخنرانی، در او از این حالت خبری نبود. اگر برخی رای‌دهندگان مردد و حامیان سابقی که در حمایت دوباره از او اکراه دارند، بعد از مجامع حزبی به این نتیجه برسند که رئیس جمهوری شدن آقای رامنی خطرناک است، و آقای اوباما دارد نهایت تلاش خود را می‌کند، آن وقت همین تصویر "خشک و جدی" هم می‌تواند موثر باشد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.