دیدگاه: فیلم ضداسلام و خودسانسوری

به روز شده:  15:21 گرينويچ - دوشنبه 24 سپتامبر 2012 - 03 مهر 1391
riot

جنجال بر سر فیلم ضد اسلام در یوتیوب بحث گسترده ای را در بین اندیشمندان به راه انداخته است

انتشار یک فیلم ضداسلام در سایت یوتیوب که در آمریکا ساخته شده، موجی از اعتراضات و حملات را در بخش‌های مختلفی از خاورمیانه، آفریقا و آسیا به بار آورده‌ است و بیش از ۲۸ نفر در این بین کشته شده‌اند.

این جنجال بحث گسترده‌ای را درباره برقراری تعادل میان دو مفهوم آزادی بیان و آزادی مذهب به راه انداخته است.

آیا باید برای دلجویی و جلب رضایت گروه های مذهبی، ضوابط و مقرراتی در زمینه خودسانسوری اعمال گردد؟

بخش زیر، گزیده ای از نظرات تحلیلگران مختلف است:

اِد حسین، کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا، مولف کتاب "اسلامیست"

من یک مسلمان هستم. من یک انسان غربی هستم. من هیچ تناقصی در بین این دو نمی‌بینم.

دلیل رسیدن ما به این مرحله از تاریخمان این است که به سیطره بی‌چون و چرای کلیسای کاتولیک بر این موضوع که چه چیزی می‌تواند - یا نمی‌تواند - در ملاء عام گفته یا نوشته شود، پایان دادیم. کسانی به اتهام ارتداد، به چوبه های اعدام سپرده شدند تا بدین ترتیب امنیت آزادی مذهب، اندیشه و کلام برآورده گردد. این آزادی‌ها برای من بسیار مقدس‌اند.

به گواه تاریخ، این شجاعت مسیحیان پروتستان بود که غرب را به سمت خلق جامعه ای پلورالیست (تکثرگرا) و سکولار سوق داد. به واسطه همین دستاورد بود که برای اولین بار در تاریخ، مسلمانان و یهودیان اجازه یافتند در ابعاد گسترده ساکن آن سرزمینها شوند. ما آزاد بودیم که مراسم دینی خود را داشته باشیم. به عبارت دیگر، برخوردهای وحشیانه‌ای همچون پوگروم (کشتار یهودیان روسیه در قرن نوزدهم)، شکار جادوگران و سوزاندن مرتدان پایان یافت.

"دلیل رسیدن ما به این مرحله از تاریخمان این است که به سیطره بی‌چون و چرای کلیسای کاتولیک بر این موضوع که چه چیزی می‌تواند - یا نمی‌تواند - در ملاء عام گفته یا نوشته شود، پایان دادیم."

اِد حسین، شورای روابط خارجی آمریکا

مسلمانان هم‌کیش من باید این پیش زمینه‌های تاریخی را درک کنند. ما نمی‌توانیم آزادیهایی را که به سبب آنان می‌توانیم به عنوان مسلمان زندگی و پیشرفت کنیم، زیرپا بگذاریم. بله، زمانی که به پیامبر توهین می شود، این امر دردناکی است. از زمان شکسپیر تا توماس پِین، ادبیات غرب سرشار است از اشارات منفی به مسلمانان، تحت القابی مانند مورها، ترک‌ها و پیروان محمد.

به گونه‌ای مشابه، نوشته‌های کلاسیک عربی و فارسی نیز مملو است از مضامین ضد قوم یهود و انکار تقدس مسیح به عنوان پسر خدا. با این وجود، کار بزرگ و ارزشمند ما در غرب این است که توانسته ایم به هر نوع باور و عقیده ای در جامعه بها دهیم.

این دستاوردها را نمی توان به عقب راند. خودسانسوری عملی است در راستای عقب راندن همه پیشرفت‌هایی که توسط نیاکان روشنفکرمان نصیب ما شده است.

همانطور که مسلمانان در جوامع غربی آزاد هستند، مسیحیان و پیروان ادیان و عقاید دیگر نیز باید در شرق آزاد باشند.

ما مسلمانان، تعدادی از چهره های درخشان را به دلیل محکومیت توسط نهادهای وابسته به روحانیت و در نبود آزادی اندیشه، به کام مرگ فرستادیم.

اعدام منصور حلاج در بغداد، سنگسار ابن عربی در دمشق و تبعید و اخراج بلهی شاه در پنجاب، همه از نقاط تلخ و سیاه تاریخ هستند.

آنان شهدای مسلمان در راه آزادی اندیشه هستند. من به عنوان یک انسان غربی و مسلمان، این آزادی ها را ارزشمند می‌شمارم و تلاش می‌کنم که آنها را برای نسل‌های آینده حفظ کنم.

می توانید اِد حسین را با ed_husian@ در توییتر دنبال کنید.

جین کینی‌مونت، محقق ارشد در چتم هاوس

تنها بخشی از اعتراضات در اکثر کشورهای مسلمان، درباره فیلم "بیگناهی مسلمانان" است. این اعتراضات آمادگی میلیون‌ها نفر از مردم را برای سرزنش دولتهای غربی به خاطر یک عمل ضداسلامی، برجسته می کند؛ بدون در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا ارتباطی بین آن دولتها و یک ویدیوی بدساخت که در یوتیوب گذاشته شده، وجود دارد یا نه.

دیپلمات ها و دولت های غربی نیاز دارند که درباره فعالیت و گفته‌هایشان، از این بابت که ممکن است بطور بالقوه توهین آمیز تلقی شوند، حساسیت به خرج دهند. ولی آنان نمی‌توانند بابت نظارت پلیسی بر انتشار هرگونه مطلب بالقوه موهن نسبت به حساسیت های مذهبی، نژادی و یا دیگر موارد مناقشه‌برانگیز در اینترنت، مسئول شناخته بشوند.

موضوع فقط بر سر آزادی بیان نیست، بلکه بر سر واقعیات تکنولوژی نیز هست. اکنون، حتی در کشورهای استبدادی، اعمال سانسور در حال سخت‌تر شدن است.

خودسانسوری عملا مدتی ست که صورت می‌پذیرد. هنرمندان، نویسندگان و کمدین‌ها در غرب، اغلب در آنچه که نسبت به اسلام می گویند، احتیاط بیشتری را نسبت به مسیحیت به خرج می دهند (هرچند گاهی اوقات ممکن است به دلیل ترس باشد). ولی حتی چنین چیزی هم، این احتمال را که نظر یک فرد، نظر جمع به حساب آید و به تعبیری از کاه کوه ساخته شود، نفی نمی‌کند.

"موضوع فقط بر سر آزادی بیان نیست، بلکه بر سر واقعیات تکنولوژی نیز هست. اکنون، حتی در کشورهای استبدادی، اعمال سانسور در حال سخت‌تر شدن است."

جین کینی‌مونت، محقق ارشد در چتم هاوس

با این وجود، دولت های غربی لازم است از خود بپرسند چرا عده زیادی از مردم آماده باور کردن داستان های توطئه پندارانه بر ضداسلام هستند، خصوصا پس از ۱۰ سال "جنگ علیه ترور". آنان همچنین باید از خود بپرسند که چرا ترغیب جمعیت به حمله به سفارتخانه‌های آمریکا، این‌قدر آسان است.

مسلما اعتراضات ضدآمریکایی، اغلب یک راه بی خطر برای تخلیه انواع دیگر نارضایتی‌ها، از جمله نارضایتی‌های داخلی است. و معمولا، این اعتراضات توسط گروه‌هایی که اهداف دیگری در سر دارند، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، بعضی از فعالان یمنی استدلال می‌کنند که نیروهای امنیتی از مشاهده حمله به سفارت آمریکا راضی بودند. برای اینکه آنها می خواستند به آمریکا درباره خطرات محتمل از بابت اعطای آزادی سیاسی به مردم یمن، پیام بدهند.

اما در خاورمیانه هنوز افسانه استعمار خریدار دارد و جنگ عراق هم به عنوان منبع تولید خشمی گسترده به جای خود باقی است. آمریکا نیز به طور گسترده‌ای متهم به ریاکاری می‌شود. زیرا از یک طرف با حاکمان مستبد عرب همکاری می‌کند و از طرف دیگر، خود را به عنوان یک نیروی مشوق دمکراسی در جهان نشان می‌دهد. با توجه به گستردگی پیوندهای بین آمریکا و دولت سابق حسنی مبارک، می‌توان اینگونه استدلال کرد که بخت یار غرب بوده که شروع خیزش در مصر، ماهیت ضدآمریکایی بیشتری نداشته‌است.

ملیز رووِن، مولف کتاب "اسلام در جهان و بنیادگرایی"

اگر خشونت‌های پیش آمده را فقط به حساب فرصت‌طلبی گروه‌های شبه‌نظامی و خشونت‌طلب بگذاریم، دچار مبالغه شده ایم. به عبارت دیگر، نمی‌توان این‌گونه تحلیل کرد که قاتلان سفیر آمریکا در لیبی، سلفی‌ها در قاهره، فعالان حزب‌الله در لبنان و پشتیبانان طالبان در کابل، همه شان، این فیلم را مستمسک قرار داده‌اند برای بسیج حمایت مردم بر ضد دولتهای طرفدار غرب یا آمریکا؛ و خشونت‌ها و درگیری‌ها نیز صرفا در همین راستا است.

اما، واقعیت کماکان پابرجا درباره ریشه اعتراضات، این است که اعتقاد به نشان ندادن تصویر محمد، پیامبر اسلام، مدافعان فراوانی در جهان اسلام دارد. آن باور (عدم نمایش چهره پیامبر)، قدمتش به بیش از ۱۴ قرن می‌رسد و در اذهان جمیع مسلمانان حک شده‌است.

هرچند، تفاوت بسیار مهمی بین نشان دادن تصویر و ارائه چهره‌ای توهین‌آمیز از یک فرد وجود دارد. کاریکاتورهای پیامبر اسلام که اولین بار، سال ۲۰۰۵ در دانمارک چاپ شدند و ویدیویی که اخیرا در یوتیوب گذاشته‌شد، نمونه‌هایی هستند که با استفاده از دانش مدرن دست به ساختارشکنی و تخریب آن چهره زده‌اند.

"این مطلقا خطا خواهدبود اگر قانون نسبت به مسلمانان تبعیض قائل شود و با توهین به آنان، امکان قرار گرفتن در مسیر نقد را ازشان سلب کند. زیرا نفس پرسشگر بودن و درگیر شدن در علم، دین و سیاست، پیش شرط لازم برای رشد و شکوفایی بشریت در دنیای معاصر است."

ملیز رووِن، مولف کتاب "اسلام در جهان و بنیادگرایی"

این در حالی است که کتاب "در سایه شمشیر" و برنامه تلویزیونی "اسلام: حکایت ناگفته" که تام هالند، نویسنده و مورخ بریتانیایی، آنها را چاپ و تهیه کرد و در آن پرسش هایی را درباره اصالت تاریخی پیامبر اعراب مطرح نمود، فقط اعتراض چند اندیشمند اسلامی را برانگیخت؛ اما باعث به راه افتادن موجی از آشوب - از بنغازی تا کابل - نشد.

این واکنش‌های متفاوت حاکی از آنند که لازم است نگرشی دو سویه به مبحث آزادی بیان داشت. "توهین" به پیامبر باید همردیف "نفرت پراکنی" و همسان با نژادپرستی یا انکار هولوکاست – که هردویشان در کشورهای اروپایی ممنوع است - قرار گیرد. زیرا مقدس شمردن چهره پیامبر اسلام، یکی از عناصر بنیادی در هویت مشترک مسلمانان است.

اما به چالش گرفتن افسانه‌هایی که در عمق باورهای یک جمع ریشه دوانده اند، حکم متفاوتی دارد. این کاری است که منتقدان در ادیان دیگر، از قرن هجدهم و دوران روشنگری تا به امروز، در حال انجام آن بوده‌اند.

این مطلقا خطا خواهدبود اگر قانون نسبت به مسلمانان تبعیض قائل شود و با توهین به آنان، امکان قرار گرفتن در مسیر نقد را ازشان سلب کند. زیرا نفس پرسشگر بودن و درگیر شدن در علم، دین و سیاست، پیش شرط لازم برای رشد و شکوفایی بشریت در دنیای معاصر است.

آبراهام فاکسمن، سرپرست بخش آمریکا در اتحادیه ضد افترا (ADL)

در ارتباط با واکنش‌ها به فیلم ضد اسلام، به سه موضوع مهم و خطیر بر می‌خوریم. اولین و مهمترین آن، فرهنگ تحمل‌ناپذیری در میان مسلمانان تندرو است که در قالب ایراد سخنان نفرت‌پراکنانه و خشونت تبلور می‌یابد.

با آنکه در وقایع مصر و لیبی عمده نگاه‌ها معطوف به پدیده خشم بر علیه غرب بودند، واقعیت آن است که اکثریت قابل توجهی از خشونت‌های مذهبی، در بین خود مسلمانان - سنی برعلیه شیعه و بالعکس - رخ می‌دهند. آن خشونت‌ها در عین حال بدون هیچ توجهی به حساسیت‌های مذهبی صورت می‌پذیرند. مثلا به مسجدها در روزهای تعطیل مذهبی حمله می‌شود.

بنابراین تمرکز اصلی باید در ابتدا به خشونتی که بواسطه همین فرهنگ تحمل‌ناپذیری رواج دارد، معطوف باشد. فرهنگی که ضدیت همراه با خشم نسبت به غرب، تنها یکی از تجلیات آن است.

نکته دوم، این است که ایالات متحده نیاز دارد که بر لزوم تحصیل و آموزش احترام به کسانی که عقاید مذهبی متفاوتی دارند، تاکید بیشتری بورزد.

به طور خاص، لازم است که حساب اعمال بد مسلمانان تندرو را از ارزشهای دین اسلام جدا کرد و این دو را هم ارز یکدیگر در نظر نگرفت.

"تمرکز اصلی باید در ابتدا به خشونتی که بواسطه همین فرهنگ تحمل‌ناپذیری رواج دارد، معطوف باشد. فرهنگی که ضدیت همراه با خشم نسبت به غرب، تنها یکی از تجلیات آن است."

آبراهام فاکسمن، اتحادیه ضد افترا (ADL)

و در نهایت، حق آزادی ابراز عقیده به عنوان یکی از ارکان خدشه‌ناپذیر دمکراسی آمریکایی، باید با شدت مورد تاکید قرار بگیرد.

سیاستمداران و رهبران جامعه باید به طور مداوم هر چیزی را که با نگرش و نیت نفرت از مسلمانان نمود پیدا می کند، محکوم کنند؛ همانند واکنشی که در ارتباط با فیلم اهانت آمیز اخیر نشان دادند.

اما حق ابراز عقیده برای هر فرد - حتی اگر اهانت آمیز باشد - نه تنها توسط قانون اساسی یک حق به رسمیت شناخته شده است، بلکه در قلب دمکراسی ما جای دارد.

ما باید مدافع آن آزادی باشیم در عین آنکه با صراحت تمام هرگونه دیدگاه تندروانه را رد کنیم.

جیلیان یورک، Electronic Frontier Foundation

هنگامی که سخن به خشونت می‌گرود - حتی خشونت غیرمستقیم - معمولا توصیه به خودسانسوری، به گونه‌ای اغواکننده تبدیل به ایده‌ای زیرکانه می شود.

ما در دنیایی جهانی‌شده زندگی می‌کنیم که در آن، چیزی که یک فرد در نیویورک بگوید، می‌تواند در قاهره اهمیت داشته باشد و بالعکس. و این، برای گروه‌های اقلیت تحت فشار، حاکی از وجود لایه اضافه ای از مصلحت اندیشی‌ها و حساسیت به خرج دادن‌ها است.

چنین تلقیناتی فضا را برای لغزیدن به سمت خودسانسوری‌های بزرگتر فراهم می‌کند. یک روز ممکن است خواسته‌ شود که از توهین به یک پیامبر اجتناب شود و روز بعد این خواسته مطرح شود که فلان دیکتاتور مورد توهین قرار نگیرد.

با هیچ گروهی نباید به گونه ای متفاوت نسبت به گروه‌های دیگر برخورد کرد.

"بهترین پاسخ به سخنان مروج نفرت، صحبت و بحث بیشتر است. این تنها راهی است که در پیش پای یک جامعه حقیقتا پلورالیست قرار دارد."

جیلیان یورک، Electronic Frontier Foundation

این، پدیده‌ایست که از دیرباز در اروپا جریان دارد. هنگامی که انکار هولوکاست عملی جرم‌آمیز تلقی می‌شود، گروه‌های دیگر را هم به سمت درخواست برای اعمال محدودیت‌های مشابه ترغیب می‌کند.

در ایالات متحده، جایی که ویدیوی "بیگناهی مسلمانان" در آن ساخته شده، ایراد سخنان نفرت‌افکنانه جرم نیست.

با آنکه این حد از باز برخورد کردن نسبت به آزادی بیان، اجازه ابراز دیدگاه‌هایی واقعا نفرت‌برانگیز را می‌دهد، این تضمین را نیز می‌دهد که بیان آن دیدگاه‌ها، در روز روشن و در ملاء عام صورت بگیرند تا امکان نقد یا تقبیحشان میسر شود.

در نهایت، بهترین پاسخ به سخنان مروج نفرت، صحبت و بحث بیشتر است. این تنها راهی است که در پیش پای یک جامعه حقیقتا پلورالیست قرار دارد.

المار بروک، عضو آلمانی و رئیس کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا

این فیلم که به توهین و استهزاء محمد، پیامبر اسلام می‌پردازد، اثری سراسر اشتباه و به بیان صریحتر، فیلمی انزجارآور است.

من معتقدم که "آزادی اظهار نظر" هنگامی که مردم قصد داشته باشند تحت لوای آن، بین ملل و ادیان نفرت‌پراکنی کنند، به پایان راه خود می‌رسد.

ولی به طور همزمان، من نمی‌توانم خشونتی را که شاهدش بودیم، بپذیرم. خشونت و خونریزی هیچگاه قابل قبول نیستند.

اروپا از بابت آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی مذهب به خود می‌بالد. ما همه این آزادی‌ها را از طریق قانون اساسی کشورهایمان، معاهده لیسبون و منشور حقوق بنیادین اتحادیه اروپا تثبیت کرده ایم.

اما، اینگونه نیست که هرچیزی که مجاز است حتما باید انجام شود. همچنین، ما می‌دانیم که در عصر اینترنت، جلوگیری از انتشار و علنی شدن مطالب و اطلاعات ناخوشایند، به طور کامل امکان پذیر نخواهد بود.

ما باید در جهت کاهش سطح پیش داوریهای مذهبی تلاش کنیم. این کار تنها از طریق آموزش و الهام‌گیری از الگوهای موفق می‌تواند انجام بپذیرد.

کاهش سطح پیشداوری و افزایش عمق رواداری باید در هر دو سوی جهان صورت بگیرد؛ یعنی دنیای غرب و جهان عرب. اقلیت مسیحی در کشورهای عرب باید احساس امنیت کنند، همانگونه که مسلمانان باید در کشورهای مسیحی‌نشین امنیت و آسایش داشته باشند.

ما تازمانی که بین ادیان صلح برقرار نکنیم، به صلح جهانی هم نخواهیم رسید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.