گفتگو با لوکاشنکو 'آخرین دیکتاتور اروپا'

به روز شده:  17:45 گرينويچ - 28 اکتبر 2012 - 07 آبان 1391

پرسش ناگهانی و بی‌مقدمه مطرح شد و الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهور بلاروس را بی دفاع و خلع سلاح کرد.

ایوگنی لبدف،‌ جوان‌ترین صاحب‌امتیاز روزنامه‌ بریتانیا، که به مینسک پرواز کرده بود تا با رهبر بلاروس مصاحبه کند از او ‌پرسید: "خوب،‌ نظر شما در باره‌ی سکس گروهی چیست؟"

این پرسش که با توجه به نظرات ابراز شده توسط ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در مورد محسنات سکس گروهی، آن هم در طول یک گفتگو در مورد گروه موسیقی سبک پانک زندانی "پوسی ریوت" مطرح شده بود باعث شد لوکاشنکو لحظه ای مکث کند و بعد شانه هایش را بالا بیاندازد و بگوید "من واقعا نظری راجع به سکس گروهی ندارم."

وقتی موضوع بحث به مسئله ای کم آزارنده‌تری چون نقض حقوق بشر رسید، اتاق که پر از مشاوران سیاسی و فیلمبرداران بود نفسی از سر آسایش کشید.

اما این گریز کوچک به موضوع سکس گروهی تنها لحظه غیرواقعی مکالمه فرزند صاحب منصب روس شد، مصاحبه کسی که زمانی در لندن لقب "پسر خوش تیپ" پیدا کرده بود با مردی که قوانین آهنینش برای او لقب "آخرین دیکتاتور اروپا" را به ارمغان آورده بود.

به آویگنی لبدف اجازه این مصاحبه منحصر به فرد با رئیس جمهور بلاروس داده شد ، مصاحبه ای که چند ساعت طول کشید.

""از پنجره بیرون را نگاه کنید. آیا در اطراف کاخ حصاری می بینید؟ آیا اثری از نگهبان می بینید؟ این جا کشوری ست که همه در آن امنیت دارند.""

الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلاروس

آقای لبدف که لاغر به نظر می رسید یک لباس جین خاکستری تنگ و آلامد پوشیده بود و رئیس جمهور فربه و رک، کت و شلواری خاکستری برتن داشت. آن دو که روی یک جفت صندلی پر زرق و برق در کنار یک شومینه تزئینی نشسته بودند با این طرز پوشش، عجیب به نظر می رسیدند.

این مصاحبه چهارساعته موضوعات متعددی را در بر گرفت، از دموکراسی و اقتصاد تا سقوط اتحاد جماهیر شوروی و جنگ عراق و دوستی آقای لوکاشنکو با رهبر سابق لیبی، معمر قذافی. رئیس جمهور می گوید "به او گفتم که حواست به اروپا باشد!"

یکی دیگر از موضوعات مورد بحث پسر هفت ساله او کلویا بود؛ کسی که اغلب در جلسات رسمی در کنار پدرش ظاهر می شد. چیزی که آقای لوکاشنکو دلیلش را علاقه پسر به پدر می دانست و می گفت بدون پدر حتی به خواب نمی رود و دیگران ادعا می کردند که در واقع لوکاشنکو پسرش را برای بالارفتن از نردبان ترقی تربیت می کند.

در این جلسه حتی زمانی برای لب تر کردن پیدا شد. آن هم از ودکای مخصوص رئیس جمهور که اختصاصا برای او تهیه می شد، اگر چه آقای لوکاشنکو تنها جرئه ای کوچک نوشید و گفت که از الکل چندان خوشش نمی آید.

بی بی سی به عنوان ناظر

آقای لوکاشنکو که ۱۸ سال بر کرسی قدرت تکیه دارد اکنون از سفر به ایالات متحده و اروپای غربی منع شده است. او به اعمال شکنجه و نقض حقوق بشر متهم است. او رقبای سیاسی خود را به زندان انداخته، تظاهرات را منع کرده و آزادی بیان را محدود ساخته است.

گفتگوی آقای لبدف با الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلا روس چهار ساعت طول کشید

روزنامه نگاران غربی به ندرت فرصت این را می یابند که او را با سوال هایشان به دام بیندازند اما آقای لبدف توانست به مدد آشنایان شخصی، فرصتی نادر برای مصاحبه با وی به دست بیاورد. برنامه خبر شبانگاهی بی بی سی هم در این جلسه دعوت داشت، اما نه به عنوان مصاحبه کننده بلکه تنها به عنوان نظاره‌گر.

آقای لبدف که از این که یک صاحب منصب نامیده شود، متنفر است، به عنوان یک روزنامه نگار از روزنامه ای مستقل از بریتانیا به بلاروس رفته بود. روزنامه ای که پدرش علاوه بر روزنامه لندنی "ایوینیگ استاندارد" برای او خریده بود.

شب قبل از مصاحبه آقای لبدف گفت که مصمم به پرسیدن سوالات سخت هستم و به من گفته اند که رئیس جمهور ظاهرا برای مبارزه آماده است.

اما مصاحبه شباهتی به مبارزه نداشت و از همان پاسخ اول آقای لوکاشنکو مهار مصاحبه را در دست گرفت.

"هرج و مرج مهار شده"

پدر آقای لبدف ثروت میلیاردی خود را پس از فروپاشی جماهیر شوروی و در شرایط پر هرج و مرج خصوصی سازی های پرشتاب انحصارات دولتی به دست آورد؛ شرایطی که در آن تعداد معدودی از روس‌ها را ثروتمند کرد و برای میلیون ها روس دیگر فقر مطلق به جا گذاشت.

آقای لوکاشنکو هرگز اجازه وقوع چنین اتفاقی در بلاروس را نداد و سوال اول آقای لبدف را که پرسید "چرا دراوایل دهه نود و در حالی که روسیه دموکراسی را بر بی طرفی ترجیح داد، بلاروس راه مخالف را برگزید؟"

"سوال شما مرا به تعجب وا می دارد ولی آیا به راستی بی طرفی عصاره دموکراسی نیست؟ همیشه بر این باور بوده ام که دموکراسی اصیل همان بی طرفی ست. اساس سیاست ورزی قبل از هر چیزی بی طرفی و صداقت است. من نمی گویم آن چه در روسیه در دهه۹۰ اتفاق افتاد، دموکراسی بوده است. آن چه اتفاق افتاد هرج و مرج بود و نتیجه آن این بود که اکنون شما اینجایید. ما تلاشمان بر این بود که این تمایلات هرج و مرج طلبانه را در نطفه خفه کنیم و با این کار کشور را نجات دادیم."

بارها در طول مصاحبه آقای لوکاشنکو به ثباتی اشاره کرد که او برای مردم بلاروس به ارمغان آورده بود. او گفت : ""از پنجره بیرون را نگاه کنید . آیا در اطراف کاخ حصاری می بینید؟ آیا اثری از نگهبان می بینید؟ این جا کشوری ست که همه در آن امنیت دارند."

با این وجود، برای ثبات نسبی موجود در بلاروس بهایی هم پرداخت شده است. دوره ریاست جمهوری در این کشور محدودیت ندارد و رفراندم برگزارشده در سال ۱۹۹۶ قدرت آقای لوکاشنکو را تثبیت کرد. حتی یک انتخابات در بلاروس از دیدگاه غرب آزاد یا بی طرفانه نبوده است. حتی یک کاندیدای اپوزیسیون هم نتوانسته کرسی پارلمانی را اشغال کند. تظاهرات به شکل خشنونت آمیزی سرکوب شده است.

مقایسه با عربستان سعودی

ایرنا خالیب

ایرینا خالیپ، روزنامه نگار مخالف دولت اگر چه از زندان آزاد شده اما هنوز اجازه مسافرت آزاد را ندارد

اما هر بار که آقای لبدف به نارسایی های سیستم سیاسی بلاروس اشاره می کرد، آقای لوکاشنکو با پاسخی سنجیده بر میراث به قول خودش "تزویر برآمده از دموکراسی های غربی"می تازید.

آقای لوکاشنکو یک بار توصیف مشهور فرانکین روزولت در مورد دیکتاتور نیکاراگوا، آناستازیو سوموزا را در کلامش به کار گرفت. او گفت "آمریکایی ها می خواهند ما را دموکراتیزه کنند. بسیار خوب؛ ولی چرا عربستان سعودی را دموکراتیزه نمی کنند. آیا ما به بدی عربستان سعودی هستیم؟ خیر ما با آنها فاصله بسیاری داریم ولی آمریکایی ها عربستان سعودی را دموکراتیزه نمی کنند؟ برای این که اگر چه آنها (سعودی ها) حرامزاده اند اما حرامزاده آمریکایی ها هستند."

آقای لبدف از او پرسید:" آیا فکر نمی کنید که قدرت بیش از اندازه دارید؟"

آقای لوکاشنکو به سرعت تصدیق کرد:" بله، قدرت زیادی دارم اما در سال ۱۹۹۶ من و بسیاری دیگر بر این باور بودیم که انتخاب دیگری وجود نداد. ما باید کشور را نجات می دادیم و همه را دور کسی یا چیزی متحد می کردیم تا زنده بمانیم."

آقای لبدف در مقابل پرسید:" آیا زمان آن نرسیده که فضای سیاسی را باز کنید؟"

او پاسخ داد :" اگر این فشار دیوانه وار شما نبود شاید ما می توانستیم این کار را بکنیم؛ به عنوان مثال این فشار غیر ضروری که می خواهد ما را از روسیه جدا کند. این فشار باعث اثر معکوس می شود. شما ما را از فرآیند گشایش فضای سیاسی دور می کنید. شما این جا به هیچ وجه دموکراسی نمی خواهید."

به گفته رئیس جمهور، دستور کار واقعی غرب، گشایش اقتصاد مهار شده ملی بلاروس است که آن را در مقابل مشکلات اقتصادی که سایر اروپا با آن درگیر است آسیب پذیر می سازد.

مزایای قدرت

اما بسیاری با این تحلیل مخالفند. ایرینا خالیپ یکی از روزنامه نگاران اپوزیسیون بلاروسی است که برای روزنامه روسی "نوویا گازتا" کار می کند، روزنامه ای که آن هم متعلق به پدر آقای لبدف است.

در سال ۲۰۱۰ ایرینا و همسرش آندری سانیکووا که رهبر اپوزیسیون و کاندیدای سابق ریاست جمهوری بلاروس است به جرم سازماندهی اعتراضات به زندان محکوم شدند. فشار بین المللی ایرینا زندان او را به حبس خانگی تبدیل کرد ولی او اجازه نداره شهر را ترک کند و به طور مرتب توسط پلیس تحت نظر است؛ در حالی که هنوز یک دادگاه دیگر هم دارد.

خیلی ها از آقای لوکاشنکو در مورد سرنوشت ایرینا خالیپ پرسیده اند با این حال وقتی آقای لبدف موضوع را دوباره مطرح کرد او شگفت زده به نظر آمد.

آقای لوکاشنکو گفت که فکر می کرده خانم خالیپ کشور را ترک کرده است. آنگاه او رو به دستیارانش کرد و به آنها گفت که او را به همراه آقای لبدف به مسکو بفرستید. او اضافه کرد "برای بازگرداندن او به خود زحمت ندهید."

چند دقیقه بعد یادداشتی به دست او دادند. آقای لوکاشنکو نامه را با لبخند تحویل آقای لبدف داد و گفت "می بینید، دیکتاتور بودن خیلی هم چیز بدی نیست."

آقای لوکاشنکو این اتهام را رد کرد که پسر کوچکش کلویا را برای جانشینی خود تربیت می کند

چند ساعت بعد در همان روز، آقای لبدف به خانم خالیپ خبر داد که او می تواند مجددا سفر کند. ایرینا به شکل واضحی ممنون و نیز مشکوک بود. ایرینا توضیح داد بلاروس مورد نظر آقای لوکاشنکو جایی تاریک و اسرار آمیز است و آن چه او در مقابل عموم می گوید به حقیقت نمی پیوندند.

حکم مجادله برانگیز دادگاه

به عنوان مثال به پرونده بمب گذاری در ایستگاه متروی مینسک دقت کنید؛ انفجاری در سال ۲۰۱۱ که در آن ۱۵ نفر کشته شدند. در عرض ۴۸ ساعت پلیس دو مرد جوان را بازداشت کرد. ظرف چند هفته آنها مورد گناهکار تشخیص داده شده و اعدام شدند.

تحقیق برنامه خبر شب بی بی سی در مورد این حمله ماه ژوئیه نشان داد که احتمال این که نیروهای امنیتی خود در این بمب گذاری نقش داشته باشند، وجود دارد. مادر یکی از این دو مرد هم اظهار می کرد که اعترافات تحت شکنجه صورت گرفته است.

آقای لبدف از رئیس جمهور پرسید آیا هرگز در مورد این رای شبهه ای برایش پیش آمده است یا نه.

آقای لوکاشنکو با قاطعیت پاسخ داد " نه حتی برای یک بار" او گفت اظهاراتی نظیر این که اعترافات زیر شکنجه گرفته شده اند حقیقت ندارد. آن گاه به طور مفصل گزارش جرم شناسان بین المللی شامل تیمی از اسرائیل، فرانسه و اینترپل بر نتایج تحقیقات صحه می گذارند؛ تحقیقاتی که به گفته او زیر نظر وی انجام شده اند.

او گفت همه متفق القول هستند که کسانی که این اعمال را انجام دادند تروریست هستند.

اگر چه ما به عنوان بی بی سی تنها به عنوان نظاره گر در این مصاحبه شرکت داشتیم، من به رئیس جمهور در مورد کشفیات برنامه خبر شب بی بی سی و روزنامه مستقل خود آقای لبدف که محاکمات را به دقت پوشش می داد توضیح دادم و از او پرسیدم چرا حکم با این سرعت اجرا شد.

در پاسخ آقای لوکاشنکو به من توصیه کرد قبل از این که بخواهم به سرعت نتیجه گیری کنم، فیلم کامل محاکمات را شخصا ببینم.

او پرسید: "آیا می خواهید مرا متقاعد کنید که به دست خودم تیشه به ریشه خود بزنم؟ ما تصویری از بلاروس آرام و باثبات ساخته ایم که نمی خواهیم از دستش بدهیم. این بدترین کاری است که می توانیم بکنیم. یعنی ما آن قدر احمقیم که خودمان برای خودمان بمب کار بگذاریم و منفجر بکنیم؟"

شب طولانی

اتحادیه اروپا از اعدام دیمیتری کونووالف و ولادیسلاو کوالیوف انتقاد کرده است.

لوکاشنکو قولی به یوگنی لبدف داده است. او چیزی به پلیس جنایی که از من مراقب می کند نگفته است. این حرفها معنای حقوقی ندارند.

بعد از مصاحبه، رئیس جمهور بازوی آقای لبدف را گرفت و این دو برای جلسه ای خصوصی از آنجا خارج شدند. آقای لبدف بعدا به من گفت که جانب شخصی در اروپا، پیامی را به مینسک آورده است اما از دادن توضیح بیشتر طفره رفت.

وقتی دوباره او را دیدم آقای لبدف از مصاحبه اش خشنود به نظر می رسید و وقتی از او پرسیدم چرا زمان زیادی را به مباحثه با آقای لوکاشنکو بر سر خطر دموکراسی غربی تلف کرده است، تعجب کرد. این وقتی بود که او می توانست لوکاشنکو را بر سر مسایل بلاروس به چالش بکشد.

مورد دیگر وقتی بود که لبدف سعی کرد خطای لوکاشنکو را بر سر نام "ک گ ب" به او گوشزد کند ، آن هم به جای شکنجه هایی که او به آنها متهم است.

آقای لبدف پاسخ داد: "نمی خواستم او را به چالش بکشم. تنها توانستم ایرینا خالیپ را از کشور بیرون بیاورم."

با این وجود، بعدا خانم خالیپ در خانه اش گفت که هنوز چیزی برای شادمانی وجود ندارد. لوکاشنکو قولی به یوگنی لبدف داده است. او چیزی به پلیس جنایی که از من مراقب می کند نگفته است. این حرفها معنای حقوقی ندارند. ما در تمامیت خواه ترین کشور دنیا نیز به یک تکه کاغذ با مهر و امضا نیاز داریم.

حتی اگر آقای لوکاشنکو به قولش وفادار بماند او نمی خواهد مینسک را ترک کند. این جا خانه اوست. مانند بسیاری دیگر، خانم خالیپ می خواهد آزادی اش را در بلاروس بجوید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.