انتخابات آمریکا؛ تفاوت‌های اوباما و رامنی در سیاست خارجی

به روز شده:  08:31 گرينويچ - سه شنبه 06 نوامبر 2012 - 16 آبان 1391

سیاست خارجی معمولا در تصمیم رای‌دهندگان آمریکا برای گزینش رئیس جمهور این کشور موضوعی محوری نیست. با این همه، رویکرد اوباما یا رامنی در سیاست خارجی بر سیاست‌های داخلی آمریکا تاثیر کم‌وبیش متفاوتی خواهد داشت. اثر سیاست خارجی این دو بر مناطق مختلف جهان نیز تفاوت دارد.

در تاریخ معاصر آمریکا به سختی می‌توان موردی را پیدا کرد که یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری با شعارها و سیاست‌هایش پیرامون مناسبات خارجی ایالات متحده به پیروزی رسیده باشد. با این همه، باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸، از زاویه‌ی معینی میان سیاست خارجی و مسائل داخلی پل زد و تا حدودی پیروزی خود را بر همین پل بنا نهاد. او قول داد که بر جنگجویی دولت جرج بوش در عرصه بین‌المللی نقطه پایان بگذارد و به دو جنگی که آمریکا در آنها درگیر است ( عراق و افغانستان) خاتمه دهد.

اوباما این چرخش را در کنگره دموکرات‌ها در شهریور امسال نیز دوباره مورد تاکید قرار داد. او با بیان این که "رهبری آمریکا باید از پشت صحنه و بدون توسل بی‌اندازه به قدرت سخت‌افزاری اعمال شود." چرخش یادشده را این گونه مستدل کرد: "پس از دو جنگ که جان هزارها نفر را گرفت و میلیاردها دلار هزینه برداشت، وقت آن است که نگاهمان را به درون بدوزیم و به بازسازی کشور خودمان بپردازیم."

تحلیل‌رفتن نسبی توان اقتصادی آمریکا، فرسودگی زیرساخت‌ها در مناطق مختلف این کشور که به‌ویژه این اواخر در جریان گردباد سندی بیش از پیش نمود پیدا کرد و نیز کمبودهای فاحش در زمینه آموزشی و بهداشتی و حمل و نقل از جمله مواردی هستند که نظر اوباما را تایید کرده‌اند. از همین رو، هم پایان حضور نظامی آمریکا در عراق و هم اعلام برنامه برای خروج از افغانستان در فاصله زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴، در مجموع نزد شهروندان آمریکایی با خشنودی استقبال شده است.

استراتژی جدید اوباما، رویکرد قدیمی رامنی

دوران اوباما با یک بازنگری اساسی در زمینه استراتژی نظامی آمریکا نیز همراه شد. در استراتژی جدید که سند آن سال ۲۰۱۰ انتشار یافت تصریح شده است که ایالات متحده دیگر نه به خواست و پسند خود، بلکه صرفاً از سر ضرورت و اجبار وارد جنگ‌ خواهد شد.

در سند تاکید می‌شود که درگیرشدن آمریکا در چند جبهه، دیگر در حوزه امکانات این کشور نیست و چنین رویکردی، هم آسیب‌پذیری آمریکا را افزایش می‌دهد و هم از آمادگی آن برای مقابله با فجایع طبیعی و انسانی، چه در خود آمریکا و چه در نقاط مختلف جهان، می‌کاهد.

اوباما و رامنی

رویکرد اوباما یا رامنی در سیاست خارجی بر سیاست‌های داخلی و خارجی تاثیری متفاوتی بر جای خواهد گذاشت.

امنیت آمریکا، بنا به استراتژی امنیتی جدید، ورای برتری نظامی باید از طریق معرفی‌کردن و جذابیت‌بخشیدن به هنجارهای انسانی مورد قبول جامعه آمریکا و با کمک به پیشبرد ارزش‌هایی مانند حقوق بشر، دموکراسی، برابری زنان، حفظ محیط زیست و مبارزه با فساد و جنایات سازمان‌یافته تامین و تضمین شود.

به لحاظ استراتژی‌ها و ابزارهای نظامی نیز، سند چرخشی آشکار را به نمایش می‌گذارد: دست‌شستن از حمله نظامی گسترده و پیاده‌کردن نیرو و به کارگیری هواپیماها و بمب‌اندازهای غول‌پیکر و در عوض، روی‌آوردن به شیوه‌های جنگ غیرمتقارن، یعنی عملیات گروه‌های کوچک کماندویی، استفاده از هلی‌کوپترهای پرتوان، مقاوم و چالاک و به‌کارگیری هر چه گسترده‌تر هواپیماهای کوچک بدون سرنشین برای تجسس و حملات به هدف‌های نظامی و تروریستی، رویکردی که البته بدون جنبه‌های منفی نبوده و انتقادهای متفاوتی را هم برانگیخته است.

حساسیت روی چین، در سایه رفتن اروپا

حضور نظامی سابقه‌دار آمریکا در آسیا نیز در دوره‌ اول ریاست جمهوری اوباما به طرز محسوسی افزایش یافت تا مانعی برای عرض اندام چین در حال قدرت‌گیری ایجاد شود. به خصوص ایجاد پایگاه‌های دریایی نظامی جدید در استرالیا شگفتی برانگیخت و این درک و دریافت را تقویت کرد که پیروز جنگ جهانی دوم در حوزه اقیانوس آرام، می‌خواهد در قران بیست و یکم هم‌ در منطقه، و به‌ویژه در دریای جنوب چین که به حوزه رقابت چین با کشورهای متحد آمریکا در حول و حوش این دریا تبدیل شده، نقشی کلیدی بازی کند.

طرفه این که به رغم تداوم محبوبیت اوباما در بخش‌هایی از اروپا (به استثنای لهستان و برخی دیگر از کشورهای اروپای شرقی) کاخ سفید هیچ‌گاه در ۴ سال گذشته پنهان نکرده است که قلب جهان آینده دیگر نه در اروپا و مناطق همجوار که در شرق و جنوب آسیا می‌زند.

غایب‌بودن بحث اروپا در مناظره اوباما و رامنی هم می‌تواند نشانه‌ای از این واقعیت تلقی شود. به عبارتی، اروپا تا زمانی که تقسیم‌شده بود بخشی از مشکل جهان به شمار می‌رفت. ولی حالا با رفع این تقسیم‌شدگی حتی بحران مالی و بانکی این قاره که به لحاظ اقتصادی برای آمریکا کم‌اهمیت نیست هم، نتوانسته است آن را مجددا در کانون توجه ویژه واشنگتن قرار دهد.

در مجموع اروپا به رغم بحران اقتصادی‌ کنونی‌اش کماکان غولی اقتصادی است که به لحاظ بین‌المللی در پیشبرد دائمی یک سیاست خارجی منسجم و یک‌دست دشواری‌های معینی دارد و در این عرصه همچنان یک کوتوله مانده است. با این وضعیت، آمریکا نگران آن نیست که از اروپا رقیبی همچون چین سربرآورد. ضمن این که یگانگی بسیاری از ارزش‌ها و نیز برقراری مناسبات باثبات میان دو سوی اقیانوس اطلس تا اطلاع ثانوی جایی برای چالش‌های سنگین و استراتژیک میان آمریکا و اروپا باقی نمی‌گذارد.

آمریکای لاتین، حوزه‌ای فراموش‌شده

در دولت اوباما رابطه ایالت متحده با آمریکای لاتین بیش از پیش تاییدی بر این درک و دریافت بود که دیگر آمریکا تنها قدرت فعال در بخش جنوبی قاره نیست و تاثیر و نفوذ آن در معرض رقابت‌های سختی چه از درون خود منطقه (برزیل) و چه از بیرون (چین و اتحادیه اروپا) قرار گرفته است..

در واقع ادامه تمرکز دولت اوباما بر مقابله با تاثیرات همچنان باقی بحران اقتصادی، اجبار این دولت به اختصاص بخشی عمده از توان و توجه خود به وضعیت عراق و افغانستان و نیز حساسیتی که مناقشه اتمی ایران و تحولات شتاب آلود در جهان عرب برای آمریکا داشته و دارد، همه و همه مانع از آن بودند که اوباما حوزه جنوبی قاره آمریکا را در اولویت‌های سیاست خارجی‌اش قرار دهد و تغییری اساسی در مناسبات واشنگتن با این منطقه به وجود آورد.

به عقیده رامنی روسه کماکان خطر استراتژیک اصلی برای آمریکا است و در صورت به قدرت‌رسیدن، روسیه را به خاطر حمایت از ایران و سوریه به شدت تحت فشار قرار خواهد داد

البته اشاره به این نکته بی‌جا نباشد که دست‌به دست شدن بحث‌انگیز قدرت در هندوراس و پاراگوئه و برکناری رهبران منتخب این کشورها که سردی معینی را در مناسبات آمریکا و برخی کشورهای عمده منطقه به‌وجود آورد بدون هماهنگی و مشارکت با واشنگتن غیرممکن می‌بود.

تا آنجا که به رامنی برمی‌گردد، به نظر نمی‌رسد که در سیاست اوباما نسبت به آمریکای لاتین تغییر اساسی ایجاد کند، هر چند که احتمال تشدید فشار واشنگتن بر دولت‌های چپ‌گرای ونزوئلا و اورگوئه و بولیوی و کمک به قدرت‌گیری دولت‌هایی همسوتر با آمریکا منتفی نیست.

نقش همچنان کلیدی خاورمیانه برای رامنی

میت رامنی به رغم بی‌تجربگی در سیاست خارجی که بعضا در اظهارات ناشیانه و بحث‌انگیز او هم بازتاب یافته، مشاورانی دارد که در این زمینه برنامه‌ای مبتنی بر دیدگاه‌های سنتی جمهوریخواهان را روی میز او گذاشته‌اند.

برای بیشتر رأی‌دهندگان جمهوریخواه و چهره‌های شاخص این حزب خاورمیانه و منابع انرژی فسیلی آن همچنان اهمیتی کلیدی برای منافع اقتصادی، امنیتی و تداوم "زندگی به سبک آمریکایی" دارد. هماهنگی و انسجام بیشتر جمهوریخواهان در زمینه حمایت بی‌چون‌وچرا از اسرائیل هم مولفه‌ای دیگر از سیاست آنهاست. به ویژه همین تفاوت آخر سبب شده که جمهوریخواهان به رغم تایید تحریم‌های دولت اوباما علیه ایران، اقدام نظامی علیه این کشور را نیز در قیاس با دمکرات‌ها محتمل‌تر بشمرند. رامنی همچنین همچون سلف جمهوریخواه خود در انتخابات پیشین (جان مک‌کین) حفظ و تقویت مناسبات با متحدان سنتی آمریکا در منطقه را مهم‌تر و ارجح‌تر از تلاش برای نزدیکی به دشمنان سنتی آن می‌داند.

مناسبات تنگاتنگ‌تر دولت احتمالی رامنی با دولت احتمالی بنیامین نتانیاهو پس از انتخابات پارلمانی اسرائیل نیز، جای چندانی برای خوشبینی نسبت به حل مسئله فلسطین باقی نمی‌گذارد. این در حالی است که ورود احتمالی اوباما به کاخ سفید برای یک دوره دیگر و عدم نگرانی از رای نیاوردن در دور بعد، قدرت مانور او در معادلات مربوط به مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها و اعمال فشار احتمالی نسبت به دولت تل‌آویو را فزونتر می‌کند. به خصوص برهم‌خوردن احتمالی موازنه قدرت در مجلس نمایندگان در انتخابات سال ۲۰۱۴ به سود دمکرات‌ها شاید که این قدرت مانور را بیش از پیش افزایش دهد.

دولت اوباما در رویارویی با تحولات یکی دو سال اخیر در خاورمیانه وشمال آفریقا کم‌وبیش توانسته است خود را هماهنگ کند و تاثیرگذار عمده‌ای بر سیر رویدادها و جهت‌گیری‌های نیروهای تازه به قدرت رسیده باقی بماند. با این همه، بی‌ثباتی نسبی و شناوربودن اوضاع این مناطق همچنان خطری بالقوه برای منافع آمریکا است و حدی از انعطاف و بازبینی دائم سیاست‌های واشنگتن را می‌طلبد که جمهوریخواهان هم در صورت راه‌یافتن به کاخ سفید از آن گریزی ندارند.

از ریگان و کلینتون تا رامنی و اوباما

میت رامنی در سیاست خارجی در مجموع خود را رهرو رونالد ریگان می‌داند. از همین رو، گرچه آمریکا نه موقعیت اقتصادی زمان ریگان را دارد و نه جهان دیگر جهان جنگ سرد دوران ریگان است، ولی برای رامنی کماکان روسیه خطر استراتژیک اصلی برای آمریکا است. او قول داده است که در صورت به قدرت‌رسیدن، روسیه را به خاطر حمایت از ایران و سوریه به شدت تحت فشار قرار دهد. در مورد چین نیز بر خلاف اوباما که در مناقشات اقتصادی به دنبال توافق و حل مسئله از طریق گفت‌وگو است، رامنی می‌‌گوید که می‌خواهد از همان ابتدا با فشار، رهبری پکن را به گردن‌گذاشتن به مطالبات آمریکا سوق دهد.

اوباما می گوید که رهبری آمریکا باید از پشت صحنه و بدون توسل بی‌اندازه به قدرت سخت‌افزاری اعمال شود.

از نظر رامنی واشنگتن برای اقداماتی که در جهان می‌کند نیازمند پاسخگویی و احیانا عذرخواهی به کسی نیست. از دید او قدرت آمریکا هنوز هم به آن اندازه زیاد هست که در رویدادهای اساسی در گستره بین‌المللی به صورت یک‌جانبه وارد عمل شود و آن را متناسب با خواست و منافع آمریکا سمت و سو دهد. به ویژه نزدیکی بیشتری جمهوریخواهان با محافل نظامی و مراکز تسلیحاتی توجه و تمرکز آنها بر قدرت سخت آمریکا را تا حدودی توضیح می‌دهد.

سیاستی برای رویارویی با ایران و چین

این در حالی است که اوباما همچون سلف دموکرات خود، بیل کلینتون، بدون آن که استفاده از قدرت نظامی آمریکا را منتفی بداند بر ایجاد گسترده‌ترین ائتلاف‌ها با متحدین آمریکا برای مقابله با چالش‌های بین‌المللی تاکید دارد. این سیاست که در تطابق با "رهبری از پشت صحنه" مورد تاکید اوباما است به‌ویژه در لیبی ودر جریان سرنگون‌سازی دولت قذافی نمودی بارز یافت. با توجه به مجموع داده‌ها و قرائن به نظر می‌رسد که چنین سیاستی (ایجاد ائتلاف‌های بزرگ و رهبری از پشت صحنه) در دور دوم ریاست جمهوری احتمالی اوباما بیش از پیش در قبال ایران و چین به کار گرفته شود. گرچه هم مناسبات و هم تنش‌های واشنگتن با تهران و چین در بسیاری از موارد اساساً ماهیتی متفاوت دارد و هم ابزارهای واشنگتن و شدت آنها در مقابله با این دو یکسان نیست، ولی در مجموع، در هر دو مورد هدف دولت اوباما در وهله اول مهار و بازدارندگی است که شاید در مورد ایران متعاقباً سیر و روندی متفاوت پیدا کند.

رامنی و بحران‌های سوریه و افغانستان و ایران

اولین تفاوت‌ها در سیاست خارجی آمریکا در صورت به قدرت‌رسیدن رامنی احتمالا در رویارویی با بحران سوریه و تغییر در جدول خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان روی خواهد داد.

دولت اوباما روشی‌ احتیاط‌آمیز در قبال مسلح‌کردن سنگین نیروهای مخالف دولت اسد داشته و مراقب بوده که عربستان سعودی و سایر کشورهای عرب خلیج فارس فراتر از سلاح‌های سبک به "ارتش آزاد سوریه" نرسانند. سایر نیروهای رادیکال سلفی نیز می‌بایست از دریافت چنین سلاح‌هایی محروم بمانند.

این در حالی است که رامنی آشکارا از تحویل سلاح‌های سنگین به ارتش آزاد سوریه دفاع می‌کند. رامنی همچنین گفته است که به جدول زمانی دولت اوباما برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تا سال ۲۰۱۴، مقید نیست. این می‌تواند بدان معنا باشد که دولت احتمالی رامنی چندان به کاهش نیروهای آمریکایی در منطقه فکر نمی‌کند. این رویکرد با توجه به حساسیت بیشتر جمهوریخواهان نسبت به منطقه خاورمیانه و آمادگی برای اعمال فشار بر روسیه چندان هم عجیب نیست، بی‌آن که معلوم باشد خود بحران بی‌ثباتی افغانستان را دولت رامنی چگونه حل خواهد کرد.

در مراحل بعدی و به ویژه بسته به این که تحریم‌ها علیه ایران به چه نتیجه برسند و نیز برنده انتخابات پارلمانی اسرائیل در اوایل سال میلادی آینده کدام نیروها باشند، می‌توان حرکت رامنی به سوی مرحله‌ای بالاتر از فشارها در قبال جمهوری اسلامی ایران را نیز محتمل دانست.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.