رابطه اسلام آباد-واشنگتن؛ رابطه‌ای نامتوازن؟

به روز شده:  17:37 گرينويچ - سه شنبه 06 نوامبر 2012 - 16 آبان 1391
برجهای دوقلو نیویورک

حادثه یازده سپتامبر دو هزار و یک استراتژی آمریکا در قرن تازه را رقم زد

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بار دیگر موضوع سیاست خارجی این کشور را مطرح کرده است.

اگرچه در کل مساله سیاست خارجی به جز در مواردی معدود در انتخابات آمریکا، موضوعی فرعی بوده و در واقع بیشتر رای دهندگان آمریکایی بر مواضع نامزدها در خصوص مسایل داخلی توجه بیشتری دارند بویژه در شرایط بحران اقتصادی کنونی در جهان، اما برای دنیای خارج و بسیاری از کشورها بویژه کشورهایی که آمریکا در آنها بطور مستقیم درگیر است سیاست خارجی که رئیس جمهور آمریکا دنبال خواهد کرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است

پاکستان یکی از این کشورهاست. اگرچه آمریکا بطور مستقیم مانند افغانستان در پاکستان درگیر نیست اما بدلیل وضعیت پاکستان و نقش آن در منطقه بویژه در مورد افغانستان و مسایل مربوط به جنوب آسیا و در مواردی جهان اسلام، سیاست خارجی آمریکا در قبال پاکستان و روابط دو طرف اهمیت ویژه ای پیدا می کند. و با این نگاه، اینکه ساکنان کاخ سفید چه سیاستی را درقبال پاکستان اتخاذ خواهند کرد به خصوص برای دولتمردان پاکستان که با چالشهای عمده ای در داخل کشور روبرو هستند، مهم می‌شود. برای ساکنان کاخ سفید نیز بدون توجه به اینکه به چه حزبی متعلق باشند، ایجاد ثبات در افغانستان و نقش پاکستان اهمیت دارد بویژه اینکه نیروهای آمریکایی و ائتلاف قرار است در سال ۲۰۱۴ افغانستان را ترک کنند.

نگاهی به تاریخ سیاسی پاکستان نیز نشانگر تاثیر تغییرات در کاخ سفید در برخی از مقاطع بسیارمهم تاریخی بر رفتار دولتمردان پاکستانی است. تاثیری که به گفته منتقدان از یک سو نشانگر سیاست ارباب رعیتی آمریکاست و از سوی دیگر تلاش دولتمردان پاکستانی برای تثبیت موقعیت خود.

ارتباط بر اساس نیاز

از نگاه این منتقدان کاخ سفید فقط و فقط به هنگام نیاز به پاکستان توجه دارد و با پایان یافتن و یا کاهش این نیاز فاصله آمریکا با پاکستان بیشتر می شود. سالهای جنگ سرد و دهه ۸۰ میلادی و جنگهای جهادی در افغانستان از جمله این موارد است؛ مواردی که پاکستان در راستای سیاستهای آمریکا عمل کرده اما با تغییر اوضاع آمریکا، پاکستان را "رها" کرده است و از طرف دیگر البته دولتمردان وقت از فرصت بدست آمده برای تثبیت موقعیت سیاسی خود استفاده کرده اند.

حادثه یازده سپتامبر دو هزار و یک میلادی یکی از این مقاطع مهم تاریخی و تاثیر گذار بر روابط دو کشور است.

ژنرال پرویز مشرف که در آن زمان حاکم نظامی پاکستان بود درباره تاثیر این حادثه بر رابطه اسلام آباد-واشنگتن می گوید: "ژنرال کولین پاول تماس گرفت و از من پرسید که یا شما با ما هستید و یا مخالف ما. خوب جواب من هم این بود که البته به روشنی ما مخالف تروریسم هستیم و برای مقابله با تروریسم با شما هستیم."

به گفته منتقدین این اظهارات از یک سو به روشنی نشان می دهد که رابطه دو کشور تا چه حد در ارتباط با نیازیهای آمریکا از پاکستان است؛ نیازی که به گفته آنها از ابتدای استقلال پاکستان تا کنون بر روابط دو کشور به نوعی سایه افکنده است و از سوی دیگر تلاش دولتمردان پاکستانی برای استفاده از این موارد با هدف تثبیت موقعیت خود است.

احساسات ضد آمریکایی در پاکستان بسیار شدید است

این سیاست از سوی احزاب تندرو مورد استفاده قرار گرفته و باعث ایجاد احساسات عمیق ضد آمریکایی در کشور و عدم اعتماد به دولت پاکستان در بین مردم شده است.

اگرچه سیاستگذاران پاکستانی این انتقادها را رد کرده و تاثیر پذیری سیاست پاکستان از آمریکا را در رابطه با قدرت جهانی این کشور و بهربرداری "منطقی" پاکستان از این سیاستها تعبیر می کنند.

حادثه یازده سپتامبر پس از حدود یک دهه از پایان جنگ سرد، بار دیگر آمریکا را به سوی پاکستان کشاند.

در همین رابطه امتیاز گل تحلیلگر مسایل سیاسی پاکستان می گوید که این حادثه "برای ژنرال مشرف هدیه ای خدادادی بود. در واقع آقای مشرف که در آن زمان با کودتا علیه دولت غیر نظامی سر کار آمده بود و حمایت جهانی را به دنبال نداشت به دولتی تبدیل شد که اکنون دنیای غرب حامی او بودند. اما از سوی دیگر این حادثه و رابطه غرب با اسلام آباد باعث شد تا نظامیان بار دیگر در پاکستان خود را تثبیت کنند و این نتیجه خوبی برای پاکستان نداشت و مانع انجام اصلاحات ضروری در کشور شد و تا به امروز مردم پاکستان دارند تاوان آن را می پردازند."

تجربه تاریخی روابط دو کشور از سوی دیگر نشان می دهد که تغییرات در کاخ سفید ضرورتا به معنی تغییر عمده در نگاه این کشور به پاکستان نیست.

به گفته آقای گل به طور مثال تغییرات در کاخ سفید در چهار سال پیش و روی کار آمدن دولت دموکرات باراک اوباما تغییرات عمده ای در سیاست آمریکا در قبال پاکستان نداد و در واقع در برخی از سیاستهای آمریکا در قبال پاکستان شدیدتر نیز شد.

آقای گل می گوید: " تمام انتظارات درباره تغییرات احتمالی {به دلیل روی کار آمدن دموکراتها }همگی اشتباه بودند. در اصل رابطه پاکستان با ‌آمریکا هیچگاه متوازن نبوده است. رابطه ای بوده بین کشوری با مشکلات زیاد که در نزدیکی کشوری بی ثبات مانند افغانستان در منطقه قرار دارد و یک قدرت جهانی که اهداف کوتاه مدت دارد یعنی می خواهد بطور مثال هر موقع که به مردم آمریکا ثابت کرد که کارش تمام شده از افغانستان خارج شود. بنا براین انتظارات در هر دو سو غیر واقعی بوده است."

چین محور اصلی استراتژی آمریکا

پرچم چین آمریکا

استراتزی آمریکا در منطقه آسیا اقیانوسیه بر ظهور چین و نقش هند تاکید دارد

سیاست آمریکا در منطقه جنوب آسیا در کل و بویژه در سالهای اخیر و با نگاه به آینده، در رابطه با ظهور چین در منطقه تدوین می شود و در این نگاه هند به عنوان محور اصلی این سیاست و عامل متوازن کننده درقبال چین حضور دارد و نقش پاکستان اصولا کمرنگ تر است.

هیلاری کیلینتون، وزیر خارجه آمریکا در جریان یک سخنرانی در سال ۲۰۱۰ گفت: "هند بالقوه می تواند در شکل گیری آینده سیاسی آسیا- اقیانوسیه نقش مثبتی داشته باشد."

دو سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۲ لئون پانتا، وزیر دفاع آمریکا در سخنانی به صراحت اعلام کرد که تا سال ۲۰۲۰ حدود ۶۰ درصد از نیروهای آمریکایی در مناطق مختلف جهان در منطقه آسیا - اقیانوسیه مستقر خواهد شد. او همچنین از هند خواست تا در منطقه بویژه در افغانستان نقش فعال تری داشته باشد.

این اظهارات در واقع بیانگر استراتژی آمریکا در منطقه در طی سالهای آتی و بویژه پس از خروج نیروهای آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۴ است؛ استراتژی که به روشنی، نشان مستقیمی از پاکستان در آن نیست و به نظر می رسد که با توجه به آن هرگونه رفتار کشورهای منطقه از جمله پاکستان چه در بعد روابط دو جانبه و چه در مناسبات چند جانبه را بطور منطقی باید در این چارچوب تحلیل کرد.

تحلیلگران معتقدند که عدم اطمینان بین آمریکا و پاکستان که همواره وجود داشته در سالهای اخیر و در مواردی بویژه مانند قضیه ریمون دیویس و کشته شدن بن لادن بیش از هر زمان دیگری نشانگر روابط نامتوازن بین دو کشور است؛ روابطی که در هر دو طرف مقطعی و بر اساس نیاز خاصی بوده است.

به همین دلیل اعتقاد غالب در بسیاری از ناظران منطقه این است که پاکستان با توجه به شرایط کنونی و دست کم آینده نه چندان دور، نیازمند تغییر استراتژی و بویژه بازنگری در رابطه خود با آمریکا است رابطه ای که باید بر اساس استراتژی بلند مدت باشد نه فقط نیازهای مقطعی و این ممکن نیست مگر با رسیدن به نوعی اجماع ملی و فرا جناحی در پاکستان.

دولت کنونی پاکستان به دنبال حادثه کشته شدن بن لادن در واکنشی به این حادثه، سیاست تعامل با آمریکا را مورد بررسی قرار داد و چارچوبی را برای آن تدوین کرد. به گفته ناظران این سیاست بایستی از حد یک واکنش فراتر رفته و سیاستگذاران کشور با توجه به آن و فارغ از مسایل جناحی روابط اسلام آباد با آمریکا را به پیش ببرند.

اما اینکه با توجه به تجربه سیاسی در پاکستان این اقدام تا چه حد عملی شود خود سوالی است با دهها اگر و اما.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.