تماشای چین در حال تغییر از روی 'صندلی‌های سفت' قطار

به روز شده:  13:40 گرينويچ - پنج شنبه 08 نوامبر 2012 - 18 آبان 1391

اگر با یک بلیت ارزان قطار در کشوری سفر کنید، می‌توانید نمایی از زندگی‌ طبقات فرودست آن جامعه را ببینید. اگر این کار را در کشوری مثل چین دو بار و به فاصله ۲۶ سال از هم انجام دهید، شاهد رشد سریع و حیرت‌انگیز این کشور خواهید بود. شانزده ساعت صاف نشستن در قطار زمان کافی برای فکر کردن به میزان تغییرات کشور را فراهم می‌کند. وقتی در پکن به کیوسک فروش بلیت رسیدم، دیدم صف مارپیچی مقابل آن تشکیل شده است.

چیزی به تعطیلات پاییزی نمانده بود و نیمی از اهالی قصد سفر به شهرهایشان را داشتند. وقتی خواستم بلیتی برای رفتن به ووهان – که برای رسیدن به آن باید یک شب را در قطار بود - بخرم، دختر بلیت فروش ژست تمسخرآمیزی گرفت. همه بلیت‌ها برای سه روز آینده به‌فروش رفته بود.

او گفت: "یینگ زوئو"، و بعد سرش را پایین انداخت. حزب کمونیست چین، که در ظاهر به وجود هیچ طبقه‌ای قائل نیست، قطارها را به چهار قسمت تقسیم کرده؛ از قسمت‌هایی نسبتا راحت با کابین‌های چهار تخته، تاساده‌ترین و ارزان‌ترین قسمت، یعنی همان یینگ زوئو، یا صندلی‌های سفت. وقتی در سال ۱۹۸۶ برای اولین بار به‌عنوان دانشجو در قسمت یینگ زوئو سفر کردم، گویی تازه با زندگی دهقانان چینی آشنا می‌شدم. مرغ‌ها و بزها در دور و و به جای اسباب و وسایل مسافران آویزان شده بودند. بعد از اینکه تمام صندلی‌های سفت و زمخت و همه اتاق‌های سرپایی پر شدند، مردم همچنان از لای پنجره‌ها، همراه کیف‌ها و بچه‌هایشان خود را به داخل قطار می‌کشاندند. دود سیگار ارزان بقدری فضا را پر می‌کرد که انتهای واگن دیده نمی‌شد.

"نیمی از جمعیت چین هنوز در روستاها زندگی می‌کند و فاصله میان آنها و شهرنشینان هر سال بیشتر می‌شود"

آیا بعد از این همه سال برای چنین چالشی آماده بودم؟ بهرحال می‌توانستم با هواپیما به ووهان بروم. اما از آنجا که می‌خواستم یک بار دیگر فرصت داشته باشم، نگاهی گذرا به گذشته داشته باشم، تصمیم گرفتم پول را به بلیت فروش بدهم.

شبکه راه‌آهن چین، مثل خود این کشور، در نتیجه رشد اقتصادی متحول شده و هر سال خطوط جدیدی به آن افزوده شده است. لوکوموتیوهای بخار جای خود را به موتورهای دیزلی و برقی داده اند. از همه جاه‌طلبانه‌تر اینکه چین با خرید فناوری از آلمان و ژاپن، طولانی‌ترین شبکه راه‌آهن سریع‌السیر جهان را ایجاد کرده، و خطوط ویژه‌ای ساخته که از روی حومه‌های گل و گشاد و زمین‌های کشاورزی موجود میان شهرهای بزرگ این کشور رد می‌شوند. اما در سال ۲۰۱۱، بروز یک تصادف در شهر ونژو در شرق کشور، این حباب بلندپروازی را ترکاند. دو قطار سریع‌السیر با هم برخورد کردند و چندین واگن از ریل خارج شدند. طبق گزارش‌های رسمی، ۴۰ نفر کشته شدند و تلاش دولت برای پنهان کردن این مسأله، باعث کاهش اعتماد عمومی شد.

گوانگ‌جو، سال ۱۹۹۱: زمانی که بیشتر مشتریان صندلی‌های سفت روستاییان بقچه به دست بودند.

نهایتا تقصیر این تصادف به گردن تجهیزات علامت‌دهی، که با فناوری خود چین ساخته شده بود، گذاشته شد. برای بسیاری از چینی‌ها این تصادف این گمان را تأیید می‌کرد که سرعت رشد کشور بیش از اندازه بوده، و این کشور برای جبران فاصله‌اش با جهان، حاضر به قبول همه مخاطرات است. در یک چشم بهم زدن قطارهای سفید براق و تمیزی که همه نگرانی‌ها درباره هزینه، منطق خرید و تأثیر زیست محیطی‌شان را محو کرده بودند، به نمادی تازه از تردیدها در مورد الگوی توسعه چینی تبدیل شدند.

بیش از یک سال پس از این تصادف، وقتی به دوستانم در پکن گفتم که می‌خواهم با قطار به ووهان بروم، بعضی‌شان از من پرسیدند که آیا نگران خطرات آن هستم یا نه؟

من عصر یک روز جمعه و در زمان اوج شلوغی به ایستگاه قطار غربی پکن رسیدم. بعد از عبور از اتاق‌های انتظار، به سکوی حرکتی رسیدیم که برای توقف ۳۰ واگن جا داشت. هر یک از آنها مهماندار مخصوص خودش را داشت و مهماندار واگن ما صورت خارجی من و بلیتم را با شک و تردید ورانداز کرد، درست مثل آنچه در دفعات قبل دیده بودم. اما این یکی از معدود موارد مشابه با دفعات قبلی بود. در داخل قطار با منظره‌ای متفاوت روبرو شدم. قطار من جزء قطارهای سریع‌السیر جدید نبود و در طول مسیر در همه ایستگاه‌ها توقف می‌کرد. اما با این وجود، دیگر از مرغ و بز خبری نبود. همه جای قطار پر از مسافر بود، اما پنجره‌ها بسته بود و هیچکس سعی نمی‌کرد از این طریق سوار قطار شود. در عوض واگن سیستم تهویه مطبوع داشت.

صندلی‌های سفت یینگ زوئو دیگر چندان سفت نبودند و حالا دیگر تشک‌هایی با روکش آبی داشتند. حتی هوا نسبتا بوی تمیزی می‌داد و سیگاری‌های پرتعداد هر واگن با نظم و ترتیب به قسمت مخصوصی که در نزدیکی دستشویی‌ها به سیگار کشیدن اختصاص داده شده بود، می‌رفتند.

بلیت‌ قطار در موقع تعطیلات کمیاب است

در قطار کشاورزان چندانی دیده نمی‌شدند. در کابین شش نفره من، هر پنج مسافر دیگر موبایل‌هایی داشتند که به اینترنت متصل بودند. دو نفرشان لپ‌تاپ داشتند و مشغول تماشای فیلم‌های اکشن و زیرنویس‌دار هالیوودی بودند، آنهم با صدای بلند. آنها کارگران جوان و میانسالی بودند که در پکن زندگی می‌کردند، اما اجازه اقامت در آنجا را نداشتند و نمی‌توانستند با خانواده‌هایشان در این شهر زندگی کنند.

در این جمع پنج نفره یکی آشپز بود، یکی کفاش، یکی دانشجو و یکی هم راننده کارخانه بطری‌سازی. آنها از گرانی اجاره و قیمت‌ مواد غذایی در پکن می‌نالیدند، اما در عین حال می‌دانستند وضعشان – دستکم در مقایسه با همشهریان سابقشان – بد نیست.

مسلما این فقط یک نمونه بود و نمی‌توان به آن اتکا کرد و به همه کشور تعمیم داد. نیمی از جمعیت چین هنوز در روستاها زندگی می‌کنند و فاصله میان آنها و شهرنشینان هر سال بیشتر می‌شود. همینطور که آرام آرام وارد ووهان می‌شدیم، یکی دیگر از آن قطارهای سریع‌السیر تمیز و براق از ما سبقت گرفت. از یکی از همسفرانم در مورد تغییرات پیش‌رو در کادر رهبری چین سوال کردم. او مایل نبود راجع به سیاست صحبت کند، و این مسأله‌ای بود که نسبت به قبل تغییری نکرده بود. اما او گفت هر اتفاقی که در سال‌های آتی بیفتد، با وجود اینکه قطعا پسرفت هم خواهد داشت اما من به آینده خودم و چین خوشبینم.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.