روابط ایران و چین در کنار بحران هسته‌ای

به روز شده:  13:55 گرينويچ - جمعه 09 نوامبر 2012 - 19 آبان 1391
پرچم ایران و چین

چینی‌ها با بهره بردن از موقعیت تضعیف شده ایران در عرصه بین‌المللی، توانسته اند معاملات نفتی پرسودی با این کشور انجام دهند.

تلاش آمریکا برای منزوی کردن ایران با هدف وادار کردن این کشور به عقب‌نشینی در برنامه هسته‌ای یک نقطه آسیب‌پذیری بزرگ دارد، و آن روابط نزدیک جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین است. جمهوری خلق چین به بزرگ‌ترین شریک ایران در زمینه تجارت و انرژی تبدیل شده، و به ایران اجازه داده از بعضی از زیان بارترین پیامدهای تحریم‌ها در امان بماند.

علاوه بر این، رهبران چین به ایران تنها به چشم یک شریک تجاری مهم نگاه نمی‌کنند. برای آنها ایران متحدی بالقوه در ایجاد موازنه با نفوذ آمریکا در خاورمیانه و ورای آن است. رقابت رو به رشد میان آمریکا و چین در آسیا و حوزه اقیانوس آرام می‌تواند باعث افزایش همکاری‌ها میان چین و ایران شود، و مانعی در برابر تلاش‌های آمریکا در جهت بازداشتن ایران از نظامی کردن برنامه هسته‌ای باشد.

اما گسترش روابط ایران و چین چالش‌هایی را برای حکومت‌های اقتدارگرای هر دو کشور ایجاد می‌کند. در شرایطی که اختلاف ایران و غرب باعث انزوای هرچه بیشتر این کشور در میان کشورهای غربی شده است، رهبران چین که کشورشان برای حفظ روند رشد اقتصادی‌اش به غرب متکی است، مایل نیستند حامی ایران قلمداد شوند.

نشانه‌هایی وجود دارد که برخی شرکت‌های چینی مقابل فشارها سرخم کرده اند و حجم تجارتشان را با اقتصاد ایران کم کرده اند. از طرف دیگر، جمهوری اسلامی هم از این نگران است که به وابستگی به یک قدرت خارجی در حال رشد متهم شود. اما این امکان هم وجود دارد که چین موقتا روابطش با ایران را کاهش داده باشد تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شود، و بعد از آن بتواند سیاست پایدارتری را در قبال ایران اتخاذ کند، آنهم سیاستی که در جهت منافع ملی درازمدت و همچنین منافع مربوط به امنیت اقتصادی این کشور باشد.

اقتصاد ایران در چند ماه اخیر دچار افت وحشتناکی شده است. تحریم‌ بانک مرکزی ایران، و بایکوت خرید نفت این کشور از سوی اتحادیه اروپا، باعث شده صادرات نفت ایران ۴۰ درصد کم شود و ارزش ریال حدود ۹۰ درصد کاهش یابد. علاوه بر این، خریداران عمده نفت ایران مثل ژاپن، کره جنوبی و تایوان، تحت فشارهای آمریکا خرید نفتشان از ایران را کم کرده اند.

در حال حاضر چین بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران است؛ این کشور در چند ماه اخیر خرید نفت از ایران را کاهش داده، اما بنظر می‌رسد این اقدام موقتی بوده، و دلیلش مذاکره چین و ایران بر سر قیمت است، و نه فشارهای علنی آمریکا. معلوم نیست که چین بطور کامل با سیاست منزوی کردن و تحریم ایران همراه باشد.

"در شرایطی که اختلاف ایران و غرب باعث انزوای هرچه بیشتر این کشور در میان کشورهای غربی شده است، رهبران چین که کشورشان برای حفظ روند رشد اقتصادی‌اش به غرب متکی است، مایل نیستند حامی ایران قلمداد شوند."

ایران از قدیم یکی از منابع انرژی چین بوده است. طبق برآوردها، جمهوری اسلامی در حال حاضر سومین تأمین‌کننده انرژی جمهوری خلق چین است. در نتیجه، شاید رهبران چین از آسیب زدن به یک رابطه تاریخی مهم اکراه داشته باشند. اما مهم‌تر از آن اینکه ممکن است ایران – که دارای ذخایر فراوان نفت و گاز است – نسبت به کشورهای عربی متحد آمریکا منبع مطمئن‌تری برای تأمین انرژی چین باشد. چین شاید بتواند در کوتاه مدت خرید نفت از ایران را متوقف کند، و بجای آن سراغ رقبای منطقه‌ای این کشور، مثل عربستان سعودی و امارات متحده عربی برود.

در واقع از زمانی که تحریم‌ها توان ایران را برای فروش نفتش کاهش داده، چین پیوندهایش را با این دو کشور عربی تقویت کرده است. با این حال، کشورهای عربی خلیج فارس متحد آمریکا هستند، و جمهوری اسلامی تنها کشور عمده خاورمیانه است که روابط بسیار سردی با غرب دارد.

تداوم جریان نفت از خلیج فارس یکی از نگرانی‌های عمده چین است. این نفت عمدتا از راه دریا به چین منتقل می‌شود، و نیروی دریایی آمریکا قادر است جلوی آن را بگیرد. در چنین وضعیتی، ایران که فاصله نسبتا کمی با مرزهای غربی چین دارد، با آمریکا همراهی نخواهد کرد، و حتی ممکن است بتواند از راه خشکی و از طریق خط لوله‌ نفت را به چین نفت برساند.

اما خودداری چین از پیوستن به تحریم‌های وضع شده علیه ایران می‌تواند منافع درازمدت خودش را به‌خطر بیندازد. اقتصاد چین به روابط تجاری نزدیک با آمریکا و متحدان اروپایی‌اش و سرمایه‌گذاری آنها وابسته است. علاوه بر این، متحدان منطقه‌ای آمریکا، از جمله اسرائیل و عربستان سعودی، بشدت نگران گسترش توانایی‌های هسته‌ای ایران هستند. هرگاه به نظر برسد که چین از ایران در مقابل تحریم‌ها محافظت می‌کند، روابط این کشورها با چین تیره خواهد شد، و تلاش چین برای حفظ نرخ رشد اقتصادی‌اش به خطر خواهد افتاد.

چین شاید بتواند در کوتاه مدت خرید نفت از ایران را متوقف کند، و بجای آن سراغ رقبای منطقه‌ای این کشور، مثل عربستان سعودی و امارات متحده عربی برود.

چین برای مهار بی‌ثباتی اجتماعی فزاینده در داخل، به حفظ آهنگ رشد اقتصادی‌اش نیاز دارد. همکاری پکن و تهران از نظر ژئوپلیتیکی مهم است، اما تأکید ایران بر پیگیری برنامه هسته‌ای و نارضایتی شرکای اقتصادی عمده چین می‌تواند تعادل حاکم بر این روابط را برهم بریزد.

چین از جنبه‌های مختلف شریکی ایده‌آل برای جمهوری اسلامی است. ایران هیچ متحد قدرتمندی ندارد که بتواند به آن پناه ببرد. حتی روسیه، که در گذشته در شورای امنیت سازمان ملل جلوی وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران را گرفته، به قطعنامه ۱۹۲۹ این شورا رأی مثبت داد. همین قطعنامه بود که مبنای مجموعه‌ای از تحریم‌های یکجانبه و ویرانگر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها قرار گرفت. چین هم به این قطعنامه رأی داد، اما از آن زمان به‌بعد به شدت با وضع تحریم‌های یکجانبه از سوی آمریکا و اروپا مخالفت کرده است.

از سوی دیگر، چین در امور داخلی ایران دخالت نمی‌کند، و حکومت ایران را برای انجام اصلاحات سیاسی تحت فشار نمی‌گذارد. رفتار جمهوری اسلامی در داخل یا خارج تأثیری بر روابط تجاری این کشور با چین ندارد.
اما این خطر وجود دارد که حکومت ایران به‌شکل آشکارتری به چین وابسته شود. مقابله با امپریالیسم یکی از پایه‌های حکومت انقلابی ایران است.

"یک حکومت ضد آمریکایی در تهران توان آن را دارد که وزنه‌ای در مقابل نفوذ آمریکا در منطقه باشد. این مسأله به‌خصوص موقعی اهمیت پیدا خواهد کرد که چین در آسیا یا حتی خاورمیانه با آمریکا دچار اختلاف شود."

یک ایران منزوی با گذشت زمان وابستگی بیشتری به پیوندهای اقتصادی‌اش با چین پیدا خواهد کرد. چینی‌ها با بهره بردن از موقعیت تضعیف شده ایران در عرصه بین‌المللی، توانسته اند معاملات نفتی پرسودی با این کشور انجام دهند. اما شرکت‌های چینی هرجا که صلاح دیده اند، برای کم کردن فشارهای آمریکا روابطشان را با ایران کم کرده اند. از منظر ایران، منظور چین از تعامل با ایران شاید اهداف مشخص و کوچک باشد، و نه ایجاد رابطه‌ای پایدار که برای هر دو طرف مفید باشد.

روحانیون ارشد ایرانی از اینکه چین مسلمان اویغور (که در استان سین‌کیانگ – اویغور زندگی می‌کنند) را سرکوب می‌کند، گلایه کرده اند. در نظر مخالفان حکومت ایران هم چین بزرگ‌ترین حامی خارجی حکومت سرکوبگر کشورشان است. در آینده، یک ایران دموکراتیک ممکن است نگاه مثبتی به حمایت چین از جمهوری اسلامی نداشته باشد.

روابط ایران و چین ممکن است فعلا مستحکم باقی بماند. چین در اصل با تحریم‌ها علیه ایران مخالف است، و هیچ بعید نیست که اگر شورای امنیت سازمان ملل بخواهد قطعنامه‌ای را به تصویب برساند که در آن استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی مجاز شمرده شود، چین آن را وتو کند.

چین و ایران دو قدرت منطقه‌ای مهم هستند که هر یک در منطقه خود مقابل آمریکا می‌ایستند. اما مناسبات میان آنها دچار تنش‌های است که اجازه شکل گرفتن یک همکاری استراتژیک واقعی را میان این دو کشور نمی‌دهد. چین تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا کمی از ایران فاصله خواهد گرفت، اما اگر به نظر برسد که دولت بعدی آمریکا برخوردی غیردوستانه با چین دارد، آن وقت چین هم در مورد قضیه هسته‌ای ایران سختگیرانه‌تر عمل خواهد کرد.

مهم‌ترین چالشی که چین با آن روبروست، ایجاد توازن میان مناسبات تنگاتنگ اقتصادی‌اش با آمریکا و متحدانش از یک‌سو، و روابط پرسود ژئوپلیتیکش با جمهوری اسلامی از سوی دیگر است.


*علیرضا نادر، یکی از نویسندگان کتاب "چین و ایران: روابط اقتصادی، سیاسی و نظامی"، و یکی از تحلیلگران ارشد موسسه راند (RAND) است.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.