بحران تنهایی در چین

به روز شده:  05:20 گرينويچ - شنبه 10 نوامبر 2012 - 20 آبان 1391

در دوران مائو تسه‌تونگ فضای شلوغ کارخانه‌ها نوعی حس همبستگی ایجاد می‌کرد

رهبران جدید چین چگونه جامعه‌ای را به ارث خواهند برد؟ چین با سرعتی باورنکردنی توسعه پیدا کرده است و میلیون‌ها نفر از فقر و تنگدستی نجات پیدا کرده اند. اما جرارد لموس که روی ابرشهر چونگ‌کینگ تحقیقاتی انجام داده، می‌گوید مسأله تنهایی چیزی است که به‌راحتی از آن غفلت می‌شود.

در میدان عمومی شهر، پیرمردی به‌صورت وارونه آویزان شده بود. کفش‌هایش به سبک سنتی، پارچه‌ای بود و پاهایش روی میله‌هایی که از آنها خودش را آویزان کرده بود، قرار گرفته بود . ظاهرا این ورزش صبحگاهی او بود. او حسابی لباس پوشیده بود و برای مقابله با هوای سرد اوایل بهار، کت ضخیمی به تن کرده بود. من این صحنه را در سال ۲۰۰۸ دیدم. در آن سال برای بازدید از زندگی گروهی از کارگران یک کارخانه به پکن رفته بودم. کار این پیرمرد در یک مکان عمومی در نگاه اول عجیب و غریب بود، اما مردم بی‌توجه از کنار او رد می‌شدند.

در جوامع چینی سنتی نظیر این، میادین عمومی نقش اتاق نشیمن عمومی را ایفا می‌کردند. بیشتر افراد حاضر دوست و همسایه هستند. شگفت زده نشدن از رفتار غیرعادی یک همسایه، جنبه‌ای از زندگی اجتماعی خصوصی است. اما با تغییرات سریع چین و چند پاره شدن جوامع و گروه‌های اجتماعی، چنین صحنه‌هایی کمتر اتفاق می‌افتد. زمانی که به‌عنوان استاد مهمان در "دانشگاه چینی" کار می‌کردم، دفتر امور مدنی دولت از من خواست بیم‌ها و رویاهای مردم را کشف کنم و به مقامات کمک کنم تا درک بهتری از زمینه‌های بروز ناآرامی‌های اجتماعی پیدا کنند.

در دوران مائو تسه‌تونگ، بین کارخانه‌های آجری پردود و دودکش‌ها و آپارتمان‌های شلوغ و کم‌نور، یک فضای عمومی بتونی وجود داشت، که شبیه فضایی بود که پیرمرد مورد اشاره در آن ورزش می‌کرد. از آنجا که مردم در چنین شرایط سخت و شلوغی زندگی می‌کردند، ساکنان محل به این فضاهای عمومی می‌آمدند، و به ورزش، تشکیل گروه‌های خودجوش تای‌چی (نوعی ورزش رزمی چینی)، یا بازی شطرنج می‌پرداختند. پیرمردها پرنده‌هایشان را در قفس برای هواخوری بیرون می‌آوردند. اما این سبک زندگی در شهرها و حتی مناطق روستایی، در حال از بین رفتن است.

در چین بسیاری از افراد به‌تازگی با تجربه انزوا و تنهایی ناشی از تغییرات اقتصادی آشنا شده اند. در محله‌هایی از چونگ‌کینگ و پکن که من در آنها کار می‌کردم، تنهایی مثل آلودگی در حال گسترش بود. کادر رهبری جدید کشور قرار است در ماه نوامبر معرفی شود. رهبران جدید تنها با کاهش رشد اقتصادی و مسائل مربوط به سیاست خارجی، نظیر اختلافات ارضی با همسایگان، روبرو نیستند. آنها باید فکری هم بحال نبود ضمانت‌های اجتماعی، پیامدهای سیاست تک فرزندی، و نارضایتی کسانی که برای کار در کارخانه‌ها به شهرها مهاجرت کرده اند، بکنند.

فراز و نشیب‌های اقتصادی چین

  • بعد از تأسیس جمهوری خلق چین در اول اکتبر ۱۹۴۹، ماتو تسه‌تونگ تلاش کرد اقتصادی برنامه‎ریزی شده از مرکز را پایه‌گذاری کند. اما بعد از گذشت ۵۰ سال، چین در مسیر اقتصادی کاملا متفاوتی قرار گرفته است.
  • در دهه ۱۹۵۰ دولت چین تقریبا کنترل همه شرکت‌های خصوصی را در اختیار گرفت و برنامه‌ریزی اقتصادی کلا در دست دولت متمرکز بود.
  • در سال ۱۹۵۸ برنامه "گام بزرگ به جلو" روستاهای چینی را به "جوامع اشتراکی" کارگری تبدیل کرد. نتایج این اقدام فاجعه‌بار بود.
  • در سال ۱۹۷۸، بعد از دشواری‌های سیاسی ناشی از انقلاب فرهنگی، رهبران کشور تصمیم به اعمال اصلاحات گرفتند و تدریجا ایده اقتصاد مرکزگرا را کنار گذاشتند.
  • در دهه ۱۹۸۰ چین کم‌کم درهایش را به‌روی سرمایه‌گذاری و تجارت خارجی گشود.
  • دنگ شیائوپینگ، رهبر سابق چین، مناطق ویژه اقتصادی ایجاد کرد که در آنها سرمایه‌گذاران خارجی می‌توانستند در شرایطی خاص کار کنند.
  • از ابتدای دهه ۱۹۹۰، در میان تقاضاها برای ایجاد اصلاحات در بازار، چین تصمیم گرفت تعداد بسیار زیادی از شرکت‌های دولتی را در مناطقی نظیر چونگ‌کینگ به‌فروش بگذارد.
  • در قرن بیست و یکم چین شاهد رشد اقتصادی سریع، اصلاحات بانکی و خصوصی‌سازی بسیاری از شرکت‌های دولتی بوده است

انزوای آسمان‌خراش‌

انزوا و تنهایی برای بسیاری از چینی‌ها تجربه‌ای جدید و ناشی از تغییرات عظیم اقتصادیست. حزب کمونیست از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ در داخل کارخانه‌ها واحدهایی را به‌صورت مادام‌العمر در اختیار مردم قرار می‌داد. بلندگوهای

بزرگ بطور مستمر و با صدایی گوشخراش شعارهای تبلیغاتی پخش می‌کرد. کارگران باید سرودهای مائوئیستی می‌خواندند، لباس‌های متحدالشکل می‌پوشیدند، و در تمرینات روزانه گروهی شرکت می‌کردند. مقامات حزب همه جا حضور داشتند و برای هر کاری، حتی ازدواج یا خانه عوض کردن، باید از آنها اجازه گرفته می‌شد. اما این وضعیت مزایایی هم داشت. ساکنان این واحدها از شغل مادام‌العمر، و تحصیل و درمان رایگان برخوردار بودند.

هدف این بود که افراد در تمام طول زندگی‌شان در یک محل بمانند، هرچند که انقلاب فرهنگی چین این مسأله را دستخوش آشفتگی کرد. زندگی در کنار هم در طول زمان همسایگان را به اعضای یک خانواده تبدیل کرد، و مجموعه این خانواده‌ها با وجود سختی‌های زندگی، یک اجتماع را شکل می‌داد. از دهه ۱۹۹۰ به این سو، کارخانه‌های زیادی تعطیل و خراب شده اند. زمین‌های کشاورزان در نزدیکی شهرها جای خود را به آسمان‌خراش‌های مسکونی داده اند.

در چونگ‌کینگ، مردی که قبلا کشاورز بوده و زمینش مصادره شده بود، به‌من گفت: "مصادره زمینم زندگی مرا تغییر داد. آرزو دارم زمین خودم را داشته باشم و مثل یک کشاورز روستایی زندگی کنم." یک کشاورز دیگر نگران این بود که حالا که زمینش را از دست داده، چطور باید امرار معاش کند: "بزرگترین نگرانی من نداشتن سرپناه است. ای کاش مسکن بیشتری برای کارگران روستایی فراهم می‌شد. یکی دیگر هم می‌گوید: "ای اش همه کسانی که تازه برای زندگی از شهر به روستا آمده اند، می‌توانستند شغلی پیدا کنند."

در واقع افراد از خانه‌هایی که برای مدت‌های طولانی در آنها زندگی می‌کرده اند، بیرون انداخته می‌شوند و بجای آن به آنها خانه هایی واگذار می‌شود که به هیچ وجه باب میلشان نیست. در این سکونت‌گاه‌های جدید یا فضای عمومی اصلا وجود ندارد، و یا فاصله‌اش زیاد، و فضایش بی‌روح است. چشم‌انداز کاری برای کشاورزان سابق تیره است و بعضی هم اصلا هیچ امیدی به پیدا کردن شغل ندارند. آنها کاری جز اینکه در خانه بمانند، تلویزیون

تماشا کنند و یا در بازار بورس دست به قمار بزنند، ندارند. به باور برخی، تجارت در بورس حالا دارد به مشغله ذهنی فراگیری تبدیل می‌شود.

میلیون‌ها نفر از افراد عمدتا جوان برای کار در کارخانه‌ها به مناطق ساحل شرقی کشور مهاجرت کرده اند و در سختی و تنگدستی زندگی می‌کنند. ساعات کاری طولانی و کارها تکراریست. کارگران، که بسیاری از آنها زنان جوان هستند، در خوابگاه به سر می‌برند و در کنار افراد دیگری از منطقه خودشان زندگی می‌کنند، آنهم زیر چشمان تیزبین سرپرستی از همان منطقه کشور. آنها سخت کار می‌کنند، با پشتکار پس‌انداز می‌کنند، برای خانواده‌هایشان پول می‌فرستند، و اگر کارشان را از دست بدهند، معمولا به خانه برنمی‌گردند، چرا که نمی‌توانند تحمل کنند که بیکار شده اند و دیگر نمی‌توانند به خانواده‌هایشان کمک کنند.

بعضی از سر استیصال، برای اینکه همچنان بتوانند برای خانواده‌شان پول بفرستند، به روسپی‌گری روی می‌آورند. در زیر پل‌های هوایی استان سیچوان، می‌توان با پرداخت تنها یک پوند (حدود یک و نیم دلار) رابطه جنسی داشت. در بعضی از این کارخانه‌ها نرخ خودکشی آنقدر بالاست که صاحبان کارخانه‌ها دور ساختمان حفاظ توری نصب کرده اند تا افرادی که از پنجره‌ها بیرون می‌پرند در آن بیفتند.

کودکان تنها

نتیجه توسعه سریع اقتصادی در چین تنهایی بوده است

والدین این "دختران کارخانه" در محل زندگی‌شان در تنهایی پیر می‌شوند و خبری از مراقبت بچه‌ها نیست. این وضعیت خلاف آموزه‌های کنفوسیوسی مراقبت از مسن‌ترهاست. در چونگ‌کینگ مردی به‌من گفت: "من یک پیرمرد تنها هستم. البته مددکارهای اجتماعی به‌ افراد مسن رسیدگی می‌کنند. امیدوارم این خدمات ادامه داشته باشد." سرنوشت این پیرمرد تا همین اواخر در چین چیز غریبی بود، اما در غرب امری عادیست. او گفت: "امیدوارم خانه سالمندان زودتر ساخته شود."

بسیاری از دهکده‌ها از جوانان خالی شده و فقط افراد مسن و عده اندکی از نوه‌هایشان باقی مانده اند. افراد مسنی که از حمایت خانوادگی محرومند و منابع مالی کمی دارند، باید به مددکاران اجتماعی متکی باشند.

سیاست تک فرزندی باعث شده بچه‌ها هم تنها باشند. آنها خواهر یا برادری ندارند که با او رقابت یا همراهی کنند، و باید بار توقعات والدین و پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها را به‌دوش بکشند، و این امر باعث ایجاد فشار و نگرانی می‌شود. یک پسر ۱۱ ساله به‌من گفت: "نگرانم که در آینده دانش‌آموز خوبی نباشم و والدینم را ناامید کنم. امیدوارم بتوانم به دانشگاه بروم و به وطنم خدمت کنم."

فرزندان "فراموش شده" چین

همراه کردن بازی و لذت‌های کودکی با تکالیف دانش‌آموزی کار سختی است. یک دانش‌آموز دختر به‌ من گفت: "وقتی کمی برای استراحت دارم، چون باید هر روز سخت درس بخوانم و آواز را هم یاد بگیرم . . . آرزو دارم دانش‌آموز خیلی خوبی بشوم و وقتی بزرگ شدم، هنرمند شوم."

خانواده‌های محدود قدیمی، با سلسله مراتب و ترکیب چند نسلی‌شان، که با آرمان‌گرایی اقتدارگرایانه مائو و آموزه‌های کنفوسیوسی همراه بودند، جای خود را به افراد پیر تنها و فقیر، کشاورزان سابق، "دختران کارخانه" تحت فشار و بچه‌هایی داده اند که سعی می‌کنند به تنهایی با فشار درسی سنگین و انتظارات نابجای خانواده‌ها کنار بیایند.

تنهایی ناگزیر و برگشت‌ناپذیر، به‌همراه نگرانی از غیرقابل پیش‌بینی بودن آینده، می‌تواند در همه نسل‌های چین فراگیر شود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.