عوارض روانی جنگ در مصراته و رویاهای برباد رفته

به روز شده:  13:33 گرينويچ - جمعه 18 ژانويه 2013 - 29 دی 1391
شهر مصراته

شهر مصراته در جریان انقلاب لیبی، که منجر به سرنگونی حکومت سرهنگ قذافی شد، صحنه خونین‌ترین درگیری‌ها بود. حالا این شهر گرفتار بحران شدیدی در زمینه مراقبت‌های روانی از جنگجویان سابق است که در جریان درگیری‌ها دچار شوک شده، و از نتایج انقلاب مأیوس شده اند.

نبرد مصراته به استالینگراد لیبی معروف شد. در سه ماهی که این شهر تحت محاصره بود، به گفته اهالی شهر دو هزار نفر کشته و ۱۴ هزار نفر مجروح شدند. مردان جوان بسیاری حالا گرفتار پیامدهای روانی جنگ هستند، و به گفته پزشکان، عده پرسنل دارای صلاحیت برای درمان روانی آنها بهیچ وجه کافی نیست.

صحبت از بیماری‌های روانی در بیشتر جهان عرب تابو است، و در شهر به شدت محافظه‌کار مصراته، عرف حاکم باعث می‌شود که بسیاری از این مردان جوان برای دریافت کمک مورد نیاز پا پیش نگذارند.

در مصراته هر یک از اهالی کسی را می‌شناسد که در جریان درگیری‌ها کشته یا مجروح شده است

اما گمان می‌رود شمار زیادی از آنها به عوارضی نظیر روان‌پریشی، افسردگی حاد و اختلال استرس ناشی از شوک (استرس پس از سانحه) دچار باشند. بعضی از کسانی که در درگیری‌ها شرکت داشته اند، احساس می‌کنند بعد از سقوط قذافی تغییرات لازم در کشور انجام نگرفته، و به‌همین خاطر احساس افسردگی و سرخوردگی عمیقی دارند.

دکتر خالد المدنی، رئیس دانشکده روان‌شناسی دانشگاه مصراته، بیش از یک سال است تلاش می‌کند خدمات روانی مناسبی در شهر برپا کند. او می‌گوید در حال حاضر تنها یک روان‌پزشک به‌صورت پاره وقت از طرابلس به مصراته می‌آید و در این شهر یک کلینیک دائمی، و البته محدودی، ایجاد کرده است.

او اخیرا از ۲۰۰ نفر از اهالی شهر که خانه‌هایشان را در جریان درگیری‌ها از دست داده بودند، نمونه‌گیری کرده است. نتیجه این نمونه‌گیری نشان می‌دهد که ۱۷ درصد آنها از اختلال استرس ناشی از شوک رنج می‌برند. او می‌گوید: "این اختلال در لیبی مفهومی جدید است، اما ما با شمار بالایی از افرادی که از نوع شدید این اختلال رنج می‌برند، طرف هستیم."

"دیگر چیزی برایم باقی نمانده است. همه رویاهایم بر باد رفته اند "

احمد، ساکن مصراته

در مرکز پزشکی الوزرق در مصراته، یکی از جنگجویان سابق به دیدن دکتر عیسی اسالینی آمده است. او تنها روان‌پزشک شهر است و تازه از طرابلس رسیده است. جنگجوی سابقی که او را احمد می‌نامیم (این نام اصلی او نیست)، قبل از انقلاب در دانشکده حقوق تحصیل می‌کرده و شغل پاره وقتی داشته است. او حالا دچار افسردگی حاد است. این اولین باریست که او برای صحبت درباره وضعیتش به پزشک مراجعه کرده است. دور چشم‌های او گود افتاده و نوعی حس نومیدی شدید را منتقل می‌کنند. او می‌گوید: "دوستانم را در جریان درگیری‌ها از دست دادم. خیلی‌ها کشته شدند. خیلی‌ها هم بعضی اعضای بدنشان را از دست دادند، و یا کور شدند."

اگر چند دقیقه بیشتر پای حرف‌های احمد بنشینید، بدون شک نومیدی عمیق او را از انقلاب و دستاوردهایش حس خواهید کرد. دیدن او با آن وضعیت در کلینیک دلخراش است. او می‌گوید: "کلا همیشه احساس ناراحتی دارم و نمی‌توانم خوب بخوابم. احساس می‌کنم برخلاف گذشته از جامعه منزوی شده ام. احساس می‌کنم آنهایی که در جنگ کشته شدند، بی‌جهت جانشان را از دست دادند. البته مطابق آموزه‌های دینی ما، آنها مسلما شهید به‌حساب می‌آیند، اما فکر می‌کنم بیخود جانشان را از دست دادند، و همین فکر مرا افسرده می‌کند. شخصا احساس می‌کنم قبل از انقلاب زندگی بهتری داشتم."

پیش از جنگ، احمد در خارج از کشور مقداری تجارت می‌کرد. اما او می‌گوید امروز حتی نمی‌تواند لیبی را ترک کند و امیدی به آینده ندارد. او در اوج ناراحتی حتی به‌فکر خودکشی هم افتاده است. در اسلام خودکشی به شدت تقبیح شده است.

احمد می‌گوید: "پیش از انقلاب رویاهایی در سر داشتم، اما حالا واقعا افسرده هستم و دیگر آرزوهای سابق را ندارم. هیچ چیز در این کشور ثبات ندارد. احساس می‌کنم برای برگشتن ثبات به کشور زمان زیادی لازم است، و همین مسأله مرا دچار افسردگی می‌کند. بعضی اوقات هم به این فکر می‌افتم که خودم را بکشم و از شر این احساس خلاص شوم."

"آنها به دارو و افراد واجد شرایط نیاز دارند. ولی ما امکانات کافی در اختیار نداریم"

دکتر خالد المدنی، دانشگاه مصراته

در لیبی امروز، زیر سوال بردن انقلاب در شهری مثل مصراته خطرات خاص خود را دارد. در این شهر بعد از درگیری‌های شدید و تلفات فراوان ناشی از آن، نوعی آیین قهرمانی و دلاوری، و همچنین احساس مظلومیت به‌وجود آمده است. احمد می‌گوید: "در حال حاضر آزادی بیان در اینجا وجود ندارد. من اهل مصراته هستم. پدر و پدربزرگم هم اهل همین شهرند. اما نمی‌توانم حتی روی فیسبوک از انقلاب انتقاد کنم."

"سوالی که مرتب به ذهنم می‌آید این است که "دستاوردمان چه بوده؟" احساس می‌کنم هیچ چیزی بدست نیاورده ایم. اما نمی‌توانم این حرف را در ملاء عام بزنم، زیرا ممکن است افراد مسلح به خودم یا خانواده ام آسیب برسانند، یا حتی مرا بازداشت کنند."

دکتر المدنی خاطرنشان می‌کند که با وجود اینکه مردان جوان اکثریت مبتلایان به عوارض روانی را تشکیل می‌دهند، برخی زنان هم برای دریافت کمک‌های روان‌پزشکی مراجعه کرده اند. یکی از این بیماران زن مرتبا صحنه‌هایی از گذشته را به‌یاد می‌آورد و در این صحنه‌ها خیال می‌کند کشته، و یا به او تجاوز خواهد شد.

دکتر المدنی می‌گوید: "این زن سه بار سعی کرده خودش را بکشد." اهالی مصراته ادعا می‌کنند که سربازان شهر مجاورشان، تاورغا، که به‌نفع معمر قذافی می‌جنگیده اند، به شمار زیادی از زنان مصراته تجاوز کرده اند، و جنایات دیگری، نظیر اخته کردن مردان مصراته را نیز انجام داده اند.

اهالی تاورغا آواره شده اند و در سراسر لیبی در اردوگاه‌ها زندگی می‌کنند

آن دسته از اهالی تاورغا که اجازه بازگشت به شهرشان را نیافته اند، و در سراسر کشور در اردوگاه‌های موقتی پخش هستند، بیشتر این اتهامات را رد می‌کنند و می‌گویند به‌خاطر رفتارهای اقلیتی کوچک مجازات می‌شوند. شاید جنگ خاتمه یافته باشد، اما به گفته دکتر المدنی، موارد مشابه احمد در مصراته بسیار زیادند.

او می‌گوید: "ما با نمونه‌های بسیاری روبرو هستیم. آنها دچار افسردگی و سرخوردگی هستند، زیرا به دارو و افراد واجد شرایط نیاز دارند، اما ما امکانات کافی در اختیار نداریم. آنها قبلا فکر می‌کردند که اگر حکومت قذافی را تغییر دهند، همه چیز روبراه می‌شود. طبعا چنین تصوری منطقی نیست." حدود دو سال بعد از آغاز جنگ، احمد بالاخره درمانش را شروع می‌کند. اما تا بهبودی او راه درازی در پیش است. او می‌گوید: "در جریان انقلاب من به سختی مبارزه کردم، از خیابان‌ طرابلس در مصراته گرفته، تا باب‌العزیزیه (مقر قذافی در شهر طرابلس) و سرت. شغل و دوستانم را از دست دادم و حالا دیگر چیزی برایم باقی نمانده است. همه رویاهایم بر باد رفته اند."

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.