۱۳ خانه‌ای که حبسخانه شد

از قرن هفدهم میلادی که گالیله به جرم اعتقاد به گردیدن زمین به حبس خانگی رفت، تاریخ شاهد محاکمه‌های زیادی شبیه دادگاه تفتیش عقاید گالیله بوده است.

بعضی زندانیان حتی فرصت محاکمه و دفاع هم نداشتند. بسیاری مانند رئیس‌جمهوری پیشین تونس، رئیس‌جمهوری سابق اندونزی و آیت‌الله محمدکاظم شریعتمداری از مراجع تقلید شیعیان، در بستر بیماری و پشت دیوارهای خانه خود از دنیا رفتند؛ خانه‌ای که برایشان حبسخانه شده بود.

در ایران پیش از انقلاب، حکم نوشته و نانوشته حبس خانگی تقریبا وجود نداشت، جز محمد مصدق که تبعید او به روستایی کوچک، بیشتر شبیه حبسی خانگی بود. تاریخ ۳۴ ساله پس از انقلاب اسلامی اما به وفور شاهد خانه‌هایی بود که سران احزاب چپ و نویسندگان روشنفکر، بدون حکم قضایی در آن محبوس شدند.

این مجموعه نگاهی است به پیشینه و دلایل حبس خانگی ۱۳ نفر از چهره‌های مشهور معاصر ایران و جهان که خانه، زندان‌شان شد.

میرحسین موسوی

Image caption عکس ایسنا

حبس خانگی میرحسین موسوی از سران مخالفان در ایران و همسر او به گفته نزدیکانش از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ شروع شد.

روز ۲۵ بهمن به دعوت او و مهدی کروبی، تهران و چند شهر دیگر شاهد آخرین تظاهرات گسترده‌ای بود که معترضان به نتیجه انتخابات ساماندهی کردند.

صبح همان روز گزارش شد که مأموران امنیتی با حضور مقابل خانه رهبران مخالفان مانع خروج آنها از خانه شدند.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی، دلیل برگزاری راهپیمایی را حمایت از مردم مصر و تونس در بهار عربی اعلام کرده بودند. اقدامی که واکنش تند حاکمیت را در پی داشت.

بعد از برگزاری تظاهرات که با حضور گسترده نیروهای امنیتی برگزار شد، علی لاریجانی رئیس مجلس ایران دستور تشکیل کمیته "بررسی افراد ضد انقلاب" را صادر کرد و نمایندگان هم با شعار دادن علیه سران مخالفان خواستار اعدام آنان شدند.

به این ترتیب میرحسین موسوی، پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در آستانه ۶۹ سالگی بدون برگزاری دادگاه و محاکمه در بازداشت خانگی قرار گرفت. نخست وزیری که مورد اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.

بعد از بازداشت خانگی میرحسین موسوی، گروه‌ها و نهادهای داخلی و بین‌المللی از جمله سازمان ملل به این بازداشت اعتراض کردند؛ اما اعتراض‌های گروهی و مردمی از چند تجمع خیابانی و دادن شعارهای اعتراضی و الله اکبر بر پشت بام ها فراتر نرفت.

دختران میرحسین موسوی بارها درباره وضعیت سلامت او و مادرشان ابراز نگرانی کرده‌اند. گفته می‌شود او یک بار به دلیل ناراحتی قلبی با حفظ تدابیر شدید امنیتی در بیمارستان بستری شده است.

در آستانه شروع سومین سال حصر سران مخالفان در ایران، شیرین عبادی و شش نهاد حقوق بشری خواستار پایان بازداشت خانگی و فراقانونی آنها شده‌اند.

مهدی کروبی

مهدی کروبی، رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی و نامزد دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، به شیوه برگزاری و شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ اعتراض کرده بود؛ اما اعتراض جدی‌تر او به انتخابات سال ۱۳۸۸ بود که در ‌‌نهایت باعث حصر خانگی‌اش شد.

مهدی کروبی دو ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در نامه‌ای به اکبر هاشمی رفسنجانی تقاضا کرد که در مورد گزارش‌های منتشر شده از تجاوز جنسی به پسران جوان و زنان در زندان‌های ایران تحقیق شود.

او با صدور فراخوان تجمع و بیانیه‌های اعتراضی، بار‌ها مورد حمله افراد لباس شخصی قرار گرفت.

ارتباط آقای کروبی با فرزندانش ۲۱ اسفندماه ۱۳۸۹، چهار روز قبل از راهپیمایی ۲۵ بهمن قطع شد.

مهدی کروبی به همراه میرحسین موسوی برای راهپیمایی ۲۵ بهمن از دولت ایران درخواست مجوز کرده بود. هدف از راهپیمایی، اعلام همبستگی با مردم تونس و مصر در بهار عربی اعلام شده بود.

این تظاهرات، به آخرین گردهمایی گسترده حامیان جنبش بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ تبدیل و باعث بازداشت خانگی رهبران مخالفان شد.

چند هفته بعد از شروع حصر خانگی مهدی کروبی و همسرش، او را به خانه‌ای دیگر منتقل کردند.

آقای کروبی، به گفته فرزندانش مدت‌ها از هوای آزاد محروم بود. فرزندان آقای کروبی می‌گویند او می‌خواهد طبق تعریف 'حصر خانگی' دوران حبس را در خانه خود سپری کند اما مأموران اجازه نمی‌دهند.

زهرا رهنورد

Image caption عکس: قلم‌نیوز

زهرا رهنورد، مجسمه‌ساز، نویسنده و استاد دانشگاه، نخستین زنی بود که بعد از انقلاب به ریاست دانشگاه منصوب شد.

او حدود هشت سال ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت.

خانم رهنورد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ برای حمایت از همسرش میرحسین موسوی وارد کارزار انتخابات شد.

او چند روز پیش از انتخابات به تلویزیون بی‌بی سی گفته بود که این حمایت، مشروط است و برای حفاظت از دیدگاه‌هایش در زمینه دفاع از حقوق زنان و جوانان در کنار میرحسین موسوی ایستاده است.

خانم رهنورد تنها زنی بود که در کارزار انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران با روسری رنگی و دست در دست یک نامزد انتخاباتی در جمع طرفداران حاضر می‌شد.

بعد برگزاری انتخابات خانم رهنورد در گفت‌وگو با رسانه‌ها به "تقلب" در انتخابات اعتراض کرد.

او به همراه همسرش از ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ در حبس خانگی بوده است. خانم رهنورد و همسرش در این مدت جز چند مورد محدود، تنها اجازه داشته‌اند با فرزندانشان دیدار کنند.

فاطمه کروبی

Image caption عکس: سایت روزنامه اعتماد

فاطمه کروبی٬ نماینده مجلس پنجم و معاون اجتماعی فرهنگی وزیر کار در دور دوم دولت محمد خاتمی بود.

خانم کروبی که از مبارزان سیاسی قبل از انقلاب است٬ در انتخابات سال ۱۳۸۸ رئیس ستاد انتخاباتی همسرش مهدی کروبی در تهران شد.

او از معترضان جدی نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ است. چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران در خردادماه ۱۳۸۸ خانم کروبی به نمایندگی از مهدی کروبی در جلسه دیدار نمایندگان نامزدهای انتخابات با رهبر ایران شرکت کرد.

مجله ایران دخت به صاحب امتیازی خانم کروبی اسفند‌‌ همان سال توقیف شد.

فاطمه کروبی از زمان برگزاری انتخابات تا حصر خانگی در نامه‌هایی به رهبر ایران به شکنجه جوانان در زندان‌ها و وضعیت زندانیان گمنام و همین طور اذیت و آزار لباس شخصی‌ها در اطراف خانه‌شان اعتراض کرد.

اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ و حدود دو ماه بعد از شروع حصر خانگی، خانم کروبی ابتدا برای درمان از حبس خانگی درآمد؛ اما بعد از درمان، به گفته فرزندان خانم کروبی، "برای فشار بیشتر بر آقای کروبی" مأموران اجازه ندادند مادرشان به خانه‌ امن کوچکی که برای آقای کروبی تهیه شده بود، بازگردد.

حسینعلی منتظری

آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی، دو ماه قبل از مرگ آیت‌الله خمینی با بالا گرفتن اختلاف‌ها از قائم مقامی عزل شد.

او در زمان جانشینی رهبر انقلاب به اعدام زندانیان سیاسی و تجاوز به دختران زندانی و همچنین اعدام مهدی هاشمی برادر داماد خود، اعتراض کرده بود.

از فروردین ۱۳۶۸ که از قائم مقامی رهبر ایران عزل شد، حکومت ایران و دستگاه اطلاعاتی حدود ۸ سال کج‌دار و مریز با او رفتار کرد، هرچند حامیان حکومت چند بار به بیت و محل درس او حمله کردند. در این مدت آقای منتظری به دلیل سخنرانی و نامه‌های تند همچنان تحت نظر بود.

آبان ماه ۱۳۷۶ در سخنرانی که به نطق ۱۳ رجب مشهور است، آیت‌الله منتظری نظرات تندی را مطرح کرد از جمله نفی صلاحیت فقهی آیت‌الله خامنه‌ای، انتقاد از فراقانونی بودن اختیارات رهبر و تاکید بر محدود بودن قدرت ولی فقیه طبق قانون اساسی.

این بار واکنش حکومت تندتر از گذشته بود. به حسینیه او شدیدتر از بار قبل حمله و حتی وسایل بیت او تخریب شد. حسینیه آیت‌الله منتظری پلمپ و در خانه او جوش داده شد. بدون برگزاری هیچ دادگاهی آیت‌الله منتظری در سن ۷۵ سالگی رسما در خانه خود محبوس شد.

زندانبانان آقای منتظری مأموران امنیتی بودند که بیش از پنج سال در کیوسکی چسبیده به خانه او شبانه‌روزی کشیک می‌دادند.

آیت الله منتظری در روزهای پایان حصر خانگی در مصاحبه‌ای تلفنی به رادیوی بی‌بی‌سی فارسی گفت در این مدت جز فرزندان و نوه‌هایش با هیچ کس دیگر اجازه دیدار نداشته است.

آقای منتظری در گفت‌وگویی مفصل به نام "انتقاد از خود" آیت‌الله علی خامنه‌ای را مسئول برخورد و حصر خود دانسته است.

در طول بیش از ۵ سال حصر خانگی، جز اعتراض خاموش چند مرجع و مقام سیاسی در جلسه‌های غیر رسمی، اعتراض‌های مردمی گسترده‌ای برای رفع حصر او نشد. تا بهمن ماه ۱۳۸۱ که حصر خانگی او شکسته شد.

آقای منتظری هفت سال آخر عمرش را همچنان تحت نظر زندگی کرد تا این که ۲۹ آذرماه ۱۳۸۸ در خانه‌اش درگذشت. چندصد هزار نفر از حامیان او از جمله هواداران جنبش سبز که به "تقلب در انتخابات" اعتراض داشتند برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به قم آمدند.

محمدکاظم شریعتمداری

محمدکاظم شریعتمداری از مراجع برجسته شیعه بود که در حصر خانگی از دنیا رفت. او در میان آذری‌های ایران مقلدان زیادی داشت.

بعد از انقلاب ایران، آیت الله شریعتمداری که منتقد سرسخت اختیارات نامحدود ولی فقیه بود در اعتراض به اصل ۱۱۰ قانون اساسی درباره اختیارات ولی فقیه در رفراندم قانون اساسی شرکت نکرد و دشمنی سران وقت حکومت جمهوری اسلامی را به جان خرید.

آیت‌الله شریعتمداری با سرکوب حزب جمهوری خلق مسلمان ایران که بسیاری از موسسانش، از مقلدان او بودند و اعدام ۱۲ نفردر تبریز، برای همیشه خانه‌نشین شد.

سال ۱۳۶۱ ماجرای کودتای نوژه که گفته می‌شد قرار است از پایگاهی هوایی در شهر همدان آغاز شود، منجر به برخورد شدیدتر با آیت‌الله شریعتمداری شد.

حکومت ایران اعلام کرد که صادق قطب‌زاده، از همراهان آیت الله خمینی که به طرح‌ریزی کودتای نوژه متهم شده بود، در اعتراف‌هایش گفته آقای شریعتمداری از این کودتا مطلع بوده است. صادق قطب‌زاده در دادگاه به اعدام محکوم و آیت‌الله شریعتمداری در بدعتی مذهبی، توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مرجعیت عزل و در خانه‌اش زندانی شد.

او بهار ۱۳۶۱ در سن ۷۷ سالگی مقابل دوربین به مشارکت در کودتای نوژه اعتراف کرد؛ در حالی که با خواندن تکه‌ای کاغذ که رو به روی خود گرفته بود طلب استغفار می‌کرد.

محمد ری شهری دادستان وقت انقلاب در خاطراتش تأیید می‌کند که بازجویی آیت‌الله شریعتمداری با حضور او ضبط و از تلویزیون ایران پخش شده است. بستگان آیت‌الله شریعتمداری از‌‌ همان ابتدا گفتند این اعترافات تحت فشار و به اجبار گرفته شده است.

چهار سال بعد از حصر خانگی در قم، فروردین ماه ۱۳۶۵ آیت الله شریعتمداری در بیمارستان مهراد تهران ازدنیا رفت. محسن کدیور، پژوهشگر دینی با استناد به اسناد و خاطرات مقام‌های وقت ایران گفته است سران جمهوری اسلامی از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۱ از ابتلای آیت‌الله شریعتمداری به سرطان وخیم اطلاع داشته‌اند و با این حال اجازه نداده‌اند او برای درمان از خانه‌اش در قم خارج شود.

بعد از مرگ این مرجع برجسته شیعه، با وجود درخواست آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبر ایران، آیت‌الله خمینی اجازه نداد مقلدان او برایش مراسم خاکسپاری برگزار کنند.

محمد مصدق

Image caption عکس AP: مصدق در فرودگاه فرانکفورت در راه دادگاه لاهه هلند

گرچه محمد مصدق، نخست وزیر ایران رسما به روستای احمد آباد تبعید شد و این تبعید حصر خانگی نبود، اما در عمل محدوده تحرک و اجازه خروج او رسما به روستای چند خانواری و کوچک احمد آباد محدود بود.

محمد مصدق، رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران، از معدود سیاستمداران ایرانی است که قبل از زندان خانگی در دادگاه محاکمه شده است.

دادگاه نظامی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق را از اتهام کودتا علیه قانون اساسی و تلاش برای سرنگونی سلطنت تبرئه کرد. اتهام‌هایی که می‌توانست حکم اعدام داشته باشد. در نهایت محمد مصدق به جرم سرپیچی از فرمان شاه به سه سال زندان محکوم شد.

او در دفاعیات مشهورش صلاحیت دادگاه را زیر سوال برد. محمد مصدق می‌گفت هنوز نخست وزیر است و به جای دادگاه نظامی، دیوان عالی باید نخست وزیر را محاکمه کند.

نخست وزیر سابق بعد از تحمل زندان به دستور محمدرضا پهلوی پادشاه ایران به خانه پدری در روستای احمدآباد در استان البرز کنونی تبعید شد.

در مدت تبعید او فقط اجازه داشت در محوطه اطراف خانه خود در روستای کوچک احمد آباد رفت و آمد کند. محمد مصدق حدود ۱۰ سال در خانه‌اش محدود و تقریبا حبس بود.

شیرین سمیعی، همسر سابق نوه مصدق در کتاب خاطراتش به نام در خلوت مصدق می‌نویسد که پسر نخست وزیر سابق ایران از شاه خواسته بود برای درمان بیماری سرطان پدرش به او اجازه بدهد که از کشور خارج شود. پیشنهادی که به گفته خانواده مصدق هیچ گاه پذیرفته نشد. البته در همین کتاب خاطرات گفته شده که مصدق خود مخالف سفر به خارج برای درمان بوده است.

شیرین سمیعی در کتاب خاطراتش می گوید با کسب اجازه از شاه محمد مصدق در سایه محافظانی که همیشه دنبال او بودند برای درمان به تهران رفت و در بیمارستان نجمیه بستری شد.

او اسفند ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی در تهران در گذشت. در همان بیمارستانی که مادرش نجم‌السلطنه از زنان برجسته قاجار تأسیس کرده بود.

وصیت کرده بود در کنار کشته شدگان ۳۰ تیر دفن شود اما شاه اجازه نداد و محمد مصدق در همان خانه دو طبقه پدری در احمدآباد دفن شد.

خانه پدری محمد مصدق بعد از انقلاب هم جز مدتی کوتاه، محبوب حاکمیت نبود. مأموران امنیتی جمهوری اسلامی سال‎ها مانع تجمع دوستداران مصدق در آرامگاه او شدند.

احمد بن‌بلا

Image caption عکس AP

نام احمد بن‌بلا، متولد ۱۲۹۵ شمسی (۱۹۱۶ میلادی) با نبرد استقلال الجزایر گره خورده است.

او که خود در ارتش فرانسه خدمت و در تیم فوتبال آنها بازی کرده بود، سازمان مخفی نظامی را برای استقلال الجزایر از فرانسه تشکیل داد. قاچاق سلاح به الجزایر برای مبارزه با فرانسویان و تلاش‌های استقلال‌طلبانه باعث شد بهار ۱۳۲۰ به هشت سال زندان محکوم شود.

آقای بن‌بلا اما دو سال بعد از زندان فرار کرد و به تونس و سپس مصر گریخت. در نهایت تلاش‌هایش به ثمر نشست و یک سال بعد از استقلال الجزایر در سال ۱۳۴۱ شمسی اولین رئیس جمهوری الجزایر شد.

مهرماه ۱۳۴۲ الجزایر به عنوان صد و نهمین کشور جهان در فهرست سازمان ملل متحد ثبت شد. محبوبیت احمد بن‌بلا بعد از استقلال الجزایر بین مردم چند برابر شده بود.

سه سال بعد اما ورق برگشت و توسط کلنل هواری بومدین فرمانده ارتش الجزایر برکنار شد.

بعد از برکناری، احمد بن بلا بیش از ۱۳ سال بدون محاکمه در زندان و حبس خانگی بود تا زمانی که بعد از مرگ هواری بومدین، به سوئیس تبعید شد. ۱۰ سال در سوئیس زندگی کرد و سپس به کشورش بازگشت.

او بهار امسال بر اثر بیماری در سن ۹۵ سالگی در گذشت؛ زمانی که الجزایر پنجاهمین سال استقلال از فرانسه را جشن می‌گرفت.

حبیب بورقیبه

حبیب بورقیبه معروف به 'مجاهد کبیر' پدر جنبش استقلال طلبی تونس است.

تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست اما به روایتی او ۱۲۷۹ شمسی یا ۱۹۰۰ میلادی به دنیا آمد. آقای بورقیبه در جوانی برای تحصیل در حقوق و علوم سیاسی به فرانسه رفت. کشوری که هم در آن تحصیل کرد هم در مجموع ۱۱ سال عمرش را در زندان‌های آن گذراند.

۲۹ اسفند ۱۳۳۴ تونس به طور رسمی از فرانسه مستقل شد و بعد از آن با تشکیل حکومتی مستقل حبیب بورقیبه نخست وزیر شد. یک سال بعد با تبدیل تونس به کشوری جمهوری، آقای بورقیبه نخستین رئیس جمهوری این کشور شد. ریاستی که سه دهه طول کشید.

در تاریخ تونس او را با مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه مقایسه می‌کنند. بورقیبه که به جامعه مدنی غرب اعتقاد داشت سعی کرد با حذف حجاب، دادن حق رأی به زنان، ممنوعیت چندهمسری، تغییر قانون طلاق و حذف دادگاه‌های شرعی جامعه تونس را متحول کند.

با گسترش بحران های سیاسی داخلی، زین العابدین بن‌علی نخست وزیری که تازه روی کار آمده بود آقای بورقیبه را آبان ماه ۱۳۶۶ از ریاست جمهوری عزل کرد. مجسمه و خیابانی به نام او در قلب تونس باقی ماند اما خود او به زادگاهش در ۱۶۰ کیلومتری شهر تونس تبعید و در خانه ای بزرگ محبوس شد. تا ۱۳ سال بعد که فروردین ۱۳۷۹ سال ۲۰۰۰ میلادی در همان مکان درگذشت.

آگوستو پینوشه

Image caption عکس از Getty Images

رهبر نظامی شیلی که متهم به قتل هزاران نفر در جریان کودتای شیلی بود، بعد از چندبار لغو حکم دادگاه در ‌‌نهایت تنها حدود یک ماه در حبس خانگی به سر برد.

قاضی شیلی که مدت‌ها دنبال بازداشت آقای پینوشه بود در ‌‌نهایت پاییز ۱۳۸۵ ژنرال پینوشه را به اتهام قتل یک شهروند شیلیایی و ناپدیدشدن نه نفر دیگر در حصر خانگی قرار داد.

این اتهامات به عملیات «کاروان مرگ» بر می‌گشت که در یک عملیات نظامی، مخالفان دولت از میان برداشته می‌شدند.

چند روز پیش از مرگ او در سن ۹۱ سالگی خانواده‌اش برای درمان درخواست کردند حکم حبس خانگی او لغو شود.

آگوستو پینوشه تابستان ۱۳۵۲ یا ۱۹۷۳ میلادی در کودتایی علیه دولت منتخب سالوادور آلنده، رییس جمهوری چپگرای شیلی به قدرت رسید و ۱۷ سال در رأس قدرت بود.. در دوران حکومت او بیش از ۳ هزار نفر کشته یا ناپدید شدند.

هنوز با گذشت چهار دهه از کودتای شیلی، مادران عزادار در این کشور به دنبال یافتن بقایایی فرزندان خود هستند که مشخص نیست چطور ناپدید شده‌اند.

پینوشه ۲۰ آذر ۱۳۸۵ در بیمارستانی در سانتیاگو پایتخت شیلی در گذشت.

آنگ‌سان سوچی

خرداد ۱۳۶۸ در سال ۱۹۸۹ میلادی ‌آنگ‌سان سوچی رهبر سیاسی و فعال حقوق بشر توسط حکومت نظامی برمه در خانه زندانی شد. آبان ۱۳۸۹ که از زندان خانگی آزاد شد در مجموع بیشتر دو دهه آخر عمر خود را در حبس خانگی گذرانده بود.

حزب او یک سال بعد از شروع حبس خانگی در انتخابات برنده شد. در نتیجه انتخابات خانم سوچی باید نخست‌وزیر منتخب برمه می‌شد، اما در حبس خانگی راه به جایی نبرد.

سال بعد از پیروزی در انتخابات او برنده جایزه صلح نوبل شد که اجازه نیافت برای دریافت جایزه از کشور خارج شود و پسرش به جای او جایزه را از کمیته صلح نوبل دریافت کرد. او در لندن درس خواند و ازدواج کرد. همسرش که سرطان داشت نتوانست ویزای ورود به برمه را بگیرد. دولت برمه به طور موقت حبس خانگی خانم سوچی را لغو کرد اما او که می‌دانست ممکن است راه برگشتی نباشد، حاضر نشد برای آخرین وداع با همسر از برمه خارج شود.

در طول سال‌های زندان هواداران خانم سوچی گاهی پشت در خانه او جمع می‌شدند و برایش گل و هدیه می‌آوردند.

او آبان ۱۳۸۹ توسط دولت جدید برمه از حبس خانگی آزاد شد. دولتی که سعی دارد فضای سیاسی برمه را متحول کند. حزب خانم سوچی فروردین امسال بعد از دو دهه سرکوبی در انتخابات میان دوره‌ای برمه برنده شد.

آنگ‌‎سان سوچی به نماد مقاومت مسالمت‌آمیز در برابر استبداد تبدیل شده است.

احمد سوکارنو

Image caption عکس از AP

بعد از نزدیک به چهل سال مبارزه سیاسی و به جاگذاشتن تاثیر شگرف در فرهنگ و سیاست اندونزی، احمد سوکارنو که از بنیانگذاران جمهوری اندونزی و نخستین رئیس‌جمهوری این کشور بود، سال‌های پایانی زندگی‌اش را در حبس خانگی گذراند.

احمد سوکارنو که نام اصلی‌اش کوسنو سوسوردیهاردیو بود در ۲۵ سالگی به جنبش ملی‌گرایی پیوست و یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۰۶ شمسی و ۱۹۲۷ میلادی همراه با گروهی از دوستان و هم‌فکران‌، "اتحادیه ملی‌گرایان اندونزی" را تشکیل داد و به رهبری این حزب که مشی ضدامپریالیستی، ضدسرمایه‌داری داشت برگزیده شد.

دو سال بعد بازداشت شد و یک سال را در زندان گذراند. او بار دیگر در سال ۱۳۱۲ در جاکارتا به دست پلیس هلند بازداشت شد و حدود ۱۲ سال تا زمانی که اندونزی به اشغال ژاپن درآمد، در زندان ماند.

احمد سوکارنو بعد از آزادی از زندان به خدمت ژاپنی‌ها درآمد و عملا فرماندار اندونزی تحت اشغال ژاپن شد. سه روز بعد از تسلیم ژاپن در جنگ جهانی دوم، یعنی در ۱۸ اوت ۱۹۴۵ یا ۲۷ مرداد ۱۳۲۴ سوکارنو رسما تشکیل جمهوری اندونزی به عنوان کشوری مستقل را اعلام کرد. بعد از جنگ جهانی دوم، نیروهای بریتانیا وارد اندونزی شده و بخش‌هایی از این کشور را مجددا به سلطه استعمار هلند بازگرداند که منجر به ناآرامی‌ها و درگیری‌های طولانی شد؛ تا نهایتا پنج سال بعد در سال ۱۳۲۹، اندونزی توانست استقلال کامل و واقعی به دست آرد و احمد سوکارنو به عنوان "پدر ملت" شناخته شود.

تیرماه ۱۳۴۲، مجلس اندونزی که از سوکارنو حرف‌شنوی کامل داشت، او را به عنوان رئیس‌جمهوری مادام‌العمر کشور تعیین کرد.

اما سرنوشت ریاست‌جمهوری سوکارنو قرار بود به گونه دیگری رقم بخورد. در سحرگاه اول اکتبر ۱۹۶۵ یا ۱۳۴۴ شمسی، گروهی از افسران گارد ریاست جمهوری، شش نفر از ژنرال‌های ارشد ارتش را از رختخواب‌ بیرون کشیده و به قتل رساندند و این آغاز کودتایی بود که بعد‌ها به "جنبش ۳۰ سپتامبر" موسوم شد. افسران کودتاچی، خود را کمونیست و حامی سوکارنو معرفی کردند و گفتند هدفشان خنثی کردن کودتایی بوده که گروهی دیگر از نظامیان در تدارکش بودند.

فردای آن روز، یک ژنرال دیگر ارتش به نام حاج محمد سوهارتو پایگاه هوایی تحت اشغال کودتاچیان را اشغال و به غائله پایان داد. این کودتا، جایگاه سوکارنو در صحنه سیاسی اندونزی را به شدت تضعیف کرد. رقابت‌های سیاسی بین کمونیست‌ها و مسلمانان که هر دو از ستون‌های اصلی حفظ سوکارنو در قدرت بودند بالا گرفت و موج تشنج و ناآرامی سیاسی تا دو سال بعد ادامه داشت.

۲۱ اسفند ۱۳۴۵، شورای مشورتی خلق یا مجلس اندونزی، به خلع سوکارنو از ریاست جمهوری رای داد و نقطه پایانی گذاشت بر چهار دهه فعالیت سیاسی مردی که زمانی پدر ملت شناخته می‌شد.

سوکارنو ۳۱ خرداد ۱۳۴۹، بعد حدود سه سال حبس خانگی، در خانه خود در جاکارتا درگذشت.

نیکیتا خروشچف

Image caption عکس از Getty Images

نیکیتا سرگیویچ خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی از شهریور ۱۳۳۲ تا مهرماه ۱۳۴۳، جانشین ژوزف استالین بود. در دوران رهبری او، دیوار برلین ساخته شد و انتقال موشک‌های بالستیک هسته‌ای روسیه به کوبا، بحران موشکی کوبا را به راه انداخت که جهان را تا آستانه یک جنگ هسته‌ای پیش برد.

رهبری خروشچف، در داخل روسیه با تنش‌هایی همراه بود. نقطه آغاز اختلاف‌ها سخنرانی محرمانه‌اش در بیستمین کنگره حزب کمونیست بود. نیکیتا خروشچف در این سخنرانی از دیکتاتوری استالین، کشتار مخالفان و فضای وحشتی که او ایجاد کرده بود انتقاد کرد و کارهای او را خلاف تعالیم مارکسیسم و آموزه‌های لنین خواند.

این سخنرانی آغاز اصلاحاتی شد که به استالین‌زدایی مشهور است. برنامه خروشچف بالابردن سطح زندگی مردم و حمایت از صنایع بود. فرستادن اسپوتنیک ۱ به مدار زمین، به عنوان اولین ماهواره تاریخ و پیشرفت صنایع فضایی روسیه حاصل این حمایت‌ها بود.

اما اصلاحات خروشچف، در مجموع موفقیت آمیز نبود. مخصوصا برنامه‌های کشاورزی او برای ایجاد روستاهای مصنوعی شکست خورد. از طرفی سیاست خارجی خروشچف، از جمله نحوه پایان بحران کوبا، به نظر سران حزب کمونیست، برای روسیه تحقیرآمیز بود.

خروشچف به طور غیر منتظره در ۷۰ سالگی اعلام بازنشستگی کرد. یا در واقع توسط مخالفانش به رهبری لئونید برژنف مجبور به بازنشستگی از حزب کمونیست شد. در هفت سال آخر عمر، رفت و آمدهای او به شدت کنترل می‌شد. با آن‌که رسما زندانی نبود اما عملا توسط حزب کمونیست در خانه‌اش حصر شده بود. خاطراتی که او در سال‌های پایانی نوشته بود در روسیه اجاره انتشار نیافت.

سرانجام ۲۰ شهریور ۱۳۵۰ در سن ۷۷ سالگی درگذشت اما تشیع جنازه‌اش بدون مراسم رسمی و با محدودیت انجام شد و حکومت اجازه نداد پیکرش به رسم معمول در کاخ کرملین دفن شود.