قدم بعدی برای حزب‌الله، اسرائیل، سوریه و ایران چیست؟

Image caption حزب‌الله لبنان همچنان به نمایش قدرت نظامی‌اش ادامه می‌دهد، اما رهبران آن نسبت به گذشته تمایل کمتری به مصاحبه با رسانه‌ها دارند

در منطقه‌ای آشوب‌زده و دستخوش تغییرات، حزب‌الله با طیف وسیع و بی‌سابقه‌ای از تهدیدات و چالش‌ها مواجه شده است. سوال این است که آیا سرنگونی متحد استراتژیک آن، یعنی حکومت سوریه، حزب‌الله را بشدت تضعیف خواهد کرد؟

آیا اگر دیگر متحد استراتژیک حزب‌الله، یعنی ایران، به‌خاطر جاه‌طلبی‌های اتمی‌اش مورد حمله قرار گیرد، این سازمان خواه ناخواه وارد جنگی ویرانگر با اسرائیل خواهد شد؟ اصلا صرفنظر از حمله احتمالی به ایران، امکان درگیری شدید حزب‌الله با اسرائیل چقدر است؟ اگر سوریه متلاشی، و منطقه وارد یک فرآیند بالکانی شدن فرقه‌ای شود، آیا حزب‌الله درگیر جنگی داخلی با سنی‌های لبنان خواهد شد؟

علاوه بر همه این احتمالات – که امکان وقوعشان واقعا وجود دارد – بعد از اینکه بلغارستان حزب‌الله را به دست داشتن در بمب‌گذاری در اتوبوس حامل جهانگردان اسرائیلی متهم کرد، این جنبش شیعی در عرصه بین‌المللی با فشارها و انزوای بیشتری روبرو شده است. در این بمب‌گذاری که ژوئیه گذشته (تیر ماه ۱۳۹۱) در شهر بورگاس در ساحل دریای سیاه روی داد، پنج جهانگرد اسرائیلی کشته شدند.

شاید بتوان گفت که حزب‌الله در روز ۳۰ ژانویه (۱۱ بهمن ۱۳۹۱) از اسرائیل یک سیلی خورد، و آن را تحمل کرد. در این روز، هواپیماهای اسرائیلی به کاروانی در داخل سوریه حمله کردند.مقامات آمریکایی اصرار دارند که این کاروان برای حزب‌الله سلاح حمله می‌کرده، و این سلاح‌ها را به یک مرکز نظامی در داخل خاک سوریه منتقل می‌کرده است.

این اتفاق نگرانی‌هایی را در مورد بروز یک درگیری در سطح منطقه ایجاد کرد. با توجه به شرایط حساس، پیچیده و شکننده‌ای که حزب‌الله با آن مواجه است، جای تعجب نیست که این روزها رهبران و مقامات این جنبش خود را عقب کشیده اند و از هر گونه مصاحبه رسانه‌ای و اظهار نظر درباره سوالات فوق‌الذکر خودداری می‌کنند.

اما بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران معتقدند که با وجود ممکن بودن سناریوهای ناخوشایندی که در بالا به آنها اشاره شد، وقوع هیچکدام از آنها اجتناب‌ناپذیر نیست. به عبارت دیگر، شاید هیچکدام از این وضعیت‌ها پیش نیاید.

جنگ با اسرائیل به مصلحت نیست

از زمان آخرین جنگ با اسرائیل در سال ۲۰۰۶، بدون شک حزب‌الله مشغول تجهیز زرادخانه‌اش برای جنگ دیگری با اسرائیل بوده است. این مسأله ربطی به آنچه بر سر انبارهای سلا‌ح‌های شیمیایی و موشکی سوریه خواهد آمد، ندارد.

برخی ناظران معتقدند که تلاش دو طرف برای جمع‌آوری سلاح "به مقدار کافی" ممکن است نشانه این باشد که وقوع جنگ در آینده اجتناب‌ناپذیر است. اما در حال حاضر بنظر نمی‌رسد که هیچیک از دو طرف دنبال درگیری باشند.

با وجود عدم توازن قوا در این تقابل نامتقارن، دیپلمات‌های غربی معتقدند که با توجه به استقرار راکت‌های دوربرد حزب‌الله در شمال دره بقاع و استقرار راکت‌های برد کوتاه آن در نواحی جنوبی‌تر، در صورت آغاز جنگی جدید، اسرائیل به‌مدت سه تا چهار هفته با حملات ویرانگری روبرو خواهد شد. اگر شعارها و لفاظی‌ها را کنار بگذاریم، حزب‌الله هم می‌داند که در صورت درگرفتن جنگی تازه با اسرائیل، هزینه آن را تنها شهرها و روستاهای عمدتا شیعه‌نشین جنوب لبنان و حومه‌های جنوب بیروت نخواهند پرداخت.

رهبران اسرائیل صریحا اعلام کرده‌اند که در صورت بروز جنگ، از حمله به ساختمان‌های دولتی و زیرساخت‌های لبنان ابایی ندارند، به‌خصوص که حزب‌الله حامی اصلی دولت فعلی لبنان است.

در صورت حمله اسرائیل، سرمایه‌گذاری خصوصی و دولتی عظیمی که بعد از سال ۲۰۰۶ در صنعت ساخت و ساز لبنان شده، کلا از بین می‌رود. حزب‌الله می‌داند که نباید این قضیه را سهل بگیرد، و جامعه شیعیان لبنان بیش از هر گروه دیگری از چنین حمله‌ای آسیب خواهد دید.

حزب‌الله از زمان برقراری آتش‌بس در سال ۲۰۰۶، اکیدا به حفظ آن پایبند بوده است. یک منبع شیعه می‌گوید: "نه حزب‌الله و نه اسرائیلی‌ها هیچ نفعی در شروع جنگ ندارند. تحولات منطقه در جهت منافع اسرائیل پیش می‌رود." در نتیجه، اگر فقط به اوضاع داخلی لبنان نگاه کنیم، دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم لزوما جنگ دیگری میان حزب‌الله و اسرائیل اتفاق خواهد افتاد.

اگر حمله ۳۰ ژانویه گذشته را ملاک قرار دهیم، بعید است تحولات سوریه هم باعث شروع جنگ در لبنان شود. اگر کاروانی که هدف قرار گرفت حامل سلاح‌های حزب‌الله بوده، ظاهرا این جنبش تصمیم گرفته که به آن واکنشی نشان ندهد.

دیپلمات‌ها می‌گویند اسرائیل فورا به آنها اطمینان داده که هیچ نقطه‌ای در خاک لبنان هدف قرار نگرفته است. اما حمله گسترده اسرائیل یا آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، بروز درگیری میان حزب‌الله و اسرائیل را تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد کرد، چرا که حزب‌الله بدون شک یکی از سرمایه‌های استراتژیک ایران است. با این حال برخی تحلیلگران شیعه معتقدند که امکان برقرای تفاهم بین آمریکا و ایران وجود دارد، و در این صورت وقوع چنین سناریویی منتفی خواهد شد.

حزب‌الله در سال ۲۰۰۸ با سنی‌ها و دروزی‌های لبنان به‌سختی درگیر شد، اما با وجود تشدید دشمنی‌های فرقه‌ای و اختلافات سیاسی بر سر موضوع سوریه، در حال حاضر بنظر نمی‌رسد هیچکدام از طرف‌ها به دنبال دور جدیدی از درگیری‌های داخلی باشند. جالب اینکه برخی دیپلمات‌های غربی نقش حزب‌الله در ایجاد ثبات در معادلات لبنان را مثبت ارزیابی می‌کنند. یکی از آنها گفت: "منافع ما و حزب‌الله با هم کاملا در تضاد نیست."

ائتلاف‌های مستحکم

حزب‌الله بطور طبیعی نیرویی در مقابل سلفی‌های تندرو قلمداد می‌شود. این گروه‌های سنی جهادی در شهر طرابلس سنگر گرفته اند (البته در برخی مناطق سنی‌نشین دیگر هم حضور دارند)، و خود سنی‌ها هم نظر مثبتی نسبت به آنها ندارند.

ائتلاف مستحکم حزب‌الله با جناح سیاسی میشل عون، ژنرال سابق، به این گروه امکان می‌دهد که علاوه بر شیعیان، به نوعی خود را مدافع مسیحیان هم معرفی کند.

از اوایل سال ۲۰۱۱، حزب‌الله قدرتمندترین حامی دولت لبنان بوده است. این دولت در مجموع طرفدار سوریه است. حزب‌الله در اداره وزارت‌خانه‌ها کارآمدتر عمل کرده است، اما بی‌تجربگی آن در امر حکومت‌داری باعث شده مقصر افزایش تورم، بیکاری، قطع برق و فساد مالی و اداری قلمداد شود. همین انتقادات باعث شده قدری از اعتبار سیاسی آن در میان شیعیان لبنان کاسته شود، اما این گروه هنوز هم در این جامعه دست بالا را دارد.

برخی ناظران شیعه انتخابات عمومی آتی لبنان (که قرار است خرداد ماه آینده انجام شود، اما برگزاری آن منوط به حل اختلافات موجود بر سر قانون انتخاباتی جدید است) را در تحکیم موقعیت حزب‌الله در عرصه سیاست لبنان "تعیین‌کننده" می‌دانند.

به باور آنان، این انتخابات به حزب‌الله امکان خواهد داد پایگاه مستحکمی برای خود ایجاد کند، و با تکیه بر آن به استقبال آینده برود. یکی از این ناظران به‌من گفت: "حزب‌الله به دلایل منطقه‌ای به پایگاه محلی قدرتمندی احتیاج دارد، و با توجه به تحلیل رفتن توان سوریه، حزب‌الله باید نقش پررنگ‌تری در منطقه بازی کند." نقش منطقه‌ای حزب‌الله در سوریه آشکار‌تر است.

حزب‌الله در نهایت احتیاط و بدون سر و صدا تلاش می‌کند متحد استراتژیکش را نجات دهد. گفته می‌شود جنگجویان این گروه در دفاع از روستاهای شیعه‌نشین استان حمص و حرم حضرت زینب در حاشیه جنوبی دمشق شرکت دارند، و به نیروهای سوری راهنمایی تاکتیکی و آموزش‌های لازم برای جنگ خیابانی را ارائه می‌دهند. برخی دیپلمات‌ها متعجبند که چرا حزب‌الله بیش از این به حکومت گرفتار سوریه کمک نمی‌کند.

Image caption حزب‌الله متهم است که در بمب‌گذاری در اتوبوس جهانگردان اسرائیلی در بلغارستان دست داشته است. این اتهام باعث شده که اتحادیه اروپا دوباره برای قرار دادن نام این گروه در فهرست گروه‌های تروریستی تحت فشار قرار گیرد

آنها و برخی ناظران دیگر معتقدند که حزب‌الله تا به اینجا در نتیجه بحران سوریه چندان تضعیف نشده، و حتی اگر حکومت این کشور از هم بپاشد، حزب‌الله از راه‌های دیگری به دریافت سلاح از ایران ادامه خواهد داد.

یک ناظر شیعه می‌گوید: "در حال حاضر سوریه بیشتر به حزب‌الله نیاز دارد تا حزب‌الله به سوریه." اینکه بلغارستان حزب‌الله را به دست داشتن در حمله تروریستی بندر بورگاس متهم کرده احتمالا دردسر سیاسی کوچکی برای این سازمان ایجاد خواهد کرد، اما به احتمال زیاد مسیر تاریخ را تغییر نخواهد داد.

دیپلمات‌های غربی که امیدوار بودند حزب‌الله گام‌های بیشتری در مسیر اعتدال و فعالیت سیاسی بردارد، با شنیدن خبر احتمال دست داشتن این سازمان در بمب‌گذاری بلغارستان دلسرد شدند.

دولت بلغارستان می‌گوید مدارکی که در این زمینه به کشورهای غربی ارائه کرده، "سندی انکارناپذیر" از مسوولیت حزب‌الله است. گفتگوها میان اروپایی‌ها و حزب‌الله در سال ۲۰۰۸ متوقف شد. در آن سال این سازمان متهم شد که شورشیان عراقی را برای حمله به نیروهای غربی مستقر در این کشور تعلیم می‌دهد.

حالا مقامات بریتانیایی بجای اینکه برای از سرگیری گفتگوها تلاش کنند، در صدر کسانی قرار گرفته اند که می‌خواهند نام حزب‌الله به فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا اضافه شود. البته بعید است که این مسأله خواب حزب‌الله را چندان آشفته کند. شیخ نعیم قاسم، معاون رهبر این جنبش می‌گوید: "اتهامات مطرح شده علیه حزب‌الله هیچ تأثیری ندارند، و تغییری در واقعیت‌های موجود ایجاد نمی‌کنند."

مطالب مرتبط