کره شمالی؛ نقش تجارب گذشته در سیاست های آینده

کره شمالی در رویارویی با جهان بر سر برنامه های تسلیحاتی‌اش، سابقه‌ای طولانی دارد. در گذشته این کشور مدعی پیروزی‌های دیپلماتیک در مقابل آمریکا و دیگر کشورها شده بود.

چارلز اسکانلون، خبرنگار بی بی سی در این مطلب این سوال را مطرح می‌کند که آیا تاریخ بار دیگر برای این کشور تکرار می شود یا محاسبات کره شمالی این بار اشتباه از کار در می‌آید.

کره شمالی در دیپلماسی جنگ سرد، تبحر خاصی داشت. این کشور برای گرفتن حداکثر کمک از حامیان کمونیست خود، دولت های اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین را در مقابل هم قرار می داد.

از دهه ۱۹۹۰ میلادی این کشور تلاش کرده تا بازی متفاوتی ارائه دهد. این کشور با توسل به تهدید و اقدام نظامی باعث تقسیم بندی در میان کشورهای همسایه و دشمنان خود شده، و به توافقاتی با آنها دست یافته است.

حتی بعضی از مقامات آمریکا اعتراف می کنند که کیم جونگ ایل، رهبر سابق کره شمالی نقشش را با مهارت انجام داد.

اما حال بیم آن می رود که کیم جونگ اون، رهبر جدید کره شمالی نتواند سیاستی مشابه پدرش اتخاذ کند و باعث بروز درگیری شود که هیچ کس خواهان آن نیست.

علیرغم همه این ها، گفته می شود که رهبری جدید کره شمالی از همان روش های آشنای گذشته استفاده می کند، روش هایی که به جهان یادآوری می کند که کره شمالی در صورت رویارویی با کشوری، بسیار خطرناک است.

هدف استراتژیک پیونگ یانگ تسلیحات هسته ای است که گفته شده می تواند بقای رژیم را در این جهان پرخصومت تضمین کند.

کره شمالی در تلاش است آمریکا را وادار کند تا این کشور را به عنوان یک قدرت هسته‌ای مساوی به رسمیت بشناسد.

در مقابل تحریم های آمریکا علیه کره شمالی به خصوص در بخش اقتصادی و مالی از یکسو و نظامی گری آمریکا از سوی دیگر ظاهرا باعث افزایش تنش در رویارویی رهبر کره شمالی و مشاوران او با آمریکا شده است.

رویارویی های گذشته

Image caption از کیم جونگ ایل، رهبر سابق به عنوان نابغه ای نظامی که توانسته یک ابرقدرت را تحقیر کند، در داخل کره شمالی تقدیر می شود

رویارویی هسته ای که دو دهه پیش آغاز شد، در سال ۱۹۹۴ میلادی شبه جزیره کره را به سوی جنگی بالقوه سوق داد.

در بهار همان سال، دولت بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا، در صدد برآمد تا به نیروگاه اتمی یونگ بیون از طریق هوایی حمله کند.

مقامات ارشد نظامی آمریکا به تقویت گسترده نیروهای نظامی این کشور در کره جنوبی دست زدند. اقدامی که به تحریک کره شمالی در مورد دست زدن به حمله دامن زد.

پس از ماه‌ها بحران، آمریکا سرانجام موافقت کرد که با مقامات کره شمالی وارد مذاکراتی مستقیم شود.

این مذاکرات سرانجام به توافقی منجر شد که براساس آن کره شمالی موافقت کرد در مقابل کمک های اقتصادی دست از فعالیت های هسته‌ای بردارد.

اما دو دهه پس از آن زمان، در حال حاضر کره شمالی احتمالا دارای انباری از تسلیحات هسته ای رو به رشد است و آمریکا دیگر قصد ندارد که برای توقف این کشور متوسل به جنگ شود.

از کیم جونگ ایل، رهبر سابق کره شمالی در کشورش به عنوان نابغه ای نظامی که توانسته یک ابرقدرت را تحقیر کند، تقدیر می‌شود.

او همچنین در سال ۲۰۰۲ میلادی مدعی پیروزی دیگری در رویارویی با آمریکا شد.

جورج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا آشکارا رهبر سابق کره شمالی را متهم کرد که با توسعه یک برنامه جداگانه غنی سازی اورانیوم، توافق بر سر توقف برنامه های هسته‌ای آن کشور را نقض کرده است.

در همان سال آقای بوش از کره شمالی به عنوان بخشی از "محور شرارت" در جهان یاد کرد.

پس از آن کره شمالی توافقنامه بدست آمده در زمینه فعالیت‌های هسته ای را کنار گذاشت و تهدید به تلافی و جنگ کرد.

اما بحران ایجاد شده، بار دیگر از طریق مذاکره و این بار با کمک کشورهای همسایه و مشارکت روسیه و چین پایان یافت.

این مذاکرات به نتیجه ای قطعی منجر نشد و کره شمالی به فعالیت در زمینه تکنولوژی موشکی و تسلیحات هسته‌ای خود ادامه داد.

ظاهرا رهبری کره شمالی از این تجارب، درس های مهمی گرفته است.

کره شمالی به این نتیجه رسیده که تهدید به جنگ و ایجاد بحران در یکی از مناطق جهان که از پویایی صنعتی برخوردار است، همیشه دشمنان را مجبور به عقب نشینی و دستیابی به توافق می‌کند.

بلوف زدن های کره شمالی باید دو نکته مهم را شامل شود، اول این که تهدیدات کره شمالی باید معتبر باشد. به عبارت دیگر رهبری کره شمالی باید به قدر کافی خشن و غیرعقلانی عمل کند که حاضر شود خطر بروز جنگی تمام عیار را حتی اگر به قیمت نابودی خودش منجر شود، به جان بخرد.

و نکته دیگر این که دشمنان کره شمالی، که عملا منظور همان آمریکاست، باید از تهدید به جنگ در دیپلماسی خود استفاده نکنند.

و این همان چیزی بود که در ۱۹۹۴ میلادی اتفاق افتاد، زمانی که وزرات دفاع آمریکا دریافت که بروز جنگ در شبه‌جزیر کره می تواند به کشته شدن صدها هزار نفر در عرض چند روز و نابودی یکی از بزرگترین شهرهای جهان منجر شود.

رهبری جدید

Image caption کیم جونگ اون برخلاف پدرش، تمایل دارد که در انظار عمومی ظاهر شود

کیم جونگ اون، رهبر جدید در به ثبت رساندن اعتبارش به عنوان یک رهبر نظامی در جایگاه پدر و پدربزرگش عجله دارد.

او دو سال پیش و قبل از آن که به عنوان جانشین کیم جونگ ایل، معرفی شود، برای مردم کره شمالی و میلیون ها نفر از پرسنل ارتش آن کشور چهره‌ای ناشناخته بود.

او حالا خود را در قالب یک ژنرال بزرگ نشان می دهد که در خط مقدم ظاهر می شود و تهدید نظامی می کند. برعکس پدرش که در طول ۱۷ سال رهبری هرگز یک سخنرانی عمومی انجام نداد.

در گذشته کره شمالی به همسایه ها و بازیگران منطقه ای متکی بود که با مداخله خود از آمریکا بخواهند که از وارد شدن به جنگی با کره شمالی خودداری کند.

این احتمالا می‌تواند بار دیگر اتفاق بیفتد، هر گونه درگیری می‌تواند تاثیر زیادی بر کره جنوبی بگذارد. ژاپن در معرض موشک های کره شمالی قرار دارد و چین از هر گونه تنشی دوری می‌کند.

اما کیم جونگ اون باید قبل از هر چیزی همه را متقاعد کند که واقعیاتی در پس این تهدیدات وجود دارد.

هر گونه اقدام نظامی از سوی کره شمالی یقینا با پاسخ کوبنده‌ای از سوی کره جنوبی و آمریکا روبرو خواهد شد.

در صورتی که رهبری کره شمالی غیرقابل کنترل و سیاست‌های مخرب او ادامه داشته باشد، چین می تواند با قطع صادرات نفت و سایر کمک های اقتصادی- تجاری خود به آن کشور در این بحران مداخله کند.

کیم جونگ اون و مشاوران او برای تحکیم موقعیت شان در داخل و خارج کره شمالی، به یک سیاست قدیمی متکی هستند. اما مشخص نیست که آیا این بار هم آنها موفق می شوند یا خیر؟

مطالب مرتبط