تهدیدهای کره شمالی علیه امریکا و کره جنوبی چه قدر جدی است؟

گفت و گوی عنایت فانی با دکتر جان سونسون- رایت ، استاد دانشگاه کمبریج انگلستان و پژوهشگر مسائل خاور دور در انستیتوی سلطنتی مطالعات بین المللی موسوم به چتهم هوس.

ژست پرخاشگرانۀ گویندگان تلویزیون کرۀ شمالی که انگار با بییندگانشان سر دعوا دارند و رژۀ سربازانی که بیشتر به رقص رباط ها شبیه است ظاهرا قرار بود نمایش ارادۀ قوی و آمادگی جنگی مردم و ارتش جمهوری دمکراتیک خلق کره باشد ولی اسباب انبساط خاطر همه شده بود و کسی تهدیدهای رهبران این کشور را جدی نمی گرفت تا یکی دو روز اخیر که سران این کشور دست به نقل و انتقالهای موشکهای دوربرد زدند و به خارجی ها گفتند از کرۀ جنوبی خارج شوند چون جانشان در خطر است. آنوقت بود که در کرۀ جنوبی درجۀ هشدار خطر بالا رفت و در توکیو موشکهای ضد موشک پاتریوت مستقر شد. حالا تهدید های رهبران کره به حملۀ اتمی به آمریکا بیشتر و مستمر تر شده.

چقدر خطر جنگ جدی ست ؟

بدون شک، با توجه به توانایی نظامی متعارف و اتمی کره شمالی، با وضعیت خطرناکی روبرو هستیم. اما باید توجه داشت که خیابان‌های سئول آرام هستند، و به نظر من مردم عادی کره جنوبی احساس نمی‌کنند که در وضعیت اضطراری قرار دارند. اونها احتمال حمله مستقیم کره شمالی را چندان جدی نمی‌گیرند و با یک ارزیابی منطقی فکر می‌کنند که این کار برای رهبران کره شمالی به منزله خودکشی ملی است. برای همین هم فضا قدری سوررئالیستی است. چون در طرف دیگر هم دولت کره جنوبی را داریم که طبیعتا نگران حمله موشکی از سواحل شرقی کره شمالی است، و اوضاع را بدقت زیر نظر دارد. همانطور که شما گفتید، دولت ژاپن هم در قلب توکیو سامانه شلیک موشک‌های پاتریوت مستقر کرده، و خطر حمله موشکی از جانب کره شمالی را نسبتا جدی گرفته است.

بله، ولی در عین حال بنظر نمی‌رسد که آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها چندان موضوع را جدی گرفته باشند. وزیر خارجه بریتانیا گفته که اوضاع آنقدرها که مردم فکر می‌کنند هم خطرناک نیست. دلیلش چی است؟

من فکر می‌کنم دولت‌های غربی در اینجا خط مهم و ظریفی را کشیده اند؛ آنها نشان داده اند که قدرت بازدارندگی کافی دارند. در هفته‌های اخیر آمریکا و کره جنوبی مانورهای مشترکی برگزار کردند. بدون شک هدف از این مانورها این بوده که به پیونگ یانگ فهمانده شود که هرگونه اقدام تحریک آمیز نظامی با پاسخ نظامی متناسب از جانب آمریکا و کره جنوبی روبرو میشود. اما در عین حال نباید بنظر بیاید که دارند واکنشی افراطی و از سر عصبانیت نشان می‌دهند. ما قبلا دیده ایم که پیونگ یانگ تلاش می‌کند این چرخه اقدامات تحریک آمیز را ادامه بدهد، و هدفش این است که شهروندان عادی کره جنوبی را دچار ترس و بی‌اعتمادی کند، و البته پیونگ یانگ مسلما به دنبال این است که آمریکایی‌ها را وادار کند که مستقیما با این کشور گفتگو کنند، آنهم نه فقط درباره مسائل هسته‌ای، بلکه در مورد طیف وسیعی از مسائل، از نیروهای مسلح به سلاح‌های متعارف گرفته تا انعقاد یک معاهده صلح. کره شمالی به روشنی به دنبال این است که جایگاهش به رسمیت شناخته شود.

پس در این صورت، بنظر شما هدف اصلی این اقدامات تحریک آمیز وادار کردن آمریکا به نشستن بر سر میز مذاکره است، اما کره شمالی در این مذاکره دقیقا به دنبال چه است؟

این سوال خیلی مهمی است و جواب دادن به آن بسیار سخت. فکر می‌کنم کره شمالی در وهله اول به دنبال کمک‌های اقتصادی است. انها سابقه این را دارند که بخاطر وادار کردن طرف مقابل به کمک، کارهای تحریک آمیز انجام بدهند. اما مسأله کلی‌تر جایگاه سیاسی کره شمالی است. پیونگ یانگ می‌خواهد به عنوان یک بازیگر مهم شناخته شود، و دستور کار و زمان مذاکرات با طرف مقابل را تعیین کند. دولت اوباما سیاست موسوم به "صبر استراتژیک" را در پیش گرفته، و تا موقعی که کره شمالی به روشنی نشان ندهد که حاضر است دست کم برنامه هسته ای را متوقف – و نهایتا به کلی تعطیل - کند، واشنگتن به وضوح نشان داده که به هیچ وجه حاضر نیست اقدامی انجام دهد که به نوعی پاداش دادن به اقدامات تحریک آمیز کره شمالی تلقی گردد.

آیا آقای کیم جونگ اون حقیقتا اداره امور را در دست دارد، یا این که رهبران نظامی هستند که قدرت واقعی را در اختیار دارند؟

بنظر من جواب مطمئن دادن به هر گونه سوالی درباره اوضاع سیاسی داخلی کره شمالی کار واقعا سختی است. ولی اگر یک سال گذشته را ملاک قرار بدهیم، می‌بینیم که قدرت کیم جونگ اون بسیار سریع تثبیت شد، و در جریان به قدرت رسیدن او هماهنگی خاصی دیده میشد و مقامات کره شمالی او را رهبر بلا منازع کشور معرفی می‌کردند. با نگاه به هر سه بازوی دولت کره شمالی، یعنی ارتش، حزب کمونیست و دستگاه حکومت، می‌بینیم که کیم جونگ اون در موقعیت مستحکمی قرار دارد. در چند ماه اخیر شاهد بودیم که کیم جونگ اون سعی کرده با انجام برخی اقدامات تسلطش را – به خصوص بر ارتش – نشان دهد. اما هیچوقت نمی شود به آسانی فهمید که چقدر از این ژست‌ها واقعی هستند و چقدرشان برای مصرف خارجی هستند. ارتش همیشه در سیاست کره شمالی بازیگر مهمی بوده است، به خصوص در دهه 1990، و به نوعی در مرکز حکومت این کشور قرار دارد. به همین دلیل هم این گونه اقدامات نظامی و یا تهدید به انجام آنها، یکی از راه‌های تقویت موضع ارتش هستند، و به همین خاطر بعضی‌ها معتقدند که همه ماجراهای اخیر با این هدف طراحی شده که اقتدار سیاسی کیم جونگ اون را نسبت به ژنرال‌هایش تثبیت کند.

اگر این طور باشد و رهبر کره شمالی همه این کارها را با هدف تقویت اعتبار و اقتدار سیاسی اش کرده باشد، آیا بنظر شما در این کار موفق بوده؟

فکر می‌کنم فعلا بله. یکی از مسائل موجود در این بحران این است که کره شمالی علاوه بر چالش استراتژیکی که برای همسایگانش ایجاد می‌کند، به دنبال تضمین رفاه شهروندانش است. حدود یک هفته پیش در یکی از جلسات حزب کارگران کره شمالی اعلامیه ای صادر شد که در آن بر حفظ سرمایه‌های هسته ای کشور تأکید شده بود. اما در عین حال در این اعلامیه به ضرورت گسترش توانایی‌های اقتصادی کشور هم پرداخته شده بود. این برای رهبران کره شمالی چالش بسیار جاه طلبانه ای است. تصمیم پیونگ یانگ مبنی بر ممنوعیت موقت دسترسی به مجتمع صنعتی کیسونگ (Kaesong Industrial Complex) بخشی از برنامه این کشور برای افزایش فشارها و تهدیدها بر همسایگانش است. اما توانایی ادامه این وضعیت در دراز مدت تحت‌الشعاع مجموعه این اهداف اقتصادی قرار می‌گیرد و بنظر من، اگر کیم جونگ اون نتواند به وعده‌های اقتصادی عمل کند، حفظ موقعیتش در ساختار رهبری کره شمالی سخت‌تر میشود.

بنظر می‌رسد که چینی‌ها از تهدیدات کره شمالی ناراضی هستند. نقش چینی‌ها در این بین دقیقا چیست؟ انها تا چه حد روی کره شمالی نفوذ دارند؟

چین نفوذ بسیار زیادی روی کره شمالی دارد و تنها متحد این کشور است. چین حدود 80 درصد سوخت و انرژی کره شمالی را تأمین می‌کند. چین سرمایه‌گذاری زیادی هم در کره شمالی انجام میدهد و برای مثال سعی کرده استخراج منابع زیرزمینی این کشور را توسعه دهد. در نتیجه چین تنها کشوری است که از اهرم‌های اقتصادی و سیاسی لازم برای اعمال فشار به رهبران کره شمالی برخوردار است. مطمئنا در جریان هستید که علاوه بر رهبران عالی رتبه چین، مردم عادی این کشور هم از شرایط فعلی ناراضی هستند، و از تداوم این اقدامات تحریک آمیز نگرانند. مطابق گزارش‌ها، در فضای مجازی چین نگرانی‌هایی درباره خطر تشعشعات هسته‌ای ناشی از آزمایش دو ماه پیش کره شمالی – و همچنین آزمایش‌های احتمالی در آینده - مطرح شده. اما بنظر من باید مواظب باشیم که در مورد میزان فشاری که دولت چین واقعا حاضر است بر کره شمالی بیاورد اغراق نکنیم. این هم دلایل خودش را دارد؛ اِعمال ِ فشار زیاده از حد ممکن است حکومت کره شمالی را بی‌ثبات کند. نگرانی چینی‌ها این است که این فشارها باعث فروپاشی نظام سیاسی کره شمالی شود، و در نتیجه آن سیل پناهجویان از مرز دو کشور به چین سرازیر شود. علاوه بر ان، چنین اتفاقی یک خلاء ژئوپلیتیکی استراتژیک ایجاد می‌کند که توسط آمریکا و متحدش – کره جنوبی – پُر خواهد شد، و ایجاد چنین وضعیتی یک چالش استراتژیک واقعی برای منافع چین خواهد بود. به این دلایل بنظر من بعید است که دولت چین حاضر باشد فشار معناداری به کره شمالی بیاورد.

اگر هدف اصلی کره شمالی این است که آمریکا را وادار به مذاکره کند، بنظر شما واکنش دولت اوباما چه باید باشه؟

دولت اوباما در یک سال گذشته چند بار ابراز تمایل کرده که فرستادگانی به کره شمالی بفرستد و این کشور را به اصطلاح "سر ِ عقل بیاورد". اما بنظر من، در این میان جنبه عمومی دیپلماسی آمریکا خیلی مهم است. آمریکا نمی‌خواهد اینطور بنظر بیاید که دارد به کره شمالی به خاطر اقدامات تحریک آمیزش جایزه میدهد. در عرصه سیاست داخلی آمریکا هم، کنگره – و به خصوص مجلس نمایندگان که جمهوریخواهان در ان اکثریت دارند – دوست ندارند آمریکا کاری کند که کوتاه امدن در مقابل کره شمالی به حساب بیاید. علاوه بر این، آمریکایی‌ها خیلی از رفتار کره شمالی شاکی هستند. با الگویی که کره شمالی در پیش گرفته، آمریکایی‌ها باید مرتبا به پیونگ یانگ بروند و بر سر توافقات قبلی مذاکره کنند. در نتیجه آمریکا از اینکه بنظر بیادد به چنین الگویی تن داده، اکراه دارد.