راه حلی برای آن وقت که نمی دانی 'یاران را چه شد؟'

Image caption یکی از انجمن‌های پرطرفدار انجمن کسانی است که دوست دارند چند ساعت بازی کنند

می شود دست همسر و بچه ها را گرفت و از این ایالت به ایالت دیگری رفت و شغل جدید و آینده جدیدی را آغاز کرد. اگر عزب باشی هم که راحت تر، چمدانت را بر می داری و می روی، آنجا که افق بهتری به رویت گشوده است.

این رسم ینگه دنیاست، از همان اول که مهاجران اروپایی به امید زندگی بهتر پا به این سرزمین گذاشتند، این قوم همیشه در سفرند تا موقعیت های بهتری به دست بیاورند.

اما این نوع از زندگی مشکلات خودش را هم دارد. دور شدن از آنجا که به دنیا آمده ای، یا شهری که در آن به دانشگاه رفته ای، به معنی خداحافظی با دوستانی است که با آنها روزگاری را سپری کرده ای و چیزهایی که در محیط اطرافت دوست داری.

وقتی که دور شدی، لابد از خودت می پرسی پس "دوستداران را چه شد".

به ایالت جدیدی رفتی که آب و هوا و اقلیم جدیدی دارد و از خودت می پرسی پس "عندلیبان را چه پیش آمد"

"از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد"؟

وعده‌گاه

در بسیاری از شهرهای آمریکا، می توانید برای پیدا کردن آشنا و رفیقی که مثل شما فکر کند، یا تفریحاتی مثل شما داشته باشد به سراغ اینترنت بروید.

به غیر از وب سایت های دوست یابی که بیشتر برای جوش دادن محبت بین دل های سرگردان است، وب سایت هایی هم در اینترنت هستند که کارشان جمع کردن کسانی است که علایق و سلایق مشترکی دارند.

یکی از آنها سایتی است به نام "میت‌آپ" (Meetup) که افراد در آن گروه های مجازی تشکیل می دهند و از طریق همان گروه های اینترنتی، با هم قرارهای واقعی می گذارند و همدیگر را ملاقات می کنند.

این گروه ها دسته بندی های مختلفی دارند و فعالیت های متفاوتی هم در آنها انجام می شود. از گروه هایی که برای پیاده روی است گرفته تا گروهی که برای عکاسی از طبیعت تشکیل شده، یا گروهی که فقط و فقط، اعضایش با هم می روند و شام می خورند.

برای تهیه برنامه "ینگه دنیا" به دیدار اعضای سه تا از این گروه ها رفتم. یکی در ایالت مریلند، یکی در ایالت ویرجینیا و یکی هم در واشنگتن دی سی.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

انجمن بشقاب‌پرنده

البته اسم انجمن، چیز دیگری بود. اسم انجمن بود، انجمن دوست داران داستان های علمی- تخیلی.

انجمنی بود برای کسانی که این گونه داستان ها را می خوانند و دوست دارند. داستان هایی درباره نیروهایی که از سیارات دوردست می آیند و می خواهند آسایش را از زمینیان بگیرند. یا اصلا از همین زمین به سیارات دیگر می روند.

این انجمن نزدیک به شصت سال است که در شهر واشنگتن دی سی و اطرافش سابقه دارد. الان هم چند سالی می شود که در همین سایت میت‌آپ برای خودش صفحه ای باز کرده است.

جلسه ای که من به آن رفتم، در شهری ساکت و کوچک بود. صاحبان خانه، کندی و شوهرش، جان بودند.

کندی می گوید که سایت میت‌آپ، سبب شده که تعدادی جوان هم به گروه آنها اضافه شود. او امیدوار است که این طوری چراغ انجمن روشن بماند.

اعضای انجمن، هر دو هفته یک بار با هم دیدار می کنند. یکی از این دیدارها، تنها مهمانی است و دیگری، برنامه ریزی برای تجمع های بزرگترشان است. اینکه چه نویسندگانی را دعوت کنند و چه کارهایی انجام بدهند.

یکی از اعضای این انجمن، به من گفت که چطور همین گروه ها، او را از فرو رفتن در مشکلاتی که بعد از طلاق برایش پیش آمده بود، حفظ کرده است.

همزمان با جدا شدن از همسرش، شغلش را هم از دست داده بود. برای همین دنبال چاره ای می گشت برای پر کردن روزهای کشدار و ساعت های بی کاریش. این وب سایت در آن روزها به کارش آمده بود.

در مهمانی این گروه، چیزی که زیاد بود، انواع و اقسام شیرینی بود و قهوه با گپ های دوستانه.

انجمنی برای گروه سنی ۳۰+

بعد از آن سری به یک گروه از آدم های بازیگوش زدم. گروهی از مردان و زنانی که بالای سی سال سن دارند. آنها هفته ای یکی دوبار دور هم جمع می شوند و بازی می کنند.

بازی هایی که آنها خودشان را به آن مشغول می کنند، بیشتر بازی هایی هستند شبیه به مونوپولی. یک نوعی از جنگ قدرت بین شرکت کنندگان و نوعی استراتژی برای ساختن یک تمدن، مستغلات یا چیزی شبیه این ها.

یک نوعی از بازی با کارت هم انجام می دهند. بازی هایی که آنچنان معروف نیستند.

قوانین خاص خودشان را هم داشتند. نوشیدنی الکلی و مواد مخدر در این جلسات بازی، ممنوع است. کسانی هم که خیلی احساساتی شوند و بخواهند سر بازی بقیه را ناراحت کنند، کم کم از جمع کنار گذاشته می شوند. هر کسی هم که به جلسه می آید، باید کمی پول با خودش بیاورد، در حد چند دلار برای خریدن مواد غذایی که در جلسه بعدی همه می خورند.

مایک صاحب خانه است و به جرات می توانم بگویم که در سالن پذیرایی خانه اش، دست کم بیست جور بازی وجود دارد.

اعضای این گروه آنچنان به بازی های خود علاقه دارند که حتی برای حرف زدن با من از جایشان بلند هم نشدند. همان پشت میز. انگار که وقت تنگ است و دنیا دارد از بین می رود.

اندرو، هم خانه مایک است. چند سال پیش از ایالت ایندیانا به ویرجینیا آمده. ظرف یکی دوماه این گروه را پیدا کرده و حالا یکی از ستون های این گروه است.

کریگ، یکی دیگر از اعضای گروه است که از ایالت پنسیلوانیا آمده. او علاوه بر این گروه، با یک گروه دیگر هم وقت می گذراند. گروهی که با هم پوکر بازی می کنند.

کریگ می گوید که آدم هایی مانند آنها که این همه بازی دوست دارند، آدم های خوب و بی آزاری هستند و تا به حال در این گروه ها به آدم های ناجور بر نخوردند.

آن قدر آدم های این گروه با هم جور هستند که حالا یکی از آنها دوست دختر مایک است.

آدم هایی که تنها نقطه اشتراکشان، عشقشان به بازی کردن است و از طریق همین وب سایت میت آپ است که همدیگر را شناخته اند.

انجمن نومسلمانان مقیم مرکز

حالا شما باورتان نشود، اما واقعا اسم این گروه همین است: گروه نومسلمانان واشنگتن دی سی.

گروهی هستند به سردستگی تدی. جوانی سیاهپوست که زمانی مسیحی معتقدی بوده و حالا به اسلام گرویده.

Image caption تدی با صلیبی که روی دستش خالکوبی کرده، یادگاری از دوره مسیحی بودنش

روی دستش یک صلیب خالکوبی کرده بود. سال ها پیش و حالا آن را نمی پوشاند.

او را در رستورانی دیدم که بنا بود اعضای گروه هم به ما بپیوندند، اما این طور نشد.

سیب زمینی سرخ کرده سفارش داد، با یک نوع خوردنی عربی بدون گوشت.

می گفت که مسلمانی در کشوری غیر مسلمان کار راحتی نیست. نمونه اش همین غذا بود.

غذای حلال را باید در رستوران های خاصی پیدا کرد. اگر رستوران مخصوص را پیدا نکنید، ناچار باید غذاهای غیرگوشتی سفارش بدهید.

یا تعطیلات. سال نوی مسیحی با میلاد مسیح همراه است و درخت کریسمس در گوشه و کنار شهر دیده می شود. پشت کردن به همه اینها از جانب کسی که دوران کودکی اش را با این تعطیلات گذرانده، نباید کار راحتی باشد.

تدی می گوید که چطور همین چیزهای کوچک، باعث می شود نو مسلمانان با شرایط جدیدی روبه رو شوند.

گروه آنها برای همین است که آدمهایی از این دست بتوانند با هم آشنا شوند و همدیگر را در مشکلاتی که دارند یاری کنند.

برخلاف بسیاری از نومسلمانان در آمریکا، تدی نامش را به نامی عربی تغییر نداده است.

می گوید که حالا نامش هم نامی مسلمانی شده است.

یکی از آخرین وعده های دیدار او و اعضای گروهش در گردهمایی مسلمانان آمریکای شمالی بود.

گردهمایی در دو سالن بزرگ در شهر واشنگتن برگزار شد.

از جلسه پرسش و پاسخ داشتند تا مسابقه تلاوت قرآن و جلسه سخنرانی برای جوان‌ترها. درباره اینکه چطور در جامعه جوانان خوبی برای خانواده هایشان باقی بمانند.

مطالب مرتبط