آیا نزاع سوریه، جنگ فرقه ای است؟

وجود انگیزه های مذهبی در صفوف مخالفان نظام حاکم بر سوریه اکنون دیگر واقعیتی انکار ناشدنی است و اصطلاح «جنگ فرقه ای»، همچون عنوانی دائمی و به رسمیت شناخته شده برای بحران سوریه به کار می رود اما آیا اطلاق چنین عنوانی بر آنچه در سوریه می گذرد درست است؟

جنگ فرقه ای به وضعیتی گفته می شود که پیروان دو مذهب رو در روی یکدیگر قرار بگیرند، این جنگ می تواند ریشه در اختلاف عقیده داشته باشد یا تضاد منافع اما در هر دو حال شعارها و اهداف دو طرف درگیر است که ماهیت فرقه ای آن را مشخص می کند و تعلقات مذهبی است که تعیین می کند چه کسی در کدام سوی جبهه قرار گیرد.

در مورد سوریه، این شاخصها تنها در مورد یک طرف درگیر صادق است چراکه نظام حاکم بر سوریه هیچگاه نه شعارها و اهداف مذهبی داشته و نه بافت و شاکله آن بر اساس تعلقات مذهبی است، حال آنکه در جناح مخالف، هر قدر هم که اپوزیسیون خارج نشین می کوشد آنچه در سوریه می گذرد را خیزشی مردمی معرفی کند که پیروان همه مذاهب در آن شرکت دارند و جز برای آزادی و دموکراسی نمی جنگند، واقعیتی که بر داخل سوریه حاکم است، شورشی مسلحانه است که اسلامگرایان حرف اول را در آن می زنند، رنگ و بوی مذهب اهل سنت بر سر تا پای آن نشسته و پیروان دیگر مذاهب در خوشبینانه ترین حالت، غیرخودی و در بدترین حالت دشمنانی کافر شمرده می شوند که باید خونشان را ریخت و اماکن مذهبی شان را ویران کرد.

بشار اسد و شماری از مقامهای بلندپایه لشگری و کشوری سوریه از پیروان مذهب علوی اند اما اینکه نظام او یکسره علوی قلمداد و جنگ سوریه به نزاع سنی - علوی فرو کاسته می شود، خطائی آشکار و ناشی از نگاه سطحی حاکم بر رسانه هاست که البته جریانها و دولتهایی هم که از ترویج این دیدگاه خطا نفع می برند به آن دامن زده اند.

نظام حاکم بر سوریه ن‍‍ظامی سکولار و بازمانده نسلی از نظامهای ناسیونالیستی - سوسیالیستی عربی است که افراد را نه بر اساس تعلقات مذهبی، که بر اساس وفاداری به نظام و حاکمان به حلقه بسته خود راه می دهند. این نظامها نه ضد مذهب بوده و نه داعیه مذهب داشته اند، ظواهر مذهبی و حساسیتهای اهل مذهب را تا آنجا که مزاحم سیاستهایشان نبوده رعایت کرده و نهادهای دینی را محترم شمرده اند، مذهبیهای سیاسی را سرکوب کرده اما با خود مذهب در نیفتاده اند.

در نظام حاکم بر سوریه، سنی و علوی و مسیحی و دروزی و شیعه تا آنجا که وفادار به نظام باشند سهیمند، سنی مذهبها همیشه در بالاترین رده های نظام سوریه حضور داشته اند و هنوز هم در حلقه تنگ و بسته یاران بشار اسد حضور دارند. اینکه گفته می شود نظام سوریه در دست علویهاست، ناشی از خطای رایج رسانه هاست که در ساده کردن مفاهیم برای مخاطب، فراوان پیش می آید که مرزهای دقت و واقعیت را زیر پا می گذارند.

اکثریت بدنه و فرماندهان ارتش سوریه را نیز سنی مذهبان تشکیل می دهند، اساساً جمعیت ده درصدی علوی، حتی اگر دیگر اقلیتها هم به آن افزوده شوند در اندازه ای نیست که بتواند سامان ارتش و نظام را سر پا نگاه دارد.

شبه نظامیانی که همگام با ارتش با مخالفان درگیرند و کشتارها و اقدامات خلاف حقوق بشر بیش از ارتش به آنها نسبت داده می شود هم به همان اندازه علویها و چه بسا بیش از آنها، از اهل سنت تشکیل شده اند. شبه نظامیان علوی عمدتاً در مناطق علوی نشین شمال غرب سوریه فعالند و در بقیه مناطق، گروههای شبه نظامی هوادار نظام، عمدتاً از اهل سنتند.

اما در جناح مقابل، اگرچه هنگامی که جنبش علیه نظام به پا شد، همچون دیگر خیزشهای زنجیره ای عربی، شعارها و اهداف مخالفان خالی از جهتگیری مذهبی بود، اما بویژه پس از ورود گروههای مسلح به معادله، بتدریج مهار جنبش در دست اسلامگرایان قرار گرفت. گروههای مسلح که هسته اولیه آن را جداشدگان از ارتش پایه گذاشتند، با پیوستن غیرنظامیان به آن به جایی رسید که حتی همان ارتشیهای تربیت شده نظام دنیامدار هم جهتگیری مذهبی پیدا کردند.

خبرنگارانی که با فرماندهان ارتش آزاد سوریه گفتگو کرده اند شاهدند که چگونه در این دو سال، حتی زبان این فرماندهان هم مذهبی شده: مرحبا (سلام رایج در سوریه) جای خود را به سلام علیکم داده که در این کشور همیشه خاص مذهبیون بوده، گفتار این فرماندهان آکنده شده از اصطلاحات رایج در زبان افراد مذهبی.

یگانهای ارتش آزاد سوریه در آغاز به نام هر منطقه ای که در آن تشکیل شده بودند شناخته می شدند اما اکنون که شلیک هر موشکشان با صدای الله اکبر همراه شده، همگی نامهای یاران پیامبر و سرداران صدر اسلام بر خود گذاشته اند،‌ برخی از نامها هم چنان انتخاب شده اند که نشان از دشمنی با شیعه در خود داشته باشند، مانند معاویه بن ابی سفیان و سعد بن ابی وقاص و خالد بن ولید.

گروههای بنیادگرای جهادی هم روز به روز بیشتر در سوریه قوت گرفته و حتی اداره برخی مناطق را در دست گرفته اند. این گروهها از لحاظ نظامی و سازمانیافتگی توانایی بیشتری از ارتش آزاد از خود نشان داده اند تا آنجا که بسیاری از نفرات ارتش ازاد به آنها پیوسته و بسیاری دیگر هم تا حدود زیادی تحت تاثیرشان قرار گرفته اند. جبهه نصرت که مهمترین این گروههاست، رسماْ خود را بخشی از القاعده اعلام کرده است.

اپوزیسیون خارج نشین سوریه تلاش زیادی کرده که جنبشی که در سوریه به راه افتاده را از فرقه گرایی مبرا نشان دهد، انتخاب یک مسیحی (جورج صبرا) به ریاست ائتلاف مخالفان هم در این راستاست اما هیچ نشانه ای به دست نیامده که ثابت کند این ائتلاف بر آنچه در سوریه می گذرد تآثیرگذار است. آنچه توده های مردم مخالف با نظام به رسمیت می شناسند و با آن همدلی نشان می دهند، ارتش آزاد و گروههای مسلحند که در داخل سوریه مبارزه می کنند.

اخیراْ‌ دیگر همین اپوزیسیون خارج نشین هم ناچار شده است اذعان کند که جبهه مخالف نظام سمت و سوی فرقه ای گرفته است و حتی گاه دیده می شود که برخی از همین فعالان سیاسی خارج نشین هم با اینکه قبلاْ هیچگونه سابقه اسلامگرایانه نداشتند، در مصاحبه ها موضعگیریهای فرقه گرایانه از خود نشان می دهند.

بنابراین، صفت فرقه گرایی تنها در مورد یکی از دو طرف درگیر در سوریه صدق می کند و اطلاق جنگ فرقه ای بر بحران سوریه،‌ نادرست است، آنکه بر طبل فرقه گرایی می کوبد جناح مخالف مسلح است و نه نظام. این فرقه گرایی اگرچه پیامدهای هولناکی به بار می آورد اما ابزاری کارآمد برای تبلیغ علیه ایران و متحدانش در عراق و لبنان و به انزوا راندنشان بوده است. از این رو، بیراه نیست اگر برخی دولتهای پشتیبان حامیان جناح مخالف بشار اسد را در کمک به ایجاد شکاف فرقه ای در سوریه، سهیم بدانیم.

ورود حزب الله لبنان به معرکه نبرد در سوریه تغییری در این معادله نمی دهد. حزب الله اگرچه جنبشی شیعی است اما در دفاع از نظام بشار اسد،‌ تآکید می کند که میان شیعه و غیرشیعه فرقی نمی نهد و هواداران این نظام را از هر مذهبی که باشند زیر چتر حمایت خود می گیرد. حزب الله در جنوب لبنان به خانواده هایی سوری پناه داده که هدف حمله مخالفان بشار اسد قرار گرفته و از کشورشان آواره شده اند، بسیاری از این خانواده ها سنی مذهب یا مسیحی اند.

از سوی دیگر، در حالی که فتواهای فراوانی در جهاد علیه بشار اسد صادر شده و خون حامیانش مباح شمرده شده و کم نیستند کسانی که شیعیان را کافر شمرده و به حکم به قتلشان و ویرانی حسینیه ها و زیارتگاههایشان می دهند، در طرف مقابل تاکنون از هیچ مرجع و روحانی شیعی فتوائی علیه مخالفان سنی مذهب بشار اسد شنیده نشده است.

مطالب مرتبط