در جذبه جز و در جاذبه جاز

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

یک سبک موسیقی در جهان هست که در غرب و شرق عالم آن را جز تلفظ می‌کنند. (بر وزن خز) در ایران و افغانستان به این سبک موسیقی می‌گویند جاز.

سه دسته هم فارسی زبان داریم. آنها که می‌گویند مثل همه مردم جهان به این سبک موسیقی بگوییم جز. دسته دوم که می‌گویند: نه. همان جاز بگوییم که شناخته شده است. دسته سوم هم ساکتین هستند که اصلا حرفی در این باره نمی‌زنند.

گروه اول می‌گویند که چون به اشتباه به ساز درامز که مجموعه ای از چند طبل و سنج است می‌گویند "جاز" پس نباید به سبک موسیقی بگوییم "جاز". ضمن آن که می‌شود تلفظ درست را جا انداخت. سخت هم نیست.

گروه دوم می‌گویند خب بگویند "جاز". این طور جا افتاده دیگر. باید با زبان مردم جلو رفت. نباید خود را فراموش کنیم و طابق النعل بالنعل با غربی‌ها جلو برویم. مگر آنها تمام اسم‌های ما را درست تلفظ می‌کنند که ما هم اسم آنها و اسم موسیقی هایشان را عین آنها تلفظ کنیم.

احتمالا متوجه شدید که من در گروه اول هستم. برای همین شاید خیلی نظرات گروه دوم را درست منتقل نکردم. همین جا از همه گروه دومی‌ها عذرخواهی می‌کنم.

راستی، گروه سوم همچنان ساکتند.

جذاب مثل آفرینش

موسیقی جز را در بسیاری از کشورهای دنیا به موسیقی سیاهپوستان می‌شناسند. این موسیقی از شهر نیواورلئان شروع شد. در جنوب ایالات متحده آمریکا.

برده‌هایی که اروپایی‌ها از آفریقا با خودشان آورده بودند، کم کم شروع می‌کنند به نواختن سازهای غربی و آن را با ریتم‌ها و نواهای اجدادی قاطی می‌کنند و کم کم موسیقی جز شکل می‌گیرد.

در مدرسه موسیقی دوک الینگتون، مقدمه ای از این مفصل تر را "راستی حسن" برای ما تعریف کرد.

ما، یعنی من به علاوه چند خبرنگار دیگر که از کشورهای دیگر آمده بودیم و در ماه ارج گذاری موسیقی جز، بنا بود که به ما درباره این نوع از موسیقی توضیح دهند.

راستی حسن، یک آقای پا به سن گذاشته است که در چهل و پنج سال گذشته مجری و برنامه ساز برنامه‌های جز در رادیوهای محلی واشنگتن بوده.

او در چند دانشگاه شهر واشنگتن تاریخ موسیقی جز را تدریس کرده و می‌کند. برای همین یکی از بهترین انتخاب‌ها برای برگزاری این جلسه بود.

او از پیدایش این نوع از موسیقی در مزارع نیواورلئان گفت. بعد از بزرگانی گفت که چطور این موسیقی را قوام بخشیدند و آنها که آن را به اوج رساندند.

از مایلز دیویس گفت. از جان کولترین. از دیزی گلیسپی و از وینتون مارسلوس که زنده هست و پر کار.

مهمتر از همه از دوک الینگتون حرف زد.

از دوک الینگتونی که در همین شهر واشنگتن دی سی به دنیا آمده بود و از مهمترین آهنگسازان موسیقی جز بود.

بعد از سخنرانی راستی حسن، گروهی از هنرجویان مدرسه دوک الینگتون برای ما برنامه اجرا کردند.

دو نفرشان در کلاس نوازندگی خلاق بودند و دو نفرشان را معلم از کلاس‌های دیگر آورده بود.

یکی از نکات مهم در موسیقی جز که در این جلسه هم به آن اشاره شد، همین بود که این نوع از موسیقی بر بداهه نوازی استوار است.

برای همین هنرجویانی از کلاس‌های مختلف در کنار هم می‌توانستند بنشینند و با هم شروع کنند به نواختن و لذت بردن از موسیقی که می‌نوازند.

آنجلیکا، دختری که پشت درامز نشسته بود، بعد از پایان موسیقی به من گفت که موسیقی جز را برای این دوست دارد که هر کس می‌تواند به راحتی حرفش را در این موسیقی بزند و نوازنده‌ها با هم و با مخاطب از طریق موسیقی ارتباط برقرار می‌کنند.

بر سبیل اتفاق

این جریان سیال ملودی و ترانه در موسیقی جز یکی از مهمترین ویژگی‌های این نوع از موسیقی است که بسیاری را به آن جذب می‌کند.

کسانی که حتی فکرش را هم نمی‌کردند. آنجلیکا از موسیقی گاسپل شروع کرد و به جز رسید و خیلی‌های دیگر که با آنها صحبت می‌کردم، هر کدام از نوعی از موسیقی شروع کردند و به اینجا رسیدند. حتی کسی می‌گفت از موسیقی متال به جز رسیده است.

جز حتی کسانی از فرهنگ‌های دیگر را به خودش جذب می‌کند.

مثل کلی، خانمی که چهل سال پیش به همراه خواهرش از اتیوپی به آمریکا آمده.

او و خواهر دوقلویش، بیست و پنج سال پیش تصمیم می‌گیرند تا یک رستوران اتیوپیایی باز کنند.

یک رستوران پیدا می‌کنند و مکانش را اجاره می‌کنند و چند روز بعد از بازگشایی رستوران، با نوازندگانی مواجه می‌شوند که از در تو می‌آیند و می‌پرسند: "آیا برای آنها کاری دارند؟"

پیش از اینکه دو خواهر رستوران اتیوپیایی خود را در این مکان باز کنند، محل رستورانشان، کلاب موسیقی جز بود.

آنها تصمیم می‌گیرند که در کنار غذای اتیوپیایی موسیقی جز هم داشته باشند.

این طوری می‌شود که می‌افتند در کار موسیقی جز. حالا هم دیگر غذای جامائیکایی می‌فروشند.

اوایل یک نوازنده ترومپت به آنها در انتخاب موسیقی و گروه‌ها کمک می‌کرده. اما کم کم خودشان خبره می‌شوند و متوجه می‌شوند کدام گروه‌ها و کدام سبک‌ها برای مخاطب جذابتر هستند.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

عشق راستین

دو شب بعد، راستی حسن را دوباره می‌بینم.

بین ساعت ده تا دوازده شب در یکی از رادیوهای واشنگتن برنامه موسیقی جز دارد.

یک کیف پر از سی دی داشت و از میان آنها یکی یکی انتخاب می‌کرد و پخش می‌کرد.

توی دو ساعت بنا به حس و حال خودش موسیقی انتخاب می‌کرد و درباره آنها حرف می‌زد.

یک طوری مثل کاری که کلی در هفته انجام می‌دهد. انتخاب موسیقی دان‌ها و برنامه ریزی برای اجرای آنها.

راستی حسن برایم گفت که چطور در این سالها برای داشتن یک برنامه موسیقی جز در رادیوهای مختلف جنگیده. از ایستگاه‌هایی گفت که در همین دور و اطراف واشنگتن ورشکست شدند و آنها که مجبور شدند برنامه‌های موسیقی جز را تعطیل کنند.

می گوید که این نوع از موسیقی یادگرفتنی است. حتی دوست داشتنش هم یاد گرفتنی است.

مثلا می‌گوید که چطور دخترش را از کودکی با جز بزرگ کرده. حتی برایم می‌گوید که چطور نام دخترش، عایشه، را از روی آهنگی انتخاب کرده که جان کولترین ساخته و نامش عایشه است.

از راستی حسن می‌پرسم، اگر بنا باشد به کسانی که موسیقی جز را نمی‌شناسند یک اثر معرفی کنی و آنها را به جز معتاد کنی، چه پیشنهادی داری.

برایم از قطعه ای صحبت می‌کند که ساخته چارلی پارکر است. در این قطعه علاوه بر سازهای متداول در موسیقی جز، سازهای زهی کششی هم هست.

همنوازی ویولون، ویولن سل، ویولا و کنتراباس شنیدن قطعه مورد نظر راستی حسن را برای مخاطب آسانتر می‌کند.

قطعه summertime با اجرای چارلی پارکر.

این قطعه را گوش کنید. شاید شما هم طرفدار موسیقی جز شدید.

مطالب مرتبط