"بر سبیل تیغ: سی آی اِی، ارتش سری و جنگ در سرحدات جهان"

Image caption کتاب جدید مازتی به گوشه هایی از عملیات سی‌آی‌ای در جهان می پردازد

مارک مازتی، برنده جایزه پولیتزر، در کتاب جدید خود "بر سبیل تیغ" به تشریح چگونگی تبدیل سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا، سی آی اِی و نیروهای ویزه ایالات متحده به ماشینهای حذف فیزیکی پیکارجویان در تاریک ترین زوایای گیتی پرداخته است.

مارک مازتی به خاطر گزارشهای خود در خصوص خشونتها در پاکستان و افغانستان در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت جایزه پولیتزر شد.

در مصاحبه ای با بخش فارسی بی بی سی، این نویسنده به تشریح ابعادی از جنگ سایبری پنتاگون در خاورمیانه و عملیات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی بر فراز ایران پرداخته است.

سوال: ردیابی و حذف فیزیکی پیکارجویانی که آمریکا تهدید تلقی می کند در ابعادی که امروز می بینیم، به نسبت پدیده جدیدی است و آن طور که شما در کتابتان توضیح می دهید به جلسه ای در کاخ سفید برمی گردد که با فاصله کمی بعد از حملات یازدهم سپتامبر تشکیل شد. در آن جلسه چه تصمیمی گرفته شد؟

مارک مازتی: خوب این برمیگردد به زمانی که جرج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا، دست سی آی اِی را برای ربودن و قتل در سراسر دنیا بازگذاشت. مدتها بود که سی آی اِی از این نوع آزادی عمل محروم بود. آن جلسه ای که من در کتابم تشریح می کنم زمانی اتفاق می افتد که چند ماه از حملات یازدهم سپتامبر گذشته است و نمایندگان سی آی اِی برای ارائه طرحی به کاخ سفید آمده اند. در این طرح، ایجاد تیمهایی برای رخنه به پایتختهای اروپایی و مراکز پر جمعیت با هدف کشتن رهبران پیکارجویان پیش بینی شده بود. این پیش از آن زمانی بود که سی آی اِی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را به عنوان کارآمد ترین گزینه انتخاب کرده بود و البته تمرکز بر اهدافی بود که به واسطه قرار گرفتن در نقاط پر جمعیت، برای حملات هوایی مناسب نبودند.

دیک چنی، معاون وقت رئیس جمهور آمریکا به نمایندگان مرکز ضد تروریستی سی آی اِی اجازه داد تا این گزینه را بررسی کنند. او در عین حال گفت که نیازی نیست مجلس نمایندگان از این طرح اطلاع پیدا کند، چون هنوز نهایی نشده است. سی آی اِی با گرفتن این چراغ سبز، تشکیل این تیمها را در دستور کار خود قرار داد. من هیچ شواهدی ندارم که این تیم ها هرگز عملیاتی انجام دادند یا نه، اما در با گذر زمان، آنها روشهای مختلفی را آزمایش کردند، از جمله استفاده از پیمانکاران غیر سازمانی مثل سازمان خصوصی بلک واتر.

سوال: سیاست اتکا به پیمانکاران خصوصی چقدر برای سی آی اِی تازگی داشت؟

Image caption مارک مازتی به خاطر گزارشهای خود در خصوص خشونتها در پاکستان و افغانستان در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت جایزه پولیتزر شد

مارک مازتی: فکر می کنم اتکای سی آی اِی به پیمانکاران خصوصی بعد از یازدهم سپتامبر به لحاظ گستردگی بی سابقه است. من در طول تحقیقاتم دریافتم که شرکتهایی مثل بلک واتر عملا به شرکای بلا‌عزل سی آی اِی تبدیل شده اند، چون بعد از یازدهم سپتامبر، بخش اعظم ظرفیتهای سی آی اِی در جنگ جهانی علیه تروریسم درگیر شده بود. در نتیجه بسیاری از کارهای جاسوسها به این پیمانکاران واگذار شد.

سوال: اگر برگردیم به استفاده آمریکا از هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان، آن طور که شما در کتابتان می گویید، نخستین حمله ظاهرا کلید و مجوز حمله های بعدی بوده است. در باره آن حمله اول به چه اطلاعاتی دست یافته اید؟

مارک مازتی: خوب در سال ۲۰۰۴، سی آی اِی مدتها بود می کوشید تا هواپیماهای بدون سرنشین مسلح خود را به پاکستان اعزام کند، اما دولت پاکستان مقاومت می کرد و پرویز مشرف، رئیس جمهور وقت پاکستان گفته بود که ورود این هواپیماها، نقض حاکمیت ملی پاکستان محسوب می شود. در همین ایام، یک رهبر شبه نظامیان پشتون در پاکستان به نام نیک محمد وزیر، شورشی قومی در مناطق کوهستانی غربی پاکستان علیه دولت مرکزی به راه انداخته بود و به تاسیسات نظامی ارتش پاکستان حمله می کرد. او به دشمن سرسختی برای حکومت پاکستان تبدیل شده بود. یک آتش بس موقت بین دو طرف برقرار شد ولی خیلی زود نقض شد.

نیک محمد خشم مقامهای نظامی و امنیتی پاکستان را برانگیخته بود. او به نخستین قربانی حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی تبدیل شد و در حمله ای در ژوئن سال ۲۰۰۴ کشته شد. سی آی اِی و سرویس مخفی ارتش پاکستان موسوم به آی اس آی به توافقی رسیدند که به هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی اجازه داد تا در حریم هوایی مناطق قبائلی پاکستان حضور داشته باشند و این توافق، در را به روی حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی گشود. حملاتی که در سال ۲۰۰۸ به اوج خود رسیدند.

سوال: شما اعتقاد دارید که ماجرای دستگیری یک شهروند آمریکایی به نام ریموند دیویس در پاکستان، حتی از ماجرای کشتن اسامه بن لادن تاثیر عمیقتری بر افکار عمومی مردم آن کشور گذاشته است. دیویس که بود و چگونه دستگیر شد؟

Image caption مازتی: در بین مردم پاکستان اسم ریموند دیویس با عملیات سی آی اِی در آن کشور عجین شده است

مارک مازتی: ریموند دیویس یک پیمانکار سی آی اِی بود که در لاهور پاکستان فعال بود. در ژانویه ۲۰۱۱، وقتی دیویس در ترافیک لاهور در حال رانندگی بود، توسط دو مرد که او تصور می کرد قصد سرقت از او را دارند، مورد تعقیب قرار گرفت. او هر دو مرد را به ضرب گلوله از پای در می آورد. متعاقبا ً در جریان تلاش برای نجات دیویس از صحنه، فرد سومی هم توسط یک کامیون آمریکایی زیر گرفته شد و جان باخت. بعد از این بود که دولت آمریکا تلاش کرد تا کلا ً ماموریت اصلی دیویس را از دولت پاکستان مخفی کند و او را یک دیپلمات معرفی کند. با افزایش تنشها و اعتراضات خیابانی، در نهایت آمریکا مجبور به تغییر رویکرد خود شد و به دولت پاکستان اذعان کرد که دیویس عامل سی آی اِی بوده است.

برای خروج دیویس از پاکستان، توافقی بین دستگاه های جاسوسی آمریکا و پاکستان انجام شد که بر اساس آن بیش از دو میلیون دلار خون بهای قربانیان توسط آمریکا پرداخته شد. اما تبعات این واقعه هنوز اثر خود را از دست نداده است. در بین مردم پاکستان اسم ریموند دیویس با عملیات سی آی اِی در آن کشور عجین شده و اعتقاد عمومی بر این است که صدها ریموند دیویس در پاکستان مشغول خرابکاری هستند. بنابراین ماجرا به مبنای بسیاری از تئوری های توطئه رایج در پاکستان تبدیل شد.

سوال: شخصیت جنجالی دیگری که شما در کتابتان بهش اشاره می کنید مایکل فرلانگ است که به گفته شما، در زمینه جنگ سایبری نقش خیلی موثری داشته است. چه اطلاعاتی از مایکل فرلانگ به دست آورده اید؟

مارک مازتی: خوب مایکل فرلانگ یک کارمند غیر نظامی پنتاگون بود که در عملیاتهای سایبری نقش فعالی داشت، حوزه ای که جنگ روانی و تبلیغات را شامل می شود. من در کتابم از دو جنبه مختلف روی فعالیتهای او تمرکز کرده ام. او در خلق یک سری بازی هایی کامپیوتری برای پنتاگون نقش تعیین کننده داشت، بازی هایی که مردم می توانند در خاورمیانه دانلود کنند. این بازی ها تحت عنوان محصولات آمریکا عرضه نمی شدند و علاوه بر این که حاوی مضامین تبلیغاتی برای آمریکا هستند، به ارتش آمریکا این امکان را می دهند که اطلاعاتی راجع به کاربران به دست آورد. این حوزه ای است که پنتاگون ظرف دهه اخیر خیلی در آن فعال شده چون سی آی اِی از این نوع جنگ سایبری عقب کشیده است.

در مقطع بعدی، مایکل فرلانگ سرپرستی یک عملیات جاسوسی غیر دولتی را در افغانستان و پاکستان به عهده گرفت که چهره های جالبی مثل یک افسر سابق سی آی اِی که در جنجال ایران گیت دست داشت در آن مشارکت. بنابر این، رد فرلانگ را می توان در همه جا دید که او را در کانون عملیات سری آمریکا در دهه اخیر قرار می دهد.

سوال: اگر برگردیم به ایران، همانطور که اطلاع دارید، ایران یک هواپیمای بدون سرنشین بسیار پیشرفته آمریکا را در سال ۲۰۱۱ صید کرد و ظرف ماه های اخیر هم مقامهای نظامی ایران از به دام انداختن انواع ساده تری از این نوع هواپیماها خبر داده اند. شما عملیات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکای بر فراز ایران را چقدر فعال ارزیابی می کنید؟

Image caption ایران دو سال پیش یک هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته آمریکا را به نمایش گذاشت

مارک مازتی: خوب شکی نیست که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی بر فراز ایران پرواز کرده اند، البته پروازهای تجسسی. تا جایی که من می دانم هیچ هواپیمایی بدون سرنشین مسلحی بر فرار ایران به کار گرفته نشده است. این هواپیماهای تجسسی که یک فروند از آنها نیز به دام ایران افتاد، شبیه هواپیماهاهای بدون سرنشین رادارگریزی هستند که در ماههای منتهی به حمله به مخفی گاه اسامه بن لادن در ماه مه ۲۰۱۱، بر فراز این مخفی گاه مورد استفاده قرار گرفته بودند. تا جایی که من اطلاع دارم، پرواز این هواپیماها بر فراز ایران اساسا ً برای رصد برنامه هسته ای ایران انجام می شود، اما احتمالا ً اطلاعات دیگری هم توسط این هواپیماها جمع آوری می شود.

سوال: ممکن است انتشار اطلاعاتی که شما را در کتابتان گردآوری کرده اید، برای دولت و یا دستگاه های امنیتی آمریکا چندان خوشایند نباشد. آیا تحقیق و کار خبری در این حوزه ها برای شما تبعاتی هم داشته است؟

مارک مازتی: خوب، این کتاب تازه دو هفته است که منتشر شده و باید صبر کنیم ببینیم چه می شود. اما من و پژوهشگران دیگری که این نوع مسائل را تعقیب می کنند، به طور محسوسی تلاش دولت برای جلوگیری از درز اطلاعات و تعقیب قضایی منابع درز کننده را حس می کنیم. من فکر می کنم گردآوری اطلاعات به طور فزاینده ای سخت تر شده است، منابعی که قبلا با راحتی نسبی با خبرنگاران صحبت می کردند، الان دیگر با محافظه کاری بیشتری صحبت می کنند. از اینکه به زندان بی افتند نگرانند. چه محاکمه درز کنندگان اطلاعات به محکومیت منجر شود یا خیر، اثر مورد نظر دولت را بر جای گذاشته است و یک مقداری پشت آنهایی که در کار به جریان انداختن اطلاعات هستند، یا آنهایی که مثل من راجع به برخی از این موضوعات حساس گزارش می دهند را لرزانده است.