دردی به نام تجزیه کشور

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

درست مثل آن صحنه ای از فیلم "تغییر چهره" که طرف برای اولین بار صورت عمل کرده اش را توی آینه دید و متوجه شد که دیگر شبیه به آنچه که بود، نیست.

آنها که کشورشان تجزیه می‌شود هم یک روز به نقشه کشورشان نگاه می‌کنند و می‌بینند که دیگر شبیه به گذشته نیست. چیزی از آن کم شده است. حالا چهره اش عوض شده.

بیست سال پیش که اریتره از اتیوپی جدا شد، دیگر نقشه کشور شبیه به گذشته نبود.

اوضاع نابسامان کشور، از سالها پیش از این جدایی بسیاری از اتیوپیایی‌ها را مجبور به ترک وطن کرد. بسیاری از آنها در سال ۱۹۹۳ شاهد تغییر چهره نقشه کشورشان شدند و در غربت و دوری از وطن برای خودشان ناراحتی کردند.

بسیاری از اتیوپیایی‌هایی که ترک وطن کردند، حالا در آمریکا ساکن هستند و در پایتخت و اطرافش تعداد زیادی از آنها زندگی می‌کنند.

آنها در این شهر و بعد از دو دهه، هنوز برایشان صحبت کردن درباره اریتره و جدا شدنش از اتیوپی کار سختی است.

سوال‌های مربوط به این اتفاق را به راحتی جواب نمی‌دهند و بعد از آنکه کلی پاپی یکی از آنها شدم، تنها این پاسخ را داد که: "من به اندیشه تک تک افراد کاری ندارم. به نظرم ما همچنان با هم برادریم."

این جمله از تسفایی عماره است. راننده تاکسی.

از او می‌پرسم که رابطه اتیوپیایی‌ها با اریتره ای‌ها چطور است. جواب می‌دهد: " ما اینجا در آمریکا و تحت قوانین آمریکا زندگی می‌کنیم و متمدن هستیم."

می فهمم که این منطقه ممنوعه سوال پرسیدن از تسفایی است.

اتیوپی کوچک

تسفایی با تاکسی‌اش، من را به سرحدات محلی می‌برد که به "اتیوپی کوچک" معروف است.

اولین رستوران اتیوپیایی را نشانم می‌دهد که در این محل باز شده، یک بقالی و یک رستوران دیگر و یک مرکز رسیدگی به امور شهروندان و چه و چه.

به من می‌گوید که به صورت رسمی اسم این محل "اتیوپی کوچک" نیست.

تلاش کرده بودند که اسم محل را عوض کنند اما نشد.

گویا اعتراض‌هایی از جانب عده ای (شما بخوانید اریتره‌ای‌ها) شده بود و شورای شهر واشنگتن اسم محل را عوض نکرد.

تسفایی می‌گوید که او خیلی در این مورد چیزی نمی‌داند. حواله ام می‌دهد به یک خانمی که ناشر کتاب راهنمای مشاغل اتیوپیایی‌هاست.

اسم خانم "توتو" است. می‌بینمش. قرار می‌گذاریم. تلفن می‌کند و می‌پرسد که سوال‌ها در چه مورد است. دو ساعت بعد تلفن می‌کند و می‌گوید که برای مصاحبه وقت ندارد.

می‌فهمم این موضوع چیزی نیست که توتو بخواهد درباره آن حرف بزند.

آوازهای سرزمین مادری‌ام

همسر توتو، خواننده است. سبک آوازخوانی اش سنتی است. یعنی سنتی مدل اتیوپی.

او می‌پذیرد که مصاحبه کند.

او و همسرش نوزده سالی است که ناشر کتاب راهنمای مشاغل اتیوپیایی‌ها هستند.

کتابشان قطور است. پر از نام و نشانی رستوران و دکتر و مهندس و وکیل اتیوپیایی است.

هفتصد صفحه‌ای برگ دارد و همین نشان می‌دهد چقدر جامعه آنها در واشنگتن بزرگ است.

یهونی بلای، هم راحت نیست که درباره آنچه بر کشورش رفته سخن بگوید. می‌گوید زمان جدا شدن دو کشور ناراحت شده اما الان با اریتره ای‌ها دوست است.

دوست دارد که درباره موسیقی با او صحبت کنم. از او می‌خواهم برایم بخواند. می‌خواند. خوش می‌خواند.

از او می‌خواهم یک آهنگ اریتره ای هم بخواند. نمی‌تواند. توضیح می‌دهد.

می گوید که موسیقی آنها را دوست دارد. اما زبانشان را بلد نیست.

می گوید ، در مجالس عروسی هم می‌خواند و اگر یک طرف مراسم اریتره ای باشد یک آهنگ او می‌خواند و یکی آن خواننده دیگر. این طوری هم طایفه داماد خوشحال می‌شوند و هم قوم وخویش عروس.

گویا از این ازدواج‌ها کم نیست. قبلاها که بیشتر هم بوده. آن موقع فکر می‌کردند دارند با هموطن ازدواج می‌کنند.

آن فرهایِ عقربِ زلفِ کجت

چهار پلاک آن طرف‌تر از دفتر کتاب راهنمای مشاغل، آرایشگاهی است که سه خواهر اتیوپیایی آن را اداره می‌کنند.

یکی از خواهرها اسمش "یودیت گیرما" است.

وسط سشوار کشیدن به سر این و بیگودی بستن به موی آن یکی با من هم حرف می‌زند.

یودیت می‌گوید که مشتریانش از ملیت‌های گوناگون هستند. راست می‌گوید همان جا که بودم رنگ و وارنگ مشتری نشسته بود.

می گوید که مشتری اتیوپیایی هم دارد.

می گوید که نژاد آنها به صورت طبیعی موهای فر و کلفتی دارند که مشتریان اتیوپیایی بیشتر می‌خواهند که راهی برای رام کردن این زلف‌های پیچ در پیچ.

از یودیت درباره بیست سال پیش می‌پرسم. اینکه از جدایی اریتره چه حسی داشت.

می گوید که سنش آن زمان کم بوده و تنها یادش می‌آید که اوضاع نابسامان بوده.

آن زمان پانزده ساله بوده.

فکر می‌کنم که این چیزی نیست که یودیت دوست داشته باشد درباره آن حرف بزند.

یودیت یک نوع بیگودی دراز را از سر یکی از مشتریانش باز می‌کند. چند برس می‌کشد به موهایش و موهای مجعد مشتری صاف می‌شود.

مشتری به آینه نگاه می‌کند. چهره ای جدید می‌بیند.

مطالب مرتبط