آیا اردوغان به دنبال استبداد اسلامی است؟

Image caption در سیاست‌های داخلی دولت اردوغان هم نشان قابل ذکری از اسلام و اسلامگرایی دیده نمی شود

تظاهرکنندگان در ترکیه معترضند که حزب حاکم عدالت و توسعه و در رأس آن، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر این کشور به دنبال برپایی استبداد دینی است. از سوی دیگر، هواداران اسلامگرایان حاکم بر ترکیه، آنان را الگوی دموکراسی اسلامی می دانند. مدعای کدام گروه به واقعیت نزدیکتر است؟

رجب طیب اردوغان رهبری یکی از موفقترین دولتهای جهان را در دست دارد. این دولت ده سال پیش اداره کشوری را تحویل گرفت که اقتصادش در عمق بحران بود، صحنه سیاسی آشفته ای با دولتهای ائتلافی و کم دوام داشت، رابطه اش با همه همسایگانش سرد یا تیره بود و دست در گریبان قضیه غامضی به نام مسئله کرد بود که هیچ راهبردی جز انکار و سرکوب برایش نمی یافت. مهمتر آنکه، حادثه یازدهم سپتامبر و جنگی که آمریکا و دیگر متحدان غربی ترکیه با عنوان مبارزه با تروریسم واردش شده بودند، فصلی تازه در تاریخ خاورمیانه گشوده بود و از توفانی خبر می داد که رهبری متزلزل ترکیه بعید می نمود بتواند تدبیری بیندیشد که از آن در امان بماند.

دولت اردوغان، اقتصاد ترکیه را به یکی از موفقترین‌ها در جهان تبدیل کرد، سیاستش را ثباتی بخشید که در نیم قرن اخیر در این کشور بی سابقه بود و یک حزب به تنهایی توانست در سه انتخابات پیاپی پیروز و تک تاز باشد، همسایگانش و کشورهای منطقه را بازار پررونق کالاها و عرصه سرمایه گذاریهای کلان خود کرد، در حل مسئله کرد گامهایی برداشت که برای دولتهای پیشین حتی تصورش هم ناممکن بود و توانست بزرگترین دشمن داخلی اش، حزب کارگران کردستان (پ ک ک) را به جایی برساند که خود اسلحه را به زمین بگذارد، از تلاطم و بحرانی که پس از حمله آمریکا و متحدانش به عراق، گریبان خاورمیانه را گرفت هم، برای خود فرصت آفرید.

این کامیابی در کنار تمایلات دینی حاکمان ترکیه،‌ باعث شد دولت حاکم بر این کشور به عنوان الگویی موفق از "حکومتداری اسلامی" تبلیغ شود و بویژه پس از به قدرت رسیدن اسلامگرایان در مصر و تونس، دولتمردان و سیاستمداران اسلامگرای این کشورها، آشکارا ترکیه را آرمان و الگوی خود معرفی کردند و حتی در نامگذاری احزاب خود از حزب عدالت و توسعه ترکیه تقلید کردند. حال آنکه، موفقیتهای دولت حزب عدالت و توسعه هیچ ربطی به دین اسلام و اسلام سیاسی ندارد.

موفقیت از کجا آمد؟

رمز موفقیت ترکیه، سیاست خارجی این کشور است که در آن، اسلام و اسلامگرایی تنها کارکرد تبلیغاتی پررنگی دارد نه اینکه این سیاست خارجی، ریشه ای در آموزه های دین اسلام داشته باشد.

Image caption ریشه های اعتراضی که به حاکمان ترکیه به راه افتاده را باید فراتر از برچسب اسلامی که روی این حاکمان خورده جستجو کرد

دولت اردوغان با پرهیز از پیوستن به آمریکا در حمله به عراق و موضعگیری در برابر این حمله جای خود را در دلهای همسایگان عرب که دولتهای پیشین ترکیه آنها را نادیده می گرفت، باز کرد و سپس با همدلی نشان دادن با فلسطینیان و اقدامات تبلیغاتی و نمایشی در برابر اسرائیل، خود را محبوب دلهای اعراب کرد، حال آنکه همزمان هم روابطش را با آمریکا و دیگر دولتهای اشغالگر عراق توسعه داد و هم رابطه اش را با اسرائیل، صرف نظر از افت و خیزها، تداوم بخشید. ترکیه همچنین توانست خود را راه حل غرب برای مشکلی معرفی کند که با جهان اسلام داشت و آمریکا با پذیرفتن این نقش برای ترکیه، از نفوذ خود در کشورهای عربی به نفع تبلیغ اسلامگرایان ترک سرمایه گذاری فراوانی کرد.

حضور روزافزون فرهنگی ترکیه در کشورهای عربی هم هیچ ارتباطی به اسلام و اسلامگرایی حاکمان ترک ندارد. در سریالهای ترکی که چند سالی است پرطرفدارترین برنامه های تلویزیونهای عربی شده اند، کمتر نشانی بتوان از فرهنگ اسلامی یافت.

در سیاستهای داخلی دولت اردوغان هم نشان قابل ذکری از اسلام و اسلامگرایی دیده نمی شود. شاید اولیای حزب عدالت و توسعه، آرمانشان برپایی جامعه ای اسلامی باشد که شریعت اسلام همه امور و شئونش را زیر سایه خود بگیرد اما در عمل هیچ موفقیتی نتوانسته اند در رسیدن به چنین آرمانی رقم بزنند. با چنین معیارهایی، حزب عدالت و توسعه الگویی ناموفق از اسلامگرایی ارزیابی می شود که از اسلام تنها نامی، آن هم به صورت غیررسمی بر خود دارد و بس. تنها موفقیت اسلامگرایان ترکیه را در جنبه سیاسی شاید بتوان جلوگیری از رشد اسلام افراطی در این کشور به حساب آورد.

اسلامگرایان ترک پس از ده سال حکمرانی هنوز حتی نتوانسته اند ممنوعیت حضور بانوان باحجاب در اماکن دولتی را لغو کنند. هنوز هیچ بانوی باحجاب ترک نتوانسته بر کرسی قانونگذاری تکیه بزند یا شغل دولتی داشته باشد. اگر محدودیتی بر فروش مشروبات الکلی اعمال شده، این محدودیت هنوز حتی با کشورهای اسکاندیناوی هم فاصله زیادی دارد. قوانین ترکیه همچنان نشانی از اسلام ندارند و تلاشهای حزب عدالت و توسعه برای تغییر برخی قوانین مدنی برای سازگار کردنشان با شریعت، یا با مقاومت و شکست یا عقب نشینی روبرو شده یا اینکه تغییری اگر رخ داده، جزئی تر از آن است که به حساب آید.

سیاستهای فرهنگی رسمی ترکیه هم در این ده سال تغییری بسوی اسلامی شدن نکرده است. اساساً تغییر فضای فرهنگی ترکیه به صنعت گردشگری که از شریانهای حیات این کشور آسیب جدی می زند و طبیعی است که حاکمان ترکیه که اقتصاد برایشان حرف اول و آخر را می زند به دنبال چنین تغییراتی نباشند. در این زمینه هم تغییری اگر رخ داده، باز هم جزئی تر از آن است که معادله را دگرگون کند. عده ای رشد حجاب میان بانوان ترکیه و برخی دیگر از ظواهر اسلامی را معیاری برای "اسلامی شدن" فضای فرهنگی این کشور قلمداد می کنند حال آنکه چه بسا اگر دولت اسلامگرایان هم روی کار نمی آمد، همچون دیگر کشورهای مسلمان منطقه (بجز ایران)، حجاب حتی بیش از این در ترکیه گسترش می یافت.

آیا این "استبداد"، اسلامی است؟

Image caption اگر رجب طیب اردوغان به سمت استبداد پیش رفته، این استبداد ربطی به اندیشه های اسلامگرایانه او و همفکرانش ندارد

بزرگترین انتقادی که به دولت اردوغان می شود در زمینه آزادی بیان و سیاست او در "قبضه کردن" رسانه ها یا اعمال فشار بر روزنامه نگاران است که این هم ارتباطی به اسلامگرایی حزب حاکم ندارد بلکه آن را باید در چارچوب تلاش یک جریان سیاسی برای باقی ماندن در قدرت ارزیابی کرد، جریانی که اگر اسلامگرا هم نبود می توانست همین شیوه را به کار ببندد. اگر هم در مواردی برخوردی با هنرمندان و نویسندگان بر اساس اتهام اهانت به اسلام و مقدسات دینی شده، این برخوردها با افکار و روحیات بیشتر مردم ترکیه که بشدت تحت تاثیر دین اسلام است ناسازگاری چندانی ندارد و نمی توان آن را دلیلی برای برانگیختن نارضایتی عمومی قلمداد کرد.

کوتاه سخن آنکه اگر رجب طیب اردوغان به سمت استبداد پیش رفته، این استبداد ربطی به اندیشه های اسلامگرایانه او و همفکرانش ندارد و پسوند اسلامی آن با واقعیت همخوان نیست. هشدار نسبت به اسلامگرایی و اینکه اردوغان ترکیه را بسوی ایران شدن پیش می برد، بیشتر طبلی تبلیغاتی است که احزاب رقیب و مخالفان سیاسی اردوغان بر آن می کوبند وگرنه کیست که نداند ترکیه که سهل است، حتی تونس و مصر و لیبی هم نمی توانند در "اسلامی شدن" به گرد ایران برسند.

پس ریشه های اعتراضی که به حاکمان ترکیه به راه افتاده را باید فراتر از برچسب اسلامی که روی این حاکمان خورده جستجو کرد. هرچند بدیهی است که این برچسب می تواند برای برانگیختن بخش مهمی از افکار عمومی علیه حزب حاکم، بسیار کارساز باشد.

ترکیه اگر الگو باشد، الگویی در اقتصاد و سیاست خارجی مدبرانه است، به زیر کشیدن حاکمان ترکیه از "برج عاج" هم نیازمند آسیب دیدن همین دو رکن اقتصاد و سیاست خارجی است که البته با یکدیگر پیوستگی دارند.

مطالب مرتبط