چهارراه چنچنه در دل واشنگتن

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

چهارراهی هست در شهر شیراز که به آن می‌گویند چهارراه چنچنه. چنچنه به معنای نم نمک خوردن و مزمزه کردن هست.

سر آن چهار راه چندتایی رستوران هست که لابد حضور آنها وجه تسمیه این چهار راه شده است.

روزی که برای تهیه گزارش از رستوران‌های سیار واشنگتن دی سی به یکی از خیابان‌های وسط شهر رفتم یاد آن چهارراه در شهر شیراز افتادم.

رستوران‌های سیار، بغل خیابان پارک کرده بودند و مردم از هر طرف برای خریدن غذا به سوی آنها می‌رفتند. حالا چنچنه که سهل است در میان جماعت گرسنه، کله ظهر کسانی را دیدم که دولپی داشتند غذا را می‌جویدند.

فراتر از کباب

از یکی پرسیدند فراتر از کباب چه غذایی هست. گفت نیست.

روایت جعلی بالا را نوشتم تا ارادتم را به کباب ابراز کنم و بگویم آشپزی را می‌شناسم که کباب را کنار سوسیس می‌گذارد.

جری ترایس، سرآشپزی است ماهر. قبلا در رستوران‌های آنچنانی کار می‌کرده و حالا برای خودش صاحب یک دستگاه رستوران سیار شده و در خیابان‌ها به دنبال مشتری می‌گردد.

از آنجا که جری به صورت حرفه‌ای آشپزی می‌کرده و در رستوران‌های گرانقیمت کار می‌کرده، مدل آشپزی‌اش هم مدل خاص خودش هست.

اگر بسیاری از این رستوران‌های سیار، غذاهای ساده ای مانند ساندویچ هات داگ به دست خلق الله می‌دهند، جری این کار را نمی‌کند.

او می‌گوید که غذاهایش تنها یک ساندویچ سوسیس ساده نیستند. برای مثال هم می‌گوید مثلا ساندویچ هات داگ یا کباب.

جری می‌گوید که چطور از هر فرهنگ غذایی یک چیزی برداشته و آنها را با ذوق و سلیقه خود تغییر داده و به غذاهای جدیدی رسیده که طعم و بوی مخصوص دارد.

او می‌گوید که هفته ای یک بار فهرست غذاها را عوض می‌کند و می‌گوید مشتریانش بعضی از غذاها را دوست دارند و از او می‌خواهند که آنها را به منوی غذا برگرداند.

از این که می‌تواند خلاقانه با غذاهایش برخورد داشته باشد سرکیف است.

راه‌اندازی یک رستوران کلی هزینه دارد. جری برای اینکه بتواند آزادی عمل داشته باشد و برای خودش غذا بپزد، رفته و این رستوران سیار را باز کرده.

بهای غذاهای او از رستوران‌های سیار دیگر که غذاهای ساده ای دارند گرانتر است اما در عوض غذاهایش پیچیدگی دارند.

راه اندازی یک رستوران سیار، مانند این که جری دارد زیر یکصدهزار دلار هزینه دارد.

هنر برای مردم

رستوران‌های سیار، از آن دست که جری دارد، کم نیستند. یکی دیگر از آنها متعلق به یک سرآشپز معروف شهر واشنگتن است. سرآشپزی که غذا خوردن در رستوران هایش صدها دلار برای مشتریان آب می‌خورد.

خوزه آندرس روزی با خودش فکر کرده که دوست دارد مشتریان متنوع‌تری داشته باشد.

کسانی که آنقدر درآمد ندارند اما دل خوش پسندی دارند و خوب و بد غذا را تشخیص می‌دهند.

خوزه آندرس یک رستوران سیار راه می‌اندازد.

او می‌گوید که حالا یکی از صدها نفری شده که در کوچه‌ها به دنبال مشتری است.

می گوید که دوست داشته بخشی از شبکه غذا فروشی‌های سیار باشد. می گوید که نمی خواسته از دور شاهد این نوع از فعالیت غذایی باشد.

و می‌گوید که دوست دارد در میان جوانان باشد. جوانانی که در خیابان هنر آشپزیشان را به مردم عرضه می‌کنند.

غذاهای خوزه آندرس هم از همسایگانش گران‌تر هستند.

او می‌خواهد که غذای با کیفیت به مخاطب عرضه کند و با وسواس همه مواد غذایی را انتخاب می‌کند.

چهارراه چهچهه

این رستوران‌های سیار را بیشتر می‌توان در نزدیکی مراکز اداری شهر پیدا کرد. جایی که کارمندان سر ظهر به دنبال غذایی برای خوردن می‌گردند. آنها که غذاهایشان چندان معمولی نیست، بیشتر روزها کنار هم پارک می‌کنند. این طوری مشتریان انتخاب‌های مختلفی دارند. رستوران‌های سیار از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغ استفاده می‌کنند.

آنها هر روز روی توییتر و فیس بوک به مخاطبانشان می‌گویند که آن روز در چه جایی از شهر مستقر هستند و یک عکس هم از منوی غذای آن روزشان می‌گیرند و این طوری مخاطبان می‌دانند که آن روز چه غذاهایی در انتظارشان هست.

توییتر برای آنها یکی از راه هایی است که مردم را به حرف زدن درباره آنها وا می‌دارد و این طوری است که سر زبان‌ها می‌افتند. بدون آنکه پولی خرج کنند.

توضیح واضحات هم اینکه توییتر به معنی چه چه کردن پرندگان است.

مطالب مرتبط