آمریکایی‌ها برای امنیت روی دوربین‌های مدار بسته حساب می‌کنند

Image caption نیویورک دارای یکی از پیچیده ترین سیستم‌های نظارتی در آمریکا است

مظنونان بمب گذاری ماراتون بوستون توسط کارآگاهان، در دوربین های مداربسته ردیابی و شناسایی شدند. آیا این یعنی آمریکایی ها باید بیش از پیش روی دوربین های مدار بسته حساب کنند؟

پیش از آنکه نام مظنونان برملا شود، به آن‌ها کلاه مشکی و کلاه سفید می‌گفتند. برادران سارنایف مظنونان درجه یک بمب گذاری بوستون، در فیلم بد کیفیت و تار دوربین دو چهره جوان با کلاه بیس بال بودند.

در فیلمی چند صد ساعته، بازجویان تنها دو مرد را در میان دریای تماشاچیان ماراتون تحت نظر گرفته و تمامی حرکات آن‌ها پیش و پس از کار گذاشتن دو بمب را دنبال کردند.

آن بمب‌ها باعث کشته شدن سه نفر و زخمی کردن بیش از ۲۰۰ نفر شدند. کلاه سفید و کلاه مشکی کمی پس از پخش شدن تصویرشان شناسایی شدند. روز بعد یک نفرشان کشته شد و دیگری در بیمارستان بستری بود.

نقش حیاتی که تصاویر ضبط شده در این مورد بازی کرد، باعث شد که آمریکایی های بسیاری دوربین مدار بسته و همچنین دیگر ابزارهای نظارت در فضاهای عمومی را دوباره ارزیابی کنند.

در ایالات متحده، بر خلاف بریتانیا، مخارج دوربین های مداربسته هرگز به عهده دولت نبوده است، با این وجود آن‌ها همواره به عنوان ابزار نظارت بر امنیت ملی و احترام به قانون، مورد استفاده قرار گرفته اند.

یوانیس پاولیدیس، استاد فیزیولوژی محاسباتی در دانشگاه هیوستون، معتقد است: "همان گونه که بمب گذاری بوستون نشان داد، همه ما تحت نظارتیم."

در مورد بمب گذاری بوستون، نتایج به دست آمده، از بررسی تصاویر دوربین های عمومی و خصوصی حاصل شدند. پاولیدیس که پیش از روی آوردن به دانشگاه در بخش خصوصی فعالیت می‌کرد، می‌گوید پروژه های او از هر دو بخش بودجه دریافت می‌کنند.

او می‌گوید: "مابخشی از بودجه خود را از اداره دولتی که به پیشرفت فن آوری ابزار نظارت علاقه‌ داشت دریافت می‌کردیم. این موضوع نه تنها برای بخش دولتی مهم بود بلکه بخش خصوصی نیز به آن علاقمند بود. در این زمینه این دو با هم مطابقت داشتند."

بیش از همه، مسأله نظارت در ایالات متحده همواره برای شهروندان عادی مهم بوده است.

در سال‌های ۱۹۸۰، فن آوری ویدئو به اندازه ای ارزان شد که کاسبان و شهروندان امکان نصب سیستم‌ها امنیتی را در خانه و محل کار خود پیدا کردند. در سال‌های ۱۹۹۰، پیشرفت این فن آوری با دیجیتالی شدن فیلم‌ها و کیفیت بهتر تصاویر همراه بود.

در مواردی فیلم‌های خصوصی در مسائل مربوط به امنیت ملی مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال در پرونده ضرب و شتم رادنی کینگ، یک شهروند، فیلمی از پلیس در حال فحاشی به کینگ ضبط کرده بود.

مدت زمانی بعد به مرکز تجارت جهانی حمله شد.

جی استنلی، تحلیلگر پلیس در اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا می‌گوید: "جدا از روند کلی، آنچه استفاده از دوربین مداربسته توسط پلیس را تسریع کرد، حمله یازده سپتامبر بود."

شهر نیویورک به سیستم منحصر به فرد دوربین مداربسته خود می بالد. این سیستم علاوه بر شناسایی مجرمان، به گونه‌ای طراحی شده که قادر است تصویر آن‌ها را هنگام ارتکاب به جرم هم ضبط کند.

دن ورتن، سردبیر "امنیت داخلی امروز"، می‌گوید: "این دوربین ها همگی اطلاعات خود را به یک مرکز فرماندهی می‌فرستند. این مرکز دارای نرم‌افزار بسیار قدرتمندی برای تحلیل داده‌ها است و می‌تواند هم‌زمان فیلم‌های دوربین های مداربسته را پردازش کند."

او می‌گوید: "کیفی که در جایی جا مانده باشد، به صورت خودکار توسط این برنامه ردیابی می‌شود."

در نتیجه پلیس در مناطقی از شهر که از روی فیلم مشخص شده، مستقر می‌شود. این امر به پلیس اجازه می‌دهد که با تعداد افسران کم‌تر بازدهی بیشتر داشته باشد.

ورتن می‌گوید: "هدف آن است که پلیس قادر باشد با تعداد نفرات کمتر کلیه مناطق شهر، که دوربین مداربسته دارد، را تحت نظر قرار دهد و نیروهای خود – پلیس حاضر در خیابان – را به مناطقی بفرستد که احتیاج هست و نه اینکه تمامی خیابان‌ها را با نیروی پلیس بپوشاند."

ری کلی، کمیسر پلیس شهر نیویورک، پس از بمب گذاری بوستون، صریحاً حمایت خود از دوربین مدار بسته در شهر را اعلام کرد.

کلی در تلویزیون ام اس ان بی سی اعلام کرد: "نسبتاً افراد کمی از این موضوع شکایت دارند. زیرا کار از کار گذشته است. در حال حاضر همه می‌دانند که هر جا می‌روند تصویر آن‌ها ضبط می‌شود."

اکثر کارشناسان از نظارت بیشتری در سال‌های آتی خبر می‌دهند.

پاولیدیس با اشاره به معرفی شدن عینک گوگل، می‌گوید: "این مسیری است که دنیا و فن آوری در حال طی کردن است."

"این یکی دیگر از ابزارهای نظارت است که حضورش در همه جا حس می‌شود. رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه مجهز به دوربین همه جا حضور دارند... راه فراری وجود ندارد."

با این حال، برای حامیان حریم خصوصی مانند استنلی، میان فیلمی که توسط اشخاص ضبط می‌شود و در شرایط اضطراری جمع آوری می‌شود و فیلمی که توسط پلیس و به عنوان بخشی از کارزاری بزرگ‌تر ضبط می‌شود، تفاوت زیادی وجود دارد.

او در رابطه با سیستم‌های نظارتی در مقیاس بزرگتر، مانند آنچه که در نیویورک وجود دارد، می‌گوید: "از طریق این دستگاه‌ها می‌توانید اشخاص را در زمان و مکان ردیابی کنید، در صورتی که چنین عملی، هنگامی که دوربین ها خصوصی هستند امکان‌پذیر نیست."

"ویدئو های خصوصی را در صورت لزوم می‌توان به سرعت و با آسانی جمع آوری کرد. همچنین، نگرانی‌ از سوء‌استفاده های احتمالی که در مورد نظارت مرکزی با دوربین های مدار بسته وجود دارد را نیز به همراه ندارد."

ورتن می‌گوید: "در گذشته آمریکایی ها در مقابل چنین اقداماتی مقاومت می‌کردند. استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین به عنوان ابزار کنترل، آشکارا به باد انتقاد گرفته شد. همچنین چندین طرح برنامه‌ریزی شده به دلیل ترس از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی، متوقف شد."

Image caption تحرکات برادران سارنایف توسط دوربین مدار بسته و ویدئو خصوصی ردیابی شد

نظرسنجی های اخیر نشان داده است که تنها ۴۰ درصد از آمریکایی ها از تعداد بیشتر دوربین مدار بسته به منظور افزایش امنیت عمومی حمایت می‌کنند. ۱۲ درصد از آن‌ها خواستار کاهش تعداد دوربین ها هستند.

در عین حال تعداد بیشتری دوربین در راه است. افسران پلیس در دنور، فینیکس، شیکاگو و شهر های دیگر برای مبارزه با جرم و جنایت، بیشتر بر نظارت تصویری تکیه می‌کنند.

برای یوآنیس پاولیدیس، فن آوری قابل اجتناب نیست، اما این موضوع اهمیت چندانی نیز ندارد.

او می‌گوید: "آن چه اهمیت دارد، روشی است که داده‌ها تفسیر می‌شوند. اگر سازمان های دولتی به درستی کار خود را انجام دهند و به صورت عقلانی از اطلاعات استفاده شود، امنیت ما را می‌تواند بیشتر کند."

و اگر نه؟ حامیان حفظ حریم خصوصی مانند استنلی در حال نظارت بر ناظران هستند، با امید به آنکه موج آن فروکش کند.

مطالب مرتبط